روزنامه جمهوري اسلامي 29/03/1382 صفحه عقيدتي
*****
ابعاد سياسي اسلام از ديدگاه امام خميني


  • هدايت جامعه در همه شئون
    مذهب اسلام همزمان با اينكه به انسان مي گويد كه خدا را عبادت كن و چگونه عبادت كن به او مي گويد زندگي كن و روابط خود را با ساير انسانها بايد چگونه تنظيم كني و حتي جامعه اسلامي با ساير جوامع بايد چگونه روابطي را برقرار نمايد. هيچ حركتي و عملي از فرد و يا جامعه نيست مگر اينكه مذهب اسلام براي آن حكمي مقرر داشته است . بنابراين طبيعي است كه مفهوم رهبر ديني و مذهبي بودن رهبري علما مذهبي است در همه شئون جامعه چون اسلام هدايت جامعه را در همه شئون و ابعاد به عهده گرفته است .
    توجه به دنيا و آخرت
    اسلام يك چيزي نيست كه براي يك طرف قضيه فكر كرده باشد اسلام در همه اطراف قضايا حكم دارد تمام قضاياي مربوط به دنيا مربوط به سياست مربوط به اجتماع مربوط به اقتصاد تمام قضاياي مربوط به آن طرف قضيه كه اهل دنيا از آن بي اطلاعند . اديان توحيدي آمده اند براي اينكه هر دو طرف قضيه را نگاه بكنند و طرح بدهند نسبت به هر دو طرف قضيه آنها حكم دارند طرح دارند اينطور نيست كه يا اين طرف را و از آن طرف غافل باشند يا آن طرف را و از اين طرف غافل باشند نه آن طرف هم نظر دارند اين طرف هم نظر دارند و خصوصا اسلام كه از همه اديان بيشتر در اين معنا پافشاري دارد.
    عبادت و سياست در اسلام
    قرآن كريم كه بين يد مسلمين هست و از صدر اول تا حالا يك كلمه يك حرف در آن زياد و كم نشده است اين قرآن را وقتي كه به عين تدبير مشاهده بكنيد مي بينيد كه مساله اين نيست كه دعوت براي اين بوده است كه مردم توي خانه بنشينند و ذكر بگويند و با خدا خلوت كنند.... مساله مساله دعوت به اجتماع دعوت به سياست دعوت به مملكت داري (است ); و در عين حال كه همه اينها عبادات است عبادت جداي از سياست و مصالح اجتماعي نبوده است . در اسلام تمام كارهائي كه دعوت به آن شده است جنبه عبادي دارد. حتي در كارخانه ها كار كردن در كشاورزي كشاورزي كردن و در مدارس تعليم و تربيت كردن همه شان مصالح اسلامي است و جنبه عبادي دارد.
    اخلاق و سياست در اسلام
    اسلام احكام اخلاقيش هم سياسي است همين حكمي كه در قرآن هست كه مومنين برادر هستند اين يك حكم اخلاقي است يك حكم اجتماعي است يك حكم سياسي است . اگر مومنين طوائف مختلفه اي كه در اسلام هستند و همه هم مومن به خدا و پيغمبر اسلام هستند اينها با هم برادر باشند همانطوري كه برادر با برادر نظر محبت دارد همه قشرها با هم نظر محبت داشته باشند علاوه بر اينكه يك اخلاق بزرگ اسلامي است و نتايج بزرگ اخلاقي دارد يك حكم بزرگ اجتماعي است و نتايج بزرگ اجتماعي دارد.
    گستردگي بعد سياسي
    مي شود گفت كه بي استثنا دعوتهاي خدا حتي در آن چيزهائي كه وظايف شخصي افراد است روابط شخصي افراد است بين خود و خدا از معناي اجتماعي و سياسي برخوردار است .
    تفكيك ناپذيري دين از سياست
    اگر شما بتوانيد مفهوم مذهب را در فرهنگ اسلامي ما درك و دريافت كنيد به روشني خواهيد ديد كه هيچگونه تناقضي بين رهبري مذهبي و سياسي نيست بلكه همچنان كه مبارزه سياسي بخشي از وظايف و واجبات ديني و مذهبي است رهبري و هدايت كردن مبارزات سياسي گوشه اي از وظايف و مسووليتهاي يك رهبر ديني است .
    اسلام دين سياست
    اسلام دين سياست است ديني است كه در احكام آن در مواقف آن سياست به وضوح ديده مي شود. در هر روز اجتماعات در تمام مساجد كشورهاي اسلامي از شهرستانها گرفته تا دهات و قرا و قصبات روزي چند مرتبه اجتماع براي جماعت و براي اينكه مسلمين در هر بلدي در هر قصبه اي از احوال خودشان مطلع بشوند از احوال مستضعفين اطلاع پيدا كنند و در هر هفته يك اجتماع بزرگ از همه در يك محل و نماز جمعه كه مشتمل دو خطبه است كه در آن خطبتين بايد مسائل روز احتياجات كشور احتياجات منطقه و جهات سياسي جهات اجتماعي جهات اقتصادي طرح بشود و مردم مطلع بشوند در هر سال دو عيد كه در آن دو عيد مجتمع بشوند.... در نماز عيد دو خطبه هست كه آن دو خطبه هم بايد بعد از حمد و بعد از صلوات بر پيغمبر اكرم و ائمه عليهم السلام جهات سياسي جهات اجتماعي جهات اقتصادي احتياجاتي كه كشور دارد احتياجاتي كه منطقه دارد در آنها طرح بشود و خطبا مردم را آگاه كنند از مسائل و از همه بالاتر در هر سال يك مرتبه اجتماع در حج كه از همه بلاد اسلامي اشخاصي كه مستطيع هستند واجب شده است بر آنها كه مجتمع بشوند و بايد در آنجا مسائل اسلام در آن مواقفي كه در حج هست در عرفات بخصوص در منا و بعد در خود مكه مكرمه و بعد در حرم رسول اكرم اين مواقفي كه در آنجا هست در آنجا مردم مطلع بشوند از اوضاع مملكت و از اوضاع تمام كشورهاي اسلامي و در آنجا بالحقيقه يك مجلس عالي است و يك اجتماع عالي براي بررسي اوضاع تمام كشورهاي اسلامي .
    پس مطلب اين است : هر روز در محله ها اجتماع و رسيدگي به اوضاع شهر و محله در هر هفته اجتماع بزرگ در شهرها و در جاهايي كه شرايط نماز محقق است براي بررسي اوضاع شهرستان و بالاتر اوضاع تمام كشور و در هر سال دو اجتماع بزرگ براي بررسي اوضاع كشورها و در هر سال يك اجتماع بسيار بزرگ از تمام ممالك اسلامي براي حج و آن مواقفي كه در حج هست اجتماعات در آنجا براي رسيدگي به اوضاع تمام كشورهاي اسلامي تمام اينها مسائل سياسي است و مسائلي است كه بايد مسلمين به آن توجه داشته باشند و مع الاسف غفلت از اين مسائل شده است . اجتماعات مي شود و از اجتماعات نتيجه گرفته نمي شود. مجتمع مي شوند مسلمين در مكه مكرمه و در مواقف لكن مثل اينكه از هم جدا هستند و غريبه هستند. اجتماعات مي شود در بلاد نمازهاي جمعه نماز عيد لكن افراد مثل اينكه با هم وحدت كلمه ندارند. اسلام دعوت كرده است مردم را به اين اجتماعات براي مقصدهاي بزرگ .
    استعمار و شعار جدائي دين از سياست
    شعار سياست از دين جداست از تبليغات استعماري است كه مي خواهند ملتهاي مسلمان را از دخالت در سرنوشت خويش بازدارند. در احكام مقدس اسلام بيش از امور عبادي در امور سياسي و اجتماعي بحث شده است . روش پيامبر اسلام نسبت به امور داخلي مسلمين و امور خارجي آنها نشان مي دهد كه يكي از مسووليتهاي بزرگ شخص رسول اكرم (ص ) مبارزات سياسي آن حضرت است .
    شهادت اميرالمومنين عليه السلام و نيز حسين عليه السلام و حبس و شكنجه و تبعيد و مسموميتهاي ائمه عليهم السلام همه در جهت مبارزات سياسي شيعيان عليه ستمگري ها بوده است و در يك كلمه : مبارزه و فعاليتهاي سياسي بخش مهمي از مسووليتهاي مذهبي است .
    اجتماعات عبادي و سياسي
    اين مواقفي كه در اسلام هست مثل عيد فطر عيد اضحي (قربان ) و حج مواقف حج نمازجمعه و جماعات كه در شب و روز انجام مي گيرد اين مواقف جنبه هاي عبادي دارد و جنبه هاي سياسي اجتماعي هم دارد.... اينها مدغمند منضم به همند.
    ديانت اسلام يك ديانت عبادي تنها نيست و فقط وظيفه بين عبد و خداي تبارك و تعالي وظيفه روحاني تنها نيست و همين طور يك مذهبي و ديانت سياسي تنها نيست عبادي است و سياسي سياستش در عبادات مدغم است و عبادتش در سياسات مدغم است يعني همان جنبه عبادي يك جنبه سياسي دارد همين اجتماع در اعياد براي نماز اين عبادت است لكن آن اجتماع خودش جنبه سياست دارد. مسلمانها بايد از اين اجتماعاتي كه هست از اين اجتماعات استفاده هاي زياد بكنند مثلا مسجدها در صدر اسلام به اين صورتي كه بعدش به توسط اشخاص منحرف به اين صورتهاي مبتذل درآمد در صدر اسلام اينطور نبوده است مسجدها محلي بوده است كه از همان مسجد ارتش راه مي افتاد براي جنگ با كفار و با قلدرها از همان توي مسجد. آنجا خطبه خوانده مي شد دعوت مي شدند مردم به اينكه فلان مثلا آدم متعدي در فلان جا قيام كرده بر ضد مسلمين يا مال مردم را چپاول مي كند قلدري مي كند انحرافات دارد و از همان مسجد راه مي افتادند و مي رفتند طرف دشمن از همان جا قراردادها حاصل مي شد.
    فلسفه واقعي حج
    بزرگترين درد جوامع اسلامي اين است كه هنوز فلسفه واقعي بسياري از احكام الهي را درك نكرده اند و حج با آن همه راز و عظمتي كه دارد هنوز به صورت يك عبادت خشك و يك حركت بي حاصل و بي ثمر باقي مانده است .
    يكي از وظايف بزرگ مسلمانان پي بردن به اين واقعيت است كه حج چيست و چرا براي هميشه بايد بخشي از امكانات مادي و معنوي خود را براي برپايي آن صرف كنند. چيزي كه تا به حال از ناحيه ناآگاهان و يا تحليلگران مغرض و يا جيره خواهران به عنوان فلسفه حج ترسيم شده است اين است كه حج يك عبادت دستجمعي و يك سفر زيارتي ـ سياحتي است ; به حج چه كه چگونه بايد زيست و چطور بايد مبارزه كرد و با چه كيفيت در مقابل جهان سرمايه داري و كمونيسم ايستاد! به حج چه كه حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمين بايد ستاند! به حج چه كه بايد براي فشارهاي روحي و جسمي مسلمانان چاره انديشي نمود! به حج چه كه مسلمانان بايد به عنوان يك نيروي بزرگ و قدرت سوم جهان خودنمايي كنند! به حج چه كه مسلمانان را عليه حكومتهاي وابسته بشوراند بلكه حج همان سفر تفريحي براي ديدار از قبله و مدينه است و بس ! و حال آنكه حج براي نزديك شدن و اتصال انسان به صاحب خانه است .
    حج تنها حركات و اعمال و لفظها نيست و با كلام و لفظ و حركت خشك انسان به خدا نمي رسد; حج كانون معارف الهي است كه از آن محتواي سياست اسلام را در تمامي زواياي زندگي بايد جستجو نمود.
    حج پيام آور ايجاد بناي جامعه اي به دور از رذايل مادي و معنوي است حج تجلي و تكرار همه صحنه هاي عشق آفرين زندگي يك انسان و يك جامعه متكامل در دنياست و مناسك حج مناسك زندگي است و از آن جا كه جامعه امت اسلامي از هر نژاد و مليتي بايد ابراهيمي شود تا به خيل امت محمد ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ پيوند خورد و يكي گردد و يد واحده شود حج تنظيم و تمرين و تشكل اين زندگي توحيدي است حج عرصه نمايش و آيينه سنجش استعدادها و توان مادي و معنوي مسلمانان است . حج بسان قرآن است كه همه از آن بهره مند مي شوند ولي انديشمندان و غواصان و دردآشنايان امت اسلامي اگر دل به درياي معارف آن بزنند و از نزديك شدن و فرو رفتن در احكام و سياستهاي اجتماعي آن نترسند از صدف اين دريا گوهرهاي هدايت و رشد و حكمت و آزادگي را بيشتر صيد خواهند نمود و از زلال حكمت و معرفت آن تا ابد سيراب خواهند گشت .
    حج پايگاه مستضعفين
    اكنون كه مسلمين كشورهاي مختلف جهان به سوي كعبه آمال و حج بيت الله روي آورده و اين فريضه عظيم الهي و كنگره بزرگ اسلامي در ايامي متبركه و در مكاني متبرك برپا گرديده است مسلمانان مبعوث از قبل خداوند تعالي بايد علاوه بر محتواي عبادي از محتواي سياسي و اجتماعي آن بهره مند شوند و به صرف صورت قناعت نكنند. همه كس مي داند كه برپا نمودن چنين كنگره عظيمي براي هيچ مقامي و هيچ دولتي امكان پذير نيست و اين امر خداوند متعال است كه اين گردهمايي بزرگ را فراهم آورده مع الاسف مسلمين در طول تاريخ نتوانستند از اين نيروي آسماني و كنگره اسلامي استفاده شاياني به نفع اسلام و مسلمين بنمايند.
    جهات سياسي زيادي در اجتماعات جماعات و جمعات و خصوصا اجتماع گرانبهاي حج مي باشد كه از آنجمله اطلاع بر گرفتاريهاي اساسي و سياسي اسلام و مسلمين است كه با گردهم آيي روحانيون و روشنفكران و متعهدان زائر بيت الله الحرام ممكن است طرح و با مشورت از راه حلها مطلع و در بازگشت به كشورهاي اسلامي در مجتمعهاي عمومي گزارش داده و در رفع آنها كوشا شوند و از جمله وظايف در اين اجتماع عظيم دعوت مردم و جوامع اسلامي به وحدت كلمه و رفع اختلافات بين طبقات مسلمين است كه خطبا و گويندگان و نويسندگان در اين امر حياتي اقدام نمايند و كوشش كنند در بوجود آوردن جبهه مستضعفين كه با وحدت جبهه و وحدت كلمه و شعار لااله الاالله از تحت اسارت قدرتهاي شيطاني اجانب و استعمارگران و استثمارگران بيرون آيند و با اخوت اسلامي بر مشكلات غلبه پيدا كنند.
    حج و برائت از مشركين
    فرياد برائت از مشركان مخصوص به زمان خاص نيست اين دستور است و جاويد در صورتي كه مشركان حجاز منقرض شده اند. و « قيام ناس » مختص به زماني نيست و دستور هر زمان و مكان است و در هر سال در اين مجمع عمومي بشري از جمله عبادات مهم است الي الابد.
    اسلام دين سياست است ديني است كه در احكام آن در مواقف آن سياست به وضوح ديده مي شود.
    شعار « سياست از دين جداست » از تبليغات استعماري است كه مي خواهند ملتهاي مسلمان را از دخالت در سرنوشت خويش بازدارند. در احكام مقدس اسلام بيش از امور عبادي در امور سياسي و اجتماعي بحث شده است .
    بزرگترين درد جوامع اسلامي اين است كه هنوز فلسفه واقعي بسياري از احكام الهي را درك نكرده اند.
    مذهب اسلام همزمان با اينكه به انسان مي گويد كه خدا را عبادت كن و چگونه عبادت كن به او مي گويد چگونه زندگي كن و روابط خود را با ساير انسانها بايد چگونه تنظيم كني و جامعه اسلامي با ساير جوامع بايد چگونه روابطي را برقرار نمايد.