روزنامه جمهوري اسلامي 28/03/1382 صفحه سياسي

  • « برلوسكوني » بهترين دوست « شارون »
  • رفع تحريمها به نام ملت عراق به كام آمريكا
  • *****
    « برلوسكوني » بهترين دوست « شارون »




  • هادي موسوي نيا
    خبرگزاري جمهوري اسلامي :
    « سيلويو برلوسكوني » نخست وزير ايتاليا كه هفته گذشته راهي فلسطين اشغالي شد تلاش بسياري كرد تا توانست عنوان بهترين دوست و پشتيبان اسراييل را كسب كند.
    برلوسكوني كه دو هفته قبل از آن در ديدار با گروهي از اعضاي جامعه بين المللي يهوديان در شهر رم به آنان قول داده بود با « ياسر عرفات » رييس منطقه خودگردان ديدار نكند به اين تعهد خود عمل كرد و بدون ديدار با مسوولان فلسطيني منطقه را ترك نمود.
    سكوت كامل ايتاليا در مقابل كشتارهاي گسترده مردم فلسطين بويژه زنان و كودكان از سوي رژيم صهيونيستي شوق برلوسكوني براي انجام اين سفر و ديدار با « آريل شارون » سبب شد نخست وزير اين رژيم رم را بهترين متحد تل آويو بخواند.
    هدف شارون از مورد خطاب قراردادن ايتاليا و برلوسكوني به عنوان بهترين دوست مي تواند نشانه عزم تل آويو براي استفاده از رم به منظور ايجاد تفرقه در مواضع اتحاديه اروپا باشد كه به ميزان اندكي خواستار توجه به حقوق فلسطيني ها است .
    از سوي ديگر برلوسكوني نيز با شادماني از سخنان شارون در اراضي اشغالي ايتاليا را نيز بهترين دوست اسراييل خواند و بدين صورت سياست خود را مبني بر فراموشي حقوق فلسطيني ها و حمايت كامل از رژيم صهيونيستي آشكارتر كرد.
    در چنين وضعيتي « آوي پارنز » سفير سابق رژيم صهيونيستي در ايتاليا و سخنگوي شارون در مورد حضور برلوسكوني در فلسطين اشغالي گفته بود : نخست وزير ايتاليا يكي از بهترين دوستان اروپا در اسراييل است .
    سياست هاي برلوسكوني در حمايت كامل و فراگير از اقدامات رژيم نژادپرست صهيونيستي سبب شده برخي از احزاب ايتاليايي اعلام كنند : ملاقات نكردن با ياسر عرفات اقدامي ناخوشايند است و مي تواند بيانگر اين موضوع باشد كه ايتاليا نمايندگي آمريكا را بر عهده دارد.
    برلوسكوني خود نيز قبل از سفر به فلسطين اشغالي مصر و اردن گفته بود : اين ماموريت به درخواست كاخ سفيد و در ادامه اقدامات جرج بوش رييس جمهوري آمريكا براي منطقه خاورميانه صورت مي گيرد.
    اين اظهارات مي تواند تاييدي بر پيروي كامل و بي قيد و شرط رم از سياست هاي واشنگتن در مورد خاورميانه بويژه عليه فلسطيني ها باشد.
    يكي از عوامل تداوم اينگونه سياست هاي دولت ايتاليا نقش جامعه يهوديان اين كشور به عنوان حامي رژيم صهيونيستي است كه مسوولان آن بويژه « آموس لوتزاتو » رييس اين جامعه در ديدار با مقام هاي ايتاليايي خواستار حمايت هرچه بيشتر رم از تل آويو شده اند.
    هرچند برلوسكوني و ديگر مقام هاي دولت وي يكي از اهداف خاورميانه اي خود و حمايت از رژيم صهيونيستي را اجراي نقشه راه به عنوان كليد صلح منطقه مطرح مي كنند ولي خودداري از ملاقات با رهبران فلسطيني و ناديده گرفتن سركوب غيرنظاميان منطقه خودگردان تصويري كامل از سياست ايتاليا براي نزديكي هرچه بيشتر با رژيم صهيونيستي را ترسيم مي كند.
    نقطه آشكار شدن اين سياست ها سخنان « يهود گل » سفير رژيم نژادپرست صهيونيستي در ايتاليا بود كه سال گذشته به نقل از برلوسكوني گفت : درهاي نخست وزيري ايتاليا بر روي نمايندگان ياسر عرفات بسته است .
    اكنون با اصرار برلوسكوني بر حضور كامل در كنار آمريكا و « جرج بوش » رييس جمهوري اين كشور براي حمايت از رژيم صهيونيستي مي توان پرونده سياست پنجاه ساله ايتاليا در قبال بحران خاورميانه را كه حداقل در مواردي اندك بر واقع نگري متكي بود پايان يافته تلقي كرد.
    ايتاليا كه از ناحيه همين نگرش توانسته بود به جهان اسلام و اعراب نزديك شود و ميلياردها دلار سود از قراردادهاي اقتصادي با كشورهاي مسلمان را كسب كند اكنون سياست تشديد حمايت از رژيم نژادپرست صهيونيستي را در اولويت قرار داده است .
    با توجه به آشكار شدن حمايت كامل رم از رژيم تل آويو بي توجهي به حقايق بحران خاورميانه حقوق فلسطيني ها و احساسات جهان اسلام اكنون شايد اين ضرورت احساس شود كه كشورهاي مسلمان و بويژه عرب نيز بايد در نگرش خود نسبت به ايتاليا به عنوان دوست تجديد نظر كنند.
    ايتاليا كه با حمايت از آمريكا و انگليس در حمله به عراق به نوعي عامل تفرقه در مواضع ضدجنگ اتحاديه اروپا شد اكنون در مورد بحران خاورميانه نيز قصد دارد از احتمال هرگونه پشتيباني اين اتحاديه از حقوق فلسطيني ها جلوگيري كند.
    آمريكا نيز با توجه به رضايت از مواضع ايتاليا و آغاز رياست دوره اي رم بر اتحاديه اروپا از آغاز ماه آينده ميلادي در صدد است از اين فرصت براي تضمين كامل منافع رژيم نژادپرست صهيونيستي استفاده كند.
    برلوسكوني نخست وزير ايتاليا كه بارها از مديون بودن اين كشور به آمريكا و دوستي شخصي خود با جرج بوش به افتخار ياد كرده نيز با مغتنم شمردن اين فرصت حاضر به اجراي ماموريت مورد نظر كاخ سفيد براي سفر به خاورميانه شده است .
    البته علاوه بر اين مسائل كه تنها بخشي از ريشه هاي حمايت كامل رم از تل آويو را مشخص مي سازد ايتاليا نيز براي خود اهداف ديگري را دنبال مي كند.
    با توجه به نزديكي جغرافيايي ايتاليا به اسراييل و كشورهاي عربي رم مصمم است خود را به عنوان يك ابرقدرت منطقه اي در بخش هاي نظامي اقتصادي سياسي و فرهنگي در منطقه مديترانه و شمال آفريقا معرفي كند.
    در چارچوب اين سياست ايتاليا مي تواند با ادامه حمايت كامل خود از اسراييل به عنوان اهرم فشار عليه كشورهاي عربي به سياست هاي خود جامه عمل بپوشاند.
    ايتاليا كه براي رسيدن به اين مقصود تاكنون هيچ پرده پوشي را حداقل براي كسب رضايت ظاهري كشورهاي عربي انجام نداده همچنان براي كامل كردن چرخه سياسي منطقه خاورميانه به نفع رژيم نژادپرست صهيونيستي تلاش مي كند.
    نقطه تضمين اجراي اين سياست ها و همچنين جلوگيري از مخالفت كشورهاي عربي با اين روند حضور ايتاليا در كنار آمريكا و انگليس در بحران خاورميانه است .
    ايتاليا براي كامل كردن و رسمي نمودن نقش بازيگري خود در آينده جغرافيايي و سياسي خاورميانه در نخستين مرحله مايل است كنفرانس نقشه راه را ميزباني كند.
    هرچند برلوسكوني تمايل خود را در اين مورد بوضوح بيان كرده ولي آمريكا كه تاكنون حاضر نشده در هيچ زمينه اي حتي در جنگ افغانستان ايتاليا را به عنوان يك شريك سياسي و منطقه اي قبول كند نسبت به پذيرش اين درخواست نيز تاكنون هيچ واكنشي نشان نداده است .
    رم كه هفته گذشته شاهد موافقت شتابزده برخي سران عرب در نخستين نشست نقشه راه در شرم الشيخ مصر با اين طرح بود اكنون بر فعاليت هاي خود براي حمايت از رژيم صهيونيستي افزوده است .
    ايتاليا دليل اين كاركرد سياسي خود را قبول نقشه راه از سوي برخي كشورهاي عربي مي داند كه زماني حامي مبارزات مردم فلسطين بودند ولي اكنون براي اجراي نقشه آمريكا كاخ سفيد را ياري مي كنند.
    با وجود تلاش جبهه حامي تل آويو براي شكست مبارزه ملت فلسطين و سكوت معنادار برخي كشورهاي عربي ادامه انتفاضه فلسطيني عليه اشغالگران به عنوان پاسخي به كشتار مردم بي گناه بزرگترين مانع آمريكا انگليس ايتاليا و ديگر طرفداران تل آويو براي اجراي نقشه هاي خود در خاورميانه است .
    ايتاليا كه بتازگي عنوان بهترين دوست اسراييل را نيز كسب كرده بي گمان براي توقف اين مبارزات و دستيابي كامل آمريكا به اهداف خود در خاورميانه واشنگتن را ياري خواهد كرد تا بتواند لقب برترين متحد رژيم نژادپرست صهيونيستي را حفظ كند.
    سكوت كامل ايتاليا در مقابل كشتارهاي گسترده مردم فلسطين از سوي رژيم صهيونيستي و شوق برلوسكوني براي انجام سفر به اسرائيل سبب شد شارون رم را بهترين متحد تل آويو بخواند
    با توجه به آشكار شدن حمايت كامل رم از رژيم تل آويو و بي توجهي به حقايق بحران خاورميانه حقوق فلسطيني ها و احساسات جهان اسلام اكنون اين ضرورت احساس مي شود كه كشورهاي مسلمان و بويژه عرب در نگرش خود نسبت به ايتاليا تجديدنظر كنند

  • *****
    رفع تحريمها به نام ملت عراق به كام آمريكا




  • اشاره :
    مقامات آمريكا پس از رايزنيهاي بسيار و تهديد و تطميع اعضاي دائم و غيردائم شوراي امنيت توانستند پيش نويس قطعنامه مورد نظر خود را بمنظور لغو تحريمهاي عراق به تصويب كل اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل برسانند. اين درحالي بود كه تا پيش از اشغال نظامي عراق توسط آمريكائيها مقامات كاخ سفيد با هرگونه قطعنامه در زمينه لغو تحريمها به شدت مخالفت مي كردند بهرحال قطعنامه مذكور كه 1483 نام گرفت تحريمهاي عراق را كه از سال 1370 اعمال شده بود لغو كرد. راديو انگليسي برون مرزي در همين رابطه با « مايكل رنر » محقق ارشد موسسه ديده بان جهاني در نيويورك گفتگويي انجام داده كه با هم آن را مي خوانيم :
    اين قطعنامه چه قدرتي به ايالات متحده آمريكا براي اداره عراق اعطا مي كند چرا واشنگتن بسيار اصرار مي كرد كه تحريم هاي اعمال شده عليه عراق را لغو كند
    امريكا در ابتدا چنين ادعا مي كرد كه تنها تا زمانيكه يك دولت موقت در عراق تشكيل شود در عراق باقي خواهد ماند. اما با امضاي اين قطعنامه واگذاري درآمدهاي نفتي عراق به امريكا مدت حضور امريكا در عراق تمديد شد.
    امريكا با تصويب اين قطعنامه در واقع به حضور غيرقانوني خود در عراق جلوه قانوني بخشيد و قدرت بيشتري براي كنترل آينده عراق هم از لحاظ سياسي و هم از لحاظ اقتصادي به دست آورد. امريكا همچنين حرف اول را در صنعت نفت عراق و درآمدهاي نفتي عراق خواهد زد.
    چرا كشورهاي فرانسه و روسيه كه در ابتداي امر مخالف لغو تحريم ها بودند با تصويب آن موافقت كردند. آيا امتيازاتي را از واشنگتن گرفتند يا خير
    دلايل متعددي براي اين امر مي توان ارائه كرد. از جمله اينكه اين كشورها پس از مدتي روابط چندان دوستانه اي با واشنگتن نداشتند و مي خواستند روابط خود را كمي بهبود ببخشند و در صورت موافقت نكردن اين كشورها با قطعنامه پيشنهادي امريكا روابط سياسي آنها صدمه بسياري مي ديد.
    از طرفي كشورهاي روسيه و فرانسه مي دانستند كه لغو نشدن تحريم ها باعث خواهد شد كه ضربه سنگيني بر مردم عادي پس از جنگ وارد شود. در زمانيكه عراق در تحريم ها به سر مي برد مردم عادي عراق بودند كه رنج مي ديدند و كشته مي شدند.
    بنابر اين در واقع روسيه و فرانسه مي خواستند با تصويب قطعنامه از درد و رنج مردم عراق بكاهند و از عواقب منفي آن جلوگيري كنند.
    در بخش اول جوابتان به اين مطلب اشاره كرديد كه روسيه و فرانسه مي خواهند روابط خود را با آمريكا بهبود ببخشند. اما به نظر مي رسد كه هنوز هم اختلاف نظرهاي زيادي بين آنها وجود دارد و سياست هاي آنها در يك راستا نيست . نظر شما در اين باره چيست
    بله به خاطر اختلاف نظرهاي زياد بين آنها اين كشورها دوست داشتند با نگاهي مثبت به قطعنامه بنگرند و آن را تصويب كنند و به گونه اي هم وانمود كنند كه نقش سازنده اي در عراق پس از صدام دارند.
    و از طرفي هم امريكا وعده داده است برنامه نفت در برابر غذا تمديد شود و اين خبر خوبي براي روسيه و فرانسه بود.
    اما سوالي كه مطرح مي شود اين است كه نقش اين كشورها در عراق پس از صدام چه خواهد بود آيا تنها به كمك هاي بشردوستانه محدود خواهد شد يا فراتر از آن خواهد رفت
    آيا ضمانتي براي بازپرداخت بدهي هاي عراق به روسيه و فرانسه از سوي آمريكا كه كنترل عراق را به دست خواهد داشت وجود دارد
    روسيه فرانسه و چين بسيار دوست دارند كه شركت هاي نفتي آنها بتوانند نقشي در صنعت نفت عراق ايفا كنند. اما اينكه آيا آمريكا به اين كشورها اجازه خواهد داد در عراق سرمايه گذاري كنند يا خير هنوز مشخص نيست . منافع و فرصت هاي اقتصادي در عراق آنچنان زياد است كه اكثر كشورها دوست دارند در آنها نقشي داشته باشند.
    همانطور كه گفتم برآوردن خواسته اين كشورها بستگي به تصميم امريكا خواهد داشت . در مورد دو كشور روسيه و فرانسه و بدهي عراق به آنها بايد بگويم كه وعده شفاهي از سوي امريكا براي بازپرداخت بدهي هاي عراق ارائه شده است .
    البته امريكا هم دوست ندارد شركت هاي غيرامريكايي از قراردادهاي عراق بهره چنداني ببرند ولي به خاطر اينكه با انتقاد ديگر كشورها روبرو نشود و به خارج كردن ديگر كشورها در امر بازسازي عراق و يا به انحصار كردن قراردادها متهم نگردد قراردادهايي را اما جزئي به ديگر كشورها واگذار خواهد كرد. در اين مورد بين مقام هاي امريكايي دو دستگي وجود دارد. تندروهاي كابينه بوش مي گويند ديگر كشورها نبايد در امر بازسازي عراق و نفت اين كشور و درآمدهاي آن و يا حكومت آن دخالتي كنند اما ميانه روهاي وزارت امورخارجه مخالف اين نظر هستند.
    اين قطعنامه چه تاثيري در زندگي مردم عراق خواهد داشت آيا مردم عراق بهره بيشتري از اين قطعنامه خواهند برد يا شركت هاي آمريكائي
    اين قطعنامه دست دولت امريكا را تا حد زيادي باز مي گذارد تا درخصوص آينده سياسي و اقتصادي عراق تصميم گيري كند. هيچ تبصره اي در اين قطعنامه درخصوص ضرب الاجل تشكيل دولت مردمي عراق به دست خود عراقي ها و همه پرسي گنجانده نشده است . بنابر اين چنين به نظر مي رسد كه تصويب اين قطعنامه به نفع امريكا و شركت هاي نفتي و شركت هاي سرمايه گذاري آن باشد تا مردم عراق .
    منفعت مردم عراق در اين است كه حاكم عراقي روي كار بيايد و دولت مردمي عراق هرچه زودتر تشكيل شود.
    دولت امريكا هنوز نتوانسته است آرامش كامل را در شهرهاي عراق برقرار كند و هنوز مردم عراق با مشكلات بسيار زيادي مواجه هستند.
    مردم از كمبودهاي زياد در بخش خدمات اجتماعي رنج مي برند. مثل برق و آب آشاميدني و مواد غذايي و دارو.
    بنابر اين مردم عراق برنده اين قطعنامه نيستند بلكه شركت هاي امريكايي برنده ميدان هستند.
    همانطور كه اشاره كرديد اين قطعنامه قدرت زيادي براي كنترل درآمدهاي نفتي عراق به واشنگتن اعطا مي كند ولي آيا واقعا اين حق عراقي ها است كه درآمدهاي نفتي خود را كنترل كنند يا آمريكايي ها
    صراحتا در قطعنامه پيشنهادي امريكا يا بهتر بگوئيم قطعنامه پيشنهادي امريكا انگليس و اسپانيا بيان شده است كه تمام درآمدهاي نفتي عراق وارد صندوقي خواهد شد كه دولت اشغالگر آن را اداره خواهد كرد. هنوز هيچ جايي براي تغييرات در اين قطعنامه پيش بيني نشده است . علاوه بر آن آمريكا از خصوصي كردن اقتصاد عراق و صنعت نفت اين كشور صحبت مي كند. حال يا خصوصي سازي جزئي و يا كلي كه در هر صورت بسيار به ضرر عراقي ها خواهد بود.

    آمريكا با تصويب قطعنامه 1483 در واقع به حضور غيرقانوني خود در عراق جلوه قانوني بخشيد و قدرت بيشتري براي كنترل عراق در ابعاد سياسي اقتصادي به دست آورد
    طبق قطعنامه مذكور تمام درآمدهاي نفتي عراق وارد صندوقي مي شود كه دولت اشغالگران آن را اداره خواهد كرد.