روزنامه جمهوري اسلامي 04/04/1382 صفحه مقالات
*****
نامه طلاب بسيجي مدرسه حقاني به رهبر انقلاب


  • بسمه تعالي
    قال الله تعالي : (ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا)
    محضر مبارك رهبر فرزانه و سكاندار بيدار نظام اسلامي حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (دام ظله العالي )
    پس از عرض سلام و تقديم ارادت و احترام اوقات شريفتان را ارزشمندتر از آن مي دانستيم كه با نوشته خود مصدع شويم ولي از اين جهت كه در ماه ها و روزهاي اخير ارسال نامه سرگشاده به حضرتعالي شكل خاصي به خود گرفته و گويي عده اي تصميم گرفته اند برخي از حرفهاي باطل و ناصواب خود را با عبارت هاي مختلف آنقدر تكرار كنند كه موثر افتد و ذهن هايي را به خود متوجه سازد ما نيز بر آن شديم تا جملاتي را به عنوان درد دل با رهبر و مقتداي خود مطرح نماييم .
    اي رهبر عزيز در قرآن كريم خوانده ايم (و مي خوانيم ) افرادي كه به صورت عمده از « ملا » و « مترفين » يعني « برخورداران از موقعيت هاي اجتماعي و اقتصادي و غيره » بودند پاك ترين انسانها يعني انبيا الهي (عليهم السلام ) و در راس آنها وجود شريف حضرت ختمي مرتبت (صلي الله عليه و آله ) را به بدترين وجهي مورد ترور شخصيت قرار داده و زشت ترين اتهامات را به ايشان متوجه مي ساختند. اينان انبيا الهي را انسانهايي :
    « ديوانه » « ساحر » : (كذلك ما اتي الذين من قبلهم من رسول الا قالوا ساحر او مجنون ) . (ذاريات 52 )
    « نادان » : (قال الملا الذين كفروا من قومه انا لنراك في سفاهه )(اعراف 52 )
    « شاعر مجنون » : (و يقولون ائنا لتاركوا الهتنا لشاعر مجنون )(صافات 36 )
    « كاهن » : (و لا بقول كاهن قليلا ما تذكرون )(حاقه 42 )
    « كهنه پرست و افسانه سرا » : (ان هذا الااساطيرالاولين )(انعام 25 )
    « فاقد بينش و آگاهي و تاثيرپذير از ديگران » : (و منهم الذين يوذون النبي و يقولون هو اذن )(توبه 61 )
    « رياست طلب و سلطه جو » : (ما هذا الا بشر مثلكم يريد ان يتفضل عليكم )(مومنون 24 )
    « جبار » : (ان تريد الا ان تكون جبارا في الارض )(قصص 19 )
    معرفي مي كردند و پيروان انبيا عليهم السلام را :
    انسانهاي فرومايه و سطحي نگر : (و ما نراك اتبعك الا الذين هم اراذلنا بادي الراي )(هود 27 )
    كه فريب ارزشها و تعاليم ديني را خورده : (اذ يقول المنافقون و الذين في قلوبهم مرض غر هولا دينهم .)
    (انفال 49 )
    و از روي سفاهت و نفهمي تعاليم دين را دربست پذيرفته اند : (انومن كما آمن السفها) مي دانسته اند و در مقابل خود را
    انسانهاي فهميده و اصلاح طلب : (انما نحن مصلحون ) (بقره 11 ) كه عقل و منطقشان اجازه پذيرفتن اعتقادات مردم را به ايشان نمي دهد : (و اذا قيل لهم آمنوا كما آمن الناس قالوا انومن كما آمن السفها الا انهم هم السفها) (بقره 13 ) مي دانستند.
    قرائت و مشاهده اين آيات نوراني تحمل جفاهايي را كه در اين روزها در قالب نوشته و نامه در حق آن قائد فرزانه و بسيجيان مخلص و بي ادعا و مردم با صفا مومن و انقلابي مي شود برايمان آسان مي سازد.
    آري !
    نكويي چون ز حد بگذشت گردد باعث زحمت
    ز فرط حسن و زيبايي مشقت مي برد يوسف
    رهبرا! با هم در قرآن خوانده و مي خوانيم كه باطل در مثل همچون كف روي آب است داراي « نمودي » منهاي « بود »
    و عمري كوتاه و فاقد هر گونه خاصيت و حق همچون آب سودبخش و بادوام (انزل من السما ما افسالت اوديه بقدرهالله فاما الزبد فيذهب جفاا) (رعد177 ) و بااين كلمات نوراني آشناييم كه هميشه عاقبت از آن تقوا و متقين (و العاقبه للتقوي ) (طه 132 ) و العاقبه للمتقين (اعراف 128 ) است حقيقتي كه تاريخ هزار ساله پاكان گواه صدق آن است و اين آيات در گوشمان هست آنان كه حركتشان را با نام « خدا » شروع كردند و بر مسير الهي ثابت قدم ماندند مورد عنايت ويژه خداوند واقع مي شوند و فرشتگان رحمت برايشان نازل شده و بشارت هاي خداوند را بر ايشان ابلاغ مي كنند (ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا) (فصلت 30 )
    از اين روست كه وقتي منطق قرآني و ديني حضرتعالي را در مسائل مختلف در مورد سياست هاي داخلي و خارجي و خصوصا در زمينه دشمن شناسي مي شنويم و وقتي گوش جانمان با اين كلام دلنشين نوازش مي شود كه خطاب به امام و مقتدايمان حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرج الشريف ) مي فرماييد :
    « اي سيد و مولاي ما پيش خداي خود گواهي بده كه در راه خدا تا آخرين نفس ايستاده ايم »
    بي اختيار اشك شوق از چشمانمان سرازير مي شود و غرور توام با آرامش سرتا پاي وجودمان را پر مي كند و راز آن همه عشقي كه مردم به رهبراشان دارند و در مقاطع مختلف ابراز مي دارند برايمان آشكار مي شود چرا كه (ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا) (مريم 66 ) « آنان كه ايمان آورده اند و به اعمال شايسته اهتمام ورزيدند خداوند رحمان براي ايشان مودت قرار مي دهد » (و دلهاي مومنان را از عشق به ايشان لبريز مي سازد).
    محبوبا! مشاهده بعضي از نامه هاي سرگشاده در اين روزها و بعد از تجاوز نظامي آمريكا به كشور اسلامي عراق ما را به ياد خطبه 184 نهج البلاغه مي اندازد و آن زمان كه « برج بن مسهر طائي » كه از « شعراي خوارج » بود با صداي بلند به گونه اي كه حضرت علي (عليه السلام ) بشنوند فرياد برآورد « لا حكم الاالله » كلام حقي بود و از آن جز باطل اراده نشده بود اميرالمومنين (عليه السلام ) هم در جوابش فرمودند « اسكت قبحك الله يا اثرم فوالله لقد ظهر الحق فكنت فيه ضئيلا شخصك خفيا صوتك حتي اذا نعر الباطل نجمت نجوم قرن الماعز « صدايت را خاموش كن ـ خدايت زشت گرداند و درهم بشكند ـ به خدا قسم زماني كه حق آشكار بود تو شخصيتي گمنام و بي صدا بودي ( چه شد اكنون كه ) نعره باطل بلند شده (تو هم دلير شده اي و) مانند شاخ بز سربرآورده اي » .
    راستي چرا بعضي از صداها در اين مقطع بصورت هم زمان بلند شده است !!
    در خاتمه باز هم از اينكه اوقات شريف آن رهبر محبوب و فرزانه را تصديع نموديم پوزش مي طلبيم و چشم به راه « سپيده » و منتظر پرتوافشاني « آفتاب چهاردهم » و با ياد مدام « حضرت روح الله » براي سلامتي و طول عمر شريف حضرتعالي و بقا و روزافزوني نظام اسلامي دعا مي كنيم و همچون هميشه خشم انقلابي خود را براي دشمنان زخم خورده خارجي همچون امريكاي جنايت كار و اسرائيل غاصب در سينه نگه مي داريم و براي دوستان جاهل يا زبون هدايت و لطف الهي را مسئلت مي نماييم و آمادگي هر گونه خدمت و سربازي در ركاب شما را از خداوند منان آرزو داريم .
    والسلام
    فرزندان بسيجي تان در مدرسه حقاني