آژانس بين المللي انرژي اتمي دوشنبه گذشته درحالي
نشست خود را در وين آغاز كرد كه فشارهاي آمريكا براي ايجاد
محدوديت برنامه هاي صلح آميز هسته اي ايران تشديد
شده است . در همين راستا شوراي حكام (هيات اجرايي )
آژانس بين المللي انرژي اتمي روز سه شنبه گزارش آژانس را
درباره برنامه هاي هسته اي ايران به عنوان دستور كار مورد
بررسي و بحث قرار دهد.
رسيدگي به مساله ايران در اين نشست در حالي صورت
گرفت كه آژانس بين المللي انرژي اتمي پيشتر بارها همكاري
ايران با اين آژانس را بسيار مطلوب ارزيابي كرد و مقامات
تهران نيز بر ادامه همكاري شفاف با انرژي اتمي تاكيد نمودند.
از سوي ديگر آمريكا پس از جنگ عراق
به بهانه هاي
مختلف با ايجاد يك جو تبليغي گسترده برنامه هاي صلح آميز
هسته اي ايران را مورد انتقاد قرارداده و سعي دارد با ابراز
نگراني شديد و بزرگ نمايي آن
كشورهاي بزرگ صنعتي دنيا را
با خود همراه سازد. آمريكا در سناريوي خود در نشست گروه
هشت در « اويان » فرانسه
كشورهاي شركت كننده را متقاعد
ساخت تا در برابر برنامه هاي هسته اي تهران واكنش نشان
دهند و آژانس بين المللي را وادار سازند كه عليه ايران مواضع
خود را اعلام كند.
اما شرايط و قراين نشان مي دهد كه آمريكا در سناريوي
خود عليه ايران
برنامه عراق و كره شمالي را براي تهران به
اجرا گذاشته است كه فشار براي امضاي پروتكل الحاقي از
سوي جمهوري اسلامي ايران
گام نخست آن محسوب
مي شود. بسياري از كارشناسان و تحليلگران سياسي نيز
معتقدند كه اتهامات آمريكا عليه ايران در زمينه تلاش تهران
براي دستيابي به سلاح هاي اتمي
يك سناريوي سياسي است
و تا زماني كه مشكل سياسي ايران و آمريكا حل نشود
اين
اتهامات ادامه خواهد يافت .
در همين حال « محمد البرادعي » رييس آژانس بين المللي
انرژي اتمي دوشنبه گذشته در آغاز نشست شوراي حكام اعلام
كرد كه ايران در همكاري با اين آژانس
گام هاي خوبي برداشته
است اما در عين حال
اين اقدامات را نيازمند اصلاحات
دانست .
اظهارات « البرادعي » از يكسو و متن گزارش اين آژانس از
سوي ديگر
حاوي نكات جديدي است . از آن جمله اينكه
آمريكا براي محدود كردن ايران در برنامه هاي صلح آميز
هسته اي
آژانس بين المللي انرژي اتمي را غير مستقيم تحت
فشار قرار داده است . اين فشار زماني آشكار مي شود كه آژانس
بين المللي انرژي اتمي با طرح مسائلي در پيش نويس متن
گزارش خود كه سه شنبه گذشته در نشست شوراي حكام مورد
بررسي قرار گرفت
سوال هايي را در اذهان عمومي و محافل
بين المللي برانگيخت .
در اين پيش نويس اعلام شد كه « ايران 12 سال پيش
مقاديري مواد هسته اي از چين وارد كرده است كه اين اقدام از
سوي مقامات تهران به آژانس اعلام نشده است . »
اين در حاليست كه « محمد البرادعي » تصريح كرد : پس از
ديدار از ايران در اواخر سال گذشته شمسي بازرسي هاي
وسيعي از تاسيسات ايران آغاز شد و پيش نويس متن اين
گزارش
نتيجه اين بازبيني ها است .
وي همچنين اظهار داشت : اين گزارش نشان مي دهد كه
اطلاعات ايران در زمينه فعاليت ها و مواد هسته اي كه در اختيار
دارد
با توجه به معاهده « ان .پي .تي » داراي نقص است .
به هر صورت « البرادعي » هيج مطلبي مبني بر تخلف ايران
در برنامه هاي هسته اي بيان نكرد و در اين حال تاكيد كرد كه
مسائل مربوط به تكميل و تصحيح اظهارنامه و گزارش ايران و
تحت پوشش قرار گرفتن كامل آن در سيف گارد « سيستم
نظارتي » همچنان ادامه دارد.
مضاف بر اين
بسياري از كارشناسان و برخي از رسانه هاي
خبري معتقدند كه پيش نويس متن گزارش آژانس انرژي اتمي
تحت فشار آمريكا تدوين شده است و در واقع چرخشي در
مواضع آژانس درباره ايران محسوب مي شود. ايران نيز در
واكنش به پيش نويس متن گزارش آژانس درباره برنامه هاي
هسته اي خود گفت كه جمهوري اسلامي ايران در چارچوب
قرارداد پادمان
منع گسترش سلاح هاي هسته اي تخلفي را
مرتكب نشده است .ايران اعلام كرد كه در اين گزارش
مواردي
عنوان شده است كه اين موارد با توجه به سوتفسير از قرارداد
پادمان نمي تواند تخلف باشد و تاكنون در كشورهاي ديگر نيز
مشاهده شده است .
« گريگوري بردنيكف » نماينده روسيه در آژانس انرژي
اتمي نيز معتقد است كه گزارش آژانس انرژي اتمي بيانگر
تخلف ايران از معاهده منع گسترش سلاح هسته
« اي .ان .پي .تي » نيست .
از سوي ديگر
رييس نمايندگي ايران در آژانس بين المللي
انرژي اتمي در وين درباره پيش نويس متن گزارش آژانس
درباره برنامه هسته اي ايران گفت : اين متن موضوعي بسيار
عادي و ساده است و نمي توان بر اساس آن كشوري را متهم و
محكوم به تخلف كرد. علي اكبر صالحي درباره فشار آمريكا به
ايران اظهار داشت : آمريكا در اين برنامه
درصدد اقناع شدن
تكنيكي نيست بلكه به دنبال اقناع سياسي است و در مساله
سياسي هرگونه استدلال
بدليل اهداف يكسويه براي آنان
قانع كننده نخواهد بود.
همچنين برخي از خبرنگاران رسانه هاي خبري اعلام
كردند كه مساله برنامه هاي هسته اي ايران با توجه به فشارهاي
آمريكا يك مساله سياسي است و به روابط واشنگتن و تهران
ارتباط دارد.
به هر تقدير نشست شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي
اتمي تصميم جديد و نتيجه خاصي مانند صدور قطعنامه يا
تعيين مهلت در پي نداشت اما 35 كشور عضو شورا خواستار
امضاي پروتكل الحاقي از سوي ايران و همكاري بيشتر و
نزيكتر تهران با آژانس شدند. حال
اين آژانس بين المللي
انرژي اتمي است كه با آزموني در برابر جو سياسي
فضاي
تبليغي و فشارهاي روز افزون آمريكا از يك سو و دفاع از
مشروعيت بين المللي و مسووليت علمي و فني خود از ديگر سو
روبرو مي باشد. نكته مهم اينكه جمهوري اسلامي ايران از
آژانس بين المللي انرژي اتمي خواسته است در اين زمينه
براساس حكمت و بدور از جو سياسي عمل كند چراكه در غير
اين صورت
اعتبار و كارآمدي اين سازمان بين المللي زيرسوال
خواهد رفت .
وين ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي
فشارهاي آمريكا براي محدود كردن ايران در
برنامه هاي صلح آميز هسته اي زماني آشكار شد
كه آژانس بين المللي انرژي اتمي با طرح
مسائلي در پيش نويس متن گزارش اخير خود
سئوالهايي را در اذهان عمومي و محافل
بين المللي برانگيخت
بسياري از كارشناسان و برخي از رسانه هاي
خبري معتقدند كه پيش نويس متن گزارش
آژانس انرژي اتمي تحت فشار آمريكا تدوين
شده است و در واقع چرخشي در مواضع
آژانس در باره ايران محسوب مي شود

*****
ريشه يابي گسترش خشونت فرقه اي در
پاكستان
|
زماني كه پرويز مشرف رئيس جمهور فعلي پاكستان در 20
مهرماه 1378 با كنار زدن نواز شريف كه محبوبيت خود را تا
حدود زيادي از دست داده بود
قدرت را به پشتوانه ارتش به
دست گرفت
اكثر مردم پاكستان بر اين گمان بودند كه در سايه
اقتدار ارتش در جامعه پاكستان تحولات محسوسي در عرصه
سياسي و امنيتي كشور به وجود خواهد آمد. اين خوش بيني با
وعده هايي كه پرويز مشرف و مقامات دولتي او در خصوص
مبارزه با تروريسم فرقه اي مي دادند بيش از پيش تقويت
مي گرديد. معين الدين حيدر وزير كشور كابينه مشرف اعلام كرد
كه « براي حفظ نظم و قانون و كنترل فرقه گرايي
مبارزه با
تروريسم اولويت دارد. » شخص رئيس جمهور مشرف نيز بارها
از عزم قاطع دولت در مبارزه با فرقه گرايي مذهبي سخن به ميان
آورده و ريشه كني خشونت را از جمله اهداف عمده خود
مي شمرد.
اما هنوز بيش از يك ماه از روي كار آمدن دولت جديد
سپري نشده بود كه حادثه بمب گذاري در شهرهاي سيالكوت و
حيدرآباد زنگ خطر بازگشت به شرايط قبل از كودتا را به صدا
درآورد.
از آن زمان تاكنون عليرغم وعده هاي مكرر دولت مبني بر
جلوگيري از خشونت هاي فرقه اي
مردم پاكستان شاهد حملات
پياپي تروريستي از سوي تندروان مذهبي لشگر جنگوي و سپاه
صحابه بر شهروندان عادي به ويژه شخصيت هاي مذهبي و
سياسي هستند. كانون سنتي مناقشات فرقه اي معمولا دو ايالت
پنجاب و سند مي باشد. دولت مشرف عملا نتوانسته اين موج از
خشونتها را مهار كند.
دولت در يك سال و نيم قبل با همسويي جامعه جهاني در
مبارزه با تروريسم
فعاليت گروههاي فرقه گرا را غيرقانوني
خوانده و تعدادي از سران لشگر جنگوي مانند اكرم لاهوري
رياض بسرا و شكيل حمزه را در حوادث متعددي به قتل رساند و
اعظم طارق رهبر تندرو سپاه صحابه را نيز زنداني نمود. اما اين
اقدامات كه در سطح محدودي انجام گرفت نتوانست به
خشونتهاي مذهبي كاملا خاتمه بخشد.
خشونت فرقه اي در دوران حكومت مشرف از لحاظ
جغرافيايي وسعت بيشتري پيدا كرده است زيرا ايالت بلوچستان
كه تا قبل از سال 1379 فاقد هر نوع پيشينه خشونت مذهبي بود
براي اولين بار شاهد اين گونه حوادث گرديد. گروههاي اسلامي
در اين ايالت هميشه فعال بوده اند اما هيچگاه در پيش برد اهداف
مذهبي و سياسي شان به خشونت و كشتار متوسل نشده بودند.
در واقع بافت جمعيتي خاص اين ايالت كه از سه گروه قومي
عمده بلوچ
پشتون و هزاره تشكيل گرديده است
تمايلات قومي
افراطي در آنجا را دامن زده و به مناقشات سياسي و اجتماعي
معمولا رنگ قومي و نژادي مي بخشيد. درگيري هاي قومي بين
پشتونها و بلوچها سابقه طولاني دارد. اين دو گروه قومي براي
گسترش نفوذ و كنترل خود بر نهادهاي سياسي
اقتصادي و
آموزشي (دانشگاهها) اين ايالت هميشه در رقابت
بوده اند.
در دهه هاي 80 و 90 ميلادي كه افغانستان با بحران روبرو
بود
جمعيت قابل توجه از ايل پشتون به اين ناحيه مهاجرت
نموده و جذب بازار كار و حتي مراكز دولتي گرديدند. اين امر به
دليل بر هم زدن تركيب جمعيت به نفع پشتونها
واكنش هاي
زيادي را از سوي بلوچها برانگيخت آنان خواهان بازگشت سريع
كليه مهاجرين افغاني شدند و جنبشي با شعار « بلوچستان به
بلوچ تعلق دارد » شكل گرفت .
در اين ميان هزاره ها (سومين گروه قوي اين ايالت ) معمولا
از ورود در مناقشات قومي خودداري نموده و با حفظ بي طرفي
در نزاع تاريخي پشتون و بلوچ
به روابط صميمانه با هر دو طرف
ادامه مي دادند و از امنيت و آرامش لازم برخوردار بودند. اما در
سالهاي اخير كه مردم هزاره در مركز ايالت بلوچستان از
موقعيتهاي ديني
سياسي و اقتصادي نسبتا مناسبتري برخوردار
شده و در عرصه فرهنگي توانسته اند با سازماندهي و
برنامه ريزي هاي اساسي
تحرك مثبتي به شيعيان فراموش شده
اين منطقه ببخشد
افراطيون مذهبي وابسته به سپاه صحابه و
لشكر جنگوي با توسعه فعاليتهاي خود در اين ناحيه
خشونت
فرقه اي را در جهت مقابله با نفوذ شيعيان هزاره به كار بسته اند.
اولين بار حدود سه سال قبل يكي از رهبران سياسي و قومي
هزاره از خانواده پرنفوذ سردارها كه عضو كابينه دولت ايالتي نيز
بود در مسير حركت به سوي دفتر كارش در محله حاجي آباد
مورد سوقصد قرار گرفت اما آسيبي به او نرسيد. پس از مدتي
در حادثه ديگري در 21 بهمن ماه 1379 يك دستگاه ماشين
سوزوكي هزاره ها در مسير « كوشته ـ بروري » هدف حمله
مسلحانه افراد ناشناس قرار گرفته و 5 تن از سرنشينان آن كه همه
هزاره بودند كشته و 7 نفر زخمي شدند و عاملين آن هيچگاه
مورد شناسايي قرار نگرفتند. در سومين و آخرين حادثه مرگبار
كه يكشنبه 1382
3
18 رخ داد
سرنشينان يك دستگاه ماشين
متعلق به هزاره ها كه همگي از نيروهاي تازه به خدمت گرفته شده
بودند و از پايگاه آموزشي خود برمي گشتند در منطقه « سرياب »
حاشيه غربي شهر كوشته مورد حمله افراد مسلح ناشناس قرار
گرفتند كه 12 كشته و 4 زخمي به جا گذاشت .
حادثه يكشنبه خونين گذشته
غمبارترين حادثه در نوع
خود در اين ايالت به شمار مي رود. تكرار اين گونه حوادث كه در
صورت عدم برخورد جدي دولت
محتمل به نظر مي رسد
فجايع بسيار زيادي را بر ساكنان اين شهر به ويژه مردم شيعه
هزاره تحميل خواهد كرد. اكنون دولت مشرف كه انتظار مي رفت
مبارزه با تروريسم را به صورت جدي دنبال كند و جامعه را از
اضطراب و ناامني چندين ساله نجات بخشد
در برابر حوادثي از
نوع يكشنبه خونين كوشته مي بايد پاسخگو باشد. گرچه
ميرظفرالله خان جمالي نخست وزير پاكستان كه خود از اهالي
همين ايالت است
حمله تروريستي روز يكشنبه را محكوم نموده
و وعده مجازات عاملين آن را داده اما كارنامه ضعيف گذشته
دولت در برخورد با حوادث مشابه در پنجاب و سند
اعتماد به
دولت را بسيار كاهش داده است .
واقعه اخير شهر كوشته مي تواند سر آغاز موج تازه اي از
خشونتهاي مذهبي كه هرگز در كوشته سابقه نداشته است تلقي
شود اما اگر دولت ايالتي كه ائتلافي از حزب مسلم ليك طرفدار
دولت و « متحده مجلس عمل » است برخورد مسئولانه نشان دهد
مي تواند از پيامدهاي ناگوار آن جلوگيري نمايد. حضور نيرومند
احزاب اسلامي در دولت محلي
مسئوليتهاي ويژه اي را متوجه
آنها نيز خواهد كرد. در اين جا سئوالاتي به ذهن مي رسد كه بايد
روشن شود. مثلا آيا حادثه يكشنبه خونين با قدرت يافتن
احزاب اسلامي در دولت محلي ارتباط پيدا مي كند يا نه آيا
بروز اين واقعه در دوران حكومت گروههاي اسلامي كه خواهان
اصلاحات ديني در اين ايالت هستند نوعي به چالش كشيدن
قدرت آنها و منحرف ساختن برنامه هاي اصلاحي آنها نخواهد
بود آيا وحدت غيررسمي شيعه و سني در اين ايالت كه تا به
حال نتايج مثبتي را به همراه داشته است
تهديدي براي
جناحهاي سياسي غيرمذهبي به شمار نمي آمد و اين حادثه
نمي تواند طرحي براي انتقال بحران در درون احزاب اسلامي اين
ايالت تلقي شود بالاخره دولت با اين حادثه به عنوان يك
حادثه عادي برخورد خواهد كرد يا آن كه موضع قاطع تري اتخاذ
خواهد كرد اين ها سئوالاتي است كه گذشت زمان پاسخ آنها را
روشن خواهد كرد.
محمداكرم عارفي
كانون سنتي مناقشات فرقه اي در دو ايالت سند و
پنجاب است ولي دولت مشرف نتوانسته است توفيقي
در فرونشاندن خشونتهاي قومي در اين مناطق
داشته باشد

| |