روزنامه جمهوري اسلامي 27/03/1382 صفحه سرمقاله
*****
تقسيم كار بين آمريكا و پيروان
هدف استكبار دنياي اسلام است ـ 3


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    بحث بر سر نحوه عملكرد افراطيون و عناصر ناراحت بود كه از هر فرصتي براي « سياه نمائي » و ايجاد ترديد و رعب ووحشت در دل مردم نسبت به حال و آينده نظام سواستفاده مي كنند. عملكرد افراطيون دقيقا برعكس آموزشهاي قرآني است كه مسلمانان را به وحدت و همبستگي و نرمش با يكديگر دعوت مي كند و تصريح دارد كه در برابر دشمنان و بيگانگان با صلابت راي و صلابت عمل رفتار مي كنند. افراطيون از يكطرف در حاشيه اجلاس رسواي برلين با دشمنان انقلاب در زير يك سقف نشستند و به تفاهماتي رسيدند و يكي از همين عناصر در بازگشت از برلين بعنوان دستاورد بزرگ سفر خود تصريح كرد كه با 90 درصد گروهك ها بجز منافقين به تفاهم رسيده اند اما هنوز هم همين افراطيون دو آتشه حاضر نيستند با چند نفر رقباي سياسي خود در زير يك سقف بنشينند و با همديگر دستكم در مورد شيوه هاي رقابت سالم در جامعه به تفاهم برسند.
    منشي سردبير يك روزنامه زنجيره اي در دادگاه اعتراف كرد كه شماره تلفن و فاكس برخي سران منافقين و رابطين آنها در حافظه تلفن آن روزنامه نگهداري مي شد و همين امر نشانگر ارتباط مستمر اين دو طيف است و از آنطرف هر روزه شاهديم كه همين جماعت نامتعادل براي حال و آينده نظام طرح و نقشه دارند كه چگونه حتي از مرزهاي قانون اساسي هم بگذرند و برنامه هاي بعدي را اجرا كنند. البته از جماعتي كه بي محابا خواستار اعلام « ختم انقلاب » بودند و حتي رشادتهاي رزمندگان اسلام و تاريخ پرافتخار 8 سال دفاع مقدس را هم به زير سئوال بردند و سعي كردند چهره مخدوشي از امام خميني (ره ) را در ذهن نسل جديدي كه امام را در زندگي روزمره اش درك نكرده آنگونه به تصوير بكشند كه ديگر جاذبه اي براي نسل جوان ما نداشته باشد انتظاري جز اين نيست .
    براي درك ابعاد فاجعه اي كه اين جماعت افراطي و نامتعادل سرگرم شكل دادن به آنست بد نيست اين نكته را در ذهن ها مرور كنيم كه « هنري كيسينجر » استراتژيست يهودي الاصل آمريكائي با عمق كينه اي كه به اسلام و امام داشته و دارد تصريح مي كند كه « مشكلات آمريكا با خميني آغاز شد » . طبعا اگر كساني درصدد برآيند كه قدرت معنوي امام خميني را در ايران بشكنند خيلي به آمريكا و صهيونيست ها خدمت كرده اند.
    بدين ترتيب ديگر حتي نياز چنداني به رديابي ريخت و پاشهاي آمريكا نيست بلكه اهداف مشترك عملكرد مشترك و حركت آمريكا و افراطيون نامتعادل در يك مسير باندازه كافي درباره بسياري از مسائل آنچنان گوياست كه ديگر به اثبات اين همداستاني و همراهي عملي جدي و همه جانبه نيازي نيست .
    بدين ترتيب حتي جاي تعجب هم نيست كه چرا وقتي آمريكا و برخي رسانه هاي استكباري درصدد تبليغات ضدايراني برمي آيند و جنگ رواني عليه انقلاب و نظام به راه مي اندازند برخي روزنامه هاي زنجيره اي با همداستاني به نقل كامل و دقيق و بدون موضع گيري مي پردازند و اگرچه ظاهرا درصدد « خبررساني » هستند ولي در واقع سعي دارند و بلكه حتي ماموريت دارند كه دل مردم را خالي كنند و بعنوان بخشي از اهرم فشار دشمن در داخل كشور ايفاي نقش نمايند.
    باز فراموش نكنيم كه جايگاه كليدي جمهوري اسلامي ايران براي آمريكا از آن جهت اهميت دارد كه علاوه بر موقعيت ژئوپولتيك و ژئواستراتژيك ايران در دنياي اسلام و حتي در كل جهان ايران بعنوان پرچمدار نهضت جهاني اسلام طلايه دار بيداري اسلامي در عصر حاكميت كفر و الحاد تلقي مي شود. بعضي از همين آدمهاي ناراحت و نامتعادل پيش از اين جزو عناصر دو آتشه اي بودند كه مدعي بودند مبارزه با آمريكا نبايد حتي براي لحظه اي متوقف شود. طرح كاملا منطقي اعلام روز 13 آبان بعنوان روز ملي مبارزه با استكبار را همين افراد دادند و مجلس هم تصويب كرد ولي الان بعنوان « مبارزين شرمنده » از گذشته خود احساس شرم مي كنند و ماموريت دارند مردم را در راه احقاق حق خود به ترديد بيندازند. دلسرد كنند و حتي وادار به تسليم كنند. اين پديده عجيبي است كه نياز به « آسيب شناسي » دارد. بر همه ما لازم است بدانيم چطور ممكن است مبارزين ديروز كه هيچكس را بغير از خودشان بعنوان پرچمدار مبارزه با آمريكا قبول نداشتند امروز سعي دارند براي به زير كشيدن پرچم مبارزه با استكبار از يكديگر سبقت بگيرند.
    اگر برخي مطبوعات زنجيره اي را به درستي و بدقت مرور كنيم اين خط مشي آشكار تبليغاتي را مي بينيم كه مرتبا در ذهن مخاطبين خود چنين القا مي كنند كه بهرحال يك روزي هم آمريكا به سراغ ايران مي آيد و همانند برخوردي كه با عراق كرد با ايران هم رفتار مي كند در حاليكه وقتي آمريكا چنين افرادي را در ايران دارد ديگر نيازي به حمله ندارد.
    انصافا اگر سفارت آمريكا در ايران داير بود و روزنامه اي را بعنوان ارگان رسمي سفارت آمريكا در اختيار داشت يقينا در بسياري از جهات سعي مي كرد با محافظه كاري و ملاحظه كاري بيشتري مطلب بنويسد كه مبادا يكبار ديگر عده اي سعي كنند از ديوار سفارت بالا بروند و حق آمريكائي ها را كف دستشان بگذارند. ولي برخي از قلم بدست ها امروزه حتي اين ملاحظات را هم ندارند. طبعا اگر بخاطر اين خوش خدمتي ها از آمريكا پولي دريافت نكرده باشند خيلي سرشان كلاه رفته است . آيا اين جماعت بخاطر دلار كار مي كنند يا آنكه مرعوبند و چون مرعوبند اينگونه به آب و آتش مي زنند واقعيت اينست كه يك جمله براي جمع بندي اين مطلب قطعا كافي و رسا نيست . در اين جماعت كساني هستند كه به اعتراف خودشان كه از تريبون مجلس هم پخش گرديد چمدانهاي خود را بسته بودند. همه اقدامات و تمهيدات براي مهاجرت به آمريكا را هم انجام داده بودند ولي بهرحال و بهر دليل به نمايندگي مجلس انتخاب شدند و امروزه حتي فرزندانشان هم آنها را مورد شماتت قرار داده اند كه چرا سفر به آمريكا را با قبول نمايندگي مجلس براي 4 سال به تعويق انداخته اند .
    به راستي چنين نمايندگاني تا چه اندازه براي ملت براي نظام و براي انقلاب و اسلام دلسوز خواهند بود بعلاوه اين افراد اگر حرفي يا نظري بدهد يا ديدگاهي مطرح كنند تا چه اندازه مصالح و منافع كشور و ملت را لحاظ كرده اند و بالاتر از آن آيا اينان باندازه كافي مورد اعتماد هستند كه در پستوهاي نظام از اسرار و اطلاعات طبقه بندي شده « نظام آگاه شوند و به آنها دسترسي داشته باشند
    اين بحث مفصل و جداگانه اي را مي طلبد كه نبايد از كنار آن بسادگي بگذريم ولي در اينجا تا اين اندازه به عمق فاجعه آگاه شديم كه وجود عناصر ناراحت و نامتعادل ضريب امنيت ملي كشور را در برخورد با بيگانگان به حداقل ممكن تقليل مي دهد. وجود اينها درون مجموعه اي كه اين جماعت به آنها دسترسي دارد قاعدتا هيچ نكته پنهاني براي دشمن وجود ندارد.
    اينها ديگر حتي نفوذيهاي دشمن درون سيستم نيستند بلكه بالاتر از آن بعنوان « آنتن » عمل مي كنند و هر آنچه ماموريت دارند دروغ يا راست به بيگانه منتقل و منعكس مي كنند و اين درد بزرگي است كه بايستي راه چاره اي براي آن پيدا شود. با وجود چنين عناصر ابعاد و دامنه ضربه پذيري نظام در برابر بيگانگاني كه حتي ممكن است دشمن هم نباشند غيرقابل پيش بيني و پيشگيري است . اين لطمه بزرگ ناشي از وجود عناصر ناراحت و نامتعادل باعث ايجاد « مشكل امنيت ملي » براي كليت نظام شده و نبايد چنين خطر بزرگ و حيرت انگيزي را دست كم گرفت .
    بگذريم ولي از اهميت اين مقوله غافل نمانيم . بهرحال سئوال اينست كه با اين حساب آنهمه جنگ رواني آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران با چه اهداف و انگيزه هائي به راه افتاده است مسئله كاملا روشن است . آمريكا در باتلاق بزرگي كه در عراق بدست خودش ايجاد كرده تا حلقومش گرفتار شده است . از طرف ديگر سعي دارد پرونده فلسطين را براي هميشه « مختومه » كند. فشارهاي سياسي ـ تبليغاتي اخير براي آنست كه ايران در « لاك دفاعي » برود و دست بالا در صحنه سياسي ـ تبليغاتي جهان از خودش دفاع كند. عناصر ناراحت و نامتعادل هم كه به بخش داخلي اين تبليغات بيگانه دامن مي زنند از يكطرف ديپلماسي ايران را در موضع انفعالي قرار مي دهند كه آمريكا از آن بهره گيري خواهد كرد و از طرف ديگر فرصت طلائي مناسبي در صحنه داخلي پيدا مي كنند كه به بهانه وجود تهديدات خارجي « مطالبات » خود را پيگيري كنند و در واقع « باج خواهي » آنها با كمك بيگانه به مرحله عمل درآيد.
    ملاحظه فرموديد كه در اين بازي رسوا براساس « تقسيم كار » انجام شده نقش هر كسي مشخص و منافع هر طرف هم از پيش تعيين شده است با اين تفاوت كه مجريان طرحهاي آمريكا در اينجا بي آبروتر از آنند كه بتوانند كار از پيش ببرند.
    ادامه دارد.