روزنامه جمهوري اسلامي 08/04/1382 صفحه انديشه و نظر
*****
اصل « اجتهاد » و نقش آفريني مجتهدان زمان شناس


  • با ختم نبوت و پايان يافتن رسالت رسول گرامي اسلام (ص ) دوره « امامت » آغاز گشت و ائمه اطهار(ع ) يكي پس از ديگري عهده دار مسئوليت سنگين هدايت و ارشاد و رهبري مردم شدند و در اين راه همه هستي خود را ايثار نمودند.
    در دوران امامت ائمه اطهار(ع ) عالمان انديشمند دين ـ كه از چشمه سار انديشه هاي تابناك و علوم و معارف امامان معصوم (ع ) جرعه هاي زلال معرفت و دانش و حكمت را برمي گرفتند ـ با رهنمودها و راهنمايي هاي مستقيم آن بزرگواران به تبليغ و ترويج دين اهتمام مي ورزيدند و در نقاط و مناطق مختلف جامعه آن روز مسلمين پراكنده مي شدند و با جريانهاي منحط فكري و فرهنگي كه توسط مسلك هاي فكري مرتبط با حكام جورگسترش مي يافتند و تعاليم رهايي بخش اسلام را واژگونه جلوه مي دادند و براساس منافع و مطامع فرمانروايان بني اميه و بني عباس تفسير و توجيه مي كردند مقابله مي نمودند و به تبيين صحيح دين و روشن كردن اذهان و افكار مردم مسلمان مي پرداختند.
    پس از غيبت حضرت مهدي موعود(عج ) مسئوليت علما و فقهاي دين بسيار سنگين و طاقت فرسا شد زيرا در دوران غيبت همه وظايف مرتبط با تبيين و تبليغ و صيانت از دين و مقابله با نحله هاي فكري منحط و رفع مشكلات شرعي و ديني مردم به علماي اسلام انتقال يافت و طبيعي است اين دوره حساس با دوره اي كه علما و فقها در محضر ائمه اطهار(ع ) بودند و از بركات وجود آن پاكان بهره مي بردند و مسئوليت كمتري متوجه آنان بود قابل مقايسه نمي باشد.
    در دوره غيبت عالمان مسئول و فرهيخته دين وظايف و مسئوليت هاي مهمي را پذيرا شدند كه تاكنون نسل به نسل و با پذيرش تمام سختي ها و مرارت ها در انجام آن كوشيده اند.
    « اجتهاد » يا « تفقه » يكي از محوري ترين و بنيادي ترين وظايف و مسئوليت هاي عالمان دين در دوره ختم نبوت و غيبت آخرين امام معصوم (ع ) به شمار مي رود.
    اجتهاد يا تفقه كوشش انديشمندانه و عالمانه فقيهان و عالمان دين براي درك و استخراج صحيح احكام و مقررات اسلامي با تكيه بر منابع اصيل ديني و نيروي تعقل و تفكر است .
    قرآن كريم در يك بيان كلي اشاره به ضرورت تفقه در دين در تمام اعصار دارد :
    « فلولا نفرمن كل فرقه منهم طائفه ليتفقهوا في الدين و لينذروا قومهم اذا رجعوا اليهم لعلهم يحذرون » (1 )
    « چرا از هر طايفه اي گروهي نزد رسول خدا براي آموختن علم و تفقه در دين مهيا نباشند تا علمي كه آموخته اند به قوم خود منتقل سازند و موجب ترس آنان از خدا و حذر از نافرماني او شوند »
    اين آيه شريفه به صراحت و روشني موضوع تفقه در دين و كسب دانش و علوم ديني را توسط گروههايي از افراد جامعه كه در اثر كنكاش هاي علمي و تدقيق در معارف الهي نسبت به تفكر و فرهنگ اسلامي عالم و انديشمند مي گردند ـ لازم و حياتي مي داند و از زمان حيات رسول اكرم (ص ) و حضور آن پيشواي بزرگ الهي در جامعه اسلامي اين امر را ضروري معرفي مي كند و بديهي است كه تداوم آن پس از ارتحال حضرت محمد(ص ) و در دوره امامت ائمه اطهار(ع ) و پس از آن در دوره حساس غيبت حضرت مهدي موعود(عج ) اين ضرورت به مراتب بيشتر و حياتي تر و تعيين كننده تر مي باشد.
    در اجتهاد فروع از اصول استنباط مي شود و كليات بر جزئيات تطبيق داده مي شود و بدين ترتيب حكم هر موضوعي به دست مي آيد.
    از ائمه اطهار(ع ) روايت شده است :
    « علينا القا الاصول و عليكم ان تفرعوا » (2 )
    « برماست كه قواعد و كليات را بيان كنيم و برشماست كه آن قواعد و كليات را بر فروع و جزئيات تطبيق دهيد » .
    اين روايت و ساير رواياتي كه در كتب و منابع معتبر شيعي ضبط شده است به موضوع اجتهاد و تفقه توسط علماي اسلام اشاره مستقيم دارد و آنان را موظف مي نمايد كه اصول و كليات اسلامي را كه ثابت و لايتغير مي باشند بر حوادث و مسائل مختلفي كه در اثر مقتضيات زمان پيش مي آيند و متغير و نامحدود هستند تطبيق دهند و حكم جديد درباره مسائل جديد را از اصول اوليه و ثابت دين استنباط و استخراج نمايند.
    روايت معتبر ديگري كه در باب اجتهاد علماي دين در متون شيعي ضبط گرديده است به حوادث و رويدادهاي جديد در اعصار مختلف اشارت دارد و مسلمانان سرزمين هاي اسلامي در تمام ادوار را به بهره برداري از فقيهان و مجتهدان و دريافت احكام و مقررات استخراج شده از كليات واصول ثابت دين از آنان فرمان مي دهد. اين روايت از حضرت صاحب الامر قائم آل محمد(عج ) است كه تكليف مسلمانان را در دوره غيبت در مواجهه با رويدادها و مسائل جديد روشن مي نمايد :
    « و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواه حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجه الله عليهم » (3 )
    « و اما در رويدادهاي تازه به راويان حديث ما رجوع كنيد كه آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنهايم . »
    در اين روايت شريف « حوادث واقعه » همان مسائل جديد و رويدادهاي تازه در موضوعات مختلف است كه مجتهد و فقيه بايد با احاطه اي كه به علوم و فنون و منابع اسلامي دارد به تطبيق « اصول » بر مسائل روز و استنباط و استخراج احكام و قوانين جديد بپردازد. مجتهدان و فقيهان براي توفيق در اين امر مهم علاوه بر احاطه بر علوم و فنون اسلامي كه با سالهاي دراز تحصيل در حوزه هاي علميه و تفكر و تدقيق و تحقيق در منابع ديني به دست مي آورند ـ بايد به مسائل و نيازهاي روز واقف و آشنا باشند و در متن رويدادهاي مختلف زمان به بررسي نيازهاي اساسي و نوين جامعه بپردازند تا بتوانند به موقع احكام جديد در هر موضوع تازه را از قواعد و كليات دين به دست آورند.
    روايت سوم از حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) است : « ... مجاري الامور و الاحكام علي ايدي العلما بالله الامنا علي حلاله و حرامه » (4 )
    « جريان امور و احكام به دست علماي دين است كه آنان امانتدار حلال و حرام خدا هستند. »
    اين روايت مجاري امور مختلف ديني و احكام و مقررات الهي را علما و فقهاي اسلام مي داند هم آنان كه با مجاهدات ديرپاي علمي و كاوشهاي كارشناسانه در علوم و فنون مختلف اسلامي به قدرت و توانمندي هاي لازم و احاطه همه جانبه به احكام و قوانين اسلام به منظور تفقه و اجتهاد در دين و استنباط هاي منطبق با اصول و كليات جهت رفع نيازمندي هاي جديد جامعه دست مي بايند.
    همچنين اين روايت چنين عالمان و فقيهان كارشناس و متخصص در علوم و فنون ديني را « امانتدار حلال و حرام خدا » معرفي مي نمايد و بدين ترتيب به اوج اهميت و حساسيت خاص « اجتهاد » در دين و نقش تعيين كننده مجتهدان و فقيهان اشاره مي نمايد و اين واقعيت مهم را آشكار مي كند كه حلال و حرام الهي ـ شامل مجموعه قوانين حياتبخش اسلام در تمام شئون حيات مادي و معنوي انسان و در تمام ابعاد اعتقادي اجتماعي اقتصادي سياسي نظامي حقوقي اخلاقي تربيتي و حكومتي ـ به صيانت و نگهداري و تبيين و تشريح و تبليغ و ترويج و تحقق عيني و عملي در عرصه هاي مختلف حيات فردي و اجتماعي نياز دارد و كساني كه به اين مهم اهتمام مي ورزند « امانتدار حلال و حرام خدا » مي باشند و عمل به همين مسئوليت حياتي و بنيادين است كه عامل بقاي دين و تداوم ارزشها و هنجارهاي الهي و استقرار احكام و قوانين قرآن در زندگي و حيات دنيايي انسانها مي شود.
    ائمه اطهار(ع ) علاوه بر اين روايات و سخنان كه به صراحت به ضرورت تحقق اصل « اجتهاد » در جامعه اسلامي و نقش آفريني عالمان و مجتهدان در استنباط احكام و مقررات ديني در همه اعصار و زمانها اصرار دارند در سيره و روش خود نيز به گونه اي سلوك و رفتار كرده اند كه در مقام « عمل » به پيروان اسلام بياموزند كه به نقش اجتهاد و وظايف حياتي فقها و مجتهدان در دوره ختم نبوت توجه كنند و به شدت مراقبت ورزند كه در زندگي فردي و اجتماعي خويش جز به گزيدگان عالمان و فقيهان به عنوان « كارشناسان ديني » براي رفع مشكلات اجتماعي و قضايي خود به افراد غير كارشناس و نيز حكومتهاي ستمگر مراجعه ننمايند.
    در متون روايي ديني به وضوح اسناد و مدارك معتبري را مي يابيم كه پيروان اسلام را به اين مهم توجه مي دهند و به كوشش و اهتمام براي تحقق اين اصل فرمان مي رانند.
    يكي از ياران حضرت امام جعفر صادق (ع ) به نام « ابوخديجه » مي گويد : امام صادق (ع ) مرا نزد شيعيان فرستاد و فرمود : به آنان بگو : اگر ميان شما خصومت و نزاعي اتفاق افتاد يا در داد و ستد اختلافي پيدا كرديد مبادا به يكي از فاسقان مراجعه كنيد. بلكه يكي را از ميان خود كه از حلال و حرام ما آگاه باشد برگزينيد كه من چنين كسي را قاضي و حاكم شما قرار مي دهم و از آن بپرهيزيد كه در مخاصمه و رفع اختلاف به صاحب قدرت ستمگري مراجعه كنيد » . (5 )
    اين روايت ـ كه در واقع سيره عملي حضرت امام صادق (ع ) نيز محسوب مي شود از اين لحاظ كه در زمان حيات خود امام (ع ) اتفاق افتاده و نمونه هاي ديگري نيز در سيره عملي ائمه (ع ) وجود دارد حائز اهميت است . يعني اين روايت به وضوح و صراحت بر ضرورت اصل اجتهاد و نقش آفريني علما و فقهاي اسلام در اين امر حياتي توسط ائمه اطهار(ع ) در زمان حيات خودشان مهر تائيد مي زند. در واقع اجتهاد در دين و مسئوليت مجتهدان و عالمان ديني از زمان حيات و زندگي ائمه اطهار(ع ) آغاز مي شود و پيشينه آن در سيره و روش عيني و عملي پيشوايان معصوم در دوران امامت و رهبري آن بزرگواران ريشه دوانده است و از اين لحاظ بسيار تامل برانگيز و راهگشا مي باشد.
    اين روايت و ساير رواياتي كه در اين مبحث به آنها استناد كرديم تائيد كننده مطالبي است كه پيرامون « اجتهاد » به عنوان مهم ترين و حياتي ترين مسئوليت و وظيفه عالمان انديشمند و مسئول و زمان شناس در دوره ختم نبوت مطرح كرديم . اين آموزه ها در كنار نيروي راهگشاي عقل و خرد ـ كه به ضرورت تداوم تبيين و ترويج دين توسط علما و فقهاي اسلام در عصر خاتميت فرمان مي دهد ـ پشتوانه هاي اصلي جهت كسب معرفت و بينش نسبت به اصل « اجتهاد » به عنوان يكي از محوري ترين جلوه هاي « مسئوليت تبيين و اجراي احكام دين » محسوب مي شود.

    پي نوشت ها :
    1 ـ قرآن كريم سوره توبه آيه 122
    2 ـ آشنايي با علوم اسلامي متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري ج 3 ص 19
    3 ـ بحارالانوار ج 53 ص 181
    4 ـ تحف العقول ص 172 ـ الحياه ج 2 ص 449
    5 ـ وسائل الشيعه ج 18 ص 100 الحياه ج 2 ص 451
    در دوران امامت ائمه اطهار(ع ) عالمان انديشمند دين به دستور امامان معصوم در نقاط و مناطق مختلف جامعه مسلمين پراكنده مي شدند و با جريانهاي منحط فكري و فرهنگي كه توسط مسلك هاي فكري مرتبط با حكام جور گسترش مي يافتند مقابله مي نمودند و به تبيين صحيح دين و روشن كردن اذهان و افكار مردم مي پرداختند.
    « اجتهاد » كوشش انديشمندانه و عالمانه فقيهان و عالمان دين براي درك و استخراج صحيح احكام و مقررات اسلامي با تكيه بر منابع اصيل ديني و نيروي تعقل و تفكر است . در اجتهاد فروع از اصول استنباط مي گردد و كليات بر جزئيات تطبيق داده مي شود و بدين ترتيب حكم هر موضوعي به دست مي آيد.
    مجتهدان و فقيهان براي توفيق در امر مهم اجتهاد علاوه بر احاطه بر علوم و فنون اسلامي بايد به مسائل و نيازهاي روز واقف و آشنا باشند و در متن رويدادهاي مختلف زمان به بررسي نيازهاي اساسي و نوين جامعه بپردازند تا بتوانند احكام جديد در هر موضوع تازه را از قواعد و كليات دين به دست آورند.