روزنامه جمهوري اسلامي 05/04/1382 صفحه عقيدتي

  • زندگي و مبارزات شهداي هفتم تير
    شهيد جواد سرحدي

  • شهيد حجه الاسلام سيدكاظم موسوي
  • شهيد دكتر حسن عضدي
  • امر به معروف و نهي از منكر
  • نگاهي به زندگي آيت الله مدني كاشاني
  • *****
    زندگي و مبارزات شهداي هفتم تير
    شهيد جواد سرحدي





  • مديرعامل سازمان تعاون مصرف شهر و روستا
    درسال 1317 در سنقر كليائي متولدشد .
    پدري كاسب وخانواده اي مذهبي داشت . او كار و تحصيل را از پي هم دنبال كرد و پس از اخذ ديپلم مبارزاتش را عليه رژيم آغاز كرد. وقتي تحت تعقيب قرار گرفت به خارج از كشور رفت و در آنجا تهديد به مرگ شد ساواك تمام اموال و دارائي اش را در داخل ضبط كرد. به سختي و در حاليكه به شدت محدود شده بود ليسانس اقتصاد را از دانشگاه هوستون آمريكا گرفت و پس از پيروزي امين دولت جمهوري اسلامي در كنسولگري آنجا شد.
    در مراجعت به ايران طي حكمي از سوي نخست وزير شهيد رجائي به سمت مديرعامل سازمان تعاون شهر و روستا منصوب گرديد و سرانجام در هفتم تيرماه شصت سوار بر اسب شهادت از خاكدان خاك گريخت .

  • *****
    شهيد حجه الاسلام سيدكاظم موسوي




  • معاون وزارت آموزش و پرورش
    در سال 1314 در حسين آباد ميامي از توابع شاهرود به دنيا آمد.
    نخستين دروس حوزه را نزد جدش آموخت و در 13 سالگي براي ادامه تحصيل به مشهد رفت و در محضر آيت الله ميلاني حضور يافت .
    در 24 سالگي به تصحيح و تحشيه بهارالانوار و ارشاد شيخ مفيد و مقنيات الدور و ادب الغس و شواهد و مجمع البيان پرداخت .
    از سال 42 مجلات « عربي آسان » براي طلاب و دانشجويان منتشر كرد و در سال 50 فوق ليسانس زبان و ادبيات عربي را گرفت و همانزمان مدرسه راهنمائي و دبيرستان دخترانه روشنگر را تاسيس كرد.
    با پيروزي انقلاب نماينده امام در وزارت آموزش و پرورش و مشاور عالي اين وزارت خانه و عضو دادگاه تجديدنظر اداري شد و سرانجام به معاونت پژوهش وزارت آموزش و پرورش انتخاب گرديد.
    او سرانجام در شامگاه هفتم تيرماه شصت به همراه شهيد مظلوم بهشتي به شهادت رسيد و جاودانه شد.

  • *****
    شهيد دكتر حسن عضدي




  • معاون وزارت فرهنگ و آموزش عالي
    در سال 1325 در رشت متولد شد .
    عاليترين مدارج علمي را در دانشگاه هاي معتبر دنيا كسب كرد به گونه اي كه ليسانس روزنامه نگاري روابط عمومي و تبليغات فوق ليسانس دانشكده علوم سياسي ليسانس مديريت بازرگاني با تخصص مديريت بين المللي از دانشگاه داگلاس آمريكا و دكتراي اقتصاد سياسي همان دانشگاه را با سربلندي و افتخار به دست آورد و عضو افتخاري انجمن مديران شد.
    پس از پيروزي در دانشگاه گيلان به تدريس مشغول شد و به عنوان نماينده استان گيلان در مجلس خبرگان انتخاب گرديد در آنجا به عضويت هيئت رئيسه انتخاب شد. حزب جمهوري اسلامي شاخه گيلان را پايه گذاري كرد و سرپرستي مدرسه عالي ترجمه را به عهده گرفت و سپس سرپرست مجتمع دانشگاهي ادبيات و علوم انساني شد.
    او همچنين مسووليت هاي فرهنگي و آموزش فراواني را به طور همزمان عهده دار شد و شوراي وحدت حوزه دانشگاه را فعال كرد.
    معاونت وزارت فرهنگ و آموزش عالي يكي ديگر از مسووليت هاي او بود.
    اين استاد ارجمند عاقبت در هفتم تيرماه شصت با انتخاب راه پرنور شهادت به عالي ترين كمالات دست يافت .

  • *****
    امر به معروف و نهي از منكر




  • گفتاري از شهيد مظلوم آيت الله بهشتي
    قسمت آخر
    معيارها و سبك و سنگين كردن نظامها
    در خود فرو رفتن و فقط بخود انديشيدن از دگران بيخبر ماندن و در خود مستقر و متمركز شدن بي اعتنائي به ديگران از هر كس و از هر نظام كه باشد كاري ناپسند است .
    يك سئوالي از شما برادران و خواهران دارم و حتي از شنوندگان ديگر اين سخن كه اميدوارم پاسخ را خودشان بدهند. اگر از من سئوال بشود برداشت من اين است كه خوب شناختن جود و بخشش و ايثار زشت شناختن بخل خودنوازي و در خود فرورفتن و بيخبري از ديگران كه اين از آن ارزشهاي ثابت است از آن معيارهاي ثابت است دستخوش دگرگونيهاي نظام ها و كيفيت ابزار توليد و تقسيم ثروت و امثال اينها نيست . بر عكس است ما وقتي ميخواهيم نظامها را بشناسيم آن نظامي كه انسان را داراي ايثار بيشتر مي سازد به آن مي گوئيم نظام خوبي است و آن نظامي كه انسان را در خود فرورفته بي اعتنا به انسانهاي ديگر بار مي آورد مي گوئيم نظام انساني نيست .
    ما در سبك و سنگين كردن نظامها اين معيار را بكار مي بريم نه در سبك و سنگين كردن اين معيار نظام ها را اينطور هست يا نيست
    ... دين من اين است دوستان مي توانند خودشان داوري كنند.
    نمونه ديگر.
    رشك و حسد در برابر مهر و گشاده نظري و سعه صدر تنگ نظري و نظربلند و بازداشتن .
    آقا اين حرفها چيست اينها مال نظام سرمايه داريست . خب جانم چه مي گوئي ما نظام سرمايه داريست خيلي خوب من از نظام سرمايه داري اينجا زود بيرون مي آيم . اصلا معطل آن نظام نمي شوم چون مكرر به رفقا گفتم انتقاد من از نظاممهاي ماركسيستي هرگز و هرگز يك در يك ميليارد هم معنايش تاييد نظام فاسدتر منحط تر كثيف تر كاپيتاليستي و يا فئوداليستي و امثال آنها نيست مكرر گفته ام ماترياليسم و ماديگري مورد انتقاد ما شرق و غرب نمي شناسد و ما فقط نگران انسان از خدا بريده هستيم كه همه چيز برايش هيچ و پوچ نشود والا اگر قرار شد درباره ماترياليسم بحث انتقادي كنيم دهها بار در بحثهاي عمومي و خصوصي اين را عرض كرده ام ماديگري غرب سرمايه دار بمراتب كثيف تر پست تر لجن تر از ماديگري بلوك ماركسيست است پس هرگز عرايض من ذره اي در جهت ديگر غير از جهت بررسي تحليلي ارزشها تفسير نشود. در يك جامعه سوسياليستي نه بالاتر از اين اصلا از اين بالاتر در يك جامعه كمونيستي در آنجا دو تا انسان است يعني جامعه كمونيستي در آنجا دو تا انسان است اين دو انسان در يك كارگاه يا يك دانشگاه زندگي مي كنند. يكي از اينها وقتي پيشرفتهاي دوستان همقطارش را مي بيند وقتي پيشرفتهاي رفيق ماركسيستش را مي بيند ناراحت نميشود حتي گاهي خوشحال هم مي شود مي گويد چه خوبست كه در جامعه ما چهره هاي درخشنده روزبروز بيشتر مي شود آن ديگري وقتي پيشرفتهاي او را مي بيند احساس رشك و ناراحتي مي كند و اگر دستش برسد در كار پيشرفت او كارشكني هم مي كند رفتار و موضعگيري اين دو انسان را مي آوريمش جلو ميخواهيم رده بندي كنيم زشت و زيبا و خوب و بد كنيم آيا بنظر شما معطل مي مانيم مردد مي مانيم شك مي كنيم در اين كه كداميك زشت است و كداميك زيبا
    آيا ارتباط ميدهيم اين نظام آن نظام اين زمان آن زمان جامعه صنعتي جامعه كشاورزي جامعه درس خوانده جامعه درس نخوانده عرب عجم اروپائي آسيائي آفريقائي آمريكائي نقشي در اين مساله دارند يا رده بندي كار در داخل اين معيار روشن است آقا آدمي كه خصلتي دارد كه نمي تواند ديگران را ببيند پيشرفت او را ببيند اين يك خصلت ناپسند است در هر نظامي كه بخواهد باشد.
    آدمي كه مي تواند پيشرفت ديگران را ببيند اينهم يك خصلت پسنديده است فورا نگوئيد آقا بلكه ميخواهيد با اين بيان حساسيت توده هاي محروم را در برابر متنعمان برخوردار از همه مواهب از بين ببريد و بگوئيد اين حسد است . كي ما خواستيم چنين كاري را بكنيم چه وقت اسلام خواسته است چنين كاري را بكند همان اسلامي كه قرآن و حديثش از حسد انتقاد مي كند همان اسلام ابوذرش مي گويد شگفتا در شگفتم از آن انساني كه در جامعه اي زندگي مي كند كه حقش را پايمال مي كنند روزيش را مي گيرند و شمشير بدست نمي گيرد كه از خانه بيرون بيايد و مردانه بجنگد تا حقش را بازستاند اينها هر دو مال يك اسلام است .
    آقا بحثهائي كه ما براساس اسلام مي كنيم با آن اخلاق هاي سرمايه داري خواهش مي كنم برايش دو تا حساب باز كنيد بيائيد واقعا يك كمي دور از اين حساسيتهاي زودگذر اول يك مقدار مسائل را تحليل كنيم ببينيم از چه قرار است آخر يك سلسله معيار در دست داشته باشيم و با آن معيارها بيك سمتي برويم همينطوري كه نميشود.
    « درستي و امانت و نادرستي و خيانت » در همان جامعه كمونيستي يك انساني مي آيد يك نامه دارد اين الان ميخواهد برود شنا كند مي ترسد كه اين نامه آب بهش بپاشد و خيس شود بنابراين نامه را ميدهد دست رفيقش و مي گويد اين نامه را نگهدار تا من بروم شنا كنم و بيايم وقتي مي آيد بيرون مي گويد رفيق نامه را بده آن شخص مي گويد كي كجا نامه اي پيش من نبود آن نامه چيز ارزش داري هم نيست . و يك آدم ديگر رفيق ديگري دارد آنهم همين كار را انجام مي دهد ولي كاغذ و نامه را به او ميدهد و ميگويد بفرمائيد و بگيريد اين دو نفر در برابر يك انسان كمونيست از نظر انساني يكجور ارزش دارند يا دو جور
    امانت و درستي و خيانت و نادرستي كه نظام و رژيم نمي شناسد حالا باز فورا مي گويد بلكه آقا شما ميخواهيد با تشويق انسانها به امانت و درستي خدمتگذاران صديق براي رژيم هاي فاسد و تجاوزگر تربيت كنيد!
    چه موقع چه موقع ما به يك انسان صديق درستكار امين گفتيم تو خدمتگذار ظالم تجاوزگر باش ما هميشه گفتيم تعاون و كمك به ظالم گناهي است بزرگ . اعوان ظلمه را چندين قرن است كه داريم در تاريخ تف تفي مي كنيم آخر اين حسابها را از همديگر جدا كنيد بحث آنجا نبود بحث در اين بود كه در مقايسه دو عمل در اين ديدگاه از ديدگاه امانت و درستي و خيانت و نادرستي ببينيم اين دو عمل زشت و زيبائي اش روشن است يا مبهم است
    تابع نظامها و قراردادها ست يا فطرت هر انسان سالم در اينجا مطلب را تميز مي دهد
    معيارهاي فطرت شناس
    سئوال اينجاست مي خواهيم ببينيم آيا يك سلسله معيارهاي فطرت شناس براي شناخت زيبا و زشت داريم يا نداريم
    وفاي بعهد و خلف عهد پول و هيچ چيزي هم در كار نيست كه بحث هاي اقتصادي پيش مي آيد باز دو نفر در هر دنيائي شما بخواهيد فكر كنيد در هر نظامي در هر رژيمي اصلا اسم برايش نمي گذارم .
    مي گويد آقا ساعت پنج شده سر چهار راه منتظر شما هستم بعد توي خانه اش مي گويد اي بابا حالا يك كمي بخوابيم و ببينيم چه مي شود انشاالله سر ساعت پنج ميرسيم بعد يكمرتبه ساعت شش از خواب بيدار مي شود و ميرود به سر آن چهار راه و ساعت هفت مي رسد و دو ساعت رفيقش را زير آفتاب و گرما و يا سرما و يا باران و يا كه اصلا در شرايط عادي خيلي طبيعي است در كنار يك سبزه زار و چمن زار دو ساعت معطل اين ايستاده هي نگاه مي كند الان مي آيد يكدقيقه ديگر مي آيد شناخت اينكار كه زشت است يا زيبا حالت منتظره اي دارد ترديدي در آن وجود دارد تابع نظام است منتظر رژيم است يا مطلب روشن است .
    وفاي بعهد پسنديده و خلف عهد ناپسند در هر جا از هر كس در هر نظام و در هر رژيم چنين نيست
    در مورد مردانگي و شجاعت و زبوني و ذلت چطور
    يك انسان را مي بينيد اين آدم نترس است آنجا كه چيزي بنظرش خوب بيايد صحيح بيايد مي ايستد و دفاع مي كند انسان ديگر مي بيند هزار جور از او سواري مي كشند و مي گويد حالا ببينيم چه مي شود!
    اين دو انسان در برابر كشش فكري شما يك مقام و يك ارزش دارند يا مي گوئيد ببينيم در چه رژيمي زندگي مي كنند يا انسان شجاع نترس فداكار در هر نظام و در هر شرايط ارزش دارد و انسان ترسوي زبون ذليل ضعيف نامحمود و ناپسند است نامطلوب و نامرغوب است در هر رژيم و در هر نظام و هر جامعه و هر امت و از اين قبيل .
    « انصاف » خود و ديگران را با يك ديدگاه نگاه كردن آنچه بر خود نمي پسندي بر ديگران نپسند و آنچه بر خود مي پسندي براي ديگران هم بپسند اين « انصاف » مي شود.
    بي انصافي كه « بد ديگران » خيلي بزرگ است و « بد من » اي آقا چيزي نبود « خوب ديگران » خيلي كم ارزش است و « خوب من » آي طبق بياوريد مثل حلوا بگذاريد روي سر وحلوا حلوا كنيد كه بنده يك كار خوب انجام داده ام .
    خب در شناخت اينكه كداميك از اين ها « معروف » است و كداميك « منكر » ترديدي انتظاري و حتي منتظر وحي هستيد كه قرآن چه مي گويد يا منتظر نظاميد كه چنين انساني در كدام نظام و رژيم زندگي مي كند
    اين يك سلسله از نظامهاي فردي معيارهاي اجتماعي هم كه الي ماشاالله آقا بالا بروي يا پائين بيائي جامعه اي را اصلا بالاي سرش قرآن پهن كنيد مادامي كه در آن جامعه در يك سو گرسنه بيچاره از سرما بلرز وجود دارد و در سوي ديگر متنعمان برخوردار از همه چيز اين جامعه لجن است تمام چهره اش را با قرآن بپوشان لجن است . آيا كسي در دنيا منتظر اين مي نشيند كه ببيند اين جامعه جامعه قرآني است يا انجيلي است يا توراتي است يا بودائي يا اوستائي يا مائوئيست است
    نگاه مي كند مي بيند اگر در جامعه به همه انسانها بچشم انسان نگاه مي شود ضرورتهاي زندگي آنها تامين مي شود و در جامعه اي ديگر انسانهايش به آنها به چشم انسان نگاه نمي شود احتياجات آنها بي ارزش است يكطرف شهرش خيابانهايش گلكاري دارد و طرف ديگرش چندين سال است كه چاله چوله هايش تبديل به دره و ماهور شده اين جامعه هر برچسبي مي خواهد داشته باشد آيا مردم سالم دنيا در رده بندي اين دو نوع جامعه و خوب و بد كردن آن حالت انتظار پيدا مي كنند تا ببينيم آيا قرآن در اين زمينه چه مي گويد انجيل در اين باره چه گفته بخصوص اوستا چه مي فرمايد اوپاني شادي هاي آئين هندي چه سخن مي گويد كتاب مائو در اين باره چه آورده لنين در اين زمينه چه گفته ماركس چه گفته اين حرفها نيست منتظر اينها نيستيم آقا بلكه اين جامعه بد اين جامعه ناقص و اين جامعه داراي كمبود است و دراين شكي نيست اينقدر بحث نمي خواهد.
    مثال ديگر
    جامعه ايست كه خوب آدمها را تر و خشك مي كنند شكم براه و پائين شكم هم براه لباس روبراه و مرخصي سالانه كنار دريا همه فراهم لوازم زندگي برقي همه دارند اما اين يك سرود و گوشها كه در اين جامعه هستند اين ها وقتي خوب نگاه بكني مي بيني پيچ و مهره هاي بي اراده اي هستند در ماشين بزرگ جامعه و اگر هم خوب پروارشان مي كنند براي اين است كه خوب از گوشتشان استفاده كنند اين يكنوع جامعه .
    جامعه اسلامي بهترين نمونه تبليغ براي اسلام
    در جامعه اي ديگر هر انساني انتخاب گراست خود انتخاب مي كند انسان برخوردار از حق انتخاب گري و انسان محروم از حق انتخاب گري اينجا يكقدري مساله ظريف مي شود اينجا شايد يكقدري بحث بايد گسترده شود ولي براي دوستاني كه آشناي به بحث هستند انتخاب اينكه كداميك از اين دو نوع جامعه خوب است و كدام بد احتياج به بحث و ترديد و تحليل دارد كدام انساني است و كدام ضد انساني است احتياج به فلسفه بافي دارد عرض كردم فقط يك كمي شايد روشن كردن اين مطلب كه چون كمي ظريف است احتياج به توضيح بيشتري داشته باشد و از اين قبيل و از اين قبيل .
    آنچه ما مي فهميم اين است كه اين خوب و بدها اين پسند و ناپسندها به راحتي براي هر انسان سالم قابل شناخت است . گروهي « معروف » خوب همه كس شناس و گروهي « منكر » بد مردود همه كس شناس هستند و آنچه از آيات كريمه قرآن در دعوت « و لتكن منكم امه يدعون الي الخير و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر » مي فهميم اين است كه قرآن مي خواهد انسانها گامهاي نخستين براي انتخاب راه راستين را بكمك اين شناخت ها بردارند و به همين دليل بار ديگر اين نكته را تكرار كنم كه بهترين تبليغ براي اسلام فرد مسلمان نمونه و جمع مسلمان نمونه و امت اسلامي نمونه است و تبليغهاي ديگر بدون اين گمان نمي كنم بتواند سودي براي ترويج اسلام داشته باشد.
    ماديگري غرب سرمايه دار به مراتب كثيف تر پست تر و لجن تر از ماديگري بلوك ماركسيست است .
    آدمي خصلتي دارد كه نمي تواند ديگران را ببيند پيشرفت او را ببيند اين يك خصلت ناپسند است در هر نظامي كه بخواهد باشد.
    آنچه بر خود نمي پسندي بر ديگران نپسند و آنچه بر خود مي پسندي براي ديگران هم بپسند اين « انصاف » مي شود.

  • *****
    نگاهي به زندگي آيت الله مدني كاشاني




  • حضرت آيه الله العظمي حاج آقا رضا مدني كاشاني « قدس سره » در محرم الحرام 1321 قمري در كاشان متولد شدند. والد ايشان حضرت آيت الله ملاعبدالرسول مدني و والده گرامي ايشان صبيه حضرت آيت الله العظمي ملاحبيب الله شريف كاشاني مي باشد. معظم له پس از تحصيل مقدمات و سطح در شهر كاشان در سال 1340 قمري به حوزه علميه قم مشرف شدند و از محضر حضرت آيت الله العظمي حائري يزدي موسس حوزه علميه قم كسب فيض نموده و اجازه اجتهاد خود را از معظم له و نيز حضرت آيت الله العظمي آقا ضياالدين عراقي و حضرت آيت الله العظمي سيدابوالحسن اصفهاني دريافت نمودند. ايشان داراي رساله اي بنام « فرائض المقلدين » و تاليفاتي به زبان عربي و فارسي دارند كه مورد استفاده فضلا و طلاب حوزه هاي علميه قرار مي گيرد. ايشان پس از 93 سال تلاش بي وقفه در صحنه هاي علم و تقوي هنگام ظهر جمعه 24 ذيحجه 1412 قمري مطابق با پنجم تيرماه 1371 شمسي به ديار باقي شتافتند . رحمه الله عليه .