شيوع مفاسد اقتصادي در بين مسئولان دولتي مساله اي
است كه اكثر دولتهاي جهان با آن درگير هستند و كشور آمريكا
به عنوان يك كشور توسعه يافته جهان نيز تا حد زيادي درگير
اين مساله است .
يكي از ارگانهاي دولتي در آمريكا كه تا حد زيادي
مسئولان آن دچار مفاسد اقتصادي هستند شهرداريها است .
تنها در سال گذشته چهار شهردار آمريكايي به اتهام جرايم
مختلف اقتصادي دستگير و پس از بررسيهاي مختلف محكوم
به حبس شدند.
« ژوزف گنيم » شهردار شهر « بريجبورت » آمريكا كه در 16
مورد مفاسد اقتصادي از جمله اخاذي
غصب
رشوه خواري و
سواستفاده هاي جنسي مجرم شناخته شد به 126 سال حبس
و پرداخت 4
5 ميليون دلار جريمه نقدي محكوم شد . « مارتين
بارنز » شهردار شهر پاترسون آمريكا به جرم اخذ 200 تا 300
هزار دلار رشوه به 37 ماه زندان محكوم شد . « لاري والاس »
يكي ديگر از شهرداران آمريكا از شهر آتلانتا است كه به جرم
اخذ 70 هزار دلار رشوه به 4 سال حبس و پرداخت 900 هزار
دلار جريمه محكوم شد. شهردار و اعضاي شوراي شهر
« كارسون » آمريكا نيز به اخذ 55 هزار دلار رشوه متهم شدند
كه پرونده آنها در دست بررسي است .
از ديگر ارگانهاي دولتي آمريكا كه كم و بيش مسئولان آن
دچار مفاسد اقتصادي مي شوند مجلس آمريكااست .
تنها در سال گذشته چهار نفر از نمايندگان مجلس آمريكا
در موارد اتهامي خود مجرم شناخته و به حبس يا انفصال از
خدمت يا پرداخت جريمه نقدي محكوم
گرديدند.
« گريگوري راس » يكي از نمايندگان مفسد مجلس فدرال
آمريكاست كه به جرم اختلاس و اخاذي به يك سال و يك روز
حبس محكوم شد. « فرد تاول » نماينده ديگر آمريكايي است كه
نمايندگان ناحيه سالفوي آمريكا را بر عهده داشت و خودش به
رشوه خواري و اختلاس اقرار كرد و از سمت خود استعفا داد.
مسئولين قضايي تا شش ماه حبس را براي وي تخمين زده اند.
« لين بدخورد » سرپرست سابق استانداري ايالت « سان
جواكوين » و « مونته مكمال » نماينده مجلس آمريكا دو نفر ديگر
از مسئولان آمريكايي هستند كه به رشوه خواري و اخاذي از
شركت برق « كاليپن » متهم شدند و در حال حاضر پرونده آنها
در دست بررسي است .
فساد اقتصادي در آمريكا تنها به مسئولان درجه پائين
مربوط نمي شود بلكه مديران درجه دو و سه آمريكا نيز بدان
مبتلا هستند ديك چني معاون رئيس جمهور آمريكا و رئيس
سابق شركت نفتي هاليبرتون نمونه بارز آن است .
حال اگر از نحوه كسب قراردادهاي متعدد اين شركت در
عراق صرفنظر كنيم
اين شركت در زمان رياست ديك چني
2
4 ميليون دلار به يكي از مقامهاي نفتي نيجريه براي معافيت
از ماليات رشوه پرداخت نمود. هاليبرتون در حال حاضر
مشغول احداث يك پالايشگاه و چند حوزه نفتي و گازي در
نيجريه است .

*****
رنتيسي : از يك وجب خاك فلسطين
نمي گذريم
|

مقاله اي به قلم : عبدالعزيز رنتيسي
به دنبال موافقت با تشكيل كابينه جديد تشكيلات
خودگردان به رياست ابومازن
اظهارنظرها در مورد سرنوشت
مقاومت و احتمال وقوع جنگ داخلي و از هم گسيختن وحدت
ملي فلسطينيان زياد شده است . بسياري از پرسشگران
سئوالات خود را به سبب نگراني نسبت به آينده ملت فلسطين
در سايه تشكيل كابينه جديد و علاقه شديد به ادامه راه جهاد
كه دشمن صهيونيستي را با نابودي مواجه ساخته و او را در
هممه جوانب فرسوده كرده است
مطرح مي سازند.
ترس و نگراني بسياري از كساني كه حوادث فلسطين را
پيگيري مي كنند
توجيهات خاص خود را دارد. كابينه جديد
تشكيلات خودگردان بنا بر فشارهاي وارده از سوي آمريكا و
صهيونيستها تشكيل شد. اين مساله بر هيچ كس پوشيده نيست
بويژه نبردي كه در رام الله در گرفت و در آن از انواع فشارها
براي متقاعد كردن عرفات جهت موافقت با تشكيل كابينه
جديد استفاده شد
به گوش همه جهانيان سيد. طرفهاي
آمريكايي و صهيونيستي آشكارا اعلام كرده اند كه اصلي ترين
وظيفه كابينه جديد فلسطين
متوقف ساختن انتفاضه و
مقاومت است . بوش در گفتگو با شبكه تلويزيوني « ان بي سي »
آمريكا اظهار داشت
« ابومازن آشكارا اعلام كرده كه با
تروريسم مخالف است و از تمام راه ها براي مقابله با فعاليتهاي
تروريستي كه مانع از دستيابي به پيشرفت در روند صلح
(سازش ) مي شود
استفاده خواهد كرد. ابومازن نيز بارها اعلام
كرد كه با انتفاضه مخالف است . او به نقل از شارون نيز اظهار
داشت
« كابينه من (شارون ) تمام تلاش خود را جهت دستيابي
به سياستي كه به صلح منجر شود
به كار خواهد گرفت مشروط
بر آنكه در مقابل كسي باشد كه بتواند تروريسم را متوقف
سازد. » سليفان شالوم وزير امور خارجه رژيم صهيونيستي نيز
در تماس تلفني با همتاي آمريكايي اش « كالين پاول » گفته است :
« كابينه جديد تشكيلات فلسطين بايد با تروريسم مقابله
كند. » منظور شالوم از كلمه « تروريسم »
همان مقاومت مشروع
و قانوني ملت فلسطين است .
آنچه شگفت آور است اينكه صهيونيستها اعلام كرده اند
اگر مقاومت هم متوقف شود هيچ يك از حقوق ملت فلسطين را
به اين ملت باز نمي گردانند.
ملت فلسطين براي دستيابي به حقوق كامل خود مبارزه
مي كند. اين ملت تاكنون در موضع گيري صهيونيستها نيز هيچ
نكته جديدي مشاهده نكرده است . تاريخ معاصر بهترين شاهد
اين مدعاست كه با وجود همه امتيازهايي كه تشكيلات
خودگردان به طرف صهيونيستي داده ـ از جمله تهاجم به
جنبش اسلامي و زنداني كردن اعضاي آن
ارتكاب كشتار
مسجد فلسطين و نابود كردن انتفاضه و خاموش كردن عمليات
جهادي بر ضد اشغالگران ـ صهيونيستها از دادن حتي يك
امتياز به طرف مقابل خودداري كرده اند. پس از اين همه
تخريب و ويرانگري كه تشكيلات خودگران به بار آورد
« مذاكرات » نيز نشان داد كه دشمن براي كسي كه خواسته هايش
را اجابت كند
هيچ امتيازي قائل نيست . حتي بسياري از
مسئولان تشكيلات خودگردان از جمله ابومازن و دكتر نبيل
شعث نيز به اين مساله اذعان كرده اند كه هيچ كس آنچه را در
كمپ ديويد به فلسطينيان پيشنهاد گرديد (و ما آن را پذيرفتيم )
نمي پذيرفت . اين در حالي است كه اين پيشنهاد از جانب حزب
كار مطرح شد و نه حزب ليكودي كه پيشنهاد طرف
صهيونيستي (حزب كار) در كمپ ديويد را خيانت مي دانست
(اظهارات دكتر نبيل شعث ).
براي نشان دادن تمسخرآميز بودن اظهارات شارون در
برابر اعلام جنگ تشكيلات خودگردان با ملت فلسطين و
مقاومت و انتفاضه اش
به قسمتي از اظهارات وي اشاره
مي كنيم : « اگر ابومازن صد درصد تلاش خود را براي جلوگيري
از ادامه خشونت (فلسطينيان ) بكار گيرد
فلسطينيان شاهد
كاهش پستهاي بازرسي در راه ها و افزايش صدور مجوز كار
براي آنان خواهند بود و آنان مي توانند آسانتر از پيش در مناطق
مختلف رفت و آمد كنند! » هنگامي كه از او در مورد منظور وي
از تلاش صد در صد ابومازن سئوال شد
گفت : « يعني آنان بايد
جنايتكاران را دستگير كرده و از آنان بازجويي كنند و سپس به
دادگاه تحويل دهند و سازمانهاي « تروريستي » (مقاومت ) را
منحل ساخته و سلاحهاي غيرقانوني را جمع آوري كرده و آن
را به آمريكاييها تحويل دهند و تشويق و تحريك مردم را بر
ضد صهيونيستها متوقف سازند. »
آشكار است كه خواست شارون از كابينه ابومازن
نابود
كردن موجوديت فلسطين و برافروختن جنگ داخلي است . در
مقابل
شارون وعده داد كه پستهاي بازرسي را كاهش مي دهد و
به برخي از فلسطينيان نيز اجازه مي دهد كه مجوز كار (در داخل
خط سبز) دريافت كنند كه به گفته همه كارگران فلسطيني هر
گونه كاري كه در داخل فلسطين اشغالي به آنان داده شود
چيزي جز تحقير ملت فلسطين نيست . اگر كابينه جديد
تشكيلات خودگردان همه خواسته هاي شارون را برآورده
ساخته و سپس به جاي كاهش پستهاي بازرسي با
درخواستهاي جديدي مواجه شود و اقدامات گذشته را با
بهانه هاي مختلف تلاش صد در صد نداند
غيرمنتظره نخواهد
بود. شارون همين كار را در سالهاي گذشته چندين بار انجام
داده است . براي مثال مي توان به جرياني كه در تاريخ 14
دسامبر 1998 و پس از تصويب تغيير بند مربوط به نابودي
رژيم صهيونيستي در منشور سازمان آزاديبخش از سوي
پارلمان اين تشكيلات پس از ديدار بيل كلينتون رئيس جمهور
سابق آمريكا از شهر غزه
اشاره كرد. اين بندبه منظور اجراي
توافق « واي ريور » ـ كه بعدها به سبب اتهامات مطرح شده از
سوي دو طرف
به اجرا در نيامد ـ از منشور سازمان آزاديبخش
حذف گرديد . يك روز پس از آن يعني در 15 دسامبر در پايان
جلسه اي كه كلينتون با نتانياهو در حضور شارون برگزار كرد و
يك ساعت و نيم نيز به طول انجاميد
رئيس جمهور آمريكا
ناكامي خود را از قانع كردن نتانياهو در اجراي بندهاي معطل
مانده طرح « واي ريور » اعلام داشت . آري اين گونه نمايش
نابود كردن منشور يك ملت در مقابل دريافت « هيچ » پايان
مي يابد. كلينتون مانند كودي ترحم ديگران را برانگيخت
زيرا
وي نتوانست به وعده هاي خود در برابر تشكيلات خودگردان
عمل كند چون صهيونيستها كارشكني كردند و يا شايد توافقي
ميان آمريكايها و صهيونيستها در اين مورد به دست آمده بود.
خداوند خود عالم است .
تشكيلات خودگردان تجربه تلخي به دست آورد كه موجب
شد در برابر وجدانهاي آزاده ملت مجاهد فلسطين منزوي
گردد. اكنون اين تشكيلات بايد بداند كه با ارزش ترين چيزي كه
ما پس از عقيده خود در اختيار داريم
ميهن و وطنمان است و
بدون آن همه چيز بي ارزش است . خون و مال و استراحت و
ثبات ما فداي وطن باد. اين بدان معناست كه ما از يك وجب از
خاك وطن خود نمي گذريم و هيچ چيز نمي تواند ميان ما و
محافظت از وطن فاصله اندازد. حال هر قدر كه برخي آن چيز
را بسيار با ارزش تصور كنند.
به نقل از « صداي فلسطين اسلامي » ارگان جنبش حماس
با ارزش ترين دارائي ما پس از عقيده و
ايمان ما
وطن ماست . خون ما و مال و
استراحت ما فداي فلسطين باد

*****
دمكراسي آمريكايي و اشغال عراق
دو روي سكه استعمار نوين
|

اشاره :
« پل برمر » حاكم جديد آمريكايي عراق چندي است
جايگزين « جي گارنر » ژنرال بازنشسته آمريكا و حاكم پيشين
عراق شده است .
اين در حالي است كه مردم عراق هيچ يك از اين حاكمان
اشغالگر را قبول ندارند و خواستار تشكيل دولتي هستند كه به
دست خودشان اداره شود. در همين زمينه راديو انگليسي برون
مرزي با « برايان بكر » مدير مركز اقدامات بين المللي در
سان فرانسيسكو درباره نارضايتي مردم عراق از اين وضعيت
مصاحبه اي انجام داده كه با هم مي خوانيم :
در اقدامي باور نكردني
مقامات آمريكايي تغييري ناگهاني
در تركيب اعضاي منصوب خود در عراق براي به دست گرفتن
حكومت عراق ايجاد كرد
برمر را به عراق فرستادند و گارنر را
به آمريكا فرا خواندند. در حالي كه گارنر از مدتها پيش انتخاب
شده بود
دلايل اين تغيير ناگهاني چه مي تواند باشد
حمله امريكا به عراق فجايع زيادي را براي مردم عراق
بوجود آورده است . كمبود آب و مواد غذايي و كمبود برق و
موادبهداشتي و دارويي نبودن نظم و امنيت اجتماعي در عراق
باعث شده است كه مردم عراق به طور علني مخالفت خود را با
اشغالگران ابراز كنند. بنابراين بوش تصميم گرفت تغييراتي را
در تيم اعزامي به عراق بوجود آورد تا شايد بتواند اوضاع
آشفته عراق را به حال اوليه بازگرداند و در اذهان مردم عراق
تاثير بگذارد. امريكا تلاش مي كند از اين طريق از انتقادهايي كه
از دولت وي مبني بر نداشتن كارآيي نيروهاي آمريكايي براي
كمك رساني به مردم عراق و جلوگيري از هرج و مرج و
غارتگري
مي شود جلوگيري كند. البته اين امر بيشتر يك
تاكتيك سياسي براي جلب حمايت مردم عراق بود كه بعيد
مي دانم موثر باشد. بين كاخ سفيد و پنتاگون نيز نوعي درگيري
در اين خصوص وجود دارد كه مقامات آمريكايي را به خود
مشغول كرده است .
بنابراين شما معتقديد اين مردم عراق هستند كه بايد بهاي
تضاد آرا و اختلاف نظرها و درگيري بين مقامهاي پنتاگون و
كاخ سفيد را بپردازند
بله هم اكنون يك سري جنگ طلب و منفعت طلب وارد عراق
شده اند و سعي مي كنند كنترل آن را در دست بگيرند.
اشغال عراق حركتي غيرقانوني و وحشيانه است كه
اشغالگران قصد دارند به جاي يك دولت مستقل در آنجا
دولتي دست نشانده را روي كار آورند تا از طريق آن بتوانند به
منافع خود برسند. منابع انرژي عراق را به كنترل خود در آورند
و از نيروي كار در عراق نهايت استفاده را ببرند.
اما از آنجايي كه مردم عراق به هيچوجه ديگر حاضر
نيستند تحت استعمار يك كشور ديگر باشند و از استيلاي
خارجي ها بر كشورشان خسته شده اند
نيروهاي آمريكايي با
مقاومت شديد مردم عراق روبرو شده اند.
در دولت بوش تضادي بين تاكتيك هاي كه بايد در عراق
اجرا شود
وجود دارد. آنها براي مردم عراق تصميم مي گيرند و
انتظار دارند مردم از دستور آنها اطاعت كنند تا به خواسته هاي
نامشروع خود برسند. آمريكايي ها به هيچوجه به دنبال آزادي
مردم عراق نيستند و ادعاهاي بوش و رامسفلد و امثال آنها
مبني بر آزادي مردم عراق و برقراري دموكراسي تنها بهانه اي
براي شروع جنگ و تحريف اذهان عمومي بود.
با اين توصيف
آيا مي توان انتظار داشت كه آنها در ايجاد
دمكراسي در عراق نه تنها موفق نخواهند شد بلكه اوضاع عراق
را وخيم تر خواهند كرد
هر زمان كه امريكا سعي كرده است رژيمي را در كشوري
تغيير دهد
نتوانسته است دمكراسي را در آن كشور برقرار كند.
مثلا ايران را در نظر بگيريد كه در آن دولت منتخب مصدق
سرنگون ) CIA (را بر اثر تحريم هاي اعمال شده و اقدامات سيا
كردند و به جاي آن دولت و ديكتاتوري شاه روي كار آمد و يا
دولت شيلي را در سال 1352 در نظر بگيريد
امريكا دولت
منتخب سالوادور آلنده را سرنگون و به جاي وي يك ديكتاتور
نظامي يعني پينوشه را به مردم شيلي تحميل كرد.
همچنين در كنگو
شخصيت محبوب
پاتريس لومومبا را
در دهه 1340 ترور و دولت وي را سرنگون و به جاي وي
موبوتو را به مردم آن تحميل كردند.
شما نمي توانيد به سياست هاي آمريكا اطمينان كنيد و
بگوييد تلاش آمريكا براي تغيير رژيم ديگر كشورها به خاطر
برقرار دمكراسي و در جهت منافع ملي آن كشورهاست .
بلكه هدف آنها كنترل كامل آن كشور
كنترل منابع انرژي آن
و همسو كردن سياستهاي آن كشور با سياستهاي واشنگتن
است .
عراقي ها براي جلوگيري از هرج و مرج بيشتر غارت بايد هر
چه سريعتر دولت موقت خود را تشكيل دهند.
آيا براي آنها فرقي خواهد كرد كه فردي مانند گارنر با برمرر
با آنها حكومت كند يا اينكه آنها به دنبال حاكم عراقي هستند
كه به منافع ملي مردم عراق بينديشد
برمر و گارنر دو روي يك سكه هستند. هر دو اشغالگر هستند
كه هيچ فرقي با يكديگر ندارند و اين تنها عراقي ها هستند كه
بايد بدون دخالت خارجي و آسوده از حضور نداشتن نيروهاي
اشغالگر
آينده سياسي فرهنگي و اقتصادي خود را تعيين كنند.
آنها بايد حق تصميم گيري داشته باشند و خود دولت
كشورشان را تعيين كنند.
هيچ فرقي نمي كند كه چه كسي يا چه كشوري عراق را
اشغال كرده است . اشغال اين كشور خود نقض حقوق بشر است
و دردناك تر از آن
اين كه حق تصميم گيري را از مردم اين
كشور سلب كنند.
بوش مدتها پيش اعلام كرد جنگ در عراق به مرحله پاياني
خود رسيده است . اين بدين معناست كه نيروهاي آمريكايي
بايد هر چه سريعتر عراق را ترك كنند
مساله اي كه تاكنون
اتفاق نيافتاده است . آيا حضور آمريكايي ها در عراق به عنوان
يك قدرت استعمارگر تلقي مي شود يا عاملي كه قدرت
عراقي ها را به آنها باز گرداند
اقدام آمريكا در اشغال عراق نوعي استعمار جديد است و
تركيبي از انواع استعمار در دهه هاي گذشته خواهد
بود.
امريكايي ها مي خواهند دولتي دست نشانده و مطيع اوامر
واشنگتن در عراق تشكيل دهند تا كنترل صنعت نفت و منابع آن
را خود به دست گيرند.
آنها كاري نخواهند كرد كه عراقي ها قدرت زيادي را داشته
باشند تا در برابر آمريكا و اسرائيل قد علم كنند.
آمريكا سعي مي كند مدل و فرهنگ آمريكايي ها را به عراقي ها
تحميل كند. مخصوصا در زمينه آموزش
واكنش شما در اين
باره چيست
در واقع يكي از بزرگترين تجارتهاي آمريكا
صادرات فرهنگ
است و آنها سرمايه گذاري وسيعي در بخش صادرات
محصولات فرهنگي مي كنند.
البته آنها سعي خواهند كرد بر تمام جنبه هاي اجتماعي
عراق كنترل داشته باشند و به نظر من در اين مقطع زماني بيشتر
نگران گرايش هاي سياسي عراقي هستند تا گرايش هاي فرهنگي
آنها. آنها بيشتر به اين فكر هستند كه چگونه نفت عراق را به
صورت يك صنعت خصوصي كنترل كنند.
آمريكايي ها مي خواهند دولتي دست نشانده و
مطيع اوامر واشنگتن در عراق تشكيل دهند تا كنترل
صنعت نفت و منابع آن را خود به دست گيرند

| | |