قسمت اول
اين روزها
سالگرد درگذشت آيت الله آقانجفي قوچاني
است . به همين مناسبت و همچنين به اين دليل كه هم اكنون
عراق در اشغال آمريكا و انگليس قرار دارد
بعد از ارائه مطلب
كوتاهي پيرامون زندگي آقانجفي قوچاني
نگاه مختصري به
سخنان و ديدگاه هاي ايشان درباره اشغال عراق (به ويژه شهر
نجف ) توسط متجاوزان انگليسي در جنگ جهاني اول
مي افكنيم .
آيت الله آقانجفي
سال 1295 هـ . ق در روستاي خسرويه
از توابع شهر قوچان ديده به جهان گشود. گرچه پدر آيت الله
آقانجفي قوچاني اهل علم نبود و به كشاورزي اشتغال داشت
ولي تمايل و ذوق شديدي به تحصيل فرزندش در علوم ديني
نشان مي داد. به همين دليل
از كودكي پسرش را به مكتب
فرستاد و در مراحل بعدي نيز تا حد توان
زمينه را براي
تحصيل فرزندش مهيا كرد. آيت الله آقانجفي پس از آن كه
تحصيل مقدماتي را در روستاي خسرويه گذراند
به قوچان و
از آن جا نيز به ترتيب به سبزوار
نيشابور
مشهد
اصفهان و
سرانجام به نجف اشرف هجرت كرد و در هريك از اين شهرها
مدتي به تحصيل پرداخت . آقانجفي در سن 30 سالگي به
درجه اجتهاد رسيد و بالاخره در سال 1338 هـ . ق پس از
حدود 30 سال
دوباره به زادگاهش بازگشت . آيت الله آقانجفي
قوچاني پس از 25 سال اقامت در قوچان و هدايت و ارشاد
مردم و ترويج معارف دين مبين اسلام
در روز جمعه 26
ربيع الثاني 1363 هـ . ق در سن 68 سالگي در قوچان رحلت
كرد و پيكر مطهرش در همان جا به خاك سپرده شد. برخي از
آثار آيت الله آقانجفي قوچاني به شرح زير است : شرح كفايه
الاصول آخوند ملامحمد كاظم خراساني
شرح دعاي صباح
رساله عذر بدتر از گناه
سياحت غرب
سياحت شرق
و...
ثعثماني فريب آلماني ها را خوردند
اكنون به گوشه هايي از مطالب و ديدگاه هاي ايشان درباره
اشغال عراق توسط انگليس (در جنگ جهاني اول ) و
موضوعات و مسائلي كه در اثر اين اشغال پديد آمد
اشاره
مي كنيم . اين مطالب
از كتاب سياحت شرق نقل شده است و
به دليل اشتمال برخي لغات و اصطلاحات آن زمان
فهم بعضي
لغات و اصطلاحات براي خوانندگان معمولي اندكي مشكل
است ولي كل متن چنان نيست كه نتوان از آن بهره برد. به
هرحال
در ابتدا بايد گفت كه اساسا آقانجفي قوچاني ورود
عثماني ها به جنگ و در نتيجه اضمحلال آن ها را نتيجه دسايس
آلماني ها مي داند و مي نويسد :
آلمانيها را اگرچه طلاب نجف لقب مويدالاسلامي داده
بودند بواسطه طرفيت او با روس منحوس
لكن از جهه ديگر
بحيله و دسايس
عثماني احمق را پس از ده ماه از جنگ
داخل جنگ نمودند و خانه اش را سوختند...
ثانگليس شيطان بزرگ بود و با يك كلمه حجاز را
گرفت
از سوي ديگر
شورش عرب ها عليه عثماني ها را نيز نتيجه
تحريك شيطان بزرگ آن زمان يعني انگليسي ها دانسته
مي نويسد :
عربها در اين كارهاشان عاقبت انديشي نداشتند فقط
دفع الوقت بود و فردا خدا كريم است و ستون بستون فرج است
و يا آنكه تزريقات شيطان الدول انگريز (انگليس ) بود كه زمينه
كار او صاف شود.
و علي الجمله كشتيهاي روس و فرانسه وانگليس داخل
بحراحمر شد و بندر جبل طارق را از بيگانه مسدود نمودند و
بسواحل چناق ـ قلعه و داردانل حمله ور شدند اگر چه
تحت البحريهاي آلمان بيك درجه آنها را بسواحل يونان و غيره
مستاصل نمود لكن بالاخره فرانسه كار خود را نمود بسواحل
بيروت و شامات عساگر خود را پائين نمود و انگليس حجاز را
به يك كلمه حرف كه شريف حسين سلطان عرب است از چنگ
عثماني درآورد و خودش داخل بصره گرديد. هشتاد هزار ترك
در قبال داخل عراق شد و هيچ عسگري مثل ترك جنگي و
متهور نيست و چون عثماني همتش بر استرداد قفقاز از روس
بود بعسگر عراق امداد نكرد
نهايت علما را برانگيخت كه
حكم بلزوم دفاع نمايند و عشاير را تهييج بر دفاع نمايند لكن
چه فايده عشائر كوفي بودند رفتند و در حين فرار انگليس از
بصره و هلهله نمودن زنان بصره از خوشحالي شجاعت
مسلمين بدون جهه اعراب نيز رو بعقب فرار نمودند و عسگر
ترك را نيز فراري كردند...
بنابراين
گويا از بين بردن دولت عثماني و متفرق كردن و
در نتيجه تصرف سرزمين هاي مسلمان نشين يك توطئه مشترك
غربي بوده است .
ثانگليسي ها مي گفتند ما قانوني غير از دهانه توپ
نداريم
آقانجفي درباره ناجوانمردانه جنگيدن انگليسي ها و عدم
رعايت آداب و قوانين مربوط مي نويسد :
آنچه عثمانيها در روزنامه هاشان داد زدند كه انگليس
برخلاف قانون بين دول با ما مي جنگد انگليس هم به قوانين
موضوعه مي خنديد
ميگفت امروز قانون ثابت از دهن توپ
ديده و شنيده مي شود وراي اين
قانوني نداريم ....
ثهمدستي يهودي ها با انگليس ها
آيت الله نجفي قوچاني درباره همدستي يهودي ها با
انگليسي هاي متجاوز مي نويسد :

عثمانيها بعد از آنكه بغداد را تخليه نمودند و در سامره
اردو زدند
يهوديهاي بغداد كه بالغ بر هشتاد هزار جمعيت بود
پيش بيني نموده كه خود را در پيشگاه دولت جديد شيرين
نمايند. لذا بخيال آنكه بزودي اردوي انگليس وارد بغداد
مي شود
مراسم مهمان تازه وارد را بجا آوردند يعني تهيه
غذاي پانصد هزار نفر را ديدند از گاو و شتر و گوسفند خيلي
كشتار نمودند براي خورش و برنج باندازه كه وافي باشد اين
جمعيت را طبخ نمودند و البته صد تغار برنج كه هفتصد خروار
برنج ميشود طبخ شد و من دوتومان اگر خرج بردارد با لوازم
ديگر قريب صدوپنجاه هزار تومان ميشود.
وقتيكه طبخ مهيا شد تمام شاه كوچه و بازارها را حصير
فرش نموده برنج مطبوخ را بر روي آنها ريخته و گوشتها را
روي برنج ريخته و نانها را در پهلوي آن پهن نموده بطول
درازي كوچه و بازارها از اين غذا مهيا بود وارد وي مهمان تازه
تا سه روز وارد نشد پس از يكشب ماندن و سگهاي بغداد
شكمي از عزا درآوردن متعفن شده حمال گرفته تمام غذاي
متعفن شده را بدجله ريختند كه اگر دجله نبود ناخوشي وبا را
احداث نموده بودند.
الحمدلله كه بآرزوي خود نائل نشدند و خرهاي منافق اگر
در مذهب با مسلمانان شركت نداشتند و لكن رابطه وطني كه
حب الوطن جبلي آدميزاد بلكه حيوانات است و در بين موجود
بود چه شد كه مثل زنهاي فاحشه هر روزي يكي را به آغوش
كشند تا مگر عزتي بدست كنند...
ثفريب خورده هاي انگليس
بدتر و پست و
خطرناكتر از خود انگليس بودند
آيت الله آقانجفي قوچاني در جايي به كارهاي فريبنده
انگليس و دادن پول به مردم جهت فريب آن ها اشاره مي كند و
در نهايت فريب خوردگان را بدتر از خود انگليسي ها كه شيطان
بودند
مي داند
او مي گويد :
پس از يكسال ونيم حكومتهاي مسلمان در كربلا و نجف و
كاظمين و سامره نصب نموده كه احترام مشاهده مشرفه
مقتضي است كه در آنها كافري حكومت نكند و مسجد سهله و
كوفه هر جائي از آنها خراب بود بنائي و تعمير نمود و جهت
ضيا (روشن كردن ) آن دو مسجد ماهانه نفت مقرر داشت و
خادمهاي آنها را شهريه داد كه زوار را كمافي السابق اذيت
نكنند و در محرم جهت تكايا و مجالس روضه قند وچائي و
نفت حواله نمود كم كم بزبانها انداخت كه او را دعا كنند و بزبان
اجلاف عربها انداخت كه عيسي از محمد(ص ) بالاتر است
چو(ن ) لقب او روح الله است و اين حبيب الله و البته روح
مقدم بر حبيب است
چون حبيب دوئيت و غيريت را داراست
و اين ايراد را بر طلاب ميكردند.
گفتم يا عادم الغيره و الدين كلنا بمقتضي الايه الشريفه :
فاذا سويته و نفخت فيه من روحي فقعواله ساجدين روح الله
نهايت در عيسي خصوصيتي و اهتمامي شده است كه گفت در
گهواره :
قال اني عبدالله آتاني الكتاب و جعلني نبيا.
ولكن حضرت حق نظر بانبيا نموده از بين آنها پيغمبر را
دوست خود گرفت و حبيب الله گرديد و ابتدا
فرمود :
سبحان الذي اسري بعبده .
و از جمله شاهكاريهائيكه جلب قلوب خر مقدسين را
نمود پشت اسلام را شكست اين بود كه در اين اواخر محصول
موقوفه كه ماهي بيست و چهار هزار روپيه مي شد و از هند
جهت خصوص مجتهدين تقسيم ميشد در نجف و كربلا آن را
نصف كرده كه مجتهدين بفقر اعطلاب نميدهند و من بدست
خود تقسيم ميكنم اداره باز نمود مخصوص تقسيم اين دوازده
هزار روپيه آنهائيكه محض چهار شاهي دنيا لباس اهل علم را
پوشيده بودند رفتند بوسائلي اسامي خود را در دفتر مالك
دوزخ ثبت نمودند و بيكذلت مالاكلامي در هر ماهي ميرفتند
اين دراهم معدود را از او ميگرفتند و ادعيه خالصانه خود را
حضورا و غيابا تقديم ميداشتند!
خرمقدسين بلكه كافرين بلكه منافقين بلكه ميكروب و
حشرات الارض ديدند انگليس عجب مقدس است
دست
بالاي دست بسيار است . و اين يقينا از اهل رحمت است و
عثماني ملعون كه دين نداشت تا بمقدسي چه رسد بيك
« لااله الاالله » خشك و خالي ميخواست خود را بجرگه مسلمين
داخل كند
اما جناب انگليس ملتفت است پول خرج ميكند!
جهات اسلاميه ما را كه خراب شده بود و كسي بفكر نبود
دارد تعمير و ترميم ميكنند
شب و روز كانه در فكر اسلام است
از تعميرات زواياي مسجد كوفه و سهله و سوخت و خدمه
آنجا را موظف داشتن و ترويج مجالس روضه حتي نفت
سياه دادن جهت مشاعل سينه زنها و اجانها(پاسبان ) را
واداشت كه تا صبح همراه دسته ها گرديدن
خدا لعنت كند
عثمانيها را بلكه طلاب مشروطه و دموكرات را كه متصل
مذمت از انگليس ميكردند و ما را به شبهه انداخته بودند.
الحمدلله از شبهه بيرون شديم حرف آنان را بعد از اين گوش
نميدهيم و غيبت او را حرام ميدانيم خدا سايه اش را بر ضعفا
مستدام بدارد!
دولت عثماني فريب دسايس آلماني ها را خورد
و با ورود به جنگ
زمينه اضمحلال خودش را فراهم
كرد.
عرب ها عاقبت انديشي نداشتند و در اثر تحريك
انگليس كه شيطان الدول بود
عليه عثماني ها
شوريدند.
آن چه عثماني ها در روزنامه هايشان داد
مي زدند كه انگليس بر خلاف قوانين بين المللي
مي جنگد
تاثيري نداشت و انگليس به قوانين
بين المللي مي خنديد و مي گفت امروز قانون ثابت
از دهان توپ ديده و شنيده مي شود و غير از اين
قانوني در مناسبات بين المللي نيست .
يهودي ها در جريان اشغال عراق در جنگ جهاني
اول
با انگليسي ها همدست شدند. يهودي هاي
بغداد وقتي شنيدند سربازان انگليسي به سوي
بغداد در حركت هستند
به تكاپو افتادند تا از
سربازان انگليس استقبال كنند و جشن بزرگ
مهماني براي اين سربازان تدارك ببينند. يهوديان
جهت برگزاري اين مهماني
براي پانصد هزار نفر
غذا پختند
گاو و گوسفند فراوان سر بريدند
كوچه ها و بازارها را فرش كردند
در كوچه ها و
بازارها سفره هاي بزرگ و رنگين پهن گستردند و سه
روز در انتظار ورود سربازان انگليس نشستند
ولي
اين سربازان نتوانستند به موقع وارد بغداد شوند.
در نتيجه شانس به سگ هاي بغداد روي آورد و
مقداري از غذاهايي متعفن شده بود
نصيب سگ ها
شد و بقيه را حمل كردند و به دجله ريختند.

|