من اعتقادم اين است
كاوشها هم همين را نشان مي دهد كه
جوان ايراني
جواني است مومن
پاكدامن
پاك گوهر
داراي
زمينه هاي ديني بسيار زياد
مايل به جنبه هاي معنوي . البته
توقعي كه ما از يك جوان داريم
با توقعي كه از يك آدم مسن
جاافتاده ي قوا از دست داده داريم
بكلي متفاوت است . جوان
ايراني ـ چه دخترانش
چه پسرانش ـ هم از لحاظ امكانات
روحي و معنوي و ذهني
هم از لحاظ امكانات ايماني
در حد
بسيار خوبي هستند; اين مسئوليت بزرگي را بر دوش مسئولان
مي گذارد.
(از سخنان رهبر انقلاب
79
2
1 )

*****
تمثيل
لباس چركين و زنجيرهاي سنگين
|
از حضرت امام سجاد(ع ) پرسيدند :
مرگ چست
حضرت در پاسخ فرمود :
« مرگ براي انسان هاي با ايمان مانند كندن لباس چركين و
گشودن قيود و زنجيرهاي سنگين است .
1 ـ در اين تمثيل زيبا
سخن از انسان هاي با ايمان و پاك
است
هم آنان كه دل در گرو عشق به حضرت محبوب ازلي
دارند و از ژرفاي جان
او را مي پرستند و در برابر احكام و
قوانين دين اسلام خاضح مي باشند و عامل .
2 ـ مرگ براي انسان هاي با ايمان به كندن « لباس چركين »
تشبيه شده است . يعني همان طور كه آدمي لباس و جامه هاي
چركين خود را از تن بيرون مي كند و از رنج آن خلاصي مي يابد
و بدن خويش را با جامه هاي پاك و جديد مي پوشاند
مرگ
براي هر انسان مومن و پاك همانند رهايي و نجات از رنگ و
بوي آزار دهنده لباس چركين است
3 ـ مرگ براي انسان هاي پاك و با ايمان مانند گشودن قيود
و زنجيرهاي سنگين و سخت و رهايي از « اسارت » است .
انسان اسير و در بند
از « آزادي » كه بزرگترين نعمت و
موهبت الهي است بي بهره است
و از سوي ديگر بايد
سنگيني هاي زنجيرهاي اسارت را تحمل نمايد.
انسان مومني كه زندگي دنيا را ترك مي گويد و به سراي
جاويدان آخرت مي شتابد و از نعمتهاي الوان الهي بهره مند
مي گردد
همچون اسيري كه از تاريكي هاي زندان رهايي يافته و
زنجيرهاي سنگين و سخت و آزاردهنده را از دست و پاي
خويش گشوده است
در فضاي پاك و بي كران آخرت وارد
مي شود و لذتهاي سرشار و نعمت هاي جاودان الهي و از همه
بالاتر « رضوان و خشنودي پروردگار » را در مي يابد.

*****
بهار جواني
فرصتها و تلاش ها
|
« جواني »
زيباترين و طراوت خيزترين ايام زندگي انسان
محسوب مي شود و از فرصت هاي استثنايي و حساس و
تعيين كننده آن بايد به نحو شايسته بهره برداري شود.
اين فرصت ها
نسيم هاي جانبخش و نوازش دهنده اي
هستند كه اگر جان و روح جوان از آن نصيب نبرد
راههاي نيل
به يك شخصيت « سالم » و « متعادل » و « بالنده »
ناهموار
مي گردد و آينده درخشان جوان
كه بايد مطابق با استعدادهاي
بالقوه خدادادي به عينيت و ظهور برسد
مبهم و تاريك باقي
خواهد ماند.
در يك نگاه كلي و گذرا
لازم مي دانيم به بعضي از وظايف
و تلاش ها به عنوان مهمترين « ضرورت ها »
در مسير
بهره برداري شايسته از دوره جواني براي نيل به يك زندگي
سالم و با نشاط و موفقيت آميز اشاره كنيم :
1 ـ جوان بايد از فرصت گرانبهاي جواني و طراوت ناشي از
اين دوره نشاط انگيز و اميدزا در مسير كسب « علم و دانش »
استفاده هاي لازم و كافي را به عمل آورد.
از ديدگاه تعاليم اسلام علم آموزي « واجب » است و بايد
مهم ترين و دوست داشتني ترين ايام جواني به دانش اندوزي و
كسب علم و آگاهي و بينش اختصاص يابد.
در اهميت علم ودانش در نگاه آموزه هاي مقدس اسلامي
همين بس كه يكي از صفات بزرگ خداوند متعال
« عليم »
مي باشد و قرآن كريم در معرفي اين صفت زيباي حضرت
پروردگار مي فرمايد :
« الذي علم بالقلم
علم الانسان مالم يعلم » (2 )
« آن خدايي كه بشر را علم نوشتن به قلم آموخت (كه اين
نوشتن براي انسان
افكار و علوم گذشتگان را محفوظ داشت و
نظم معاش و معاد و هر فضل و علم و كمال را منظم و برقرار
ساخت ) و به انسان آنچه را كه نمي دانست تعليم داد. »
2 ـ « خودشناسي » وظيفه و مسئوليت ديگر جوانان براي
دست يابي به مراتب بالايي از بهره برداري از بهارجواني
محسوب مي شود.
جوانان در تكاپو براي نيل به خودشناسي
به معايب و
كاستي هاي روحي و اخلاقي خود واقف و آشنا مي شوند و
نقاط قوت و محاسن و توانايي هاي خويش را شناسايي مي كنند
و همان گونه كه براي زدودن زنگارهاي گناه و تباهي از آئينه دل
خود تلاش مي نمايند
در مسير تقويت محاسن و صفات و
خصال شايسته خود نيز فعاليت مي كنند تا در نهايت به
شخصيت معنوي سالم و رشديابنده اي كه آنان را به قله هاي
تقوا و پاكي مي رساند
دست يابند.
3 ـ اين اصل و قاعده اي است مسلم و قطعي كه خودشناسي به
« خداشناسي » منتهي مي شود و هر جواني كه علاوه بر شناسايي
نقاط ضعف و قوت خود
در زيبايي هاي شگفت انگيز كشور
وجود خويش و جهان هستي تعمق ورزد
خلقت را
« هدف دار »
« سامان يافته » و « زيبا » و سرشار از « خير » و
« فيض » مي بيند و در برابر ذات مقدس حضرت قادر متعال سر
فرود مي آورد و از ژرفاي دل او را مي پرستد و به راز و نيازهاي
عاشقانه با او مي پردازد.
بخشي از فرصت هاي گرانقدر جواني بايد براي
خداشناسي و توحيد و عبادت منظم و آگاهانه اختصاص
يابد.
4 ـ « كار » و « فعاليت » مستمر براي بنيان نهادن يك زندگي
سالم و خداپسندانه اي كه جوانان را به بهره وري از نعمتهاي
الهي و تشكيل يك زندگي سعادت آميز ترغيب مي نمايد
يكي
ديگر از جلوه هاي « فرصت شناسي » و استفاده هاي لازم براي
ذخيره بخش قابل توجه اي از ايام دوران جواني محسوب
مي شود.
جوان بايد از همان آغازين سالهاي اين دوره حساس و
موقعيت ساز
به زندگي سالم و سعادت آفرين خود در آينده
توجه نمايد و از انجام هيچ كوشش و تلاش سالمي براي
دست يابي به آن دريغ نورزد.
5 ـ ارتباط و وفاق با گروه همسن براي نيل به « شخصيت
اجتماعي » يكي ديگر از وظايف دوره پرشور جواني به شمار
مي رود كه براي دست يابي به آن لازم است از فرصت هاي
ارزشمند اين ايام به نحو شايسته اي بهره برداري
شود.
طبيعي است كه در اين پيوند و ارتباط بايد معيارهايي چون
مباني اعتقادي صحيح
اخلاق سالم
معنويت زلال
توانمندي هاي علمي و عملي مورد توجه و نظر قرار گيرد...
آنچه به عنوان « نمونه » و « گزيده » به آن اشارت رفت
مقدمه اي است براي ايجاد زمينه ها و بسترهاي مناسب جهت
كنكاش و جستجوي جوانان براي يافتن ضرورتها و وظايف
ديگري كه آنان را به بهره برداري هاي شايسته از « بهار جواني » و
فرصت هاي ارزشمند و گرانسنگ آن ترغيب مي نمايد.
آيا شما هم جان و روح خود را در مسير ورزش نسيم هاي
جانبخش اين بهار زيبا و دل انگيز قرار مي دهيد و « جواني » را
قبل از « پيري » غنيمت مي شماريد و براي بنيان نهادن يك
زندگي سالم و پاك و نشاط آفرين « مادي » و « معنوي » تلاش
آگاهانه و مفيد مي كنيد
پاورقي
1 ـ الحديث
ج 2
ص 368
2 ـ قرآن كريم
سوره علق
آيات 4 و 5
فرصت هاي دوران جواني
نسيم هاي جانبخش و نوازش
دهنده اي هستند كه اگر جان و
روح جوانان در معرض وزش آن
قرار گيرد
راههاي نيل به يك
شخصيت « سالم » و « متعادل » و
« بالنده » هموار مي شود.
از ديدگاه تعاليم اسلام
جوانان
بايد مهم ترين و دوست
داشتني ترين ايام زندگي خود را
به كسب علم و آگاهي و بينش
اختصاص دهند.
دانش اندوزي
خودشناسي
خداشناسي
موقعيت سازي براي
آينده
و ارتباط سالم با گروه
همسن
از ضرورتهاي مهمي است
كه فرصت شناسي و تلاش و
فعاليت جوانان را مي طلبد.

*****
بوي بهشت
|
ديروز من يك شعر زيبا
درباره قرآن سرودم
يك در به سوي روشنايي
در پيش چشمانم گشودم
در پشت در ديدم كه باغي ست
باغي كه سرشار از بهار است
سي چشمه دارد در دل خود
هر چشمه در يك سبزه زار است
رفتم ميان باغ
گشتم
ديدم كه قلبم آسمان شد
از عطر گلهاي بهاري
روحم دوباره شادمان شد
از ميوه هاي باغ خوردم
روشن شدم مانند خورشيد
چيدم هزاران غنچه و گل
من از درخت سبز توحيد
اين شعر را وقتي كه گفتم
قرآن خود را باز كردم
بوي بهشت آمد زقرآن
در آسمان پرواز كردم
جعفر ابراهيمي (شاهد)

*****
تحول در جوانان
|
جوان هايي كه قصد رفتن به جبهه داشتند
از جمله كساني
بودند كه مصاحبتشان براي امام خوشحال كننده بود. امام در
مورد آنها مي فرمودند : چه تحولي در اينها به وجود آمده است .
خداوند با قلب اينها چه كرده است . جواني كه در بهترين
موقعيت است مي خواهد برود جبهه . خداوند چه معرفتي به
اينها داده است
كه اين گونه متحول شده اند و دنيا را معبري
مي بينند كه اگر هرچه زودتر از آن عبور كنند كمتر آلوده مي شوند.

*****
سئوال و جواب
|
آدمي بود شر و شور كه مرتب از سر و كول افراد بالا و
پائين مي رفت و آرامش آنان را به هم مي زد.
اذيت و آزارها و مزاحمت هاي زباني و عملي او كه به طور
جدي و شوخي ادامه داشت
حال و حوصله بعضي ها را
سرآورده بود.
يك روز ضمن گلايه از اين وضعيت
از او چنين سئوال
نمودند :
به چه علت اينقدر اذيت و آزار مي دهي
او در جواب گفت :
ما زنده از آنيم كه آرام نگيريم
موجيم كه آسودگي ما عدم ماست !

| | | | | |