بسم الله الرحمن الرحيم
رفتار يكجانبه گرايانه و ديكتاتورمابانه دولت آمريكا در خاورميانه بويژه
افغانستان و عراق و برخورد دوگانه اي كه با موضوع سلاح هاي اتمي و كشتار
جمعي در مورد رژيم صهيونيستي و ساير كشورهاي منطقه دارد
نفرت مردم
منطقه نسبت به آمريكا را چند برابر كرده است . آمريكا با اين رفتار غيرمنطقي
و سلطه جويانه خود
احساسات ملت هاي مسلمان را برانگيخته و مشكلات
بزرگي براي خود بوجود آورده كه از هم اكنون درحال مواجه شدن با
آنهاست . مهمترين مشكلات آمريكا را ميتوان بصورت خلاصه اين چنين
فهرست كرد.
1 ـ افكار عمومي به اين واقعيت پي برده است كه دولتمردان آمريكا
موضوع تروريسم را وسيله اي براي دنبال كردن اهداف سلطه جويانه خود
قرار داده اند و به بهانه مبارزه با تروريسم مرتكب بدترين نوع ترور عليه مردم
كشورها ميشوند. كشتار بيش از هفت هزار نفر از مردم غيرنظامي در
افغانستان و بيش از 14 هزار نفر زن و كودك و مردان عادي در عراق
بخشي
از اين كارنامه خونين را تشكيل ميدهد. بدين ترتيب
آمريكا بجاي آنكه در
قيافه يك ضدتروريسم ظاهر شود
در چشم ملت ها اكنون به عنوان سردمدار
تروريسم دولتي مطرح است .
2 ـ در داخل آمريكا نيز افكار عمومي
احساس فريب مي كند . مردم
آمريكا اكنون بوش و همكاران او را افرادي دروغگو كه به بهانه نابود كردن
القاعده و بن لادن و ملاعمر به افغانستان لشكركشي كردند و به بهانه دستيابي
به سلاح هاي كشتار جمعي صدام و آزاد كردن مردم عراق به اين كشور حمله
نظامي نمودند ولي اكنون القاعده فعال است
از بن لادن و ملاعمر و صدام
نيز خبري نيست
سلاح هاي كشتار جمعي نيز در عراق پيدا نشده اند و مردم
عراق نيز احساس مي كنند از چاله به چاه افتاده اند و به همين دليل
هر روز
عليه بوش و بقيه دولتمردان آمريكائي تظاهرات مي كنند و خواهان خروج
آنها از كشورشان هستند. براي مردم آمريكا بسيار دشوار است كه دولتمرداني
چنين دروغگو و فريبكار بر آنها حكومت كنند.
3 ـ خود دولتمردان آمريكائي نيز اكنون دچار مشكلات زيادي در
مواجهه با مردم آمريكا از يكطرف و افكار عمومي جهان از طرف ديگر
شده اند و به همين جهت در داخل خود دچار اختلاف نظرهاي شديد هستند
آنچه به عنوان اختلافات پنتاگون با وزارت خارجه مطرح است
فقط نمود
ظاهري اين اختلافات است . آمريكا اكنون در مورد چگونگي نجات خود از
باتلاق هاي افغانستان و عراق دچار مشكل بزرگي است و به همين جهت
چگونگي ادامه برخورد سلطه جويانه با ساير كشورها فعلا از اهميت چنداني
برخوردار نيست . نرمش اخير وزير خارجه آمريكا نيز در همين چارچوب
قابل ارزيابي است .
4 ـ بازگشت جنازه هاي نظاميان آمريكائي از عراق و افغانستان كه هر
روز بر تعداد آنها افزوده مي شود
مشكل ديگري است كه دولت بوش اكنون
با آن دست به گريبان است . توصيه هاي رئيس جمهور و همكارانش به مردم
آمريكا مبني براينكه بخاطر كشور
صبر پيشه كنند نيز بجائي نرسيده است .
مردم آمريكا نميتوانند بپذيرند فرزندانشان قرباني جاه طلبي هاي بوش و
همكاران او كه يك مشت دروغگو و فريبكار هستند بشوند. اين مردم
خاطرات شكست آمريكا در جنگ ويتنام را نيز در خاطر دارند و به همين
دليل موضوع افغانستان و عراق را با حساسيت بيشتري دنبال
مي كنند.
5 ـ رسوائي سلاح هاي كشتار جمعي ادعائي بوش و دارودسته او كه
مدعي بودند بخاطر آن سلاح ها بايد به عراق حمله كنند
به دردسر بزرگي
براي دولت آمريكا تبديل شده است . اين موضوع اكنون در ميان ملت ها و
رسانه هاي غربي در قالب يك طنز سياسي هر روز به رخ دولتمردان
آمريكائي كشيده ميشود و آنها را از هر زمان ديگري بي اعتبارتر كرده است .
اين بي اعتباري
دامنگير خود آمريكا نيز شده و كوه مصنوعي ابرقدرتي به نام
آمريكا را به طرف آب شدن مي برد
مشكلي كه رئيس جمهور و همفكران او
را دچار سردرگمي شديدي كرده است .
در يك جمع بندي اجمالي نميتوان از اين واقعيت چشم پوشيد كه
عملكرد دولت بوش كوچك در طول نزديك به دو سال گذشته
يعني از 20
شهريور 1380 تاكنون
كه به بهانه مبارزه با تروريسم و برطرف كردن
تهديدهائي كه متوجه آمريكاست صورت گرفته نه تنها به سود آمريكا نبوده
بلكه موقعيت آمريكا را بيش از هر زمان ديگري تضعيف كرده و آنرا در
سراشيبي سقوط قرار داده است . بوش و همكاران او بزرگترين ضربه را به
آمريكا زده اند و برخلاف تبليغات سنگيني كه مي كنند آمريكا اكنون از ناحيه
ملت ها با تهديدهاي بسيار بزرگتري مواجه است
تهديدهائي كه عناصر
اصلي آن از دل همان مردمي درحال جوشيدن و ظاهر شدن است كه قرباني
فريبكاري و قدرت طلبي ساكنان امروز كاخ سفيد هستند.

|