
تمامي آثار هنري معاصر
مربوط به زندگاني
تصاوير و
نام مبارك حضرت
اميرالمومنين (ع ) و ائمه
معصومين در موزه امام
علي (ع ) به معرض نمايش
گذاشته شد.
اين موزه كه ماه گذشته با
حضور جمعي از هنرمندان
شخصيت هاي فرهنگي و هنري
و مسوولان كشوري افتتاح شد
با هدف تعميم مفاهيم اسلامي
و ترويج فرهنگ ديني از طريق
روش هاي كارآمد و جذاب به
جمع آوري و عرضه آثار هنري
يكصد هنرمند تواناي معاصر
كشور اقدام نموده
است .
رئيس سازمان فرهنگي
هنري شهرداري تهران در
مراسم بهره برداري از اين موزه
با ابراز تاسف از عدم بهره گيري
از هنر و رشته هاي هنري در
ارتقاي معرفت ديني و
شناساندن بزرگان دين و
رهبران ديني به عنوان يكي از
كاستي هاي تاريخي ما
خاطرنشان كرد : برخلاف
ادياني چون مسيحيت كه از
همه رشته هاي هنري در پايدار
كردن مرام و معارف ديني بهره
گرفته اند
متاسفانه در گذشته
تاريخي ما
همواره نزديك
شدن هنر و مذهب و تشييع با
هنر و رشته هاي هنري با كم
كاري ها محدوديت هايي مواجه
بوده است .
وي ادامه داد : امروز كه در
دوران حاكميت جمهوري
اسلامي و حكومتي در راه و
مرام مولا اميرالمومنين (ع )
به سر مي بريم
احساس اين
كمبود و كاستي بيش از هر دوره
ديگري خودنمايي
مي كند.
معاون اجتماعي و فرهنگي
شهرداري تهران نيز با انتقاد از
اين كه امروز همه چيز در
بخش هاي هنري در حد متوسط
و رو به پايين است
افزود :
جوانان از هنر تمنا و تقاضا
دارند و چون ما مي توانيم
تقاضاهاي برتر نسل جوان را
پاسخ دهيم مشتريان جوان
خود را از دست داده ايم و ما
فوج فوج براي دشمنان خود
مخاطب پروري مي كنيم .
در اين مراسم تاجيك
اسماعيلي شهردار منطقه 3
تهران با اعلام اين كه ساخت و
تكميل موزه امام علي (ع ) 2
5
الي 3 ميليارد تومان هزينه دربر
داشته است توضيح داد : از سال
74 با همت شهردار وقت كار
ساخت موزه امام علي (ع ) آغاز
شد.
موزه امام علي (ع ) كه
عمليات ساخت آن 8 سال به
طول انجاميده است در زميني
به مساحت 1641 مترمربع
3800 مترمربع زيربنا در دو
طبقه ساخته شده و از
بخش هاي مختلفي نظير تالار
اجتماعات
كتابخانه
تخصصي
تالارهاي نمايش
آثار هنري شامل نقاشي و
خوشنويسي
كارگاه مرمت
گنجينه نگهداري آثار
بخش
اطلاع رساني
اتاق كامپيوتر و
محل عرضه محصولات هنري
تشكيل شده است .
موزه امام علي (ع ) در
تهران
خيابان وليعصر(عج )
شمالي
بلوار اسفنديار پلاك
35 واقع است .

*****
علي (ع )
سخنگوي وحي
|
بيانات آيت الله جوادي آملي در خصوص منزلت
امام علي (ع )
اشاره
آنچه مي خوانيد
گزيده اي از سخنان ارزشمند
پربار و
جامع استاد آيت الله جوادي آملي است كه در سال
اميرالمومنين در جمع دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف ايراد
شده است .
آيت الله جوادي آملي در سخنان خود توصيفاتي جامع و
مستدل و در نوع خود بديع از امير مومنان علي (ع ) را آورده و
در فصلي كوتاه
دنيايي از مطلب در خصوص اين وجود مقدس
را بازگو كرده اند. با هم اين بيانات ارزشمند را مي خوانيم :
سهمي كه انبيا و اوليا
عموما و وجود مبارك علي (ع )
خصوصا
در احياي انسانيت
دارند اين است كه چون راه
انسانشناسي را به خوبي طي
كرده به مقصد رسيده اند
راهنماي خوبي براي ما هستند.
وجود مبارك
اميرالمومنين (ع )
مثل معماري
است كه خودش اين كاخ را
ساخته باشد. از درون و بيرون
باخبر است . هم صاحبخانه را
مي شناسد و هم مهمان را.
شما دانشجويان عزيز
سلسله علومي را در دانشگاه فرا
مي گيريد
مثل طلاب عزيز كه
علومي را در حوزه ها فرا
مي گيرند
همه اين علوم و
دانشها
مهمان هستند و اما
يك سلسله دانشها و علوم
ميزبان و صاحبخانه اصلي
هستند
با ما بودند و با ما
خواهند رفت . آن كسي كه بين
مهمان و ميزبان فرق مي گذارد
و راه هماهنگي ميان مهمان و
ميزبان را فراهم مي كند
وجود
مبارك علي بن ابيطالب (ع )
است . ما در حوزه ها مباحث
عرفاني
فلسفه
فقه
اصول و
ادبيات را مي خوانيم و شما نيز
همين علوم را با تفاوت داريد.
همه اينها جزو علوم مهمان
است هيچ كدام از اينها
صاحبخانه نيستند. هويت ما را
تشكيل نمي دهند. يك روز با ما
نبودند و يك روز هم از ما
گرفته مي شوند. يك سلسله از
دانشها است كه با ما بوده و
هرگز از بين نمي رود
نه مردني
است و نه رفتني ولي در
بندكردني است . وجود مبارك
علي بن ابيطالب (ع ) كه
سخنگوي وحي است
حرفي
مي زند كه ريشه قرآني دارد.
ان ابي الحديد مي گفت : من
10 سال زحمت كشيدم و فكر
كردم تا بعد از 10 سال بتوانم
نهج البلاغه را شرح كنم و خدا
را شكر كه بعد از 10 سال موفق
شدم اين كتاب را شرح كنم .
شما توجه كنيد يك محقق 10
سال تلاش مي كند تا بتواند
نهج البلاغه را شرح كند و بعد
مي گويد من خدا را شاكرم كه
بعد از 10 سال تمام شده است .
حضرت خطبه اي در
نهج البلاغه دارد كه ابن ابي
الحديد مي گويد : من از 50
سال قبل تاكنون بيش از هزار
بار اين خطبه را خوانده ام و هر
بار كه خواندم براي من تازگي
داشت . بعد مي گويد : « همانطور
كه در قرآن آياتي است اگر
تلاوت شود
سجده واجب
دارد
علي ابن ابيطالب (ع ) نيز
خطبه ها و سخناني دارد كه
برخي از آن سخنان را اگر
بخوانند
ادبا و حكما در برابر
آن خطبه بايد سجده كنند. اين
خطبه علي از آن خطبي است
كه سجده دارد. اين مطلب را در
يك جلسه خصوصي
به عرض
استاد علامه طباطبايي رساندم
كه مگر مي شود در برابر غير
قرآن خدا سجده كرد مگر
مي شود در برابر غير قرآن كسي
سجده كند اين چه حرفي
است كه ابن ابي الحديد درباره
اين خطبه مي زند ايشان
فرمودند : « تعجب نكنيد اين
دقيقا سجده براي قرآن است .
منتهي از كانال نهج البلاغه بيان
شده است . همان سخنان قرآن
را علي بن ابيطالب (ع ) كه
سخنگوي وحي است بيان
فرموده است و اين سجده در
حقيقت براي كلام خداست » .
علوم حوزه و دانشگاه همه
مهمانند. انسان وقتي كه به دنيا
آمد هيچ كدام از اين علوم را
نداشت . دوران كودكي را طي
كرد به دانشگاه يا به حوزه رفت
و اين علوم را فرا گرفت . يا فقيه
اصولي شد يا مهندس و طبيب .
همه اينها جزو علوم
مهمانند. روزي نبودند
يك
روز هستند و يك روز خواهند
رفت . اما همه ما ـ چه حوزويان
و چه دانشگاهيان ـ يك سلسله
علوم ميزبان داريم كه
صاحبخانه اند
نه از بين
رفتني اند نه تبعيد شدني و نه
بيرون رفتني و آن ارتباط با
مبدا است . بالاخره انسان از
فقر خود غافل است نه از پيوند
با خداي خود... خدا يعني
حقيقت محض كه قابل انكار
نيست .
ممكن است از يك
حوزوي يا دانشگاهي سوال
شود انسان چيست او بگويد
انسان
جاندار است و حرف
مي زند. ولي وقتي قرآن انسان
را معرفي مي كند مي گويد :
انسان موجودي است و حيات
او در تعلق و پيوند او با خالقش
است . جز ربط با خدا چيز
ديگري در حقيقت انسان
نيست و خدا فرمود من اين
پيوند را به تو آموختم و اين
حقيقت همان حقيقتي است كه
هيچ وقت زوال پذير
مرگ پذير
جهل پذير
ظلم پذير
بخل پذير و... نيست .
تمام تلاش رهبران الهي اين
است و ما علوم ميزبان را حفظ
و علوم مهمان را فراهم كنيم و
بين اينها هماهنگي ايجاد كنيم .
عالم و دانشمند بايد
روشن كند كه من براي كي ياد
مي گيرم
براي چه ياد مي گيرم و
از كي بايد ياد بگيرم تا اين علم
ميزبان با آن علم مهمان من
هماهنگ باشد.اگر مرگ به
معناي فاصله قفس و پرنده
است و اگر اين روح طيران
دارد
سوال اين است كه اين
روح كجا مي رود چه بايد
كرد وجود مبارك حضرت
امير(ع ) اصرارش اين است كه
من اين راه را رفته ام . بدنبال من
بياييد.
فرمود : « بكوشيد اين
صاحبخانه را نرنجانيد
اين
آتش اختلاف و كينه ها را
خاموش كنيد
بگذاريد اين نار
به نور تبديل شود. »
وجود مبارك حضرت
علي (ع ) فرمود : « مردان الهي
كساني هستند كه مواظب
غذايشان بودند كه هر غذايي را
نخورند. هر حرفي را نزنند
بدكسي را نخواستند و...اينها
عقل شان را زنده و نفس اماره
را دربند كردند. »

*****
كار خدايي
|
به مشكلات زندگي كه مي نگريم
به گره ها
به سختي گذران
زندگي
به هم و غمهايي كه تمام دلها را پوشانده است و نيز به
پيچ و خمهاي سخت زندگي كه توجه مي كنيم
آنها را از كجا
مي يابيم ريشه و عامل و سبب پيدايش آنها چه مي تواند باشد
حضرت علي عليه السلام در يك كلام نغز و پرمعنا « كوتاهي
ما
در انجام وظايف الهي » را عامل هم و غم مي داند و
مي فرمايد : « من قصر في العمل ل' ... ابتلي بالهم » (1 )
آن كه در كار براي خداي كوتاهي كند
مبتلا به اندوه و غم
شود.
مسلما براي دستيابي به راحتي و آسايش بايد كوشيد. اما
ما
اين كوشش را در اشتغال به شغلهاي دوم و سوم مي بينيم و
اميرالمومنين در كار براي خدا.
براي ما كه در اين دنيا زندگي مي كنيم و جز محدوده زندگي
چند روزه دنيائي را نمي بينيم
بين دو امر دنيائي و آخرتي
كار
دنيا را بر آخرت ترجيح مي دهيم اما آنان كه روح كلام
اميرالمومنين را شنيده و با جان و دل آن را پذيرفته باشند
به
تلاش براي خداي عالميان مي افزايند و از دنيا مي گذرند و
مي گريزند. اين گروه افراد
اگرچه از نظر ظاهر ساده و بي آلايشند
اما از لحاظ درون
آراسته به آسايش و راحتي اند. اما دنياگراياني
كه در امور الهي كوتاهي مي كنند
اگرچه به نظر مي رسد كه بيشتر
دارا هستند
اما به هم و غمي وسيع مبتلايند.
اميد كه اين كلام حكيمانه
در سويداي جانمان نشيند و
اقبال شديد ما به امور آخرتي و الهي
آسايش فراوان و اطمينان
قلب
را در پي داشته باشد.
پاورقي :
1 ـ نهج البلاغه
حكمت شماره .117

*****
برخورد با شاميان در منش اميرمومنان
|
ث خطبه 43 نهج البلاغه
ترجمه و توضيح : علي اكبر مظاهري
اميرمومنان (ع )
« جرير بن عبدالله » را با نامه اي به شام
فرستاد تا معاويه را به پيروي از حكومت مركزي فراخواند و از
وي بيعت بستاند. معاويه با بهانه هايي شيطاني
پاسخ را به تاخير
انداخت و همچنان به فريب مردمان شام و شوراندن شان بر
ضداميرمومنان (ع ) پرداخت .
برخي از ياران امام (ع ) از آن حضرت خواستند بيشتر درنگ
نكند و فرمان پيكار با شاميان را صادر بفرمايد. امير حكمت
پيشگان
در پاسخ به خواسته و پيشنهاد آنان فرمود :
« اكنون كه جرير (از ناحيه من و براي ستاندن بيعت و پيمان )
نزد شاميان است
مهيا شدنم براي جنگ
در آشتي را به روي
شام مي بندد و شاميان را ـ اگر نيكخواه باشند ـ از
نيكوخواهي شان باز مي دارد. من براي جرير
زماني گذاشته ام كه
بيش از آن آنجا نماند
كه اگر بماند
يا فريب آنان را خورده و يا
از فرمان من سر پيچانده است .
من صبوري ورزيدن و نشتابيدن را مي پسندم . شمايان نيز
شكيبا باشيد و مداراپيشه سازيد; اگرچه مهيا شدن تان را
ناخوشايند نمي دارم (و آماده شدن تان را براي پيكار با شاميان را
روا مي شمارم چرا كه ) من كار اين قوم را نيك سنجيده ام و زير و
رو و درون و برون آن را ژرفناكانه كاويده ام و عاقبت آن را چنين
ديده ام كه يا بايد با اينان جنگيد و يا بايد به آيين محمد(ص ) كفر
ورزيد! (و من به آنم كه به دين خدايم و آيين حبيبم كفر بورزم !)
اما اينكه سركرده شاميان
پيراهن خون آلود عثمان را بيرق
ساخته و به خونخواهي وي برخاسته و آتش خشم نادانان را
برافروخته و آنان را بر ضد من شورانده
دستاويزي است براي
ادامه رياست ننگين خود و تاراج بلاد اسلام . اما قتل عثمان
اين
سان بود كه آن زمان كه او بر اين امت
حاكم بود
بدعتها گذارد و
مردمان چون كردارهاي ناروايش را ديدند
وي را شماتت كردند
و بر او شوريدند و از وي انتقام كشيدند و واژگونه اش نمودند. »

| | | |