
خبرگزاري جمهوري
اسلامي : مشاور « بيل كلينتون »
رئيس جمهوري سابق آمريكا
در مصاحبه با شبكه تلويزيوني
« العربيه » گفت : آمريكا شباهت
نظام يك كشور به نظام حاكم
خود را
معيار برخورداري آن
كشوراز دمكراسي
مي داند.
« بنجامين باربر »
نويسنده
شخصيت دانشگاهي و
كارشناس امور دمكراسي و
جامعه مدني
افزود : برخي از
مسئولان كاخ سفيد قادر به
درك اهميت اين موضوع
نيستند كه پايه هاي دمكراسي
در هر منطقه اي زاييده شرايط
خاص آن منطقه است .
وي خاطرنشان كرد :
هنگامي كه ما از ضرورت
گسترش دمكراسي در منطقه
« خاورميانه » سخن مي گوييم
اين سوال مطرح مي شود كه
اساسا مفهوم دمكراسي و
گسترش آن در خاورميانه را
چگونه مي بينيم
باربر در ادامه گفت : آيا
منظور ما از دمكراسي در
خاورميانه سيطره نظام آمريكا
در اين منطقه است و يا اينكه
هدف ما از طرح دمكراسي در
خاورميانه خصوصي سازي
بازاريابي و يا ايجاد زمينه
فعاليت شركت هاي غربي در
اين منطقه است و يا اينكه
منظور ما گسترش و رشد
نظامهاي حاكم در اين منطقه و
استقلال ملت هاي آن است .
وي سپس اظهار داشت : در
صورت نخست
اين امر به اين
معني گسترش پنهاني
امپراطوري آمريكا در اين
منطقه است
اما اگر مقصود ما
ايجاد حكومتهايي مردمي و
مشاركت تمام نيروهايي مردمي
در حكومت باشد
اين امر در
دراز مدت براي ملت هاي
خاورميانه و نيز تمام دنيا مفيد
خواهد بود.
مشاور رئيس جمهوري
سابق آمريكا در مورد اينكه
خاورميانه جنگ هاي آمريكا در
اين منطقه را تنها بهانه اي براي
گسترش سيطره خود و دستيابي
به منابعي نظير نفت اين منطقه
مي داند
اظهار داشت : پس از
حملات « 11 سپتامبر » (20
شهريور) آمريكا اين اجازه را
به خود داد كه سياست
خشونت آميزي در پيش گيرد و
در امور ساير كشورها به نوعي
مداخله داشته باشد.
وي افزود : اين سياست
آمريكا
حاكي از شدت هراس
و نگراني اين كشور نسبت به
حملات تروريستي
است .
باربر در مورد اين سوال كه
آيا شما با كساني كه حوادث
11 سپتامبر (20 شهريور) را
پايان عصر ابر قدرتي آمريكا
دانسته اند موافقيد پاسخ داد :
حادثه 11 سپتامبر به شيوه اي
بي رحمانه نشان داد كه مرحله
يكجانبه نگري و ابرقدرتي
آمريكا پايان يافته و زمان ورود
به جهان تبادل فرارسيده است .
وي تاكيد كرد : آمريكا 200
سال از استقلال و برتري
اقتصادي
سياسي و نظامي
برخوردار بود
اما اين حادثه از
تاثير متبادل كشورهاي جهان
بر يكديگر پرده برداشت و
نشان داد كه ما در جهاني
زندگي مي كنيم كه ابرقدرتي و
يكجانبه نگري در آن جايي
ندارد.
اين كارشناس تاكيد كرد :
حادثه 11 سپتامبر
نشان داد
كه قويترين نيروهاي نظامي كه
ما در اختيار داشتيم
نتوانست
از « پنتاگون » حمايت كند و
قويترين اقتصاد جهان از
حمايت آمريكا در برابر تجارت
جهاني عاجز ماند
اين درسي
ساده بود كه آمريكا قادر به
درك آن نبود.
وي در مورد اين سوال كه
آيا اكنون آمريكا از حادثه 11
سپتامبر درس گرفته و زاويه
ديد خود به مناطق مختلف
خاورميانه را تغيير داده است
به ويژگيهاي خاص هر يك از
اين مناطق توجه دارد پاسخ
داد
بله
پس از حوادث 11
سپتامبر « جرج بوش » رئيس
جمهوري آمريكا
اعتراف كرد
كه اين حادثه نشان داد دوران
ابر قدرتي آمريكا به سر رسيده
است و ما امروز در جهاني
زندگي مي كنيم كه منافع
مشتركي داريم و همگي در برابر
اموري نظير تروريسم
مواد
مخدر و انواع بيماري ...
مواضع يكساني
داريم .
باربر در ادامه گفت : جنگ
پيشگيرانه به عنوان يك
استراتژي و براي گسترش
دمكراسي بين مسلمانان و نيز
تامين امنيت بيشتر براي
آمريكايي ها
با شكست مواجه
شده است .
وي اظهار داشت : پايان
ابرقدرتي
به اين معني است كه
هر قدرت اقتصاد و نيروي
نظامي هر قدر عظيم
موفق و
پيشرفته باشد به تنهايي و با
عملكردي يكجانبه
نمي تواند
بر اهداف خود دست
يابد.
باربر در ادامه گفت
آنچه
امروز در برابر اموري نظير
جهاني شدن
ضروري و
مطلوب است
افزايش همكاري
و اعلام آمادگي براي جستجوي
دلايل خشونت
ديكتاتوري و
تروريسم و راهكارهاي آن
است .
وي در پاسخ به اين سوال
كه آيا شما نيز موافقيد كه
گسترش دمكراسي در هر
جامعه اي با زور و تحميل
غيرممكن است مدعي شد
قبل از حوادث « 11 سپتامبر »
« جرج بوش » رئيس جمهوري
آمريكا به هيچ وجه قصدي
براي جنگ در منطقه
خاورميانه نداشت و نظريه
حضور نظامي آمريكا در
« افغانستان » و يا « عراق » مطرح
نبود.
مشاور رئيس جمهوري
سابق آمريكا خاطرنشان
ساخت
مي توان گفت چه بسا
اين طرح از سوي محافظه كاران
كاخ سفيد كه در صدد اجراي
چنين طرحهايي بودند مطرح
شد
و اين افراد هيچگاه از
پايگاهي مردمي در آمريكا
برخوردار نبوده اند.
وي افزود : پس از حادثه
« 11 سپتامبر »
سير عملكرد
آمريكا
شكل تازه اي به خود
گرفت .
« بنجامين باربر » اظهار
داشت : سياست « جرج بوش »
رئيس جمهوري آمريكا در قبال
حادثه 11 سپتامبر
صرف نظر
از عدالت
قانوني بودن و
يانبودن آن نتايج مثبتي به دنبال
نداشت .
وي افزود : به طور كلي
مي توان نتايج ملموس سياست
خشونت آميز آمريكاپس از
حادثه 11 سپتامبر را در
كشوري نظير « افغانستان »
مشاهده كرد به اين ترتيب كه
اكنون حكومت « حامد كرزاي »
در « كابل » محدود مانده است و
رهبران محلي افغانستان
جانشين جنبش ديكتاتوري
طالبان شده اند.
وي تاكيد كرد : نبود
حكومت و هرج و مرج موجب
كشته شدن سربازان آمريكا و
نيز غير نظاميان افغاني شده
است
در عراق نيز اوضاع به
همين ترتيب است .
اين كارشناس در ادامه
گفت : هدف بوش از جنگ عليه
عراق
سرنگوني رژيم
ديكتاتوري « صدام حسين »
رئيس جمهوري مخلوع عراق
و فراهم آوردن زمينه ايجاد
دمكراسي در اين كشور بود
اما
مشكل اين است كه سرنگوني
رژيم ديكتاتوري به خودي
خود منجر به ايجاد جامعه اي
دمكراتيك نمي شود.
وي در توضيح اين مطلب
گفت : اكنون ما شاهد آن هستيم
كه بين دو مرحله سرنگوني
ديكتاتوري و ايجاد دمكراسي
مرحله اي تحت عنوان هرج و
مرج و بي ثباتي وجود دارد.
باربر سپس خاطرنشان
ساخت
توسل به زور
نه تنها
منجر به ايجاد دمكراسي
نمي شود
بلكه به فراهم آوردن
زمينه براي ديكتاتوري جديدي
كمك مي كند.
وي در ادامه اظهار داشت :
اكنون پس از جنگ آمريكا در
عراق و سرنگوني رژيم سابق
اين كشور
آمريكايي ها
اعراب
مسلمانان و تمام جهان
با نوعي ناامني مواجه هستند و
اين سوال مطرح است كه آيا
آمريكا با سياستي كه در پيش
گرفته است
موفق به تامين
امنيت آمريكايي ها خواهد شد
باربر سپس گفت : اكنون
سياست كاخ سفيد در تحقق
اهداف خود با شكست مواجه
شده است و لزوم يافتن
جايگزيني براي اين سياست
ضروري به نظر
مي رسد.
مشاور رئيس جمهوري
سابق آمريكا در ادامه گفت :
ريسك كردن بدون در نظر
گرفتن نتايج آن
شروع جنگ
بدون توجه به عواقب آن و
روشن نبودن اهداف
مشكل
بزرگي را براي « جرج بوش »
رئيس جمهوري آمريكا ايجاد
كرده است .
وي سپس اظهار داشت :
وزارت خارجه آمريكا به مدت
طولاني به عنوان مركز ثقل اين
كشور براي توسل به زور و نيز
دخالت نظامي در ساير كشورها
به شمار مي آمد.
وي افزود : در مقابل
وزارت خارجه آمريكا
« پنتاگون »
هميشه مشي ميانه و
محافظه كارانه اتخاذ مي كرد
اما امروز اين معادله بالعكس
شده است زيرا « كالين پاول »
فرمانده سابق ارتش آمريكا
اكنون وزير خارجه اين كشور
است و با افكار ميانه رو و
محافظه كارانه خود از پنتاگون
به وزارت خارجه آمده است .
باربر سپس افزود : از سوي
ديگر « دونالد رامسفلد » نيز
اكنون به عنوان وزير دفاع
آمريكا در راس « پنتاگون »
جاي گرفته و افكار تند خود را
به اين وزارت منتقل كرده
است .
وي در ادامه گفت : اين
انتقال و تحولات به اين معني
است كه نيروهاي محافظه
كارآمريكا
امروز تحت رهبري
كالين پاول در وزارت خارجه
قرار گرفته اند و پنتاگون تحت
فرماندهي نظامي در آمده است .
اين كارشناس امور
دمكراسي در ادامه سخنان خود
اظهار داشت : اين تحولات بر
نتايج سياست هاي آمريكا موثر
خواهد بود و من معتقدم اين
امر امروز به سادگي قابل
مشاهده است زيرا آمريكا
هيچگونه تمايزي بين
كشورهاي مختلف جهان اسلام
قائل نيست
به عنوان مثال
ديدگاه آمريكا نسبت به « مصر »
با ديد او نسبت به
« عربستان سعودي » هيچ تفاوتي
ندارد.
وي افزود : نتيجه
سياست هاي آمريكا در
خاورميانه
كشته شدن هر روزه
تعدادي از سربازان آمريكايي
در « افغانستان » و نيز « عراق »
است
اين امر افكار عمومي
آمريكا را تحت تاثير قرار داده
است .
باربر در ادامه گفت : تحقق
آزادي و استقلال مردم عراق
اهدافي بود كه بوش قبل از آغاز
جنگ عليه عراق
از آن سخن
مي گفت : اكنون اين اهداف
تحقق نيافته است و با ادامه
اشغال عراق
انتقاد و
اعتراض ها نيز افزايش يافته
است .
وي خاطرنشان ساخت :
استراتژي و عملكرد يكجانبه
آمريكا بدون تكيه به سازمان
ملل
اروپا و همكاري با
كشورهاي اسلامي
امروز
آمريكا را در تنگنا قرار داده
است .
سياست كاخ سفيد در تحقق اهدف خود در عراق و
افغانستان باشكست مواجه شده است
توسل به زور نه تنها منجر به ايجاد دمكراسي نمي شود بلكه
به فراهم آوردن زمينه براي ديكتاتوري جديدي كمك مي كند
استراتژي و عملكرد يكجانبه آمريكا بدون تكيه به سازمان
ملل
اروپا و همكاري با كشورهاي اسلامي
امروز آمريكا را در
تنگنا قرار داده است

*****
يك خبرنگار ايتاليائي :
دمكراسي مورد نظر غرب در عراق محكوم به
شكست است
|
اشاره : متن حاضر محصول گفتگوي راديو ايتاليايي برون
مرزي با « رومانلو كانتيني » خبرنگار و مقاله نويس روزنامه
« اونيره » ايتاليا در مورد بررسي اوضاع عراق پس از جنگ است
كه مشروح آن را در زير مي خوانيد.
: نظر شما در مورد حوادث و اتفاقاتي كه در فاصله پيش از
جنگ در عراق و پس از آن رخ داده است
چيست
: در اين مدت شاهد تغييرات قابل ملاحظه اي بوديم . چرا كه
پيش از آغاز اين حمله سعي شد تا نظر مساعد سازمان ملل
براي حمله به عراق به منظور كشف سلاحهاي كشتار جمعي
جلب شود.
ولي اين سلاحها تا به امروز پيدا نشده اند و اكنون
نيروهاي مهاجم حمله خود به اين كشور را با عباراتي نظير
آزادي بخشيدن به مردم و برقراري دموكراسي در عراق توجيه
مي كنند.
: به نظر شما آمريكا مي تواند دموكراسي را براي عراقي ها به
ارمغان بياورد
: ما نمي توانيم بگوييم كه چه كشوري مي تواند دموكراسي در
عراق برقرار كند. فقط بايد بدانيم كه امريكا فرهنگ خاص خود
را دارد و عراق نيز همينطور. مشكل اصلي اينجاست كه
نمي توان در كشوري مانند عراق فرهنگ و دموكراسي غربي
ايجاد كرد.
ما تاريخ كشورها را مي شناسيم و مي دانيم كه دموكراسي
در كوتاه مدت به دست نمي آيد و تحقق آن به طي مراحل نياز
دارد.
به همين دليل فكر نمي كنم كه بتوان در عراق با اين فرهنگ
و پيشينه تاريخي
دموكراسي مورد نظر غربي ها را پياده كرد.
: يعني شما معتقديد كه يك كشور اسلامي و عرب مانند عراق
نمي تواند دمكراسي غربي را بپذيرد
: من در اين باره شك دارم . حتي در آن دسته از كشورهاي
عربي مانند مراكش
تونس
مصر كه به نحوي به فرهنگ و
دموكراسي غربي نزديك شده اند
از ابتدا در قوانين و اصول
جامعه خود بخشهايي از دموكراسي غربي را جاي داده بودند.
مثلا آنها قوانين اساسي خود را تا حدودي براساس حقوق
انگليسي و فرانسوي تنظيم و تدوين كرده بودند.
براي همين من فكر مي كنم برقراري دموكراسي در عراق
بدين شكل كه مدنظر كشورهاي غربي است
بسيار دشوار
باشد.
: به نظر شما بهترين راه حل ممكن چيست به ويژه اينكه
فرهنگ يك كشور چيزي نيست كه بتوان به سادگي آن را تغيير
داد.
: بله تفاوت موجود در اين است كه در مذهب كاتوليك
رابطه
ميان دولت و كليسا بسيار با آنچه در كشورهاي اسلامي برقرار
است
متفاوت به نظر مي رسد.
ما بايد بدانيم كه از قدرت شيعيان عراقي بسيار غفلت شده
است و شايد اهميتي براي آن در نظر گرفته نشده
است .
اتفاقي نيست كه پيش از آغاز جنگ
بسياري از شيعيان با
حفظ قدرت خود توانستند در برخي شهرها اتحاد و وحدت
خود را حفظ كنند.
پس دموكراسي غربي نمي تواند به اين سادگي در اين كشور
برقرار شود. چرا كه در آن صورت بايد يك قدرت مركزي بر سر
كار باشد كه ديگر قدرتها به موازات آن و همگام با آن شكل
گيرند.
: شما اين موضوع را از جنبه مثبت نگاه مي كنيد يا از جنبه
منفي
: من نمي دانم اين مساله در نهايت جنبه مثبت دارد يا منفي .
فقط مي دانم كه دموكراسي در عراق بدون تكامل و هدايت
قدرتهاي اصلي و مركزي در اين كشور براي ايجاد تغييري
اساسي در سياست عراق ميسر نيست و اين تغيير صرفا نبايد به
برقراري دموكراسي غربي منجر شود.
من فكر مي كنم كه مذهب غالب در يك كشور اين حق را
داراست كه قدرت خود را بر روي برخي از كانالهاي فرهنگي
نيز اعمال كند چرا كه فرهنگ آنها نمي تواند مانند فرهنگ غربي
باشد. حتي فرهنگ لباس پوشيدن
به طور كلي همه اين مسائل
بايد رعايت شود.
: ولي در نهايت به اين نتيجه مي رسيم كه حكومت يك كشور
بايد براساس خواست و تصميم مردم آن بوجود آيد. اين گونه
نيست
: بله در اين زمينه شكي نيست كه خود مردم عراق بايد در
مورد سرنوشت خود تصميم بگيرند و اگر قرار باشد كه
آمريكاييها دو يا سه سال در عراق بمانند در آن صورت شاهد
بروز فاجعه اي خواهيم بود.
براي همين تصور اينكه يك قدرت نظامي سالها با فرهنگي
متفاوت در اين كشور باقي بماند بسيار غيرعاقلانه است ولي
من مي گويم كه اصول و قوانيني مطرح است كه جنبه جهاني و
بين المللي دارد. كشورهاي اسلامي ارزشهايي دارند كه به
مراتب از ارزشهاي غربي بالاتر است مثلا از زنان تنها به منظور
تبليغ و يا يك كالاي تجاري كه مسلما ارزش منفي به شمار
مي آيد
استفاده نمي كنند. بله در هر حال مي دانيم كه حتي در
كشوري مانند ايران زنان از آزاديهاي معمول نظير تحصيل
كردن و دانشگاه رفتن برخوردار هستند و در اين زمينه هيچ
شكي وجود ندارد.

*****
بوپال
شهر مساجد در هند
|

دهلي نو ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي : پژوهشهايي كه
توسط يك نويسنده اردو زبان هندي درباره مساجد در هند
صورت گرفته نشان داده است كه شهر « بوپال » مركز ايالت
مادياپرادش از جمله شهرهاي هند است كه بيشترين تعداد
مساجد را در خود دارد.
اين پژوهش هـــمچنين نشان داده است كه بزرگترين مسجد
هند بنام « تاج المساجد » و كوچكترين آن به نام « مسجد دهايي
سيدهي » كه مقابل يكديگر قرار دارند
در شهر بوپال واقع هستند.
در اين پژوهش كه توسط « عارف عزيز » انجام شده آمده
است شــهر بوپال به لحاظ تعداد مساجد دومين شهر در شبه قاره
هند پس از داكا پايتخت بنگلادش است .
اين نويسنده تاكنون از 372 مسجد در محدوده شهرداري
بوپال عكسبرداري كرده و در نظر دارد اين عكس ها و تاريخچه هر
يك از مساجد را در كتابي كه بزودي در اين ارتباط منتشر خواهد
شد
درج كند.
براساس يافته هاي عارف عزيز
بوپال به لحاظ داشتن
مساجد
با مراكز بزرگ اسلامي نظير قاهره
بغداد
استانبول و
دمشق برابري مي كند.
از ديدگاه اين نويسنده هندي
وجود مساجد بسيار در شهر
بوپال احتمالا به اين دليل است كه در دوران حكومت نواب ها بر
هند دراين ناحيه
هر نواب مسجد جداگانه اي براي خود احداث
كرده
بنابراين اكنون در هركوچه و پس كوچه بوپال مساجد
متعددي بچشم مي خورند.
دكتر « اوصاف شاهميري خرم »
رييس كميته جشنواره هاي
مسلمانان كل هند نيز گفته است كه بسياري از مساجد در بوپال
توسط زنان احداث شده است و هم اكنون در شهر بوپال 483
مسجد و در نواحي حومه آن 670 مسجد وجود دارند .
شهر بوپال مركز ايالت مادياپرادش در مركز هند حدود 2
ميليون نفر جمعيت دارد كه 400 هزار نفر آن مسلمان هستند .

| | |