
« خدا از ديدگاه قرآن » يكي از كتابهاي ارزشمند شهيد
مظلوم آيت الله بهشتي است كه به طور مكرر توسط دفتر نشر
فرهنگ اسلامي تجديد چاپ شده است . شهيد مظلوم آيت الله
بهشتي در مقدمه كتاب مذكور كه 247 صفحه دارد
چنين
مي نگارد :
تعاليم قرآن در زمينه مسائل مابعد الطبيعه
اساسي ترين
بخش از معارف پرارزشي است كه اين گنجينه معرفت الهي
در
اختيار جست وجوگران نهاده است .
از آنجا كه اين تعاليم در حقيقت سنگ زيربناي
اسلام شناسي است
آگاهي بر آنها نقش موثري در كسب آگاهي
صحيح از تعاليم ديگر اسلام دارد
به همين جهت
در طول
مدت چهارده قرن كه از نزول اين كتاب الهي مي گذرد
همواره
عده اي از برجسته ترين دانشمندان و متفكران مسلمان
به
تحقيق و تتبع درباره اين مسائل پرداخته و در اين زمينه آثاري
بس ارزنده از خود به يادگار گذارده اند. متاسفانه اين تلاش
هميشه و در همه موارد از تاثير نامطلوب پيشداوريها
گرايشها
و موضع گريهاي قبلي مصون نبوده است و به همين جهت در
آثار دانشوران نامدار و شايان احترامي كه در اين باره تحقيق
كرده اند
گهگاه به جانبداريهاي تعصب آميز از يك نظر در برابر
نظر ديگر برمي خوريم كه به هيچ وجه با ارج علمي و فكري آنان
متناسب به نظر نمي رسد. بديهي است كه اينگونه جانبداريها
از ارزش تحقيقي كار اين نام آوران كاسته و آهنگ « حق جويي
بي شائبه » را كه شايسته هر تحقيق خالص است در آثار آنها
ضعيف كرده است .
همه كساني كه به اين نقطه ضعف در كارهايي كه تاكنون در
زمينه شناخت معارف قرآن انجام گرفته توجه دارند
احساس
مي كنند كه براي شناخت چهره واقعي اسلام در آينه كتاب و
سنت
بايد بار ديگر كوشيد و در اين كوشش از روشي
صددرصد تحقيقي استفاده كرد; و حداكثر تلاش را به كاربرد
كه اين تحقيق از هر گونه جانبداري
پيشداوري و گرايش قبلي
آزاد باشد.
دست زدن به يك چنين كوشش آزاد در تحقيقات مربوط به
علوم طبيعي
كم و بيش آسان است . تحقيق آزاد در اين علوم اگر
در آغاز كار با مشكلاتي روبه رو بوده است
اينك راه هموار
شده اي دارد; ولي در علوم ديني چطور براي يك پژوهشگر
آزاده همواره اين سئوال مطرح است كه : آيا در شناسايي چهره
واقعي و محتواي خالص اديان
از جمله اسلام
اصولا ممكن
است روشي صد در صد تحقيقي به كار برد كه از هرگونه گرايش
قبلي كاملا آزاد باشد
شرط اساسي يك تحقيق صد درصد خالص آن است كه
محقق از تاثير موافق يا مخالف اعتقاد شخصي
جهت گيري
اجتماعي
سود و زيان مالي و غيرمالي
و عوامل گرايش آور
ديگر كه در فهم و استنباط آدمي اثر مي گذارد
آزاد باشد. آيا
يك چنين آزادي در دايره تحقيق ديني اصولا ممكن است اگر
محقق به يك راي در يك مساله ديني معتقد باشد
آيا
خواه ناخواه پشتوانه هاي تاييد كننده آن راي
زودتر و
برجسته تر از دلائل بطلان آن
نظر او را جلب نمي كنند به هر
صورت راه حل اين مشكل چيست
آيا تحقيق درباره مسائل ديني را به كساني واگذاريم كه در
اين مسائل به هيچ يك از دو طرف مثبت و منفي معتقد نباشند
اين كار اگر در مورد مسائل فرعي ديني تا حدودي سودمند
باشد
در مورد مسائل اصلي
و به خصوص در اصل مساله
دين
سودمند نمي افتد.
در اين بخش غالبا بي گرايشي به يك طرف
خود به خود با
گرايشي به طرف ديگر همراه است . اگر كسي به اصل هستي
خدا
يا به اصل پيامبري و وحي
يا خصوص پيامبري پيام آور
اسلام معتقد نباشد
اين بي اعتقادي خود به خود در زندگي او
اثر مي گذارد و سبب مي شود كه خود را از بسياري از تعهداتي
كه يك انسان مومن به خدا و راه انبيا
بر عهده خويش
مي يابد آزاد بداند. در اين صورت آيا چنين شخصي مي تواند
در تحقيق خود از گرايش به آن زمينه فكري كه اين بي اعتقادي
او را توجيه مي كند مصون بماند
به نظر ما در تحقيقات ديني اگر اميدي هست به اشخاصي
است كه در كار تحقيق هشيار و بر خويشتن مسلط اند; هر چند
در صف مومنان راستين باشند و اعتقاداتي محكم و شسته و
رفته داشته باشند. تنها اين گونه افراد مي توانند همواره به
راستي در صدد فهميدن و شناختن باشند و اين آمادگي را در
خود زنده نگه دارند
كه اگر حق بر خلاف چيزي بود كه تاكنون
بدان معتقد بوده اند
به خود آيند و « مستبصر » شوند و اعتقاد
راسخ و راستين را تنها شايسته رايي بدانند كه از پشتوانه دلايل
روشن برخوردار باشد.
اين گونه افراد همواره پا به پاي دليل پيش مي روند و در راه
پيروي از دليل
از هيچ چيز ديگر واهمه ندارند.
كتابي كه اينك به جست و جو گران تقديم مي شود
گامي
است به سوي اين هدف
در زمينه مسائل مابعدالطبيعه در
قرآن .
نويسنده هرگز اين دعوي را ندارد كه اين گام را تمام و
كمال
بدون هيچ عيب و نقص
برداشته و از هرگونه خطا و
لغزش مصون مانده است . او همين اندازه مي تواند دلخوش
باشد كه با تمام وجودش خواهان چنين تحقيقي درباره اسلام
است
و اين گام را از روي چنين شوقي برداشته است
و اگر
كار او تنها همين ارزش را داشته باشد كه قدمي نو در راه
شناختن و شناساندن تعاليم واقعي قرآن
و راه گشاي راهي نو
به سوي اين مقصود باشد
آن را توفيقي بزرگ از جانب خداي
توفيق بخش مي شمرد و او را بر اين نعمت سپاس مي گذارد.
اميدوارم در راه پرنشيب و فراز و پرپيچ و خم دين شناسي
همگان از هدايت الهي برخوردار و از لغزشهاي انحراف آور
مصون باشيم .
شهيد مظلوم آيت الله بهشتي درباره كتاب « خدا از ديدگاه
قرآن » مي گويد :
در اين خداشناسي اثري از بحثهاي جنجالي و نيرو بر
بادده و سرگرم كننده ـ كه آفت بزرگي براي زندگي فرد و امت
است ـ نمي يابيم و اين خود درسي است بس آموزنده كه در
بحثهاي متافيزيكي از اين گونه بحثهاي بي فرجام بگريزيم .
بحثهايي كه عموما به نتيجه روشن نمي رسد و غالبا با
اظهارنظرهاي ندانسته و ظني
و جهت گيريهاي تعصب آميز و
جاهلانه همراه مي گردد و اثري جز جنگ و جدالهاي بي ثمر
عقيدتي به جاي نمي گذارد.
شهيد مظلوم آيت الله بهشتي : اگر كسي به
اصل هستي خدا
يا به اصل پيامبري و وحي
يا
خصوص پيامبري پيام آور اسلام معتقد نباشد
اين
بي اعتقادي
خود به خود در زندگي او اثر
مي گذارد.
آيت الله بهشتي درباره كتاب خدا از ديدگاه
قرآن مي گويد : در اين خداشناسي اثري از
بحث هاي جنجالي و نيرو بر باد ده و سرگرم كننده اي
كه آفت بزرگي براي زندگي فرد و امت است
نمي يابيم .

*****
حج در قرآن
|

كتاب « حج در قرآن » يكي از آثار ارزشمند شهيد مظلوم
آيت الله بهشتي است كه به طور مكرر توسط دفتر نشر فرهنگ
اسلامي در 142 صفحه تجديد چاپ شده است
برخي از
عناوين موجود در فهرست كتاب مذكور چنين است : آيات
حج
موهومات و خرافات به جاي حج
تحريف مناسك حج
صلح حديبيه
سنت شكني
حجه الوداع
حج كنوني امت
اسلامي
مسئوليت شيعه
حفظ يكتاپرستي هدف مناسك حج
نتايج اجتماعي حج
حج يك نظام اجتماعي متعادل
مراسم
حج نمونه عملي جامعه اسلامي
رابطه نظم و نظام اجتماعي
فلسفه تشريع قرباني
قرباني يك تمرين روحي براي انفاق
بعد
سياسي حج
امت اسلامي يك واحد سياسي
اجتماع حج
فرصتي براي شكل گيري نهضت هاي اسلامي
حج و
خودسازي
الگوي خودسازي
احكام حج تمرين خودسازي
تقوا يك حالت هدايت كننده است
مبارزه با آسايش طلبي
ترك خودآرايي
تعهد خودداري از لذتهاي جنسي
و عناوين
متعدد ديگر. در يكي از صفحات كتاب مذكور
مي خوانيم :
بنابراين
اين مسئله ديگري است و غير از كنگره مصطلح
مي باشد. اين بدان معناست كه مسلمانان بيدار از فرصت حج
استفاده ميكنند تا نهضتهاي بيداركننده سازنده
ريشه بگيرد
از
نظر فكري گسترش يابد و از نظر هدايت و رهبري شكل بهتري
پيدا نموده با آهنگي سريعتر به ثمر برسد. همين امام صادق (ع )
كه در آنجا به امير الحاج مي فرمايد « برو يك لحظه هم توقف
نكن » به پيروان و اتباعش
به كساني كه به رهبري امام
صادق (ع )
نهضت تشيع را ساخته اند
در راه رسيدن به اسلام
حق و اسلام پاك و نظام اسلامي حق با زمامداري بر حق
به
آنها مي فرمايد : ميدانيد جز متمم و مكمل حج چيست لقا
الامام .
پيروان امام صادق (ع ) و اعضا نهضت تشيع
بايد از
فرصت حج براي ديدار رهبرشان استفاده كنند
از نزديك او را
به بينند
تعاليم لازمه را از او بگيرند و نهضت لازم
واجب و
موثرشان را ادامه دهند.
روايتي در اين زمينه از امام صادق (ع ) هست . ولي فعلا دو
روايت كوتاه را از امام باقر(ع ) ميخوانم ـ و كلهم نور واحد.
زراره ميگويد : امام فرمود :
« انما امر الناس ان ياتواهذه الاحجار
فيطوفوا بها
ثم
ياتونا فيخبر ونا بولايتهم و يعرضوا علينا نصرهم » به مردم
دستور داده شده است بيايند به سوي اين سنگها ـ اين خانه
سنگي و اين سنگ سياه و سنگهاي ديگر ـ و پيرامون آن بگردند
و طواف كنند و بعد نزد ما بيايند و به ما خبر به دهند كه ـ جزو
حزب ما هستند ـ و ولايت ما را دارند (ولايت به معني
همبستگي سياسي
عقيدتي و اجتماعي ) و به ما پيوسته و
فرمانبردار ما و تابع ما و به ما عرضه كنند اين را كه آماده كمك
به ما هستند.
روايت ديگر از امام باقر(ع ) است : كه فرمود :
تمام الحج لقا الامام » ميدانيد مكمل حج چيست ديدار
امام و رهبر و پيشوا.
اينجا ديگر منظور از اين امام
امير الحاج نيست
اينجا
امام
رهبر نهضت پرارزش شيعه است . بنابراين اگر متفكراني
كه حج را بعنوان يك كنگره مطرح ميكنند منظورشان اينست كه
نمايندگان و افراد موثر و مطلع متحرك زنده و بيدار امت
اسلامي
در مراسم و موسم حج با يكديگر ملاقات و تبادل نظر
كنند و مشكلات و يا پيشرفتهاي نهضت را در گوشه و كنار عالم
اسلام با يكديگر در ميان بگذارند و از اين فرصت براي پيشبرد
كوششهاي پر ارزش و تحركهاي جامعه اسلامي استفاده كنند;
كاملا صحيح است .
آيت الله بهشتي : مسلمانان بيدار از فرصت حج
استفاده مي كنند تا نهضت هاي بيدار كننده و
سازنده
ريشه بگيرد
از نظر فكري گسترش يابد و
از نظر هدايت و رهبري شكل بهتري پيدا نموده با
آهنگي سريع تر به ثمر برسد... بنابراين اگر
متفكراني كه حج را به عنوان يك كنگره مطرح
مي كنند
منظورشان اين است كه نمايندگان و افراد
موثر و مطلع و متحرك و زنده و بيدار امت اسلامي
در مراسم و موسم حج با يكديگر ملاقات و تبادل نظر
كنند و مشكلات و يا پيشرفت هاي نهضت را در گوشه و
كنار عالم اسلام با يكديگر در ميان بگذارند و از اين
فرصت براي پيشبرد كوششهاي پرارزش و تحركهاي
جامعه اسلامي استفاده كنند
كاملا صحيح است .

*****
اقتصاد اسلامي
|

كتاب « اقتصاد اسلامي » يكي از آثار ارزشمند شهيد مظلوم
آيت الله بهشتي است كه به طور مكرر توسط دفتر نشر فرهنگ
اسلامي در 185 صفحه تجديد چاپ شده است . برخي از
عناوين فهرست كتاب مذكور چنين مي باشد : مالكيت در
اسلام
مالكيت خدا و منشا آن
مالكيت انسان و منشا و
حدود آن
انواع مالكيت
آثار مالكيت
انواع سرمايه
ديدگاه
اسلام در مورد سود و سرمايه بازرگاني
مشكلات اقتصادي ما
و راه حل آنها
بانكداري و قوانين مالي اسلام
ماليات در
اسلام
ابعاد اساسي در بخش اقتصاد قانون اساسي
بحثي در
بيمه هاي اجتماعي و عناوين متعدد ديگر.
در يكي از صفحات كتاب مذكور مي خوانيم :
آيا حق تصرف ناشي از مالكيت
تا حد و مرز اتلاف و از
ميان بردن و بيهوده نابود كردن نيز پيش مي رود يا نه مثلا اگر
كسي درخت گلابي بكارد و اين درخت رشد كند و ميوه بدهد
مالك اين گلابيها خواهد شد. حال اگر او گلابيها را به حال
خود رها كند تا از بين بروند
از نظر حقوقي حق دارد به دليل
مالك بودن چنين كاري را انجام دهد
آيا اگر مالكيت گلابيها به
او چنين حقي را نمي دهد
ديگراني كه بدانند او قصد رها كردن
گلابيها را به حال خود دارد
مي توانند آنها را تصرف و مصرف
كنند در اينجا نيز دو نظر مي تواند وجود داشته باشد :
1 ـ گلابيها ملك شخصي است كه درخت گلابي را كاشته
است
و حال كه او مالك آنهاست مي تواند آنها را به حال خود
بگذارد تا بپوسد ( و از بين برود). اگر او چنين عملي را انجام
داد مرتكب بدترين نوع اسراف (تبذير) يعني تلف كردن مال
شده است
ولي با اينكه گناه كرده است كسي نمي تواند بدون
اجازه او و بدون مبادله يا بخشش از اين گلابيها مصرف كند
زيرا در اين ميان رابطه مالكيت همچنان برقرار است .
2 ـ مالكيت گلابيها اصولا به او چنين حقي را نمي دهد
بنابراين اگر ديگران بدانند كه او قصد رها كردن گلابيها را دارد
مي توانند آنها را مصرف كنند.
آنچه تاكنون درباره منشا مالكيت در منطق فطرت
و جواز
تصرف مالك در ملك خويش گفته شد
شامل اتلاف نمي شود.
به هر حال ممنوعيت اخلاقي و اجتماعي اتلاف در منطق سالم
فطري
بسيار روشن و واضح است و به نظر مي رسد منطق
فطري به مالك حق اتلاف را ندهد و حق تصرف تا مرز اتلاف
پيش نمي رود. اگر مالك بخواهد ملك خويش را تلف كند
نوعي « اعراض » تلقي مي شود به طوري كه (آن مال ) به كلي از
مالكيت او خارج مي شود و رابطه مالكيت شخص با آن چيز از
بين مي رود. اين شخص مرتكب گناه شده است
زيرا حق
مالكيتي كه خداوند به او داده است تا مرز اتلاف پيش نمي رود
و او اصولا در ملك خداوند تصرف نابجا كرده است . مثلا اگر
شخصي از پشت بام بخواهد ليواني را به قصد شكستن بيندازد
اگر ديگري در بين راه آن ليوان را بگيرد
صاحب آن كداميك از
آن دو هستند
اين يك بحث حقوقي است كه در فقه نيز مطرح
است . شخصي كه قصد داشت از پشت بام ليوان را بيندازد و
بشكند
با عمل پرتاب رابطه مالكيت او با ليوان قطع مي شود و
اين « اعراض » نام دارد. اگر او اين حق را داشت كه شاهد تلف
شدن مال خويش باشد
بايد اين رابطه قطع نمي شد
و قطع
شدن رابطه به صرف اين عمل
بدين معناست كه ديگر در آن
حق اتلاف نيست .
با تصميم و اولين اقدام شخص (براي اتلاف مال خود)
دو مساله به وجود مي آيد و يك گناه تكليفي
و ديگر يك اثر
حقوقي كه همان قطع مالكيت اوست
به گونه اي كه اگر فرد
ديگري آن مال را از تلف شدن نجات دهد
مالك آن مي گردد.
شهيد مظلوم آيت الله بهشتي : به نظر مي رسد
منطق فطري به مالك حق اتلاف را ندهد و حق
تصرف تا مرز اتلاف پيش نمي رود
اگر مالك بخواهد
ملك خويش را تلف كند
نوعي اعراض تلقي
مي شود
به طوري كه آن مال به كلي از مالكيت او
خارج مي شود و رابطه مالكيت شخص با آن چيز از
بين مي رود.

| | |