روزنامه جمهوري اسلامي 25/03/1382 صفحه انديشه و نظر

  • نهضت خدمت رساني از آموزه و قانون تا سيره و عمل
  • نقش « صداقت » ها و « ضابطه » ها در كارآمدي مديريت ها
  • *****
    نهضت خدمت رساني از آموزه و قانون تا سيره و عمل



  • در نظام سياسي و حكومتي اسلام « مردم » جايگاه و منزلتي رفيع دارند و نقشي حياتي و تاثيرگذار ايفا مي كنند. اين جايگاه و نقش آن چنان حائز اهميت است كه بايد مردم را صاحبان اصلي حكومت و قدرت محسوب داشت و همه دولتمردان را خدمتگزار آنان دانست چنان كه حضرت امام خميني (ره ) بارها به اين حقيقت اشاره كردند و مردم را صاحبان انقلاب و كشور و ولي نعمت همه مسئولان و كارگزاران دولت ناميدند.
    نظام اجرايي و قانون گذار در كشور هر دو از متن مردم و با انتخاب آنان شكل يافته و عناصر و كارگزاران هر دو دستگاه وكيلان و انتخاب شدگان مردم و در نتيجه موظف به ارائه خدمات و تلاش در مسير تحقق اهداف و آرمانها و مرتفع نمودن مضايق و تنگناهاي اقتصادي و معيشتي مي باشند.
    « نهضت خدمت رساني به مردم » بايد از داخل تشكيلات حكومتي و توسط زمامداران و مسئولان و مديران سطوح مختلف آغاز شود و از حصار ذهن و دستور و بخشنامه به گستره عمل مجموعه هاي سياسي و حكومتي در سراسر كشور راه يابد.
    آموزه هاي سياسي و حكومتي اسلام همواره به ضرورت وجود اين جنبش و تلاش توصيه و تاكيد فراوان داشته و يكي از اساسي ترين وظايف و مسئوليت هاي مسئولان و مديران را تلاش عيني و عملي براي زدودن گرد محروميت از چهره تهي دستان و برنامه ريزي هاي علمي و عملي براي « فقرزدايي » از جامعه اسلامي دانسته اند.
    امير مومنان علي (ع ) از كارگزاران دولت خويش مي خواهد كه نسبت به مردم احسان و بخشش روا دارند و هزينه ها و مخارج زندگيشان را سبك گردانند و آنان را به كاري كه از عهده آنان برنمي آيد وادار نسازند . (1 )
    امير مومنان (ع ) در نامه ها و بخشنامه ها و فرامين حكومتي خويش مسائل و موضوعات مختلفي را مطرح مي كنند و گماردگان خود را به طور قاطع در مسير حل و رفع آنها به حركت و تلاش وامي دارند. اين مسائل بعضي « سياسي » و مربوط به رخدادها و حوادث مختلفي است كه توسط عوامل دشمن با فعاليت هاي پيدا و پنهان در جامعه اسلامي بروز و ظهور يافته و براي توده هاي مردم مشكل ساز شده است . برخي ديگر از اين مسائل ساماندهي حوزه ها و مراكز فرمانداري ماموران حكومتي است و فرمانداران موظف به مرتفع نمودن نابساماني ها و ضعف ها و كمبودها شده اند. بعضي از مسائل و موضوعات به ايجاد « امنيت » و مبارزه مستمر با عوامل و زمينه هاي ناامني اختصاص يافته است . در همه اين مسائل محور اصلي « مردم » هستند و تمام مراقبت ها و تلاش ها و فعاليت هاي اصلاحي به مردم بازمي گردد و سلامت و سعادت و آسايش آنان مورد نظر و توجه است . ضمن اين كه در فرامين و دستورالعمل هاي حضرت علي (ع ) فراوان موارد و نمونه هايي مي يابيم كه به طور مستقيم و صريح به « خدمت رساني » به مردم و رفع مضايق زندگي آنان اختصاص مي يابد.
    از ميان نامه ها و دستورالعمل هاي حكومتي امير مومنان (ع ) كه به صراحت موضوع خدمت رساني به مردم محروم را مطرح مي نمايد نمونه ذيل بسيار تامل برانگيز مي باشد. حضرت علي (ع ) در فرمان حكومتي اش به مالك اشتر اين گونه صريح و جدي به اين موضوع مهم و ضروري مي پردازند :
    « خدا را خدارا نسبت به طبقه پائين جامعه آنان كه راه چاره ندارند فقير و مستمند هستند و گرفتار و عاجز و دردمند در اين طبقه اشخاص آبرومند و نيازمند وجود دارند. حقي را كه خدا بر تو نسبت به آنان مقرر داشته است رعايت نما و سهمي از بيت المال و محصولات متعلق به اسلام و مسلمين در هر شهر را براي آنان اختصاص بده زيرا دورترين افراد مانند نزديك ترين آنان حقي دارند و تو مسئول حق هر يك از اينهايي پس غرور و نخوت تو را از انجام اين وظيفه مانع نگردد كه در اين صورت از تضييع حقوق كوچكتر به دليل پرداختن به امور مهمتر معذور نخواهي بود.
    از حال اينان غافل مشو و روي بر آنان ترش و عبوس مكن و از وضع و حال آنان كه از روي بي توجهي و تحقير گزارش آن را به تو مي رسانند تفحص و كنجكاوي كن و براي رسيدگي به كارشان از افراد مطمئن و خداترس و متواضع مددبگير و بايد حال و اوضاع آنان به تو گزارش شود و تو بدانگونه كه نزد خدا در قيامت معذور باشي با آنان عمل كن زيرا در ميان افراد ملت اينان از همه بيشتر به عدل و انصاف نياز دارند پس بايد حق همه را طبق فرمان خدا ادا كني ... (2 )
    علاوه بر اين كه حجم بالايي از نامه ها بخشنامه ها فرامين و احاديث و رهنمودهاي حكومتي حضرت علي (ع ) به موضوع مهم خدمت رساني به توده هاي مردم اختصاص يافته و آن پيشواي عدالت گستر به طور مكرر به وسيله « زبان » و « قلم » به نشر اين تفكر در حوزه هاي مختلف مديريت سياسي كشور اسلامي پرداخته است در سيره عملي آن بزرگوار نيز توجه به محرومان و درماندگان و ياري رساني به اين قشر محروم جامعه به زيباترين شكل تجلي يافته است .
    در اوراق تاريخ ثبت است كه مولاي متقيان و پيشواي محرومان حضرت علي (ع ) بسياري از اوقات زندگي خود به ويژه شب ها را اختصاص به رسيدگي عملي به زندگي تهي دستان اختصاص مي داد و انبان آذوقه بر دوش به خانه ها سركشي مي كرد و نيازهاي اقتصادي درماندگان را مرتفع مي نمود. ستردن اشك چشم يتيمان ياري رساني به بيوه زنان پوشاندن برهنگان سير كردن شكم هاي گرسنه و شاد و مسرور كردن كودكان فقير و بي نوا از جمله سيره و روشهاي عملي خدمت رساني حضرت علي (ع ) به محرومان جامعه بود. ضمن آن كه در كنار اين عملكردهاي شخصي مراكز و حوزه هاي مختلف حكومت خويش را نيز تحت كنترل و نظارت داشت و كارگزاران خويش را به رسيدگي عملي به مضايق و تنگناهاي زندگي فقرا و دردمندان فرمان مي داد و با دقت فراوان به گزارشات و شكايات ارسال شده درباره عملكردهاي ضعيف بعضي از كارگزارانش رسيدگي مي نمود.
    آنچه امروز به عنوان يك نياز حياتي در نظام حكومتي ما شايسته توجه دقيق مي باشد تبعيت از سيره و روش عملي امير مومنان (ع ) در خدمت رساني به توده هاي مردم است .
    بديهي است تا زماني كه آموزه ها و قوانين و ضوابط سياسي و حكومتي اسلام درباره رسيدگي به محرومان جامعه در حوزه هاي مديريت مسئولان و كارگزاران دولت به تجلي عيني و عملي نرسد مشكلات و مضايق زندگي مردم مرتفع نمي شود و فقر و محروميت در جلوه هاي مختلف تلخي و رنج و فشار و سختي به وجود مي آورد.
    به ياد بياوريم اين سخن عميق و بيدار كننده حضرت امام خميني (ره ) را كه خطاب به دولتمردان نظام اسلامي فرمودند : « دولت واقعا بايد با تمام قدرت آن طوري كه علي (ع ) براي محرومين دل مي سوزاند اين هم با تمام قدرت دل بسوزاند براي محرومين مثل يك پدري كه بچه هايش اگر گرسنه بمانند چطور با دل افسرده دنبال اين مي رود كه آنها را سير بكند يك دولت تابع اميرمومنان بايد اين طور باشد . (3 )
    اگر دولت تابع اميرالمومنين (ع ) باشد بايد آموزه ها و قوانين و دستورالعمل هاي سياسي و حكومتي اسلام را درباره رسيدگي به محرومان در عرصه هاي « عمل » به ظهور و عينيت برساند آن گونه كه همواره همچون پدري افسرده و پريشان از رنج و مشقت فقر و محروميت فرزندان در جستجوي راه و روشهاي عملي براي مرتفع كردن تنگناهاي معيشتي خانواده بزرگ خود يعني كشور و جامعه اسلامي باشد و در اين راه پاك و الهي ذره اي غفلت و مسامحه روا ندارد.
    « نهضت خدمت رساني به مردم » فقط در چنين حالتي با واقعيت مقرون و آميخته است و در غير اين صورت در لابلاي نامه ها و توصيه هاي اداري مدفون مي شود.
    پاورقي :
    1 ـ نهج البلاغه نامه 53
    2 ـ همان مدرك نامه 53
    3 ـ صحيفه نور ج 18 ص 130

  • *****
    نقش « صداقت » ها و « ضابطه » ها در كارآمدي مديريت ها




  • در نظام سياسي و مديريتي اسلام « صداقت ها » و « ضابطه ها » به صورت دو « اصل » بنيادين به نقش آفريني مي پردازند و همه رفتارها موضعگيري ها تعاملها و عملكردها را تحت الشعاع خود قرار مي دهند.
    اين دو اصل به ما مي آموزند كه نحوه سلوك مديران با يكديگر مواجهه آنان با مجموعه معاونين مشاورين و كاركنان و نيز تعامل و ارتباط هر كدام از اين افراد و مجموعه ها با « مردم » بايد براساس « صداقت » در تفكر و كنش و عمل باشد و از سوي ديگر در چارچوب « ضابطه و قانون » و براساس معيارهاي پذيرفته شده شرعي و عقلي كه امور مختلف را به نظم و سامان مي آورند و به سوي رشد و كمال رهنمون مي شوند صورت پذيرد.
    در مقابل دو اصل « صداقت ها » و « ضابطه ها » كه در عرصه هاي مديريت هاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي نقشي تعيين كننده دارند و بسترساز رشد و بالندگي و سالم سازي هاي اخلاقي و اقتصادي مي شوند « رفاقت ها و رابطه ها » قرار دارند كه نقشي تخريبي ايفا مي كنند و با به خطر انداختن ارزشها و هنجارها راه را بر رشد و سامان يابي امور مختلف مسدود مي سازند.
    رفاقت ها و رابطه ها در جايگاه خاص خود بسيار ممدوح و پسنديده مي باشند و از عوامل استحكام وفاق و همگرايي و رونق يافتن مودتهاي پايدار بين مديران و همكاران محسوب مي شوند و تداوم آنها علاوه بر جلب رضايت و خشنودي حضرت پروردگار آثار ارزشمند اجتماعي مي آفرينند و فضاسازي هاي مبتني بر صميميت و محبت و نشاط در محيطهاي اداري را به ارمغان مي آورند لكن اگر از جايگاه خود خارج شوند و جايگزين صداقتها و ضابطه ها شوند تباهي و فساد مي آفرينند. زيرا مانع نقش آفريني عنصر « صداقت » و نيز « ضابطه هاي قانوني و اخلاقي » در مواجهات و برخوردها مي گردند.
    وجود عنصر « صداقت » موجب مي شود اشتباهات خطاها قصورها و تخلفها و بيراهه روي ها در تعامل متقابل مديران و كاركنان گوشزد شود و افراد خاطي و خطاكار به اشتباه خود واقف شوند و از « بيراهه ها » به « راه » بيايند. همچنين « ضابطه » هاي اداري و اخلاقي موجب مي شود كه پس از شناسايي خاطيان مواجهات لازم با آنان صورت پذيرد و هر كس براساس نوع خطا و ميزان خلافكاري براساس ضابطه هاي موجود « تنبيه » شود و از ادامه فعاليت هاي مخرب او جلوگيري گردد.
    اگر صداقت ها و ضابطه ها تعطيل شوند و از نقش آفريني آنها جلوگيري به عمل آيد رفاقت ها و رابطه ها با شدت و حرارت هرچه تمامتر در محيط هاي اداري چهره مي نمايند و به يكه تازي مي پردازند.
    در چنين وضعيت اسف بار و خلاف شرع و عقل رفيق بازي ها و رابطه بازي ها به جاي صداقت ها و ضابطه ها مي نشينند و هر انسان خطاكار و آلوده به انحراف و خلاف را « تبرئه » مي كنند و از برخورد و مواجهه قانوني رهايي مي بخشند. اينجاست كه معصيت و گناه در زشت ترين چهره خود در عملكردهاي اين دسته از مديران ظهور مي يابد و عرصه هاي مديريت هاي كوچك و بزرگ به صحنه هاي تاخت وتاز « شروران » و « فاسدان » و « غارتگران » تبديل مي شود.
    اين اوضاع آشفته و آلوده به گناه و تباهي علاوه بر اينكه سيستم هاي مديريتي وزارتخانه ها سازمان ها و موسسه هاي دولتي و خصوصي را با « هرج و مرج » مواجه مي سازد و علاوه بر اينكه دست اشرار و خطاكاران و غارتگران اموال عمومي را باز و گشوده مي دارد و بر حرص و عطش آنان مي افزايد و به موجودات « سيري ناپذير » تبديلشان مي كند ساير افراد را نيز به خلافكاري و فسادگرايي در صحنه هاي كار و تلاش ترغيب و تشويق مي نمايد و به مرور كار را به آنجا مي رساند كه اين نوع عملكردهاي خلاف و گنه آلود « طبيعي » و « عادي » مي شود! يعني هيچ كس احساس « تقيد به ارزشها » و « ترس از گناه « نمي كند و هم رنگ جماعت خلافكار و ارزش ستيز مي شود و روح و جانش را در معرض يورش فساد و تباهي قرار مي دهد و طبيعي است كه از اين افراد ضعيف الايمان و متزلزل نمي توان انتظار داشت كه همانند گروه « تقواپيشگان » و « وارستگان » كه در هر شرايطي و در هر محيط و جمع فاسدي از صراط مستقيم الهي ذره اي منحرف نمي شوند و دين به دنيا نمي فروشند به بيراهه ها در نيفتند.
    مي بينيم كه وقتي « صداقتها و ضابطه ها » در مسلخ « رفاقت ها و رابطه ها » قرباني شوند چسان همه چيز به خطر مي افتد و مهالك و مرداب هاي عفن انحطاط و تباهي آماده بلعيدن همه چيز مي شوند.
    اين سخن بيداركننده انديشمند توانا شهيد مظلوم آيت الله بهشتي را به ياد بياوريم :
    « مكتب به ما مي گويد ما رودربايستي نداريم و ما با همه مسائل ساده يا پيچيده « صريح » برخورد مي كنيم و اين « اخلاق اسلامي » ماست . « تلخ » است كه انسان با يك يار ديرين پرخاش كند كه : برادر اينجا منحرف شدي و داري چه كار مي كني ! ولي اين پرخاش در عين تلخي « شيرين » هم هست . بگذاريد « رفاقت ها و رابطه ها » هرگز نتواند « صداقت ها و ضابطه ها » را به خطر بيندازد. »
    در اين سخن عبرت زا تامل مي كنيم :
    1 ـ موضوع نخستين « مكتب » است .
    تعاليم و قوانين و دستورالعمل هاي اخلاقي و رفتاري اسلام به ما فرمان مي دهد كه با كسي « تعارف » نداشته باشيم و در « رودربايستي » نمانيم بلكه با مسائل « كوچك » و « بزرگ » و « ساده » و « پيچيده » با « صراحت » برخورد كنيم تا بدين وسيله راه براي « اصلاح » و مقابله با « افساد » باز و هموار شود.
    اگر به مكتب اسلام و آموزهاي جامع و دستورالعملهاي زندگي ساز آن بينديشيم و به « وظيفه » و « مسئوليت » خود در تبليغ و ترويج و تحقق ارزشهاي متعالي ديني « حساس » و « عامل » باشيم هرگز در دام « تعارف » ها و « رودربايستي » ها گرفتار نمي آئيم و در همه شرايط به « تكليف الهي » خود عمل مي نمائيم .
    2 ـ موضوع دوم « اخلاق اسلامي » است .
    اخلاق اسلامي بسيار فراگير و گسترده است و بر همه حركات رفتارها عملكردها و سيره و روشهاي زندگي فردي اجتماعي سياسي اقتصادي و فرهنگي ما « نظارت » مي كند و براي هر نوع رفتار و در هر شرايط و با هر ويژگي « قانون » و « روش » دارد.
    نبايد اخلاق اسلامي را در چند دستورالعمل ساده محدود و محصور نمود كه اين نگرش به اين موضوع بسيار مهم و حياتي توسط هر كسي كه صورت گيرد از « جهل » و « سطحي نگري » برمي خيزد.
    اخلاق اسلامي تا آنجا از « جامعيت » و « گستردگي » برخوردار است كه براي هر مساله و مشكل كوچك و بزرگ ساده و پيچيده سياسي و اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي و مرتبط با ساير شئون و ابعاد حيات دنيايي « دستورالعمل » دارد و « راه » مي گشايد و « سعادت » و « رستگاري » مي آفريند.
    3 ـ موضوع سوم مواجهه « صريح » است .
    در انحرافات خطاكاري ها فسادها و تباهكاري ها « صراحت » به هنگام مواجهه و طي نمودن مراحل « شرعي » و « قانوني » بسيار حائز اهميت است .
    وقتي موجوديت يك وزارتخانه سازمان وموسسه در معرض خطر قرار مي گيرد و فضاي پاك و سالم و بالنده آن به فساد و تباهي آلوده مي شود بايد بسيار « صريح » با « خلاف » و « خلافكار » برخورد نمود و با سرعت و شتاب از انحراف و انحطاط اخلاقي يا اقتصادي جلوگيري به عمل آورد.
    اينجا جاي غفلت كوتاهي فراموش كاري و كار امروز را به فردا موكول كردن نيست .
    در سيره و روش پيامبر اكرم (ص ) و ائمه اطهار(ع ) تامل ورزيم كه چگونه در امور مربوط به حقوق عمومي و آنجا كه پاي اجراي حدود الهي به ميان مي آمد چقدر با صراحت و قاطعيت عمل مي كردند و بين « ضعيف » و « قوي » و « آشنا » و « بيگانه » تفاوتي قائل نمي شدند.
    4 ـ موضوع چهارم « تلخي » نهفته در مواجهات و برخوردهاي صريح و قاطع و حق مدار مي باشد.
    طبيعي است كه برخوردهاي حق گرايانه « حق مداران » با خلافكاري ها و انحرافات اخلاقي و اقتصادي در مذاق افراد خاطي و خلافكار « تلخ » مي آيد. به ويژه آنكه خطاكاران از دوستان و رفيقان نزديك باشند و سالها به انس و مودت و محبت روزگار سپري كرده باشند! اما به هر حال خطا خطاست از هر كس و در هر موقعيت كه صادر شود بايد با آن مواجهه سريع و صريح نمود.
    اگر « حق بين » و « حق خواه » باشيم و بسيار « دقيق » و « ژرف » با پديده ها مواجه گرديم در مي يابيم كه « تلخي برخوردهاي صريح » با خطاكاران و تباهي آفرينان در هر لباس و موقعيت شغلي و با هر پيوند و رابطه مودت آميزي كه به ما دارند « حلاوت و شيريني » خاصي را به ارمغان مي آورد كه در مقايسه با آن تلخي ها بسيار ارزشمند و بزرگ و نجاتگر مي باشد. مي دانيد اين حلاوت و شيريني چيست
    « صداقت ها و ضابطه ها » در مسلخ « رفاقت ها و رابطه ها » قرباني نمي شوند.
    « خطا » خطاست از هر كس و در هر موقعيت كه صادر شود بايد با آن مواجهه سريع و صريح شود.
    اگر از نقش آفريني « صداقت ها و ضابطه ها » جلوگيري به عمل آيد « رفاقت ها و رابطه ها » با شدت و حرارت هرچه تمامتر در محيط هاي اداري چهره مي نمايند و عرصه هاي مديريت هاي كوچك و بزرگ به صحنه هاي تاخت و تاز خطاكاران تبديل مي شود.