
زهرا سمواتي
« و ان الذين امنوا و عملوالصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا »
اماما نامت نيايش بود و نگاهت نوازش
رودي كه از نگاه تو
مي جوشيد ما را به شست وشوي جهان مي خواند. اماما از
وسعت كدام دريا مي نوشيدي كه دلت سرچشمه پاكيها بود و هر
ناپاك در ملاقات با تو پاك مي شد.
امام خميني (ره ) گوهري گرانقدر و خورشيد تاباني بود كه
تلالو انوارش قرن هاي متمادي روشنگر افكار و انديشه آزادگان
جهان خواهد بود. با نگاهي دقيق در ژرفاي شخصيت اين سلاله
پيامبر(ص ) و آزادمرد تاريخ تشيع آنچه كه خوش مي درخشد
خود را نديدن و خدا را ديدن است .
چيزي كه همواره رمز موفقيت و سربلندي او و امتش بود.
آنچه كه نسل جوان را همچون پروانگاني گرد شمع وجودش به
پرواز درآورد و وجود آنان را تسخير نمود
چيزي نبود جز نور
خداشناسي . همچنان كه در ابتداي نوشته آمده و مطابق قول
باريتعالي در قرآن مجيد : « هر آن كس كه ايمان به خدا آورد و
عملش را صالح گرداند همانا خداوند او را محبوب دلها
مي سازد » .
امام خميني (ره ) مصداق بارز اين آيه شريفه بود. با عنايت به
عنوان مقاله سعي بر اين است كه اقوال و نظراتي از آن رهبر
فقيدمان كه برداشتي از آن درياي بي پايان معرفت مي باشد را
مطرح و از آن سرچشمه زلال معرفت سيراب گرديم .
جوانان
آنان كه چشم اميد امام به آنها بود از بدو شكل گيري
نهضت 15 خرداد حضوري برجسته و شاخص در صحنه هاي
مبارزه با رژيم ستمشاهي داشتند و نقش آنان در اوج گيري
مبارزات و سقوط سلطنت پهلوي بر هيچ كس پوشيده نيست .
پس از پيروزي انقلاب اسلامي و شكل گيري اركان نظام طبعا
عناصر دفاع هم از همين قشر مورد نظر بود و از اين رو حضرت
امام (س ) نقش روشنگري و تعيين خط مشي جوانان را شخصا
برعهده داشتند و با نفوذ معنوي و عاطفي از سويي و ايجاد
وحدت و هدايت به وظيفه گرايي همه را براي رسيدن به هدف
دفاع از همه اركان نظام در يك صف متحد نمودند. در چنين
صفوفي هيچ گاه جريانات انحرافي
نفاق و وابسته به غرب مجال
حضور نيافت .
امام خميني مصداق آيه « ولتكن منكم امه يدعون الي الخير
و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون »
بود. او در تبعيد به كشورهاي تركيه
عراق و فرانسه همواره ملت
را به برپائي قسط و عدالت و يك نظام اسلامي دعوت مي كرد و
جوانان اسلامي ما با گردآمدن در اطراف امام بزرگوارشان به
عنوان نگهدارنده قرآن و سنت
انقلاب اسلامي ايران را به
پيروزي رساندند.
امام خميني (س ) براساس عشق به خدا حركت را در مردمي
كه داراي يك فكر و سليقه نبودند اما همگان تشنه شناخت
بودند
جاري ساخت
آنها را متحد نمود.
دعوت او دعوتي فراگير بود. او براي هر قشر و دسته اي
براي هر شغل و صنفي و براي همه پيام دعوت داشت و هر كس را
برعمل به وظيفه و تكليف خود دعوت مي ساخت چرا كه در
چنين جامعه اي هر كس با عمل به وظيفه خويش
راه سعادت كل
جامعه را هموار مي سازد. سبك معنوي حضرت امام براي
هدايت جوانان روشي بود براساس مناسبات انساني در
عالي ترين جلوه هاي خود
شايد بتوان گفت وحدت نظر و
وحدت رويه اي كه امام با شروع قيام 15 خرداد تا پيروزي
انقلاب و حتي پس از آن
از آن تخطي ننمودند
علت تاثير
كلامشان بر وحدت آحاد جامعه بود. وحدت كلمه و ايده اي كه
در قريب به اتفاق سخنرانيهاي ايشان به چشم مي خورد. تاثير
كلامشان
ايجاد يكپارچگي در جامعه را متجلي
مي ساخت .
سالهاي آغازين انقلاب
سالهاي با كشمكش و پرآشوب در
سرتاسر كشور بود كه نقش حضرت امام (ره ) در ايجاد وحدت و
از بين بردن هرگونه تفرقه
مسئله پيچيده اي است كه با تفاسير
اصحاب سياست و قلم هنوز كه هنوز است داراي ابعاد
ناشناخته اي است كه به گذشت زمان اين تاثير مهم شناخته
خواهد شد. در يكي از سخنراني ها ايشان فرمودند : « شما بايد با
وحدت كلمه و قدرت
اسلام را از دست اين اشخاص خيانتكار
كه در بين قشرهاي ملت تخم نفاق مي پاشند نجات
دهيد. »
رسانه ها و مطبوعات به عنوان يك نهاد تاثيرگذار به ويژه بر
جوانان مورد تاكيد امام بودند و در مقاطع مختلف در برابر
مطبوعات متعهد و غيرمتعهد نظراتي داشته اند. ايشان مطبوعات
را در جهت شناسايي حقايق به مردم و خصوصا جوانان
مي شناخت . نسل جوان ما آن چنان در دهه آخر نظام پهلوي اسير
الگوهاي غربي بود كه قادر نبود حقيقت هايي را كه در جامعه بود
دريابد و اين به دليل كوشش عظيم رسانه ها علي الخصوص
مطبوعات بود كه نسل جوان ما را متوجه هنر غربي مي ساخت .
توجه به خوانندگان
هنرپيشگان
نويسندگان غربي براي يك
جوان مايه مباهات بود و اين سبب شد تا جوانان وطن ما از
نويسندگان
روحانيون و ارزش هاي اسلامي فاصله بگيرند و
اينها همه به دليل سياستگزاري نظام فاسد پهلوي و دستگاه
امنيتي طاغوت بود كه با كنترل شديد بر روي مطبوعات
اين
مسير را هموار كرده بود و آنجا بود كه امام خميني (س ) در
سال هاي اختناق در ارتباط با توهين به روحانيت فرمودند :
« مطبوعات ما كثيف است » و دلهاي مشتاق و منتظر جوانان را
متحول و در خط اسلام متبلور ساخت .
ايشان پس از پيروزي انقلاب بارها به دست اندركاران در
امور مطبوعات تاكيد مي كردند كه تمام هم و غم بايد صرف
زدودن غبار فرهنگ استعماري شود. مطبوعات
محلي براي
شكوفائي نسل جوان باشد و بايد به اين نكته توجه شود كه در
جامعه ما انقلابي عظيم رخ داده است كه حاصل و دسترنج خون
هزاران هزار شهيد مي باشد و بايد مطبوعات ما در خدمت دين
مبين اسلام باشد و همواره به حقايق پرداخته شود و
دست اندركاران مطبوعات خودشان را با ارزشها و آرمان هاي
اسلامي وفق دهند.
وقتي حضور مطبوعات در جامعه اي هدفدار و بامعني باشد
به آگاهي هاي يك جامعه كمك خواهد كرد و جامعه را در مقابل
تهاجم فرهنگي مصون خواهد ساخت .
امام خميني (س ) راه و رسم پاسداري از ارزش هاي متعالي
اسلام و مهم ترين ارزش يعني حفظ نظام مقدس اسلامي و
پاسداري از آن ارزش ها را به جوانان آموختند. تاكيد بر جهاد در
راه خدا
كار را براي خدا انجام دادن و اخلاص
تجليل از
شهادت طلبي و خداخواهي از جملاتي بود كه حضرت امام (س )
همواره بر آن تاكيد مي كردند.
امام خميني (س ) همواره تاكيد مي كردند بر اينكه ما يك
مملكت اسلامي مي خواهيم و در جهت خودسازي جوانان بر اين
نكته متذكر مي شدند كه اگر كسي مكتب اسلام را آن طوري كه
هست در خودش پياده كند محال است كه خطائي صورت گيرد.
با آثار تمدن و پيشرفت موافق بودند ولي نه تمدني كه انسان را به
انحراف بكشاند.
ايشان در يكي از فرمايشاتشان فرمودند :
« وقتي فرهنگ فاسد شد جوان هاي ما كه زيربناي تاسيس
همه چيز هستند از دست ما مي روند و انگل بار مي آيند
غرب
زده بار مي آيند. اگر فرهنگ
فرهنگ صحيح باشد جوان هاي ما
صحيح بار مي آيند.
آنچه كه در اينجا قابل توجه است و از عجايب و
پيچيدگي هاي شخصيت حضرت امام (س ) است
اين است كه
ايشان با راه و روش و فرهنگ خاصي كه در دوره هاي مختلف
زندگي اش مورد توجه بود خود خالق يك فرهنگ و سيره اي در
عصر ما بود كه نظير آن را در هيچ يك از نقاط و انقلاب ها
نمي توان ديد.
شكل گيري روش زندگي
ازدواج هاي ساده
آداب و اخلاق
خاصي كه پس از پيروزي انقلاب در هويت نسل جوان متجلي
گرديد. مصاديق شكل گيري اين فرهنگ است . جوان را دعوت به
راهي مي كردند كه نبي اكرم (ص ) و انبيا ديگر به صراط مستقيم
هدايت كردند و توجه جوان را به توطئه هاي كساني كه از مكتب
اسلام سيلي خورده اند
هوشيار مي كردند و همين بود كه در
دوران دفاع مقدس جوان هاي ما با گوش فرادادن به سخنان
رهبرشان يك شبه ره صدساله را پيمودند و كاري را كه عارفان
در سالهاي طولاني آرزوي آن را داشتند
يافتند و عشق به خدا را
در عمل و با شهادت در تاريخ ثبت نمودند.
امام خميني (س ) خود مظهر از خودگذشتگي بود و اين
خصوصيتي بود كه جوان ها را شيفته اش مي ساخت و عزمشان را
براي هر نوع فداكاري جزم مي كرد. امام خميني رحمه الله عليه با
حركات و سكنات خود انگيزه جوانان را خصوصا در دوران دفاع
مقدس دو چندان مي نمودند و همواره جوانان و نوجوانان را به
سمت الگوهاي اسلامي و سبك و سياق زندگي به روش پيامبر و
ائمه معصومين عليه السلام هدايت مي كردند و جوانان انقلاب را
با جوان هاي صدر اسلام مقايسه مي نمودند و اين مقايسه خود
روشي بود جهت ترغيب جوانان به سمت رشد و تكاملي كه
اسلام مدنظر دارد و اوج گيري تلاش هايشان شاهد صدق سخنان
فوق است .
در بياناتي ايشان فرمودند : « تاريخ اسلام جز يك برهه از
صدر اسلام جواناني مثل جوان هاي ايران سراغ ندارد و ملتي
مثل ملت ايران در تاريخ ثبت نشده است » .
« رهبر ما آن طفل 12 ساله اي است كه با قلب كوچك خود
كه ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است
با نارنجك خود
را از زيرتانك دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود شربت
شهادت نوشيد. »
در جاي ديگر فرمودند : « چقدر قبيح است كه يك دسته اي
براي مصالح كشورشان براي مصالح ما به جبهه بروند و در جبهه
آن طور جانفشاني كنند و آن طور خون خودشان را بدهند و شب
و روز خودشان را صرف در اين عبادت بزرگ الهي بكنند و من و
شما اينجا بنشينيم و مقاله بنويسيم و روزنامه بنويسيم و به جان
هم بيفتيم
چقدر اين مسئله قبيح است و چقدر شرم
دارد » .
حضرت امام درباره باروركردن ارزشهاي اعتقادي و علمي و
تجربي و روشهاي دفاعي در جوانان مي فرمودند : « دوران خدمت
نظامي براي جوانان كشور بهترين فرصت و مناسبتي است كه
نظام و ارتش و مسئولين عقيدتي
سياسي مي توانند استفاده كنند
و جوانان عزيز و غيور را با بهترين روشهاي دفاعي اعم از تجربي
و علمي يا اعتقادي بارور سازند كه براي هميشه و تا آخر عمر
سرباز و مدافع اسلام و ميهن اسلامي باشند. »
امام خميني (س ) يك مبارز شجاع و توانمند بود او به يك
جوان آموخت كه به مانند يك مجاهد في سبيل الله بايد در مقابل
ظلم هاي ضدبشري ايستاد و به مانند يك علامه بايد در راه علم و
دانش كوشا بود و به عنوان يك خداشناس حقيقي به مسائل ناب
اسلام و قرآن و سنت نبوي پرداخت و به عنوان يك سياستمدار
بايد مسائل سياسي علي الخصوص مواردي كه در قرآن مطرح
شده است را آموخت .
او در جوان ما آيه شريفه « واعتصموا بحبل الله جميعا و
لاتفرقوا » را زنده كرد و قرآن را از حالت محبوس و تشريفاتي
بيرون آورد و اين كتاب انسان ساز را مورد توجه جوانان
كشورمان قرارداد.
امام بر آگاه سازي دانش آموزان و دانشجويان نسبت به
مسائل سياسي و نقش دانشگاه در جامعه توجه خاصي داشتند.
در يكي از ديدارهاي خود با متصديان يكي از مدارس تهران
فرمودند :
« بچه ها را در هر زماني بايد موافق آن زمان تربيت نمود و در
روايات است كه بچه هايتان را تربيت كنيد به غير آنطوري كه
خودتان هستيد. شما بچه ها را از سياست دور نگه نداريد زيرا
وقتي وارد در اجتماع شدند مثل يك آدم كوري وارد بر اجتماع
مي شوند. »
در جاي ديگر فرمودند : « مراكز تعليم و تربيت بايد مراكز
تهذيب باشد و گرفتاري هايي كه در كشورهاي ديگر پيش مي آيد
اين است كه اين مراكز
مراكز تهذيب نيستند. »
« دانشگاه در هر كشوري نقش مهمش انسان سازي مي باشد.
مي تواند دانشگاه
افراد يك مملكت را به هلاكت برساند و يا به
سعادت برساند »
امام خميني (س ) همواره از جوانان به عنوان ذخائر بزرگ ياد
مي كردند و به آنها توجه خاصي داشتند و ايشان در جواب
خبرنگاري كه پرسيد نام شما بر سر جوانان ايران است چگونه
مي خواهيد اين محبوبيت عجيب را كه تشخيص دادند
توصيف
كنيد
امام فرمودند : « آنها تشخيص داده اند كه ما همان مطالبي را
تعقيب مي كنيم كه در نهاد آنها و آرزوي ديرينه آنهاست و ما را
خدمتگزار خود مي دانند
از اين جهت به ما علاقه دارند
كمااينكه من به آنها علاقه دارم » .
در ارتباط با اهميت تعليم و تربيت براي جوانان و نقش علم
در شكوفائي نسل جوانان فرمودند : « علم تنها مضر است گاهي
اين باران كه رحمت الهي است وقتي به گلها مي خورد بوي عطر
بلند مي شود
وقتي كه به جاهاي كثيف مي خورد بوي كثافت بلند
مي شود. علم هم همينطور است
اگر در يك قلب تربيت شده علم
وارد شود عطرش عالم را فرامي گيرد و اگر در يك قلب تربيت
نشده يا فاسد بريزد و اين وارد بشود
اين فاسد مي كند...
تزكيه بيش از تعليم و تربيت محوريت تلاش امام بود تا نسل
جوان را از هرگونه انحراف و كجروي و حركت به سمت استعمار
باز دارد. او همواره علم و تعليم را براي قرب الي الله ترسيم
مي نمود و حركت جز در مسير خواست خداوند متعال را محكوم
به شكست مي دانست . او همواره دست اندركاران را به
خدامحوري فرامي خواند و مطابق آيه شريفه « ويزكيهم و يعلمهم
الكتاب و الحكمه و... » به حق اين سلاله پيامبر(ص ) در مسير و
امتداد حركت تشيع نبوي گام برداشت و چيزي جز رضاي
خداوند را مدنظر قرار نداد. امام بهترين الگو براي
دست اندركاران در امر تعليم و تربيت مي باشند. اگرچه دشمنان
انقلاب با هر حركت انقلابي و مكتبي در بين جوانان ما مخالفت
مي كنند ولي بايد دست اندركاران در كمال تيزهوشي
نيروهاي
انقلابي و دلسوز كه جان و روحشان از عشق امام و ولايت روشن
است را دريابند و آنها را به فراموشي نسپارند.
حضرت امام در سخناني فرمودند : « اين جوانهاي ما از هر
طايفه اي و از هر گروهي كه هستند و در جبهه ها براي اسلام جنگ
مي كنند. اينها نور چشمهاي اسلام هستند. اينها كساني هستند كه
اسلام و مسلمين بايد به اينها ارج بگذارند و به اينها افتخار
كنند. » « وصيت اينجانب به جوانان دانشسراها و دبيرستانها و
دانشگاهها آن است كه خودشان شجاعانه در مقابل انحرافات
قيام نمايند تا استقلال و آزادي خود و كشور و ملت خودشان
مصون باشد. »
امام خميني (س ) مجاهدي نستوه و الگويي براي شجاعت
براي تمام جهانيان بودند و همواره ملت را از حركتهاي استكبار
جهاني در جهت شبيخون فرهنگي آگاه مي كردند
گويي امام
عزيزمان مي دانستند كه بعد از محاصره اقتصادي و ترورهاي
داخلي توسط منافقين كوردل و به وجودآمدن جنگ تحميلي
دشمن و عوامل داخلي آن
درصدد مي باشند كه ارزش هاي اصيل
اسلامي را تضعيف نمايندو با تهاجم فرهنگي ضربه اي بر انقلاب
اصيل اسلاميمان بزنند.
ايشان در سخناني فرمودند : « ما از دخالت نظامي
نمي ترسيم
آن چيزي كه ما را مي ترساند وابستگي فرهنگي
است
از دانشگاه استعماري مي ترسيم
از دانشگاهي مي ترسيم
كه جوان هاي ما را آن طور تربيت كند كه خدمت غرب بكنند. »
امام خميني (س ) در يكي از سخنراني هاي خود مي فرمايند :
« امروز يكي از ضروري ترين تشكلها
تشكل بسيج و دانشجو و
طلبه است
طلاب علوم ديني و دانشجويان دانشگاه ها بايد با
تمام توان خود در مراكزشان از انقلاب و اسلام دفاع كنند.
فرزندان بسيجي ام در اين مراكز
پاسدار اصول تغييرناپذير نه
شرقي و نه غربي مي باشند. »
امام خميني (س ) منادي وحدت و قيام در برابر ستمگران
بودند. ايشان همواره همه مظلومين و مستضعفان عالم را به اتحاد
و قيام در برابر ستمگران دعوت كردند. اوج زيبايي در استعارات
و نگارش ادبي حضرت امام در فرازهايي كه در خصوص بسيج
نگاشته اند مشهود است . امام معتقد بود بسيج يعني
ازخودگذشتگي و هر كسي بسيجي شد خدايي مي شود. او مدينه
فاضله اي را ترسيم مي فرمود كه مردمانش بسيجي
حركتش
بسيجي
تفكرش بسيجي
عملش بسيجي و در تمامي
عرصه هايش بوي بسيج به مشام مي رسد.
ايشان در پيامي به بسيجيان بمناسبت بزرگداشت روز بسيج
مستضعفين فرمودند : « بسيج شجره طيبه و درخت تناور و
پرثمري است كه شكوفه هاي آن بوي بهار وصل و طراوت يقين و
حديث عشق مي دهد. »
بزرگداشت سالانه ارتحال جانگداز حضرت امام خميني
تذكري است براي بسيجي زيستن
بسيجي انديشيدن و بسيجي
مردن .
در پايان با دعائي از يادگار آن پير فرزانه حضرت
حجت الاسلام والمسلمين حاج سيداحمد آقا خميني رضوان الله
تعالي عليه سخن خود را به پايان مي برم :
« خداوندا! ما را در پيمودن راه امام و ايستادگي بر محور
اصول و آرمان هايي كه خون ده ها هزار شهيد
حقانيت آن را
گواهي كرده اند
موفق بدار » .
كتاب فضل تو را آب بحر كافي نيست
كه تركنم سرانگشت و صفحه بشمارم
والسلام
منابع :
قرآن كريم
صحيفه نور
امام خميني گوهري گرانقدر و خورشيد تاباني بود
كه تلالو انوارش قرن هاي متمادي روشنگر افكار و
انديشه هاي آزادگان جهان خواهد بود.
دعوت امام خميني دعوتي فراگير بود. او براي هر
قشر و دسته اي و براي هر شغل و صنفي پيام دعوت
داشت و هركس را به عمل و وظيفه خود فرا
مي خواند.

|