هدف استكبار
دنياي اسلام است ـ 2 بسم الله الرحمن الرحيم گفتيم كه با فروپاشي اتحاد شوروي و از هم پاشيدن بلوك كمونيسم
آمريكا بهانه اصلي براي ادامه « جنگ سرد » را از دست داد و ديگر هيچ دشمن مطرحي در دنيا وجود نداشت كه ادامه فعاليت هاي « ناتو » و ادامه سيطره آمريكا برغرب و يكه تازي آمريكا در جهان را توجيه كند. تدريجا واشنگتن با تلاش براي تراشيدن دشمن خطرناكي از دنياي اسلام
زمينه سازيهاي مقدماتي در اين خصوص را آغاز كرد. ابتدا « طالبان » را به وجود آورد تا كريه ترين چهره ممكن از اسلام را بنمايش بگذارد. سپس با معرفي طالبان بعنوان چهره مخوفي از اسلام كه لازمست سركوب شود
جنگ رواني همه جانبه اي را عليه مسلمان و نه فقط طالبان
سازماندهي و اجرا كرد. هدف اوليه مراكز تصميم سازي آمريكا اين بود كه در صورت امكان
« راه ميانبر » را انتخاب كنند و يكباره عليه همه مسلمانان بعنوان « خطر » و « دشمن » وارد عمل شوند. حتي حملات جسته گريخته اي به برخي مراكز اسلامي در آمريكا هم صورت گرفت كه اين حملات عليه مسلمانان و مراكز اسلامي هم يقينا از جانب مراكز قدرت در آمريكا هدايت مي شد ولي اهداف مورد نظر آمريكا از اين طريق
دست يافتني نبود. بهمين دليل آنها اكنون در تلاشند اهداف خود را در ميان مدت و دراز مدت دنبال و دنياي اسلام را « دشمن اصلي » تمدن غرب و آمريكا معرفي كنند. انفجار برجهاي دوقلوي نيويورك و نسبت دادن آن به مسلمانان
يك طرح از قبل تنظيم شده در همين زمينه بود. انفجار برجهاي دوقلوي آمريكا براساس تخمين هاي مختلف
ارقام نجومي سنگيني را به اقتصاد آمريكا تحميل كرد. خوشبينانه ترين ارزيابي ها از سه هزار ميليارد دلار خسارت مستقيم و غيرمستقيم هم فراتر رفته است . براين ارقام بايستي لطمه هاي حيثيتي وارده بر سيستم امنيتي آمريكا را هم افزود. اما سئوال اينست كه با علم به اينهمه خسارت
آمريكا چه سودي از آن 2 انفجار مي برد كه در محاسبات خود به اين نتيجه رسيد كه وقوع آن 2 انفجار ضرورت دارد شوك ! فقط نياز آمريكا به يك « شوك جهاني » بود كه انفجارات نيويورك را توجيه پذير مي كرد كه در پرتو آن « آمريكا در معرض حملات تروريستي » معرفي شود تا براثر آن « تروريسم جهاني » معناي عملي و تجسم عيني پيدا كند و بدنبال آن همه كشورها در مورد ضرورت مقابله با اين خطر بالقوه
در يك فرايند پرشتاب
وارد عمل شوند تا آمريكا مسئول هماهنگي و پرچمدار مبارزه با تروريسم بين المللي معرفي شود و پيشاپيش از همه متحدينش « چك سفيد » براي تامين هزينه هاي اين چنين جنگي را دريافت كند و همه دنيا هم با پذيرش ضرورت يك اقدام فوري
جدي
همه جانبه و متناسب با ابعاد فاجعه جهاني ناشي از فعاليت تروريست ها
به آمريكا « چراغ سبز » نشان دهند. حالا در جائي قرار گرفته ايم كه معناي واقعي اين جمله « جرج بوش » را بهتر درك مي كنيم كه در اوج تبليغات پيرامون انفجار برجهاي دوقلوي نيويورك گفت : « هر كه با آمريكا نيست
با تروريست هاست » . اين جمله باندازه كافي گوياست و نيازي به تفسير ندارد كه آمريكا با به راه انداختن جنگ رواني در مسير دلخواه خود سعي مي كند موانع راه را از ميان بردارد و هر مخالفتي با سياستها و اقدامات خود را پيشاپيش
خنثي كند. تا اينجاي كار
ماشين تبليغاتي آمريكا و غرب
متحدين و دست پروردگان آمريكا به راه افتاده است اما هدف اين تبليغات بايستي كجا باشد « سيبل » هدفگيري كجاست اينهمه تبليغات متراكم بايستي عليه چه كساني به راه بيفتد طالبان ملا عمر بن لادن اينها كه همگي دست پروردگان آمريكا و اجزا كم ارزش طرحهاي آمريكا هستند. براي كنار زدن آنها حتي يك مامور دست چندم « سيا » هم كافي بنظر مي رسد. خير! اين تبليغات جهاني بايستي در مسيري و براي تامين هدفي هزينه شود كه ارزش آنرا داشته باشد
و از ديدگاه آمريكا
چه هدفي بهتر و ارزشمندتر از « اسلام » و چه فرصتي مناسبتر و چه زمينه اي آماده تر از اين لحظه هاي طلائي براي معرفي مسلمانان بعنوان دشمنان غرب و آمريكا تصادفي نبوده و نيست كه در طول دوران پس از 20 شهريور 80 تاكنون
رسانه هاي استكباري هر زماني كه درباره تروريسم و ضرورت مقابله با آن سخن مي گويند
نمادهاي اصلي زندگي و عبادتگاههاي مسلمان را بنمايش مي گذارند تا بدين ترتيب در ذهن مخاطبان خود
ميان تروريسم و اسلام
ميان تروريسم و مسلمانان و همچنين ميان تروريسم و كشورهاي اسلامي
يك ارتباط هميشگي ايجاد كنند تا در لحظه موعود
از اين ارتباط ذهني ميان اسلام و تروريسم
به سود اهداف شيطاني خود بهره گيري نمايند. جاي تاسف است كه برخي باصطلاح روشنفكران ايراني و قلم بدستان بي ريشه اي كه همانند كف روي آب
هر لحظه به سوئي مي روند
آنها هم با اين امواج سرگردان تبليغات رسانه اي بيگانگان همراه شده اند و آنها هم به سهم خود سعي دارند اسلام را ديني خشن و احكام اسلامي و حتي آيات قرآني را نامتناسب با زمان معرفي كنند. تاسف بالاتر اينكه در اين تبليغات رسانه اي در ايران
حتي دست منافقين هم ديده مي شود و ارتباطات مستمر برخي روزنامه هاي زنجيره اي تعطيل شده با منافقين سرشناس فراري از كشور
در محضر دادگاهها به اثبات رسيد. تلاش براي تشكيك در احكام اسلامي و حتي در آيات قرآني و حتي به چالش كشيدن فلسفه حكومتي در اسلام
نارسا خواندن قانون اساسي براي پاسخگو بودن به نيازهاي امروز و فرداي جامعه و حتي بحث براي تغيير ساختار حكومت
دقيقا جزو اهداف برنامه ريزي شده آمريكا براي ايران است كه ماموريت اجراي آن برعهده برخي عناصر ناراحت و نامتعادل در جبهه افراطيون واگذار شده است . آمريكا اين نكته را هم پنهان نكرده و نمي كند كه حاضر است براي تامين چنين اهدافي
سرمايه گذاري كند و با دست و دلبازي
هزينه پيشرفت چنين سياستهائي را كه بنام اصلاحات از آنها ياد مي كند
بپردازد. البته ممكن است برخي عناصر ناراحت
بدون دريافت پول از بيگانه در همين مسير حركت كنند كه در واقع بايد گفت آنها سرشان كلاه رفته و بي مزد و منت به بيگانگان و دشمنان اين ملت
خدمات بزرگي كرده و مي كنند. بخش قابل توجهي از تحركات آمريكا در قبال ايران از طريق امور فرهنگي ـ هنري
به مرحله اجرا گذاشته شده و مي شود. تصادفي نيست كه ناگهان برخي از فيلم هاي فاقد ارزش هنري
سر از فستيوالهاي فيلم در مي آورند و در حاشيه مراسم اصلي
بگونه اي از آنها تجليل مي شود كه ديگران هم آب از دهانشان راه بيفتد و براي پيوستن به « فيلم سازان سفارشي » در صف بايستند. به راستي آيا تاكنون به اين نكته اساسي انديشيده ايم كه استراتژي فيلم سازي كشور چگونه است كه فيلم هاي توليدي برخي دست اندركاران امور سينمائي
در داخل خريدار ندارد ولي در فستيوالها
مورد ستايش و تكريم قرار مي گيرد و حال آنكه مولفه هاي لازم براي مطرح شدن در سطح داخلي را هم فاقد است مسئله كاملا روشن است . آنها از همين طريق و با ارتباطاتي كه ديگر چندان هم پنهان نيست و اصراري هم به پنهان ماندن آن ندارند
درصدد « فرهنگ سازي » در ايران هستند و مي خواهند چهره وارونه اي از فرهنگ يك كشور اسلامي پس از 25 سال حاكميت جمهوري اسلامي را بنمايش بگذارند و بگويند : اين چهره واقعي كشوري است كه 25 سال از حاكميت اسلام بر آن مي گذرد. كمترين خاصيت اين محصولات فرهنگي سفارشي و انعكاس و بزرگنمائي آن در خارج از كشور اينست كه ساير ملت ها و بويژه مسلمانان ساير كشورها را از تكرار تجربه ملت ايران برحذر دارند و به آنها اينگونه وانمود كنند كه نتيجه يك ربع قرن حاكميت اسلام در ايران
همين محصولات فرهنگي خاصي است كه امروزه در سطح جهان مطرح است و هر بيننده اي را از اسلام و حاكميت اسلام
دل زده و نااميد مي كند. متاسفانه گردانندگان ايراني اين بازي رسوا
خيلي ارزان همه چيز را و حتي حيثيت ايراني را حراج كرده اند و اگر اين بازي رسوا در جائي متوقف نشود
آنها گستاخ تر از آنند كه خودشان بازي را تعطيل كنند و نگذارند كه بيش از اين
چهره مخدوشي از اسلام و ايران و زندگي ايراني
به دنياي خارج منعكس شود. ادامه دارد.
|