روزنامه جمهوري اسلامي 29/03/1382 صفحه جبهه و جنگ

  • راز چشمان دريايي آن مرد
  • گداخته عشق
  • روي خط خبر
    توسط كنگره سرداران و ده هزار شهيد مازندران از ساقطين هواپيماهاي دشمن در دوران دفاع مقدس تجليل مي شود
  • *****
    راز چشمان دريايي آن مرد




  • بمناسبت سالگرد شهادت سردار دلير ايران زمين ; « دكتر مصطفي چمران »
    در آفاق نگاهت غروب خورشيد عشق را به تماشا مي نشينم و سوختن و آب گشتن شمع وجودت را در حسرت پيوستن به قافله شهادت با چشم دل مي بينم . اشك از قلم تو مي چكد و سوز رفتن را لا به لاي خطوط كاهي دفترچه ات به تصوير مي كشد :
    « خدايا خوش دارم گمنام و تنها باشم تا در غوغاي كشمكش هاي پوچ مدفون نشوم . خدايا دردمندم روحم از شدت درد مي سوزد قلبم مي جوشد احساسم شعله مي كشد و بندبند وجودم از شدت درد ضجه مي زند تو مرا در بستر مرگ آسايش بخش . » و تو... آسوده گشتي .
    آري ! فرمانده ستاد جنگ هاي نامنظم سرانجام در سي و يكم خردادماه قفس تنگ دنيا را با تير نگاهش در هم مي شكند و جاي خود را در سينه سرخ آسمان پيدا مي كند.
    تو هنر را در زندگي معنا مي كني و در شهادت به اثبات مي رساني . زماني كه امام (ره ) فرمود : « مثل چمران بميريد. » زمان عبور خاطره هاي تو از مقابل ديدگان دريايي رهبرت بود كه سوز وصل را از آغاز حيات تا سرآغاز بقا در زندگي نامه ات ديد.

    سال 1311 كه باران عشق باريد و مصطفي اين نو گل سرزمين ايثار و فداكاري شكفت رشد او در سال هاي سخت انقلاب اسلامي و روييدن ساق و برگ هاي علمي اش در آمريكا با استفاده از بورس تحصيلي دانشگاه بنيان گذاري انجمن اسلامي دانشجويان در ديار كفر و در نتيجه قطع شدن كمك هزينه دانشگاهي اش از سوي رژيم ستم شاهي دو سال تلاش شبانه روزي در مصر براي گذراندن سخت ترين دوره هاي چريكي و آموزش به جوانان شهادت طلب لبنان و سرانجام پيوستن به امام موسي صدر و سازمان انقلابي « امل » .
    درد محرومين خواب راحت را از چشمان او گرفت و غم ستم ديدگان جهان سوز او را هر روز بيش از پيش شعله ور نمود برگ سبز خاطراتش هنوز برجاست كه با قلم تنهايي خود روي آن نوشت :
    « من در آمريكا زندگي خوشي داشتم از همه نوع امكانات برخوردار بودم ولي همه لذات را سه طلاقه كردم و به جنوب لبنان رفتم تا در ميان محرومين و مستضعفين زندگي كنم دايما در خطر مرگ به سرآورم . لذت خود را در آب ديده قرار دهم و تنها آسمان را در سكوت و ظلمت شب پناهگاه آه هاي سوزان خود كنم » .
    جنگ داخلي لبنان و تفرقه ميان نيروهاي مبارز سينه پر سوز « مصطفي » را با داغ ربوده شدن امام موسي صدر (بيست و نه شهريور پنجاه و هفت ) تا مرز شكافتن از تيغ درد و شكفتن با رمز شهادت پيش برد ولي با پيروزي انقلاب اسلامي او و گردان ياراني كه در شوق شهادت فرياد (يا ليتناكنامعك ) سر ميدادند آرمان هاي اسلامي خويش را با سقوط رژيم شاهنشاهي به اثبات رساندند و بار ديگر پا به ديار ظلم ستيز ايران نهادند تا همان گونه كه چمران گفت : « آرزوي خويش را براي خدمت به وطن بازسازي و پيش رفت آن . » در ابعاد گوناگون علمي صنعتي و... تحقق بخشند.

    آن روز كه امام فرمود : (شهادت هنر مردان خداست ) در آفاق نگاه « مصطفي » و هم رزمانش بال و پرسوخته عشق را ديد كه خبر با خاكستر شدن زير تيغ حق معناي عاشقي را نخواهند چشيد و غير از لقاالله مطلوب ديگري نخواهند گزيد. مرد خاكي پوش و ساده اي كه پس از بيست سال مجاهدت در سرزمين بيگانه و آشنا! سرانجام به ديار آزاد و نوشكفته ي خود ايران اسلامي قدم نهاد و همت خويش را براي سازندگي ميهنش از سر گرفت .
    فرماندهي عمليات آزاد سازي پاوه در اوايل پيروزي انقلاب وزير دفاع جمهوري اسلامي نمايندگي مردم تهران در دوره اول انتخابات مجلس و نمايندگي رهبري در شوراي عالي دفاع كه سرانجام دكتر مصطفي چمران را به عنوان طراح و فرمانده ستاد جنگ هاي نامنظم راهي ميدان مبارزات نظامي كرد و او را در حلقه ي فداييان امام به نگين سرخي بدل ساخت كه با سوز مناجات خويش راز حيات و بقاي زندگي را براي ديگران به تصور كشيد. هم اكنون روستاي دهلاويه (در شهر سوسنگرد) همان نگين در خون غلطيده ي عشق است كه در سي و يكم خرداد 1361 هنگامي كه چمران پشت يكي از خاكريزهايش منطقه را براي فرمانده ي جديد توصيف مي نمود بلور حسرت او نيز شكست و با اصابت تركش خمپاره اي به سر مصطفي نام خود را در تاريخ جاودانه ها به ثبت رساند.
    و اين راز چشمان دريايي مردي است كه سال هاي بي قراري عمر خويش را در راه خدا به جهاد و مبارزه پرداخت و همواره چون بغض تنگ غروب در حسرت بال و پرگشودن سوخت تا سرانجام سينه ي نيلي آسمان را شكافت و به سوي ديار دوست ره پيمود.
    قم ـ محبوبه ونكي

  • *****
    گداخته عشق




  • به مناسبت 31 خرداد شهادت دكتر چمران
    شناختن مردان الهي و دوستان خدا براي انسانهاي كوچك و حقيري كه در حفره تنگ و تاريك گرفتار شده اند غيرممكن است . او چو خورشيدي درخشيد در حاليكه چشمان كم سوي انسانهاي غافل او را نمي ديد.
    امام خميني قدس سره او را مي شناخت و در وصفش فرمود : « او در حيات با نور معرفت و پيوستگي به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار كرد. او با سرافرازي زيست و با سرافرازي شهيد شد و به حق رسيد... اين هنر مردان خداست . » (1 ) و اما در اين مقاله سعي مي شود به قدر امكان پرتوي از وجود بيكران او آشكار شود تا منش و رفتارش الگو و چراغي براي زندگي ما باشد.
    آن انسان بزرگ از عاشقان خدا بود و طبق حديث قدسي كه خداوند مي فرمايد : « دوستان من تحت پوشش من هستند و غير از من كسي آنها را نمي شناسد » (2 ) او تجسم اين سخن مولي علي (ع ) بود كه فرمود : « دوستان خدا با جسمشان زميني و در باطن و روح موجوداتي ملكوتي هستند . (3 )
    يعني به ظاهر مادي خاكي ولي در واقع ملكوتي و آسماني هستند.
    همسر محترم آن شهيد در رابطه با شخصيت معنوي او مي گويد : « احساس مي كردم شخصيت مصطفي همه چيز هست . خودم را نزديكترين كس به او مي ديدم و همه آنهايي كه با مصطفي بودند همين فكر را مي كردند. گاهي به نظرم مي آمد همه علم را در گوشه اين مدرسه (4 ) در اين دو اتاق جمع شده همه ارزش هايي كه يك انسان كامل يك نمونه كوچك از امام علي (ع ) مي توانست در خودش داشته باشد... ولي غريب بود مصطفي ! براي من كه زنش بودم هر روز يك زاويه از وجودش و روحش روشن مي شد و اصلا مرامش اين بود. خودش را قدم به قدم آشكار مي كرد . » (5 )
    همسر بزرگوار آن شهيد از زبان امام موسي درباره شخصيت ملكوتي او مي گويد اولين باري كه امام موسي مرا بعد از ازدواج با مصطفي در لبنان ديد خواست با من صحبت كند. گفت : « غاده ! شما مي دانيد با چه كسي ازدواج كرده ايد. شما با مرد خيلي بزرگي ازدواج كرده ايد. خدا به شما بزرگترين چيز در عالم را داده بايد قدرش را بدانيد...اين خلق و خوي مصطفي كه شما مي بيني تراوش باطن اوست و نشستن حقيقت سير و سلوك در كانون دلش . اين همه معاشرت و رفت و آمد مصطفي با ما و ديگران تنازل از مقام معنوي اوست به عالم صورت و اعتبار . » (6 )
    در زندگي شهيد دكتر چمران جهاد در راه خدا مبارزه اخلاص زهد و تقوي مي درخشيد همسر گرامي ايشان مي گويد :
    حتي حاضر نبود كولر روشن كند اهواز خيلي گرم بود و پاي مصطفي توي گچ پوستش به خاطر گرما خورده شده بود و خون مي آمد اما مي گفت : « چطور كولر روشن كنم وقتي بچه ها در جبهه زير گرما مي جنگند »
    روزي خانم محترمش از او شكايت مي كند كه تو چرا اينقدر زاهدانه زندگي مي كني و برخود سخت مي گيري تو كه حضرت علي (ع ) نيستي . كسي نمي تواند او باشد فقط حضرت امير آن طور زندگي كرد و تمام شد. شهيد بزرگوار مي گويد : « نه درست نيست ! با اين حرف داريد راه تكامل را در اسلام مي بنديد. راه باز است و پيامبر مي گويد هر جا كه من پا زدم امتم مي تواند هركس به اندازه سعه اش . » (7 )
    در پايان به گوشه اي از مناجات و راز و نياز آن عاشق وارسته و به حق رسيده توجه مي كنيم .
    خدايا!تو را شكر مي كنم كه مرا در آتش عشق گداختي و همه موجودات و « خواستني » ها را به جز عشق و معشوق در نظرم خوار و بي مقدار كردي تا از كنار هر حادثه وحشتناك به سادگي و آرامي بگذرم .
    خدايا! تو را شكر مي كنم كه لذت معراج را به روحم ارزاني داشتي تا گاه گاهي از دنياي ماده درگذرم و آنجا جز وجود تورا نبينم و جز بقاي تو چيزي نخواهم و بازگشت از « ملكوت اعلي » براي من شكنجه اي آسماني باشد كه ديگر به چيزي دل نبندم و چيزي دلم را نربايد.
    خدايا! به سوي تو مي آيم از عالم و عالميان مي گريزم تو مرا در جوار رحمت خود سكني ده .
    و سرانجام خداوند مهربان نداي او را پاسخ مثبت داد و در حين جهاد و مبارزه به شهادت رسيد و او را در جوار رحمت خود سكني داد. و چنين سرداران مخلص كه گوهرهاي پنهاني هستند وجود دارند وبر ماست كه اين ستاره هاي درخشان را ببينيم و راه را گم نكنيم و هدايت را بيابيم .
    همسر شهيد چمران : احساس مي كردم شخصيت مصطفي (چمران ) همه چيز است .
    معاشرت و رفت و آمد مصطفي با ما و ديگران تنازل از مقام معنوي اوست .
    راه باز است و پيامبر مي گويد هرجا كه من پا زدم امتم مي تواند هركس به اندازه سعه اش .
    او با سرافرازي زيست و با سرافرازي شهيد شد. اين هنرمردان خداست .


    1 ـ بينش و نيايش . چاپ ششم ص 9
    2 ـ اوليائي تحت قبائي لايعرفهم احد غيري
    3 ـ بالابدان فرشيون وبالارواح عرشيون
    4 ـ منظور مدرسه اي است كه شهيد چمران از يتيمان نگهداري مي كرد.
    5 ـ چمران به روايت همسر شهيد ص 30 انتشارات روايت فتح
    6 ـ همان ص 32
    7 ـ همان ص 52
    نويسنده دكتر غلامرضا الهي

  • *****
    روي خط خبر
    توسط كنگره سرداران و ده هزار شهيد مازندران از ساقطين هواپيماهاي دشمن در دوران دفاع مقدس تجليل مي شود


  • به گزارش ستاد خبري سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس سپاه يادواره سرداران و شهداي گردان پدافند هوايي لشكر ويژه 25 كربلا در مازندران برگزار مي شود.
    در اين مراسم كه روز شنبه 31 خرداد ماه در حسينيه عاشقان ثارالله ساري برگزار مي گردد از دلاورمردان حريم هوايي جمهوري اسلامي ايران ; منهدم كنندگان و ساقطين هواپيماهاي متجاوز دشمن در دوران دفاع مقدس با اهدا لوح يادبود تقدير به عمل مي آيد.
    همچنين در اين يادواره كه با حضور خانواده هاي معظم شهداي مازندران و ياران و همسنگران شهداي گردان پدافند هوايي لشكر 25 كربلا اجرا مي گردد براي اولين بار واگويه و مقاله اي با زبان و لهجه مازندراني توسط فرزند شهيد قرائت خواهد شد.
    سردار فتح الله جعفري :
    ما در زمينه دفاع مقدس بايد با زبان شهيد « حسن باقري » با جوانان حرف بزنيم
    به گزارش ستاد خبري سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس سپاه سردار سرتيپ پاسدار « فتح الله جعفري » در گفت وگو با خبرنگار اين ستاد گفت : ما بايد با جوانان امروز با زبان سردار سرلشگر پاسدار « غلامحسين افشردي » حسن باقري كه انديشه هاي جنگ را به همراه دارد و به همراه خود حماسه سلحشوري و معنويت را به دنبال خود مي آورد صحبت كنيم و در زمينه معنويت جنگ با زبان شهيد بزرگوار آويني .
    وي به انتقال حماسه هاي جنگ به نسل امروز اشاره كرد و گفت : ما در انتقال ارزشهاي دفاع مقدس فقط و فقط حماسه سازي كرديم كه بدون شك حماسه به افسانه نزديك است و اين خطر وجود دارد كه در آينده حماسه هاي جنگ به افسانه بدل شود و در مقابل اصلا به تفكرات و انديشه هاي بي بديل جنگ نپرداختيم .
    رئيس سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس در ادامه افزود : سردار سرلشگر شهيد « باقري » با انديشه ها تفكرات و روحيه اي كه از حضرت امام (ره ) آموخته بود استراتژيك جنگ را تغيير داد و با نگاهي ديگر به آن پرداخت و توانست با حركت انقلابي و روحيه سلحشوري بچه هاي حزب اللهي عملياتهاي مهمي را به پيروزي برساند كه اين روحيه بايد به جوانان و نوجوانان نسل امروز و آينده انقلاب منتقل شود.
    وي در پايان اضافه كرد : اگر عرب ها بخصوص مردم مظلوم فلسطين با تفكر حسن باقري با اسرائيل مي جنگيدند بدون ترديد امروز پيروز بودند و بعضي ها مجبور به صلح و آشتي با اسرائيل نمي شدند.