
در دوره ختم نبوت و عصر غيبت
مهم ترين وظيفه فقها
و علماي انديشمند « اجتهاد » است . اجتهاد
تلاشهاي علمي و
متفكرانه عالمان دين در متون اوليه به منظور تطبيق اصول
ثابت و كليات محدود و تغيير ناپذير بر رويدادها و مسائل غير
ثابت و متغير و نامحدود براي به دست آوردن مقررات اسلامي
در هر زمان و مناسب با مقتضيات ويژه آن مي باشد.
اگر چه اجتهاد از اهم وظايف و مسئوليت هاي علماي
اسلام در دوره ختم نبوت و عصر غيبت محسوب مي شود
لكن
وظايف و مسئوليت هاي ديگري نيز بر دوش آنان سنگيني
مي كند كه اهميت و نقش هر كدام از آنها
از مسئوليت
« اجتهاد »
كمتر نيست .
اين وظايف و مسوليت هاي مهم و حياتي را كه بود و نبود
اسلام با انجام يا رها كردن آن مرتبط است
به مرور مطرح و
بررسي مي كنيم .
دقت و تامل در اين وظايف و مسوليتها به اين نتيجه
منتهي مي شود كه عالمان دين به همان ميزان كه بايد در اجتهاد
در دين بكوشند تا مقررات جديد اسلامي را استخراج نمايند
در انجام ساير وظايف ومسئوليت هاي محوله نيز مسئول
مي باشند و همين وظايف به دليل نقش و اهميت
زمينه ساز
شرايط لازم و مناسب براي استقرار احكام و قوانين اسلام
مي باشند. در اين فرصت
در يكي از وظايف و مسئوليت هاي
مهم انديشمندان اسلام تامل مي كنيم و از طريق استناد به قرآن
كريم راه هر گونه ابهام و ترديد را مسدود مي سازيم .
در دوره خاتميت
با ختم نبوت تشريعي و تبليغي
كار
بزرگ و مسئوليت سترگ دعوت و تبليغ دين و ارشاد و هدايت
مردم روي زمين نمي ماند
كه اين امر با حكمت بالغه حضرت
پروردگار كه در هر شرايط و در همه اعصار
دعوت مردم به دين
اسلام و تلاش فكري و عملي براي ارشاد و هدايت آنان را لازم
و حياتي مي داند
منافات دارد.
قرآن كريم
به صراحت اعلام مي نمايد كه انسانها در همه
اعصار به دعوت و هدايت و ارشاد نيازمند مي باشند. اين
وظيفه به گونه اي حياتي و لازم و ضروري است كه خداوند
متعال گروهي از افراد برجسته و آگاه امت اسلام را به انجام اين
مهم فرمان مي دهد :
« و لتكن منكم امه يدعون الي الخير يامرون بالمعروف و
ينهون عن المنكر . » (1 )
« بايد گروهي از شما باشند كه به خير ونيكي دعوت كنند
به خوبي ها فرمان دهند و از بدي ها نهي نمايند. »
موضوع اين آيه شريفه اگر چه به همه افراد داراي
صلاحيت علمي و عملي تعميم مي يابد
لكن به طور طبيعي
كساني كه به درجات و مراتب بالاي علم و دانش و معرفت
دست يافته و در امر دعوت و تبليغ و ارشاد به تخصص و
مهارت رسيده اند
از ديگران در اين امر حياتي مسئول تر
مي باشند و بايد دعوت و ترويج دين و ارشاد و هدايت
توده هاي مردم را در ابعاد گوناگون به عنوان يك وظيفه الهي
پذيرا گردند.
قرآن كريم
كه اين گونه بر امر دعوت و تبليغ و ارشاد
اصرار مي ورزد
درباره گروه برجسته و تخصص يافته در « علم »
و « حكمت » و « تقوا » و « خشوع » در برابر خداوند متعال
آيات
روشني دارد كه در آنها تامل مي كنيم .
قرآن كريم ابتدا به تفكيك و جداسازي و پس از آن تفاوت
« علم و دانايي » با « جهل و ناداني » مي پردازد :
« هل يستوي الذين يعلمون والذين لايعلمون » (2 )
« آيا آنان كه مي دانند و آنان كه نمي دانند
با يكديگر برابر و
مساوي اند »
اين آيه شريفه با استفهام و پرسش ـ كه به موجب آن
دعوت به تعقل و تفكر و نتيجه يابي مي كند ـ آدميان را به
تفاوت بين « دانايي » و « ناداني » و « علم » و « جهل » توجه
مي دهد و اين واقعيت را يادآور مي شود كه به طور طبيعي بين
« علم و جهل » و « عالم و جاهل » فاصله است و از همين رو آنان
كه با تلاشهاي وقفه ناپذير در عرصه هاي دانش و بينش
به
گوهر معرفت و علم دست يافته اند
نسبت به كساني كه هيچ
گامي در مسير حكمت و دانش برنداشته اند
برتري دارند و
همين برتري است كه آنان را در جايگاه و مسئوليت سنگين
دعوت و تبليغ و هدايت قرار مي دهد.
قرآن كريم در آيه اي ديگر به وضوح از واژه « علما »
استفاده مي كند و به روشني و صراحت همه پيروان اسلام را به
اهميت جايگاه عالمان وارسته و خاشع در برابر خداوند واقف
و آشنا مي سازد و اين وقوف و آشنايي را تمهيد و زمينه اي
براي بهره وري صحيح در حيات فردي و اجتماعي انسانها قرار
مي دهد :
« انما يخشي الله من عباده العلما » (3 )
« همانا بندگان عالم و انديشمند
از خداوند متعال بيم
مي برند و در برابر او خاشع مي باشند. »
اين آيه شريفه
خشيت در برابر حضرت پروردگار را از
ثمرات و نتايج حتمي علم و دانش معرفي مي كند و عالمان و
دانشمندان را كه به دليل تفكر در هستي و هستي بخش
از
ژرفاي دل به مبدا وجود ايمان آورده اند
از خاشع ترين بندگان
خويش مي داند
زيرا علم و دانش
آنان را به « ايمان » و
« خشوع » در برابر حضرت معبود رهنمون شده است .
صاحب تفسير گرانقدر « الميزان » مرحوم علامه طباطبايي
در ذيل اين آيه شريفه
چنين مي فرمايد :
« اين جمله
جمله اي است از نو كه توضيح مي دهد چگونه و
چه كساني از اين آيات (كه در قبل از آيه مورد بحث از فرستادن
آب از آسمان و رويانيدن و پرورندان ميوه به رنگهاي مختلف
و نيز آفرينش آدميان و جانوران و چهارپايان با رنگهاي الوان
سخن به ميان مي آورد) عبرت مي گيرند
و اين آيات اثر خود را
كه ايمان حقيقي به خدا و خشيت از اوست
به تمام معناي
كلمه تنها در علما مي بخشد
نه جهال ... و مراد به علما علماي
بالله است
يعني كساني است كه خداي سبحان را به اسما و
صفاتش و افعالش مي شناسند
شناسايي كاملي كه دلهاشان به
وسيله آن آرامش مي يابد و لكه هاي شك و قلق از نفوسشان
زايل گشته
آثار زوال آن در اعمالشان هويدا مي گردد
و فعلشان
مصداق قولشان مي شود. و مراد به خشيت در چنين زمينه اي
همان خشيت حقيقي است كه به دنبالش خشوع باطني و
خضوع در ظاهر پيدا مي شود . » (4 )
قرآن كريم در آيه شريفه ديگري از بالابودن درجات و
مراتب صاحبان علم و دانش و رجحان و برتري معنوي و علمي
آنان نسبت به ديگران
سخن به ميان مي آورد :
« يرفع الله الذين آمنوا منكم والذين اوتوا العلم درجات
والله بما تعلمون خبير » (5 )
« خداوند پايگاه و درجه كساني از شما را كه ايمان آوردند
و به علم و دانش دست يافتند
چندين درجه و مرتبه بالا
مي برد
و خدا از آنچه مي كنيد آگاه است . »
در اين آيه شريفه
جايگاه عالمان و دانشمندان مشخص
مي شود و از آن به رفعت و بلندي ياد مي گردد و بدين وسيله
توده هاي مردم نسبت به كسب بينش كافي تذكر داده مي شوند و
از سويي ديگر با رفعت و مرتبت والاي جايگاه صاحبان علم و
دانش
وظيفه و مسئوليت سنگين عالمان در اذهان تداعي
مي گردد.
به دليل اهميت موضوع ـ اگرچه ظاهر آيه به صراحت و
روشني پيامهاي لازم را القا مي كند و مشخص مي سازد كه
مدلول آن
علماي اسلامي هستندـ شرح و توضيح استاد علامه
طباطبايي را در ذيل آيه مورد بحث مطرح مي نمائيم :
« در اين معنا هيچ ترديدي نيست كه لازمه ترفيع خدا درجه
بنده اي از بندگانش را
باعث زيادتر شدن قرب او به خداي
تعالي است
و اين خود قرينه و شاهدي است عقلي بر اينكه
مراد به اينهايي كه موهبت علمشان داده اند
علماي از مومنين
است . بنابراين آيه شريفه دلالت مي كند براينكه مومنين دو
طايفه هستند
يكي آنهائي كه تنها مومنند
دوم آنهايي كه هم
مومنند و هم عالم
و طائفه دوم بر طائفه اول برتري دارند
همچنان كه در جاي ديگر فرمود « هل يستوي الذين يعلمون
والذين لايعلمون » (آيا آنان كه مي دانند با آنان كه نمي دانند
برابرند ) با اين بيان روشن گرديد كه مسئله ترفيع درجاتي كه
در آيه شريفه مورد بحث آمده
مخصوص علماي از مومنين
است ... و در اين آيه شريفه تعظيمي و احترامي از علماي امت
شده كه بر هيچ كس پوشيده نيست . » (6 )
تامل در مضمون آياتي كه مطرح كرديم
سخن آغازين ما را
با پشتوانه اي مستحكم همراه مي سازد و بدين وسيله مشخص
مي شود كه وظيفه و مسئوليت حياتي دعوت و تبليغ و ارشاد
از محوري ترين و بنيادي ترين وظايف عالمان انديشمند ديني
محسوب مي شود. ايمان خالصانه به مبدا وجود
خشوع در
برابر حضرت حق
انطباق علم و عمل
دانش و حكمت سرشار
و احساس تعهد در برابر توده هاي مسلمان
از مشخصه هاي
بارز اين افراد به شمار مي رود. همين مشخصه ها و ويژگي هاست
كه ترفيع پايگاه و درجات آنان را موجب گرديده است و به طور
طبيعي اين پايگاه رفيع و مراتب والا ـ كه در مجموع
همه
نعمتها و داده هاي الهي به آنان را فرا مي گيرد ـ بايد مجراي
جلب رضايت و قرب الهي قرار گيرند و از آنها در مسير دعوت
و تبليغ دين خدا و ارشاد و هدايت توده هاي مردم بهره برداري
شايسته شود.
پي نوشت ها :
1 ـ سوره آل عمران (3 ) آيه 104
2 ـ سوره زمر (39 )
آيه 9
3 ـ سوره فاطر (37 )
آيه 28
4 ـ تفسير الميزان
استاد علامه طباطبايي
ج 33
ص 69
كانون انتشارات محمدي
5 ـ سوره مجادله (58 )
آيه 11
6 ـ تفسيرالميزان . ج 38
ص 31
دردوره خاتميت
با ختم نبوت تشريعي و
تبليغي
كار بزرگ و مسئوليت سترگ دعوت و
تبليغ دين و ارشاد و هدايت مردم روي زمين
نمي ماند
كه اين امر باحكمت بالغه حضرت
پروردگار كه در هر شرايط و در همه اعصار
دعوت مردم به دين اسلام و تلاش فكري و
عملي براي ارشاد و هدايت آنان را لازم و
حياتي مي داند
منافات دارد.
اگر چه « اجتهاد » از اهم وظايف و
مسئوليت هاي علماي اسلام در دوره ختم
نبوت و عصر غيبت محسوب مي شود
لكن
وظايف و مسئوليت هاي ديگري از جمله
« دعوت » و « ارشاد » بر دوش آنان سنگيني
مي كند كه اهميت و نقش هر كدام از آنها
از
مسئوليت اجتهاد
كمتر نيست .
ايمان خالصانه به مبدا وجود
خشوع در
برابر حضرت حق
انطباق علم و عمل
دانش
و حكمت سرشار
و احساس تعهد در برابر
مردم
از مشخصه هاي بارز عالمان
انديشمندي است كه مسئوليت دعوت و
ارشاد را بر عهده گرفته اند.

|