در امر نمايش رو به تزايد انواع فيلم هاي عشقي و يا
جوان پسند كه طي سالهاي اخير نگراني هاي زيادي را به همراه
داشته است
عوامل متعددي دخالت دارند شايد انگيزه
اقتصادي نزد صاحبان سرمايه و بي برنامگي مسئولان سينمايي
كشور در قبال هدايت و بهبود فرهنگ عمومي جامعه از طريق
سياست گذاري بخردانه تنها ناظر به جنبه هاي محدودي از اين
اپيدمي باشد . در يك نگاه اجمالي شايد بتوان عوامل موجبه
زير را در پيدايش و شيوع اين گونه بسيار سطحي سينمايي
برشمرد.
1 ـ تجربه تاريخي در سينماي ايران مويد اين واقعيت
است كه گروهي از فيلمسازان همانند عامه مردم متاثر از مد
هستند! همانگونه كه در سطح جامعه به تناوب نوع خاصي از
پوشش
آرايش
لوازم شخصي
موسيقي و... دامنگير مي شود
در اثر يك فشار هنجاري (جوسازي ) همگان خود را موظف به
همرنگي و همشكلي با موج جديد مي پندارند
در سينما نيز پس
از موفقيت يك الگو يا كليشه اي داستاني در جلب توجه
مخاطب و تحريك احساسات سطحي آنها بلافاصله فيلمسازان
با تجربه در صدد توليد فيلم هاي مشابه برآمده و اميدوارانه
چشم اميد به گيشه سينماها مي دوزند
البته به همان مقدار كه
در يك دوره زماني چنين آثاري با اقبال عمومي مواجه
مي شوند
در صورت تكرار و عدم نوآوري در طرح داستانها به
فوريت پاسخ سردي از تماشاچيان دريافت خواهند
كرد.
استفاده مفرط از موسيقي پاپ و حتي وارد كردن
شخصيتهاي خواننده و يا نوازنده در داستان فيلم
عقب تر
بردن روسري بازيگران زن
سود جستن از متلك و شوخيهاي
ناپسند استفاده از بازيگران صرفا خوش چهره
طرح قصه هاي
سانتي مانتاليستي
انجام حركات موزون (بخوانيد رقص ) و
شگردهايي نظير آن كه دقيقا در متن و لايه هاي زيرين فرهنگ
جامعه جايي ندارند
از جمله اقداماتيست كه براي پايداري و
استمرار نمايش چنين آثاري بكار گرفته شده اند.
2 ـ در ترويج چنين آثاري نقش بي بديل تلويزيون را با
توجه به گستره وسيع آن نمي توان انكار نمود
به قول يك
فيلمساز سنگ بناي چنين فيلم هايي را نخستين بار تلويزيون در
سريال « در پناه تو » گذارد (گفتگوي مجتبي راعي در ايام
جشنواره فيلم دفاع مقدس . سال 79 )
البته هر قدر تلويزيون به دليل مراعات حدود و ضوابط
شرعي و عرفي ملاحظاتي را در نمايش چنين قصه هايي اعمال
مي كند
استقبال وسيع مردم و جوانان كافيست كه سينماگران
فارغ از محدوديتهاي مميزي رسانه ملي با دستي بازتر! به
نگارش قصه هايي بر اساس الگوهاي موفق قبلي اقدام نمايند.
اگر چه سينماگر وطني اجازه ارتكاب اعمال مغاير شرع در پرده
سينما به خود نخواهد داد اما ترويج هنجارها و آدابي كه با
روابط و مناسبات فطري انساني همخواني نداشته و بيشتر
برخاسته از جوامع غربي و سرمايه داريست
كمترين پيامد
منفي چنين آثاريست .
3 ـ نهادينه نشدن بخش خصوصي در ساختار اقتصاد
كشور باعث آن گرديده است كه سرمايه گذاران و تهيه كنندگان
فيلم هاي سينمايي براي بازگشت سرمايه و نيز كسب سود و
منفعت به دنبال يافتن راههايي براي تضمين سود حاصل از
سرمايه گذاري برآيند. اعتنا به الگوهايي كه پيشتر شرح آن رفت
يكي از چنين راهكارهائيست . با اين ترتيب تازماني كه
سرمايه گذاري در سينماي ايران با ريسك بالا و ضريب
آسيب پذيري همراه باشد ساخت و عرضه آثار عامه پسند به
اشكال مختلف ادامه خواهد داشت .
4 ـ سينما همانند انواع گونه هاي ادبي
در هر عصري
آئينه اي از افكار
تمايلات و هنجارهاي جامعه مي باشد. بر
همين اساس
متفكران قادرند از طريق مطالعه و مشاهده آثار
ادبي و سينمايي مختصات فرهنگي يك جامعه را ترسيم كنند.
در سالهاي اخير انتشار گسترده رمانها و پاورقي هاي عاشقانه
گوياي اين حقيقت است كه شرايط اجتماعي پتانسيل
احساسي جوانان را به مصرف چنين فرآورده هايي نازل و
سرگرم كننده سوق داده است . عميق تر شدن فاصله طبقاتي
ترويج متظاهرانه ادا و اطوار سرمايه داري به تقليد از فرهنگ
غرب
ميل به خودنمايي و خودآرايي
تغيير الگوي مصرف و
پوشش
گسترش بي ضابطه روابط دختران و پسران جوان در
معابر عمومي و... و بالمآل كمرنگ شدن ارزشهاي معنوي در
مقايسه با سالهاي گذشته در مجموع فضا و موقعيتي را پديد
آورده است كه پاره اي از رفتارها در اثر تكرار به تدريج شكلي
از يك رفتار قاعده مند را به خود گيرند. در چنين شرايطي آن
دسته از نويسندگان و هنرمنداني كه دل در گروي آرمانهاي
متعالي نداشته و افق فكري خود را با شرايط متغير روز تنظيم
مي كنند
به صورتي كاملا منفعلانه تحت تاثير تغييرات
اجتماعي حادث شده با ادعاي واقعگرا بودن
ديگ قصه هايي
كم مايه و بي خاصيت را بار مي گذارند و براي فروش دست
پخت خود شروع به جار زدن مي كنند اما تاثير نمايش مكرر
اينگونه آثار در سينماهاي كشور بار ديگر مهر تاييدي بر روابط
و مناسبات جغرافيايي قصه فيلم گذارده و به رفتارهايي كه از
شخصيت هاي قصه سر مي زنند
مشروعيت مي بخشند. براي
روشن تر شدن مطلب
ذكر يك مثال
مناسب به نظر مي رسد.
چنانچه فيلمسازي به تبعيت از واقعيتي به نام عشق هاي
خياباني و گرايش غريزي جوانان به جنس مخالف با طرح
قصه هايي فاقد تحليل و نگرش عميق اما در عوض سوزناك و
اشك آور به نيازهاي عاطفي و جنسي جوانان دامن زند
به
تعداد دفعات نمايش
اين گمان را كه عشق هاي خياباني و
روابط نامشروع دختر و پسر
اصلي پذيرفتني و موجه است
در ذهن مخاطب جوان و ناآگاه به آموزه هاي ديني
تقويت
مي كند.
مضافا كه انتقال الگوهاي رفتاري از طريق هنر و با زبان
احساس منجر به دروني شدن و باور عميق رفتار و يا هنجار
مي گردد. به طوريكه بازيگران سينما فراتر از دنياي قصه فيلم
ساحت ذهن و ضمير مخاطب را نيز تسخير مي كنند.
توزيع عكس و پوستر بازيگران جوان مرد در بين
دانش آموزان دختر و ريختن پوستر بازيگران زن در مدارس
پسرانه
شاهد گويايي براي اين ادعاست كه بازيگران سينما
مدتهاست به گفته جامعه شناسان به عنوان گروه مرجع براي
جوانان مطرح شده اند.
5 ـ به دليل تمركز نهادهاي فيلمسازي و اقامت عموم
فيلمسازان در كلان شهري چون تهران به طور كاملا طبيعي
موضوع اغلب فيلمها ملهم از مسائل و اتفاقات زندگي در اين
شهر است . خواننده اين مطلب را دعوت مي كنم براي چند
لحظه اي هم كه شده
نام تعدادي از فيلم هاي مطرح ساليان
اخير را در ذهن مرور كند و محيط قصه هاي آنها را به ياد آورد :
شوكران
قرمز
شور عشق
تكيه برباد
پاورقي
سلطان
اعتراض
دست هاي آلوده و... همگي برخوردار از داستانهايي
هستند كه محل وقوع آنها تهران پرهياهو است . شايد پرسيده
شود چه ربطي بين فضاي شهري فيلم ها و موضوع اين
يادداشت يعني بررسي علل افزايش فيلم هاي عشقي مي باشد !
در پاسخ بايد گفت پژوهشگران اجتماعي
شهر تهران را به
دليل جاذبه هاي مهاجر پذيري آن نمونه گويايي از شهري با
خرده فرهنگ هاي بسيار متفاوت و حاكميت انواع هنجارها و
رفتارهاي اجتماعي مي دانند. مهاجرت سيل جمعيت به تهران
كه در يك دهه اخير با اجراي برنامه هاي موسوم به نوسازي و
توسعه و همچنين عدم تكافوي امكانات اجتماعي با منويات
مهاجرين در شهرستانها شدت و دامنه نگران كننده اي به خود
گرفته است
سبب همزيستي مردماني با آداب و عادات
گوناگوني شده است . اگر در شهرهاي كوچك به دليل بافت
سنتي و كنترل هاي بيروني مانع ظهور و بروز رفتارهاي ناپسند
و خلاف شرع و عرف توسط شهروندان مي گردد
اين بار در
وسعت شهر بزرگ تهران انبوه مهاجرين چنين سيستم كنترل
خودجوشي را در مقابل خود نمي بينند. به همين خاطر گروهي
از آنها تحت تاثير ارزشهاي اجتماعي تازه اي كه با آن روبرو
گرديده اند به تدريج در محيط استحاله شده و در صدد
بازسازي گرايشهاي فكري و احساسي خود با الگوهاي تازه بر
مي آيند.
) از آنجا كه محيطش عوض Olson « به قول اولسون (3691
شده است و ديگر احساس پايبندي به هنجارهايي را كه او اقلا
در محيطش از آن پيروي مي كرد
نمي كند
هرج و مرج و
آشفتگي روي مي دهد. »
(دكتر رفيع پورـ آناتومي جامعه . 148 )
در چنين محيط هايي به ميزان دوري آحاد جامعه از
ارزشهاي معنوي و معطل ماندن اصول مربوط به عدالت
اجتماعي
تظاهرات مادي و نفساني در اشكال مختلفي مجال
بروز يافته و زمينه ساز انواع ناهنجاريهاي اخلاقي و اجتماعي
مي گردند. در آشفته بازاري كه حركت عمومي جامعه متاسفانه
متاثر از برنامه هاي اقتصادي و اجتماعي به سوي رفاه بيشتر
كسب درآمد و احراز موقعيت هاي برتر اجتماعي تغيير يافته
است
توليد آثار احساسي در قالب فيلم و موسيقي و در پاسخ
به نيازهاي رواني و عاطفي شهروندان حسرت زده
از جايگاه
ويژه اي برخوردار ميشود.
با آنچه گفته شد كافيست يكبار ديگر حداقل خلاصه
داستان فيلم هايي را كه در اين سالها ديده ايد در ذهنتان سامان
دهيد تا با راقم اين سطور هم نظر گرديد كه آنچه امروز در
بسياري از فيلم هاي سينمايي و بعضا تلويزيوني كه به عنوان
سيماي مردم و جامعه ايران به نمايش گذارده مي شود
در واقع
چيزي جز سيماي شهر هزار چهره تهران و كسانيكه در هزار
توي مسائل و مشكلات آن دست و پا مي زنند
نمي باشد. زيرا
خوشبختانه هنوز بسيار از قيودات و روابط سالم سنتي و
مذهبي در روابط و مناسبات هموطنان مسلمان برقرار و
جاريست و با افتخار بايد گفت دغدغه هاي اكثريت مردم خوب
كشورمان بسيار جديدتر و مقدس تر از دل مشغولي هاي سبك و
سطحي زنان بزك كرده و پسران جين پوش فيلم هاي كنوني
سينماي ايران است .
اما از اين نكته نيز نبايد غافل شد كه پيامد نمايش مستمر
آثار كم مايه عشقي علاوه بر تخريب ارزشهاي اجتماعي و
تخفيف باورهاي مذهبي
سنن ملي و جايگزيني هنجارهاي
جديد در روابط دختران و پسران و حتي روابط زناشويي
همسران جوان
آرام آرام به تغيير و انحراف ذائقه مخاطب
انجاميده و عرصه را بر ميدان داري فيلم هايي با نگرش عميق
انساني و فرهنگي تنگ تر خواهد كرد.
اميد است با تلاش و همت مسئولان و برنامه ريزان كشور
اصلاح و بهبود امور مختلف جامعه بيش از پيش مورد عنايت
قرار گرفته و از گذر تلاش
انضباط و وجدان كاري آحاد
جامعه قوام و سداد نظام جمهوري اسلامي ايران بر پايه
مولفه هاي فرهنگي و اعتقادي تقويت گردد تا باداشتن جامعه اي
سالم و منزه از آلودگي ها
فيلمسازان نيز در آسمان انديشه و
خيال سوژه هاي ناب تري رصد كنند!
اما در شرايط حاضر مديريت سينماي كشور فقط به عنوان
يك ناظر وظيفه و رسالت خود را نبايد در صدور پروانه
ساخت و نمايش فيلم ها فارغ از محتوي
جهت گيريها و
پيامدهاي فرهنگي و اجتماعي آنها محدود ساخته و با ارائه
آمار ركوردشكن فروش فيلمهاي مبتذل عشقي
از استقبال
تماشاچيان فرياد شادي سر دهند ! هيهات ! اگر مديريت
سينماي كشور مرعوب آرا و نظرات روشنفكران سينماگر
گردد. مباد روزي كه سياست گذاران سينماي كشور عليرغم
نص صريح قانون اهداف و وظايف وزارت فرهنگ و ارشاد
اسلامي هدايت و اصلاح سينماي كشور و حركت آن را با
دخالت دولت در كار هنرمندان و برخورد آمرانه با آنها اشتباه
گيرند و از ترس آنكه در معرض اتهام و كنايه هاي روشنفكران
قرار گيرند
اين گونه موضعگيريهاي ارشادي را مواضع و
سخنان كساني بدانند كه فيلمسازي را بلد نيستند! (سخنان
بهروز افخمي در نشست سينما صنعت يا هنر جشنواره فيلم
دفاع مقدس قريب به مضمون ـ جام جم 79
8
3 )
آنگونه كه از قرائن پيداست عليرغم آنكه شامه تيز بسياري
از سينماگران متعهد مدتهاست بوي ابتذال را از لابلاي
توليدات سالهاي اخير سينماي ايران احساس كرده است و
انذار گونه مراتب نگراني خود را از به مسلخ برده شدن آثار
ماندني سينماي اين مرز و بوم و دستاوردهاي سينماگران فهيم
و با ذوق ابراز داشته اند
اما متاسفانه هنوز علائم هشداري و
بيداري از سوي مديران سينماي كشور دريافت نشده است و
هنوز از نتيجه ارسال پالس هاي مختلف به سوي شاخكهاي
حسي آنها
پاسخ متقابل و آرامش بخشي مشاهده نشده است .
چه بايد كرد
جدا از مجاهدت مسئولان براي حل بنيادين مشكلات
اجتماعي و اقتصادي جامعه
به نظر مي رسد مديريت سينماي
كشور اگر در مقام دفاع از آثار سطحي موجود برآيند و يا
حداقل با سكوت خود مويد آن باشند و هرگونه اعمال
محدوديت و بازنگري در شرايط پديد آمده را تضييع حقوق
شهروندي سينماگران و مخل روح آزادمنشي آنان پندارند
هيچ
اميدي به اصلاح و بهبود معضل ياد شده نيست و ادامه روند
كنوني به پرده دريهاي بيشتر و جلوه گري فرهنگ منحط غربي و
مظاهر مغاير با هويت ايراني
اسلامي در قاب سينما منجر
خواهد شد. لابد در چنين شرايطي هر نغمه مخالفتي كه بر عليه
ارزش هاي منفي فيلم هاي سطحي و گيشه پسند از سوي
دلسوزان برخيزد به مثابه توهم توطئه اي از جانب مخالفان
آزادي و انبساط فرهنگي قلمداد خواهد شد!
اما اگر به جوشش ديگ حميت و غيرت مسئولان اميدوار
باشيم
انتظار مي رود مديران ارشد و سياست گذاران سينماي
ايران به صرافت نقد و درمان ابتلائات وخيم سينما افتاده و
براي حفظ طراوت و شادابي نهال نوپاي سينماي نجيب ايران
(آنچه كه مايه افتخار رياست محترم جمهوري و عموم فرهنگ
دوستان است ) به حرس علف هرزهايي كه توسط فرصت طلبان
و كج انديشان غرس شده اند همت گمارند.
در نخستين گام ضروريست با هدف توجيه و اقناع منطقي
فيلمسازان
مسئولان مراتب ناخشنودي خود را از رواج
فيلم هاي نازل و خياباني ! ابراز داشته و سپس در عمل با
تخفيف درجه كيفي چنين آثاري و قطع هر گونه حمايت و
يارانه
نگاه خود را معطوف به مولفه هاي بومي و فرهنگي
سازند.
در پايان ذكر اين نكته نيز خالي از فايده نيست كه چرا
صاحبنظران و كارشناسان تربيتي
مشاوران و مربيان آگاه كشور
در قبال بليه فرهنگ سوزي كه موريانه وار كالبد سينماي كشور
را در معرض نابودي قرار داده است و متعاقب آن سالن
سينماهاي كشور را از حيز انتفاع ساقط خواهد كرد
با زبان و
منطق شيرين خود در صدد آسيب شناسي فيلم ها برنمي آيند و
دغدغه ها و نگراني هاي خويش را به خاطر آسيب هاي مترتبه
ناشي از تماشاي بعضي از فيلم ها به روح و روان جوانان و
نوجوانان مطرح نمي سازد
سنت ديرينه و مالوف آنست كه فيلمسازان با توليد
فيلم هاي مناسب و برخوردار از مضامين تربيتي مددرسان
صاحبنظران و مشاوران تربيتي باشند. زيرا بيان نافذ و
غيرمستقيم بسياري از مسائل در قالب داستانهاي جذاب به
مراتب تاثيرات ماندگارتري را براي مخاطب باقي خواهد
گذاشت .
اما متاسفانه در شرايط كنوني بايد از مربيان و مشاوران
استمداد طلبيد كه در فهرست تبيين مشكلات فردي و جمعي
شهروندان
سينماي ضد اجتماعي را نيز بيفزايند شايد كه
گوش شنوايي براي نصايح خويش بيابند.
امضا محفوظ
ث نقل از نشريه شماره پنجم آينه هنر
نشريه داخلي هيات اسلامي
هنرمندان

|