روزنامه جمهوري اسلامي 28/03/1382 صفحه انديشه و نظر
*****
نامه هاي حكومتي از توصيه تا راهبردهاي عملي




  • در نظام سياسي و حكومتي اسلام نظارت بازرسي جمع آوري اطلاعات و تهيه گزارشهاي دقيق و مستند از عملكردهاي كارگزاران حكومتي در شهرها و مناطق مختلف سرزمين اسلامي و ارسال آن به « مركز » جهت آگاهي و بررسي و اقدام سريع و صريح رهبر و زمامدار اسلامي از ضوابط و معيارهاي اصلي زمامداري و حكومت محسوب مي شود.
    اين اصل از جنبه هاي مختلف حائز اهميت مي باشد به ويژه وقتي حفاظت از اموال عمومي و مراقبت شديد در جلوگيري از بهره برداري هاي حرام و نامشروع از بيت المال به عنوان يك وظيفه و مسئوليت بزرگ بر دوشهاي زمامداران صالح سنگيني مي كند و آرام و قرار را از آنان سلب مي نمايد. اين اصل زمامدار و رهبر حكومت اسلامي را به نظارت و بازرسي دقيق از نحوه رفتار و عملكرد كارگزاران دولت اسلامي حساس و وظيفه مند مي كند و مقابله با هرگونه سواستفاده از بيت المال را توسط هركس و در هر كجا ضروري و لازم مي سازد.
    حضرت علي (ع ) در تمام شهرها بر سلوك و عملكرد فرمانداران و كارگزاران نظارت داشت و ماموران و ناظران حكومتي هر خلاف و خطايي را به او گزارش مي دادند و آن پيشواي عدالت گستر بسيار سريع و دقيق به اين گزارشات رسيدگي مي نمود و خلافكاران و سو استفاده كنندگان از بيت المال را از مسئوليت هايشان خلع مي كرد و شايستگان را به جاي آنان مي گماشت .
    مواجهات قاطع امير مومنان (ع ) با حكمرانان و كارگزاران خاطي كه دست تطاول بر بيت المال مي گشودند و به اموال مردم كه به صورت « امانت » نزد آنان به محافظت گذاشته مي شد خيانت مي ورزيدند از نمونه هاي آموزنده و از مواريث گرانبهاي نظام سياسي اسلام است كه هر كدام از آنها دولتمردان و كارگزاران حكومت اسلامي در تمام اعصار را به تامل و دقت و عمل ترغيب مي نمايد.
    آنچه از حضرت علي (ع ) به صورت « نامه » به حاكمان و كارگزاران باقي مانده است بعضي به توصيه و موعظه به حكمرانان مي پردازد و آنان را به مراقبت از بيت المال و رعايت حقوق مردم و دقت در مصرف درست اموال فرمان مي دهد. برخي نيز به مواجهه و برخورد قاطع و سريع حضرت با حاكمان خاطي و خيانت كار مربوط مي شود كه به بهره برداري هاي ناشايست از خزانه هاي اموال عمومي اقدام كرده اند و ماموران و ناظران خيانت كاري آنان را به امام مسلمين (ع ) گزارش داده و او را از جريان امر مطلع نموده اند.
    ابتدا به برخي از نامه هاي حضرت به كارگزاران خود در چهار گوشه مملكت اسلامي و توصيه و سفارش آنان به مراقبت از بيت المال اشاره مي كنيم .
    1 ـ امير مومنان حضرت علي (ع ) در نامه به يكي از حكمرانان خويش او را به رسيدگي دقيق اموال گرد آمده نزد او و مصرف صحيح آن براي رفع تنگناهاي معيشتي مردم محروم و ارسال مازاد آن به مركز حكومت فرمان مي دهند :
    « به آنچه از اموال خداوند نزد تو گرد آمده است رسيدگي كن و آن را به مصرف عيالمندان و گرسنگاني كه نزد تو هستند برسان به گونه اي كه به مواضع فقر و ناداري برسد و مازاد آن را به نزد مابفرست تا بين كساني كه اينجا هستند تقسيم كنيم . » (1 )
    2 ـ امام علي (ع ) در نامه به يكي از كارگزارانش او را به دقت و هوشياري در سپردن حيواناتي كه به عنوان « زكات » گرفته شده است به شخص امين و دلسوزي كه آنها را با دقت و امانت به پيشواي مسلمين برساند فرمان مي دهد.
    عدالت اميرمومنان (ع ) و دقت خاص او در رعايت همه جوانب اين اصل تا آنجاست كه در نامه خويش يادآور مي شود در حق حيوانات ستم روا داشته نشود و آنها را به تندي نرانند كه خسته و رنجور گردند :
    « حيوانات را تنها به كسي بسپار كه به دينش اطمينان داري و نسبت به مال مسلمين دلسوز است تا آنها را به پيشواي مسلمين برساند... و بر آنها مگمار مگر شخص خيرخواه و مهربان و امين و حافظ را كه نه سختگير است و نه اجحافگر كه نه حيوانات را تند مي راند و نه آنها را خسته مي كند . » (2 )
    3 ـ پيشواي عدالت گستر اسلام نامه اي به يكي از قاضيان حكومت خود ارسال مي دارد و او را درباره خانه اي كه خريده است به انديشه و تامل وامي دارد كه اولا اين خانه را از غير مال خودـ كه يكي از جلوه هاي بارز آن اموال عمومي و متعلق به بيت المال مي باشدـ نخريده باشد.
    ثانيا اگر از مال خويش است آن را از راه مشروع و حلال به دست آورده باشد نه از راه حرام و نامشروع :
    « دقت كن كه مبادا اين خانه را از غير مال خودت خريده باشي يا بهاي آن را از غير حلال بدست آورده باشي كه در آن صورت در دنيا و آخرت زيانكار خواهي بود ... » (3 )
    4 ـ امير مومنان حضرت علي (ع ) يكي از ماموران خويش را با ارسال نامه اي به پرداخت دقيق حقوق محرومان و ضعيفان فرمان مي دهد و او را از قصور و كوتاهي در اين امر نهي مي كند و معاد و روز قيامت و فقرا و تهي دستاني را كه به عنوان « شاكيان » و درخواست كنندگان حقوق پايمال شده در مقابل او به صف مي ايستند در خاطرش زنده مي كند :
    « بدان براي تو در اين زكات نصيب مشخص و حق معيني است و شريكاني از مستمندان و ضعيفان بينوا داري و حق تو را به كمال مي پردازيم تو نيز حقوق آنان را به كمال بپرداز و اگر چنين نكني در روز قيامت از همه مردم بيشتر شاكي داري و بدا به حال آن كه شاكي او در نزد خداوند فقرا و مساكين باشند . » (4 )
    5 ـ يكي از نامه هاي حضرت مولي الموحدين (ع ) اختصاص دارد به توصيه و سفارش به يكي از كارگزارش مبني بر پرهيز از اسراف كاري و افراط در مصرف اموال و تاكيد بر « ميانه روي » و از طرف ديگر توصيه به اجتناب از مال اندوزي هايي كه از بخل ناشي مي شود واز جود و بخشش كه توشه بزرگ روز قيامت به حساب مي آيد منع مي نمايد :
    « اسراف را رها كن و ميانه روي پيشه ساز و امروز به فكر فردا باش و از مال به مقدار ضرورت نگه دار و زيادي آن را براي روز نيازت (قيامت ) پيش فرست ... » (5 )
    حضرت علي (ع ) به « توصيه » اكتفا نمي نمود و اگر چه بخشي از نامه هاي آن پيشواي بزرگ الهي به توصيه به دولتمردان و حاكمان اختصاص داشت و اين امر بسيار ضروري مي نمود و عامل بسيار مهمي در بازداشتن حكمرانان از بهره برداري هاي ناشايست از بيت المال و گرايش آنان به تقوا و زندگي سالم محسوب مي شد لكن اصل « نظارت » و « مقابله » با خطاكاران را نيز لازم و حياتي مي شمرد.
    بخش مهمي از نامه هاي اميرمومنان (ع ) به حاكمان و كارگزاران خطا كار كه دست خيانت از آستين بيرون آورده و به بهره برداري هاي نامشروع و حرام از بيت المال پرداخته اند اختصاص دارد. اين نامه ها پس از دريافت گزارش از ماموران و ناظران كه در مناطق مختلف كشور اسلامي حضور داشتند و عملكرد حكمرانان و كارگزاران حكومتي را زير نظر مي گرفتند نگاشته شده است و مي بينيم كه مولاي متقيان در مواجهه با خطاكاران و خيانت پيشگان بسيار صريح و قاطع مي باشند و هيچ گونه تسامح و غفلت و اغماض را
    روا نمي دارند.
    گزيده اي از اين نامه هاي تامل برانگيز و عبرت آموز را از نظر مي گذرانيم :
    1 ـ از تو به من خبري رسيده كه اگر آن را به جاآورده باشي خداي خويش را به خشم آورده اي و امام و پيشوايت را غضبناك ساخته اي .
    خبر رسيده كه تو اموال مسلمانها را كه نيزه ها و اسبهاشان آن را گردآورده و خونهاشان بر سر آن ريخته شده است در بين عربهاي خويشاوند خود كه تو را برگزيده اند قسمت مي كني پس سوگند به خدايي كه دانه را شكافته و انسان را آفريده است اگر اين خبر راست باشد از جانب من زبوني يابي و از مقدار و مرتبه ات نزد من سبك گردد پس حق پروردگارت را خوار نگردان و دنيايت را با خرابي دينت آباد مكن كه در زمره كساني قرار گيري كه زيانكارترين مي باشند . (6 )
    2 ـ ... پس ناگاه به من خبر رسيد كه خيانت كرده اي و فرمانبرداري از هوا و هوس خود را رها نمي كني و براي آخرت توشه اي نمي گذاري دنياي خويش را با ويراني آخرت آباد مي سازي و با بريدن از دينت به خويشانت مي پيوندي و اگر آنچه از تو به من خبر رسيده است درست باشد شتر خانواده ات و دوال كفشت (جايي كه انگشت بزرگ پا در كفشهاي عربي قرار مي گيرد) از تو بهتر است و كسي كه مانند تو باشد شايسته نيست به وسيله او مرزي حفظ شود يا امري انجام گيرد يا مقام او را بالا برند يا در امانت شريكش كنند يا براي جلوگيري از خيانت و نادرستي به كار بگمارند . (7 )
    3 ـ صادقانه به خدا سوگند ياد مي كنم اگر به من گزارش رسد كه از غنائم و بيت المال مسلمين چيزي كم يا زياد به خيانت برداشته اي آنچنان برتو سخت بگيرم كه در زندگي كم بهره بي نوا و حقير و ضعيف شوي . (8 )
    4 ـ ... پس از خدا بترس و مالهاي اين گروه را به ايشان باز گردان كه اگر اين كار را نكني و خدا مرا بر تو توانا گرداند هر آينه درباره تو نزد خدا عذر و پوزش بياورم و تو را با شمشيرم مي زنم شمشيري كه به هر كس زده ام وارد جهنم شده است . (9 )
    5 ـ اما بعد درباره تو امري به من گزارش شده است كه اگر انجام داده باشي پروردگارت را به خشم آورده اي و امامت را نافرماني كرده اي و امانت خود را خوار كرده اي به من خبر رسيده است كه تو زميني را غارت كرده و آنچه زير پايت بوده برداشته و آنچه زير دستت بوده خورده اي . پس حساب خود را نزد من آر و بدان كه حساب خداوند از حساب مردمان سخت تر است . (10 )
    ژرف نگري در نامه هاي حضرت علي (ع ) به دولتمردان و كارگزاران و ماموران حكومتي اش برخي از شيوه هاي صيانت و مراقبت از خزانه هاي اموال عمومي را توسط آن پيشواي الهي آشكار و نمايان مي سازد.
    تعمق در اين نامه ها روشهاي « توصيه » « نظارت » و « صلابت » را در موضوع مهم و حياتي حفاظت از بيت المال مسلمين مطرح مي نمايد.
    اميرمومنان حضرت علي (ع ) با روش « توصيه » با نامه هايي كه به كارگزاران خويش ارسال مي داشت وظيفه خويش مي دانست كه آنان را به اهميت صيانت از اموال عمومي و دقت وافر در مصرف صحيح آن واقف سازد و با تذكرهاي خود ماموران و حاكمان شهرها را از هر گونه غفلت و مسامحه در اين امر حساس باز دارد.
    اين توصيه ها باعث مي شد دولتمردان و كارگزاران حكومتي نپندارند كه بر اريكه هاي قدرت و رياست تكيه زده اند تا آنچه خود تمايل دارند عمل كنند و بدون ضوابط و معيارهاي اسلامي در اموال عمومي تصرف نمايند و از ميزان زيانهاي دنيايي و اخروي اين دستبرد و خيانت غفلت ورزند.
    اصل و روش ديگر اميرمومنان (ع ) « نظارت » بود. آن حضرت توصيه را در جايگاه خود جايز و روا مي دانست لكن آن را روش واحد و يگانه نمي پنداشت بلكه نظارت برعملكرد حكمرانان را اصل دوم و يك ضرورت حياتي مي دانست و از همين رو كساني از جانب آن پيشواي الهي ماموريت مي يافتند حركات و كردارهاي نادرست و خلاف آن دسته از حاكمان را كه بيت المال را تيول خود و خويشاوندان و نزديكانشان مي پنداشتند و به بهره برداري هاي نامشروع و حرام از اموال عمومي اشتغال مي ورزيدند به مركز حكومت گزارش دهند تا اميرمومنان در جريان امور قرار گيرد.
    اصل سوم « صلابت » بود. اميرمومنان (ع ) كسي نبود كه به امور و عملكردهاي صوري و ظاهري دل خوش كند و گزارشهاي رسيده از طرف ماموران خويش را روي هم انباشته سازد و به مرور زمان به دست فراموشي يا اغماض و چشم پوشي بسپرد. بلكه گزارشهاي رسيده درباره حكمرانان خلافكار را با دقت فراوان بررسي مي كرد و پس از تحقيق و اطمينان از صحت آنها با خلافكاران با شدت و « صلابت » برخورد مي نمود.
    از ديدگاه حضرت علي (ع ) هيچگونه مسامحه و گذشت و غفلتي در مواجهه با كساني كه به اموال مسلمانان چنگ انداخته و در امانت خيانت ورزيده و ثمره تلاش خستگي ناپذير اقشار مختلف مردم در عرصه هاي فعاليت اقتصادي و اجتماعي و نظامي را در گلوهاي فراخ خود و خويشان خود مي ريختند جايز نبود و از همين رو در نامه ها و مواجهات عملي خويش با صلابت و قاطعيت تمام با متجاوزان به بيت المال و چپاولگران اموال ملت روبرو مي شد و براساس قوانين اسلام با آنها برخورد مي نمود.
    نامه هاي حضرت علي (ع ) به حاكمان و كارگزاران حكومتي در توصيه به مراقبت هاي ويژه از بيت المال و نيز نامه هاي آن حضرت به حكمرانان خطاكار و برخوردهاي قاطع و شديد با خيانتكاران به اموال عمومي ذخيره هاي ارزشمند و پشتوانه هاي استوار براي دولتمردان و زمامداران امروز ما محسوب مي شوند و مطمئن ترين اصول و معيارها را در صيانت از بيت المال و جلوگيري از تعدي و خيانت نسبت به ثروتهاي عمومي فرا راه آنان قرار مي دهد.
    آيا ما به اين « نامه هاي بيداري » مي انديشيم و به توصيه هاي نهفته در آنها تامل مي ورزيم و به راهبردهاي عملي مطرح شده در آنها پايبند مي باشيم .

    پي نوشت :
    1 ـ نهج البلاغه ص 1063 نامه 67
    2 ـ همان مدرك ص 880 نامه 25
    3 ـ همان مدرك ص 834 نامه 3
    4 ـ همان مدرك ص 884 نامه 26
    5 ـ همان مدرك ص 871 نامه 21
    6 ـ همان مدرك ص 961 نامه 43
    7 ـ همان مدرك ص 1073 نامه 71
    8 ـ همان مدرك ص 870 نامه 20
    9 ـ همان مدرك ص 957 نامه 41
    10 ـ همان مدرك ص 955 نامه 40
    با تعمق در نامه هاي حكومتي اميرمومنان (ع ) به كارگزاران خويش با « توصيه » « نظارت » و « صلابت » در موضوع مهم و حياتي حفاظت از بيت المال مسلمين به عنوان روش و راهبرد آشنا مي شويم .
    نامه هاي حكومتي حضرت علي (ع ) در مواجهه و برخوردهاي قاطع و شديد با خيانتكاران ذخيره هاي ارزشمند و پشتوانه هاي استوار براي دولتمردان و زمامداران امروز ما محسوب مي شود و راه گشاي جلوگيري از دست يازي به خزانه هاي ثروت عمومي مي باشد.
    در نظام سياسي و حكومتي اسلام نظارت بازرسي جمع آوري اطلاعات و تهيه گزارش هاي دقيق و مستند از عملكرد كارگزاران حكومتي در شهرها و مناطق مختلف سرزمين اسلامي از ضوابط و معيارهاي اصلي زمامداري و حكومت محسوب مي شود.