روزنامه جمهوري اسلامي 01/04/1382 صفحه عقيدتي

  • ميكرب هاي بيماري زا در ميان جامعه و جناح هاي سياسي
  • زندگي و مبارزات شهداي هفتم تير
    شهيد حجه الاسلام عمادالدين كريمي نماينده مردم نوشهر

  • شهيد محمدحسين محمدعيني
  • شهيد سيدمحمد جواد شرافت نماينده مردم شوشتر
  • *****
    ميكرب هاي بيماري زا در ميان جامعه و جناح هاي سياسي




  • نگاهي به يك سخنراني از شهيد مظلوم آيت الله بهشتي
    بدون ترديد ريشه بسياري از منازعات و اختلافات و درگيري هاي سياسي را بايد در مسائل اخلاقي جستجو كرد زيرا « اختلاف هميشه ناشي از جهات نفساني است » (1 ) و « وقتي يك طرف جهت نفساني دارد آن وقت اختلاف پيدا مي شود (پس ) كوشش كنيد كه آن جهات نفساني بازيتان ندهد كه منشا مناقشه و اختلاف شود . (2 ) »
    متاسفانه امروز نيز به تعبير امام خميني (ره ) جهات نفساني بسياري از افراد را فريب داده و در زماني كه بايد همه در برابر دشمن به طور يكپارچه عمل كنند اختلافات و جنجال هاي سياسي به گونه اي شده است كه دشمن به آن اميد بسته است . امروز فريب نفس به گونه اي شده است كه برخي ها گمان مي كنند نوع ديدگاه سياسي آن ها با جناح رقيب منشا چنين اختلافاتي مي باشد در حالي كه اگر خوب بنگرند و منصفانه و بدون اعتنا به وسوسه ها و فتنه گري ها و فريب هاي نفس قضاوت كنند متوجه مي شوند كه آنچه سبب اختلاف شده است چيزي غير از جهات نفساني و حب نفس و خويشتن دوستي فردي و گروهي و جناحي نيست و اين اختلافات از نظر سياسي تا حد زيادي بي ريشه مي باشد. آيت الله هاشمي رفسنجاني در مقدمه اي كه به كتاب خاطرات خود در سال 1366 نوشته اند ضمن مقايسه گذراي آن زمان (سال 1362 ) با زمان كنوني به اين بي ريشگي سياسي اختلافات جناحي اشاره كرده نوشته اند : طنز تاريخ در اين است كه با كمال تاسف آن سياسيوني كه در آن روزگار بر طبل اختلاف مي كوفتند با گذشت زمان سنگر عوض كردند و طرفه آن كه سنگر مقابل را گرفتند و اين نشان تاسف باري از بي ريشگي سليقه ها و باندبازي در كشوري است كه نياز بسيار شديدي به وفاق و تعامل و وحدت همه جانبه براي پيشبرد برنامه هاي توسعه اقتصادي اجتماعي و سياسي دارد (كتاب آرامش و چالش ص شانزده )
    خلاصه اين كه آن چه امام خميني (ره ) درباره منشا اختلاف بيان مي فرمايند و آن چه آيت الله هاشمي رفسنجاني در بي ريشگي سياسي و فكري اختلافات ابراز كرده اند هر دو از اين واقعيت حكايت مي كند كه هم اختلافات آن زمان و هم اختلافات اين زمان منشا اخلاقي و نفساني دارد. بنابراين بسياري از اهل سياست و آن هايي كه در بطن جناح ها گروه ها احزاب و... جمع شده اند براي رفع اختلافات و ايجاد وفاق بايد ابتدا به راهكارهاي غير سياسي فكر كنند و درمان نفساني واخلاقي خود و گروه خود را در اولويت قرار دهند تا در پي از بين بردن ريشه هاي نفساني و اخلاقي اختلافات وفاق و همدلي پديد آيد زيرا اگر اين ريشه ها از بين نروند يك گروه و جناح سياسي هر قدر هم كه از رقيب خود امتياز بگيرد و هر قدر هم كه رقيب كوتاه بيايد و به خواست هاي طرف مقابل تن دهد باز هم به دليل افزون طلبي ها و خويشتن دوستي هاي بي حد و حصري كه در درون نفوس شيطاني و غير مهذب وجود دارد نه تنها همدلي و وفاقي پيدا نخواهد شد بلكه در درون خود آن گروه و آن جناح نيز روند ديگري از اختلاف آغاز خواهد گرديد.
    شهيد مظلوم آيت الله بهشتي كه اكنون در آستانه سالگرد شهادتش قرار داريم به منشا اخلاقي و نفساني اختلافات سياسي و ساير نارسايي هايي كه در عرصه فعاليت هاي سياسي در اثر نفوس غير مهذب به وجود مي آيد اهميت بسيار زيادي قائل بودند. به عنوان مثال ايشان خويشتن دوستي ها و خودپرستي ها و افزون طلبي ها و منفعت جويي هاي جناحي و گروهي و حزبي را ميكروب هايي مي دانستند كه سبب بيماري در سطح فردي و جمعي و گروهي و جناحي و در نهايت سبب بيماري جامعه مي شود.
    شهيد مظلوم آيت الله بهشتي از يك سو به جنبه هاي منفي و مهلك عواملي مثل افزون طلبي و خويشتن دوستي اشاره مي كند و از سوي ديگر هشدار مي دهد كه نبايد به بهانه گريز از افزون طلبي و خويشتن دوستي و... انساني توسري خور شويم و در برابر متجاوزان مستكبران ستمگران و... نايستيم . اكنون كه جامعه ما متاسفانه از يك سو گرفتار برخي اختلافات در سطح جناح هاي سياسي مي باشد و از سوي ديگر شديدا مورد تهديد و تجاوز دشمنان و بيگانگان افزون طلب و مستكبر جهاني قرار دارد توصيه ها و تحليل دقيق آيت الله بهشتي از برخي عناصر اخلاقي نسخه مناسبي است كه مي تواند ما را از يك سو به مقابله با ميكروب هايي كه مي خواهند جامعه را در سطح جناح ها و گروه هاي سياسي و... بيمار كنند برانگيزد و از سوي ديگر اجازه ندهد كه برابر تهديدات و تجاوزات پي در پي استكبار به تعبير آيت الله بهشتي مردم و جامعه اي توسري خور بشويم و در برابر مستكبران و متجاوزان نايستيم .
    شهيد مظلوم آيت الله بهشتي در يكي از آخرين سخنراني هايشان كه هفده روز پيش از شهادتشان (1360 3 21 ) و در دهمين جلسه تبيين مواضع حزب جمهوري اسلامي ايراد فرمودند پيرامون مسائل مذكور به طور مبسوط شرحي ارائه دادند كه بخشي از آن چنين است : ...انسان در مسير حياتش تحت تاثير دو عامل مهم قرار دارد كه جنبه هاي مثبت و منفي اين دو عامل را مورد بررسي قرار خواهيم داد.
    گفتيم كه نقش اين دو عامل توانست همساني و يكنواختي و تعادل زندگي اجتماعي نخستين بشر را بر هم زند و جامعه اي نامتعادل بوجود آورد. در حقيقت در اينجا از اين دو عامل بعنوان عوامل موثر در نامتعادلي ساخت جامعه بشري ياد ميشود.
    اين دو عامل 1 ـ افزون طلبي و 2 ـ خويشتن دوستي است كه هر دو براي زندگي انسان ضروري و سودمند هستند اما اگر در حد شايسته بكار نيفتند و مهار نگردند زيانبار است . اصولا مشكل زندگي انسان همين است كه خدا به انسان چيزهائي داده كه هم زشت هستند و هم زيبا و اين زشت و زيبايي بستگي تام به چگونگي كاربرد آن دارد ضمنا مسئوليت ـ نوع كاربرد آن هم بعهده انسان خودساز است انسانيكه امانت خودسازي آگاهانه و آزادانه به او سپرده شد امانتي كه آسمانها و كوهها توان بدوش گرفتن آنها را نداشتند.
    آسمان بار امانت نتوانست كشيد
    قرعه فال بنام من ديوانه زدند
    « و حملها الانسان انه كان ظلوما جهولا » در اين ميان نقش اديان پاك الهي اين است كه به انسان در حل مشكلش ياري دهند تا او از انبار باروت به جاي ساختن بمب ويرانگر ديناميت سنگ شكن درست كندو با آن صخره هاي كوه پيكري را كه سر راه زندگيش قرار مي گيرند و مانع رشدش مي شوند منفجر كند و جلو رود. اين انتخاب انسان است كه ميتواند اين انبار باروت را در جهت خير يا شر خود و بشريت بكار اندازد. دو انبار باروتي كه در انسان هستند عبارتند از :
    1 ـ افزون طلبي (تكاثر) كه اگر چه با هدايت و تعديل مي تواند آدمي را بسوي تعالي و كمال مادي و معنوي سوق دهد اما از سوي ديگر ميتواند راه را براي تجاوز و طغيان انسان بگشايد و آدمي را به انحصار طلبي و ظلم و استثمار سوق دهد.
    الهيكم التكاثر حتي زرتم المقابر » مسابقه در افزايش قدرت و ثروت شما را از خود بيخود و از خدا بي خبر كرده است تا لحظه مرگ يا با تفسيري ديگر تا آنجا كه دست از مرده ها هم برنداشتيد و بسراغ مرده ها هم رفتيد. گر چه افزون طلبي مي تواند موجب بدبختي شود اما از طرف ديگر اگر انسان افزون طلب نبود در همان محل ده هزار سال پيش متوقف شده بود و رشد نمي كرد تمام وسايلي كه امروز از آنها استفاده مي كنيم ناشي از افزون طلبي است اگر انسان با همان لوازم اوليه زندگي ميكرد هيچوقت به اين مرحله از رشد و تمدن نمي رسيد بي شك كمال صنعتي و ابزاري جز كمالات زندگي انسان است ...
    2 ـ خويشتن دوستي كه اگر چه صيانت نفس بهسازي و گسترش بهره منديهاي معنوي و مادي او را تضمين مي كند اما از سوئي ممكن است از او موجودي خود خواه و خودپرست بسازد كه همه چيز را براي خود مي خواهد و به هر چه او وابسته است ارج مي نهد. استكبار استعمار نژاد پرستي تعصب فكري از اين انگيزه نشات مي گيرد.
    اگر در درون انسان خويشتن دوستي نباشد به موجودي توسري خور و ضعيف و مظلوم تبديل مي شود. دفاع از خود و مقاومت در برابر عوامل مرگ و بيماري و ايستادگي در برابر تجاوز همه ناشي از خويشتن دوستي است . حب ذات است كه موجب دفاع از خويش مي گردد اگر حب ذات نباشد انسان به مرده اي متحرك مبدل مي شود كه همه بر او ظلم مي رانند بسياري از انسانها و جوامع به همين صورت در آمده اند. ما بايد براي خود قيمت و ارزش قائل باشيم . دوستي خود نبايد آنقدر باشد كه ديگران را به حساب نياوريم اگر چنين شد مصيبت است . كسيكه بگويد همه بايد همان را بخواهند كه من مي خواهم همان را بفهمند كه من ميفهمم و همه بايد در برابر من خاضع و خاشع باشند خودپسند و مستكبر است انسان نبايد خود محور و متعصب (البته تعصب منفي و شخصي ) باشد بايد هميشه اين مسئله را مد نظر داشته باشيم كه ارزش ما به ايمان معرفت و عمل است و درخت هر قدر پربارتر باشد سرش پائين تر است . اگر خويشتن دوستي بصورت خود پرستي طبقه اي و قشري و حتي تشكيلاتي در آيد آفت است و من از خواهران و برادران تشكيلات حزب هم مي خواهم كه اگر چنين روحيه اي در آنان وجود دارد با آن مبارزه كنند اينها ميكروب است و موجب بيماري .
    خويشتن دوستي منشا صيانت نفس و بهسازي است يعني منشا دفاع از خود و پيشرفت كمال است اگر چه خويشتن دوستي صيانت و بهسازي و گسترش بهره منديهاي معنوي و مادي آدمي را تضمين مي كند اما از سوئي ممكن است از او موجودي خودخواه و خودپرست بسازد آنگونه كه همه چيز را براي خود بخواهد مثلا با چماق حمله كردن به دفتر هماهنگي وحشيگري و چماقداري است اما همان حمله به حزب جمهوري اسلامي حضور مردم در صحنه است بايد از اين يك بام و دو هواها دست برداريم . كار بد از هر كس سربزند بد است البته نيات هم جاي خودش محفوظ است « انما الاعمال بالنيات » يعني كاري معين ممكن است با نيت خوب خوب باشد و با نيت بد بد باشد مثال : بچه اي بيش از حد شيطان است او را گوشمال ميدهيد اگر به نيت تربيت باشد خوب است اما اگر براي فرونشاندن خشم خود او را گوشمال دهيد بد است . » و قل رب ارحمهما كماربياني صغيرا » آنجاست كه وقتي مي بينيد كه او را در كودكي تربيت كرده اند براي آنها هم طلب رحمت مي كند اما گاهي ممكن است بگويد « رب العنهما كما آذاني صغيرا و كبيرا » خدايا لعنتشان كن آنانكه مرا در كوچكي و بزرگي عذاب دادند. اگر خويشتن دوستي موجب خود خواهي و خودپرستي گردد به انحراف رفته و معنايش اين ميشود كه هر چه به او وابسته است بايد حدودش محترم بماند ولي هرچه متعلق به ديگران است بايد باز هم براي او باشد در چنين مرحله اي او به استكبار ميرسد. استكبار بر ديگران بزرگي كردن است و اين بد است اما اگر منظور ما بزرگ بودن باشد خوب است . يا استعمار چيز خوبي است خداوند استعمار چي است . « هوانشا كم من الارض و استعمركم فيها » خداوند ما را آفريد و خواسته تا ما در زمين به عمران و آبادي بپردازيم اما انگليسيها در زير ماسك استعمار هندوستان را مورد استفاده خويش قرار دادند و از آن به نفع خويش بهره برداري كردند. جمع بي فرهنگ آدميان در تلاش حيواني خود تحت تاثير اين دو غريزه (1 ـ افزون طلبي و 2 ـ خويشتن دوستي ) به دو گروه 1 ـ مستضعف (ضعيف ) 2 ـ مستكبر (قوي ) تقسيم شدند و آدمياني كه نسبتا همرنگ و هماهنگ بودند را در سطوح بالا و پائين قرار داد و بدين ترتيب ديگر آنان « امه واحده » نبودند. بناي ظلم تاريخي سياسي اجتماعي اقتصادي از همين جا نهاده مي شوند. ما معتقديم عامل اساسي ظلم اقتصاد نيست بلكه يكي از عوامل ميتواند باشد. عامل اساسي استكبار برتري طلبي و تفوق طلبي است اگر عامل ظلم در زمينه هاي اقتصادي هم بود آنوقت استثمار مي شود و تفاوت و امتياز طبقاتي اقتصادي خواهد بود حال اگر جايي با زور جلوي اين عامل را گرفتند در اينصورت تبديل به طبقات اجتماعي ميشود ضعف و قوت جسماني و امكانات محدود و فراوان محيط طبيعي دو طرف بر اين شكاف و اختلاف اثر مي گذارند... (جزوه آموزش مواضع ـ جلسه دهم ـ ص اول تا ششم ).
    به هر حال اكنون كه جامعه و انقلاب ما مرحله حساسي را مي گذراند همه جناح ها و گروهها و افراد بايد پيش از هر چيز با ميكرب هاي بيمارزايي كه از يك سو در درون خانواده بزرگ انقلاب ايجاد تشتت و تفرقه مي كنند و از سوي ديگر برخي را در زمينه مقاومت در برابر استكبار گرفتار ترديد مي نمايند مقابله نمايند تا انقلاب اسلامي اين مرحله حساس را نيز با موفقيت پشت سر بگذارد.
    علي وزوايي
    پاورقي
    1 ـ امام خميني بلاغ 2 ص 59
    2 ـ همان
    امام خميني : اختلاف هميشه ناشي از جهات نفساني است ... وقتي يك طرف جهات نفساني دارد آن وقت اختلاف پيدا مي شود. كوشش كنيد كه آن جهات نفساني بازيتان ندهد كه منشا مناقشه و اختلاف شود.
    شهيد مظلوم آيت الله بهشتي : اگر خويشتن دوستي به صورت خود پرستي طبقه اي و قشري وحتي تشكيلات در آيد آفت است و من از خواهران و برادران تشكيلات حزب هم مي خواهم كه اگر چنين روحيه اي در آنان وجود دارد با آن مبارزه كنند اين ها ميكروب است و موجب بيماري .
    شهيد مظلوم آيت الله بهشتي از يك سو به جنبه هاي منفي و مهلك عواملي مثل افزون طلبي و خويشتن دوستي اشاره مي كند و از سوي ديگر هشدار مي دهد كه نبايد به بهانه گريز از افزون طلبي و خويشتن دوستي و... انساني تو سري خور شويم و در برابر متجاوزان مستكبران ستمگران و... نايستيم .

  • *****
    زندگي و مبارزات شهداي هفتم تير
    شهيد حجه الاسلام عمادالدين كريمي نماينده مردم نوشهر




  • در سال 1311 در حوالي نوشهر به دنيا آمد .
    پدرش روحاني بود و او پس از اخذ ديپلم به حوزه هاي مشهد و قم رفت و مدارج علوم اسلامي را به سرعت گذراند.
    ارشاد و افشاگري هاي او مردم نوشهر را به اعتراض و شورش عليه رژيم ومفاسد آنها واداشت لذا ساواك او را تعقيب دستگير و بازجوئي كرد. و او ناگزير شبانه از منطقه هجرت كرد.
    در اوج انقلاب همراه مردم شهرش به ياري امام عزيز برخاست و در سرنگوني حكومت همت كرد.
    بعد از پيروزي نهضت مردم او را به نمايندگي از خود به مجلس شوراي اسلامي فرستادند و عاقبت نام نيك او در صحيفه نوراني شهادت ثبت شد و همراه مردان هفتم تير ماه شصت به ملكوت رفت .

  • *****
    شهيد محمدحسين محمدعيني




  • در سال 1330 در قم متولد شد .
    در خانواده اي كم معونه پرورش يافت و كار و تحصيل را از پي هم دنبال كرد تا اينكه ديپلم گرفت . تناقض سياست هاي جابرانه رژيم با روح متعالي او راه مبارزه را پيش رويش گذاشت و از خدمت در ادارات آن زمان پرهيزش داد.
    دركميته استقبال از حضرت امام عضويت داشت و انتظامات بهشت زهرا را به عهده گرفت سپس حفاظت و نگهداري از انبارهاي اسلحه زمان انقلاب را به خوبي انجام داد.
    با پيروزي انقلاب به استخدام سازمان گسترش صنايع و معادن درآمد و از آنجا به بخش اداري مجلس شوراي اسلامي مامور شد.
    او عاقبت در شامگاه هفتم تير ماه شصت به خيل ملائك پيوست و در كاروان عاشورا ثبت نام كرد.

  • *****
    شهيد سيدمحمد جواد شرافت نماينده مردم شوشتر




  • در سال 1306 در شوشتر زاده شد و در خانواده اي متدين پرورش يافت .
    پس از تحصيل به معلمي و تدريس همت گماشت و به دنبال درگيري و مبارزه با رژيم به اهواز تبعيد شد.
    در 15 خرداد 42 و در پي يك سخنراني دستگير و به تهران فرستاده شد.
    او بعد از فراغت وارد دانشگاه شد و با شهيد رجائي اعتصاب معلمين ايران را برنامه ريزي كرد و مجددا به تبعيد رفت .
    يك بار ساواك نقشه قتل او را طرح ريزي كرد كه با بيماري او عقيم ماند.
    پس از پيروزي انقلاب ابتدا مشاور وزير آموزش و پرورش و عضو هيئت رئيسه بنياد فرهنگي البرز و سپس از سوي مردم شوشتر به نمايندگي مجلس شوراي اسلامي انتخاب شد.
    دو كتاب « فاطمه (ع ) » و « مردگان با ما سخن مي گويند » از او به يادگار مانده است .
    در حالي كه اينك اين عزيز همراه شهدا هفتم تير ماه شصت صدرنشين محضر حق تعالي شده است .