با ختم نبوت و پايان يافتن
رسالت رسول گرامي
اسلام (ص )
دوره « امامت »
آغاز گشت و ائمه اطهار(ع )
يكي پس از ديگري عهده دار
مسئوليت سنگين هدايت و
ارشاد و رهبري مردم شدند و
در اين راه همه هستي خود را
ايثار نمودند.
در دوران امامت ائمه
اطهار(ع ) عالمان انديشمند
دين ـ كه از چشمه سار
انديشه هاي تابناك و علوم و
معارف امامان معصوم (ع )
جرعه هاي زلال معرفت و دانش
و حكمت را برمي گرفتند ـ با
رهنمودها و راهنمايي هاي
مستقيم آن بزرگواران به تبليغ و
ترويج دين اهتمام مي ورزيدند
و در نقاط و مناطق مختلف
جامعه آن روز مسلمين پراكنده
مي شدند و با جريانهاي منحط
فكري و فرهنگي كه توسط
مسلك هاي فكري مرتبط با
حكام جورگسترش مي يافتند و
تعاليم رهايي بخش اسلام را
واژگونه جلوه مي دادند و
براساس منافع و مطامع
فرمانروايان بني اميه و
بني عباس تفسير و توجيه
مي كردند
مقابله مي نمودند و
به تبيين صحيح دين و روشن
كردن اذهان و افكار مردم
مسلمان مي پرداختند.
پس از غيبت حضرت
مهدي موعود(عج )
مسئوليت
علما و فقهاي دين بسيار
سنگين و طاقت فرسا شد
زيرا
در دوران غيبت
همه وظايف
مرتبط با تبيين و تبليغ و
صيانت از دين و مقابله با
نحله هاي فكري منحط و رفع
مشكلات شرعي و ديني مردم
به علماي اسلام انتقال يافت و
طبيعي است اين دوره حساس
با دوره اي كه علما و فقها در
محضر ائمه اطهار(ع ) بودند و
از بركات وجود آن پاكان بهره
مي بردند و مسئوليت كمتري
متوجه آنان بود
قابل مقايسه
نمي باشد.
در دوره غيبت
عالمان
مسئول و فرهيخته دين وظايف
و مسئوليت هاي مهمي را پذيرا
شدند كه تاكنون
نسل به نسل
و با پذيرش تمام سختي ها و
مرارت ها
در انجام آن
كوشيده اند.
« اجتهاد » يا « تفقه » يكي از
محوري ترين و بنيادي ترين
وظايف و مسئوليت هاي
عالمان دين در دوره ختم نبوت
و غيبت آخرين امام
معصوم (ع ) به شمار مي رود.
اجتهاد يا تفقه
كوشش
انديشمندانه و عالمانه فقيهان
و عالمان دين براي درك و
استخراج صحيح احكام و
مقررات اسلامي با تكيه بر
منابع اصيل ديني و نيروي
تعقل و تفكر است .
قرآن كريم در يك بيان كلي
اشاره به ضرورت تفقه در دين
در تمام اعصار دارد :
« فلولا نفرمن كل فرقه منهم
طائفه ليتفقهوا في الدين و
لينذروا قومهم اذا رجعوا اليهم
لعلهم يحذرون » (1 )
« چرا از هر طايفه اي
گروهي نزد رسول خدا براي
آموختن علم و تفقه در دين
مهيا نباشند تا علمي كه
آموخته اند به قوم خود منتقل
سازند و موجب ترس آنان از
خدا و حذر از نافرماني او
شوند »
اين آيه شريفه
به صراحت
و روشني
موضوع تفقه در دين
و كسب دانش و علوم ديني را
توسط گروههايي از افراد
جامعه كه در اثر كنكاش هاي
علمي و تدقيق در معارف الهي
نسبت به تفكر و فرهنگ
اسلامي عالم و انديشمند
مي گردند ـ لازم و حياتي
مي داند و از زمان حيات رسول
اكرم (ص ) و حضور آن پيشواي
بزرگ الهي در جامعه اسلامي
اين امر را ضروري معرفي
مي كند و بديهي است كه تداوم
آن پس از ارتحال حضرت
محمد(ص ) و در دوره امامت
ائمه اطهار(ع ) و پس از آن در
دوره حساس غيبت حضرت
مهدي موعود(عج )
اين
ضرورت به مراتب بيشتر و
حياتي تر و تعيين كننده تر
مي باشد.
در اجتهاد
فروع از اصول
استنباط مي شود و كليات بر
جزئيات تطبيق داده مي شود و
بدين ترتيب حكم هر موضوعي
به دست مي آيد.
از ائمه اطهار(ع ) روايت
شده است :
« علينا القا الاصول
و عليكم
ان تفرعوا » (2 )
« برماست كه قواعد و
كليات را بيان كنيم و برشماست
كه آن قواعد و كليات را بر فروع
و جزئيات تطبيق دهيد » .
اين روايت و ساير رواياتي
كه در كتب و منابع معتبر شيعي
ضبط شده است
به موضوع
اجتهاد و تفقه توسط علماي
اسلام اشاره مستقيم دارد و
آنان را موظف مي نمايد كه
اصول و كليات اسلامي را كه
ثابت و لايتغير مي باشند بر
حوادث و مسائل مختلفي كه در
اثر مقتضيات زمان پيش
مي آيند و متغير و نامحدود
هستند تطبيق دهند و حكم
جديد درباره مسائل جديد را
از اصول اوليه و ثابت دين
استنباط و استخراج نمايند.
روايت معتبر ديگري كه در
باب اجتهاد علماي دين در
متون شيعي ضبط گرديده
است
به حوادث و رويدادهاي
جديد در اعصار مختلف
اشارت دارد و مسلمانان
سرزمين هاي اسلامي در تمام
ادوار را به بهره برداري از
فقيهان و مجتهدان و دريافت
احكام و مقررات استخراج
شده از كليات واصول ثابت
دين از آنان فرمان مي دهد. اين
روايت از حضرت صاحب الامر
قائم آل محمد(عج ) است كه
تكليف مسلمانان را در دوره
غيبت در مواجهه با رويدادها و
مسائل جديد روشن مي نمايد :
« و اما الحوادث الواقعه
فارجعوا فيها الي رواه حديثنا
فانهم حجتي عليكم و انا حجه
الله عليهم » (3 )
« و اما در رويدادهاي تازه
به راويان حديث ما رجوع كنيد
كه آنان حجت من بر شما و من
حجت خدا بر آنهايم . »
در اين روايت شريف
« حوادث واقعه » همان مسائل
جديد و رويدادهاي تازه در
موضوعات مختلف است كه
مجتهد و فقيه بايد با احاطه اي
كه به علوم و فنون و منابع
اسلامي دارد
به تطبيق
« اصول » بر مسائل روز و
استنباط و استخراج احكام و
قوانين جديد بپردازد.
مجتهدان و فقيهان براي توفيق
در اين امر مهم
علاوه بر
احاطه بر علوم و فنون اسلامي
كه با سالهاي دراز تحصيل
در حوزه هاي علميه و تفكر و
تدقيق و تحقيق در منابع ديني
به دست مي آورند ـ بايد به
مسائل و نيازهاي روز واقف و
آشنا باشند و در متن
رويدادهاي مختلف زمان به
بررسي نيازهاي اساسي و نوين
جامعه بپردازند تا بتوانند به
موقع احكام جديد در هر
موضوع تازه را از قواعد و
كليات دين به دست آورند.
روايت سوم از حضرت
اباعبدالله الحسين (ع ) است :
« ... مجاري الامور و الاحكام
علي ايدي العلما بالله
الامنا
علي حلاله و
حرامه » (4 )
« جريان امور و احكام به
دست علماي دين است
كه
آنان امانتدار حلال و حرام خدا
هستند. »
اين روايت
مجاري امور
مختلف ديني و احكام و
مقررات الهي را علما و فقهاي
اسلام مي داند
هم آنان كه با
مجاهدات ديرپاي علمي و
كاوشهاي كارشناسانه در علوم
و فنون مختلف اسلامي به
قدرت و توانمندي هاي لازم و
احاطه همه جانبه به احكام و
قوانين اسلام به منظور تفقه و
اجتهاد در دين و استنباط هاي
منطبق با اصول و كليات جهت
رفع نيازمندي هاي جديد
جامعه دست مي بايند.
همچنين اين روايت
چنين
عالمان و فقيهان كارشناس و
متخصص در علوم و فنون ديني
را « امانتدار حلال و حرام
خدا » معرفي مي نمايد و بدين
ترتيب به اوج اهميت و
حساسيت خاص « اجتهاد » در
دين و نقش تعيين كننده
مجتهدان و فقيهان اشاره
مي نمايد و اين واقعيت مهم را
آشكار مي كند كه حلال و حرام
الهي ـ شامل مجموعه قوانين
حياتبخش اسلام در تمام شئون
حيات مادي و معنوي انسان و
در تمام ابعاد اعتقادي
اجتماعي
اقتصادي
سياسي
نظامي
حقوقي
اخلاقي
تربيتي و حكومتي ـ به صيانت
و نگهداري و تبيين و تشريح و
تبليغ و ترويج و تحقق عيني و
عملي در عرصه هاي مختلف
حيات فردي و اجتماعي نياز
دارد و كساني كه به اين مهم
اهتمام مي ورزند « امانتدار
حلال و حرام خدا » مي باشند و
عمل به همين مسئوليت حياتي
و بنيادين است كه عامل بقاي
دين و تداوم ارزشها و
هنجارهاي الهي و استقرار
احكام و قوانين قرآن در زندگي
و حيات دنيايي انسانها
مي شود.
ائمه اطهار(ع ) علاوه بر
اين روايات و سخنان كه به
صراحت به ضرورت تحقق
اصل « اجتهاد » در جامعه
اسلامي و نقش آفريني عالمان
و مجتهدان در استنباط احكام
و مقررات ديني در همه اعصار
و زمانها اصرار دارند
در سيره
و روش خود نيز به گونه اي
سلوك و رفتار كرده اند كه در
مقام « عمل » به پيروان اسلام
بياموزند كه به نقش اجتهاد و
وظايف حياتي فقها و
مجتهدان در دوره ختم نبوت
توجه كنند و به شدت مراقبت
ورزند كه در زندگي فردي و
اجتماعي خويش جز به
گزيدگان عالمان و فقيهان به
عنوان « كارشناسان ديني » براي
رفع مشكلات اجتماعي و
قضايي خود
به افراد غير
كارشناس و نيز حكومتهاي
ستمگر مراجعه ننمايند.
در متون روايي ديني
به
وضوح اسناد و مدارك معتبري
را مي يابيم كه پيروان اسلام را
به اين مهم توجه مي دهند و به
كوشش و اهتمام براي تحقق
اين اصل فرمان مي رانند.
يكي از ياران حضرت امام
جعفر صادق (ع ) به نام
« ابوخديجه » مي گويد : امام
صادق (ع ) مرا نزد شيعيان
فرستاد و فرمود : به آنان بگو :
اگر ميان شما خصومت و
نزاعي اتفاق افتاد
يا در داد و
ستد اختلافي پيدا كرديد
مبادا
به يكي از فاسقان مراجعه كنيد.
بلكه يكي را از ميان خود كه از
حلال و حرام ما آگاه باشد
برگزينيد
كه من چنين كسي را
قاضي و حاكم شما قرار
مي دهم
و از آن بپرهيزيد كه در
مخاصمه و رفع اختلاف
به
صاحب قدرت ستمگري
مراجعه كنيد » . (5 )
اين روايت ـ كه در واقع
سيره عملي حضرت امام
صادق (ع ) نيز محسوب مي شود
از اين لحاظ كه در زمان
حيات خود امام (ع ) اتفاق
افتاده و نمونه هاي ديگري نيز
در سيره عملي ائمه (ع ) وجود
دارد
حائز اهميت است . يعني
اين روايت به وضوح و
صراحت بر ضرورت اصل
اجتهاد و نقش آفريني علما و
فقهاي اسلام در اين امر حياتي
توسط ائمه اطهار(ع ) در زمان
حيات خودشان مهر تائيد
مي زند. در واقع اجتهاد در دين
و مسئوليت مجتهدان و عالمان
ديني از زمان حيات و زندگي
ائمه اطهار(ع ) آغاز مي شود و
پيشينه آن در سيره و روش
عيني و عملي پيشوايان معصوم
در دوران امامت و رهبري آن
بزرگواران ريشه دوانده است و
از اين لحاظ بسيار تامل برانگيز
و راهگشا مي باشد.
اين روايت و ساير رواياتي
كه در اين مبحث به آنها استناد
كرديم
تائيد كننده مطالبي
است كه پيرامون « اجتهاد » به
عنوان مهم ترين و حياتي ترين
مسئوليت و وظيفه عالمان
انديشمند و مسئول و
زمان شناس در دوره ختم نبوت
مطرح كرديم . اين آموزه ها در
كنار نيروي راهگشاي عقل و
خرد ـ كه به ضرورت تداوم
تبيين و ترويج دين توسط علما
و فقهاي اسلام در عصر
خاتميت فرمان مي دهد ـ
پشتوانه هاي اصلي جهت كسب
معرفت و بينش نسبت به اصل
« اجتهاد » به عنوان يكي از
محوري ترين جلوه هاي
« مسئوليت تبيين و اجراي
احكام دين » محسوب مي شود.
پي نوشت ها :
1 ـ قرآن كريم
سوره توبه
آيه
122
2 ـ آشنايي با علوم اسلامي
متفكر شهيد استاد مرتضي
مطهري
ج 3
ص 19
3 ـ بحارالانوار
ج 53
ص
181
4 ـ تحف العقول
ص 172 ـ
الحياه
ج 2
ص 449
5 ـ وسائل الشيعه
ج 18
ص
100
الحياه
ج 2
ص
451
در دوران امامت
ائمه اطهار(ع )
عالمان انديشمند
دين به دستور امامان
معصوم در نقاط و
مناطق مختلف جامعه
مسلمين پراكنده
مي شدند و با
جريانهاي منحط
فكري و فرهنگي كه
توسط مسلك هاي
فكري مرتبط با حكام
جور گسترش
مي يافتند
مقابله
مي نمودند و به تبيين
صحيح دين و
روشن كردن اذهان و
افكار مردم
مي پرداختند.
« اجتهاد » كوشش
انديشمندانه و
عالمانه فقيهان و
عالمان دين براي
درك و استخراج
صحيح احكام و
مقررات اسلامي با
تكيه بر منابع اصيل
ديني و نيروي تعقل و
تفكر است . در
اجتهاد
فروع از
اصول استنباط
مي گردد و كليات بر
جزئيات تطبيق داده
مي شود و بدين ترتيب
حكم هر موضوعي به
دست مي آيد.
مجتهدان و فقيهان
براي توفيق در امر
مهم اجتهاد علاوه بر
احاطه بر علوم و فنون
اسلامي
بايد به
مسائل و نيازهاي روز
واقف و آشنا باشند و
در متن رويدادهاي
مختلف زمان به
بررسي نيازهاي
اساسي و نوين جامعه
بپردازند تا بتوانند
احكام جديد در هر
موضوع تازه را از
قواعد و كليات دين به
دست آورند.

|