روزنامه جمهوري اسلامي 25/03/1382 صفحه سرمقاله
*****
هدف استكبار دنياي اسلام است ـ 1


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    شايد آن روز كه « مارگارت تاچر » نخست وزير انگليس مي گفت كه « جنگ عراق و ايران مانع گسترش موج بنيادگرائي اسلامي شده و پيروزي آنرا اگر غيرممكن نكرده باشد دستكم براي سالها به تعويق انداخته است » كمتر كسي به اين نكته فكر مي كرد كه به زودي استكبار درصدد تبديل نمودن « اسلام » به يك « دشمن بالفعل » براي دنياي غرب برمي آيد. آن روزها هنوز امپراطوري شرق سقوط نكرده بود و برج و باروي كمونيسم در جهان فرو نريخته بود. آن روزها هنوز كمونيسم بعنوان « خطر » براي دنياي غرب در تبليغات رسانه هاي استكباري مورد تاكيد قرار مي گرفت و هدف آن بود كه بر محور ضرورت مقابله با تهديدات ادعائي كمونيست ها وحدت رويه و وحدت عمل در دنياي غرب شكل بگيرد.
    واشنگتن با اين اهرم فشار كمونيستي سعي داشت هر حركت مخالف خود را به كمونيست ها منتسب و آنرا سركوب كند. اين يك روال عملي براي سركوب هر حركت مخالف آمريكا در هر كجاي جهان بود. آمريكا حتي با تشكيل دادن گروههاي كمونيستي در گوشه و كنار جهان و حتي با هدايت گروهماي كمونيستي كه حتي بند ناف آنها مستقيما به مسكو متصل بود توانسته بود در بسياري از كشورها به اهداف خود دست يابد.
    ماجراي به شكست كشاندن نهضت ملي شدن صنعت نفت در سال 1332 و جوسازي توده ـ نفتي ها در حوادث 25 تا 28 مرداد 32 يك تجربه تلخ در گذشته هاي دور است كه نهايتا به موفقيت كودتاگران منجر شد.
    فراموش نكرده ايم كه آمريكا و هم پيمانانش در دوران اوج گيري انقلاب اسلامي سعي داشتند توده اي ها و كمونيست ها را گردانندگان اصلي حوادث ايران معرفي كنند. آنها حتي با مشاهده هويت اسلامي انقلاب ايران باز هم از « رو » نرفتند و مدعي بودند كه دستهاي پشت پرده به كمونيست ها تعلق دارد. هدف آن بود كه با القاي اين شبهه مردم را به حركت پرخروشي كه بنام اسلام و با پرچمداري روحانيت آغاز شده بود بي اعتماد كنند تا زمينه براي سركوب آن فراهم شود.
    زمان گذشت و استكبار در محاسبات خود دريافت كه ميان انقلاب اسلامي و كمونيسم جهاني وجه مشتركي پيدا نخواهد كرد كه از اين طريق بهانه اي براي سركوب حركت هاي اسلامي بيابد امااز هر فرصتي براي تبليغات عليه ايران و اسلام بهره برد.
    راديو دولتي انگليس در تفسيري بمناسبت اعزام يك هيئت ايراني به مسكو براي ابلاغ دعوت امام خميني (ره ) از گورباچف راس هرم رهبري كرملين براي دعوت به اسلام با جملات نيشداري اعلام كرد : كرملين اگر با ايران مماشات كند آيت الله خميني از فرصت استفاده كرده و زنگ خطر را در داخل كاخ كرملين به صدا در مي آورد. البته عمق بينش امام خميني (ره ) و ژرف انديشي او بسيار زود مشخص شد و همه ديدند كه دقيقا در زماني كه امام خميني اعلام كرد صداي شكسته شدن استخوانهاي كمونيسم به گوش مي رسد. درست در همان موقع سران غرب از هر فرصتي براي همراهي با كمونيست ها بهره مي بردند.
    زمان گذشت امپراطوري شرق كمونيست از هم پاشيد. از « پيمان ورشو » جز خاطره اي در ذهن و جز اثري بر روي كاغذ چيزي باقي نماند. « پيمان ناتو » كه بعنوان ساختاري براي مقابله با « پيمان ورشو » به وجود آمده بود تدريجا به سمتي مي رفت كه فلسفه وجودي خود را از دست بدهد. حتي كشورهاي اروپائي هم ديگر مايل نبودند آثار و تبعات ناشي از دوران جنگ سرد را باز هم تحمل كنند. به راستي اگر « جنگ سرد » پايان يافته بود ديگر دليلي نداشت كه ساختار نظامي مورد نياز غرب در دوران جنگ سرد همچنان باقي بماند و هزينه هاي سنگين « ناتو » همچنان بر بودجه كشورهاي اروپائي سنگيني كند. زمزمه هاي روزافزون در مورد توجيه ناپذير بودن بقاي « ناتو » در اروپا دقيقا از همين جاآغاز شد كه ديگر كابوس جنگ سرد و « خطر كمونيسم » وجود خارجي نداشت كه بر وجود آنها بعنوان فلسفه وجودي « ناتو » تاكيد شود.
    بنظر مي رسد تا اينجا به رمز اصلي ايجاد جنگ رواني جديدي كه عليه دنياي اسلام به راه افتاده بتدريج آگاه شده ايم . ارتش تبليغاتي آمريكا سعي دارد از اسلام بعنوان يك « خطر جدي » براي غرب و آنچه به دروغ بعنوان دنياي آزاد معرفي شده « يك دشمن بتراشد » . اين يك طرح دراز مدت است كه امروز اگر با دقت به گذشته بنگريم اجزاي اصلي اين طرح را بخوبي مي توانيم از يكديگر تشخيص بدهيم . اگر آمريكا ديروز سعي داشت گروههاي كمونيست آمريكائي تشكيل بدهد تا از اين اهرم فشار براي تحقق اهداف خود بهره گيري كند امروز با همان اهداف و انگيزه ها به تشكيل گروههاي دست پرورده اسلام آمريكائي مي پردازد. « طالبان » يك نمونه عملي از همين گروههاي آمريكائي بود كه با فكر و طرح آمريكائي و با بودجه عربستان شكل گرفت و پاكستان مامور اجراي اين طرح شد. از همان ابتدا معلوم بود كه طالبان يك گروهك بي ريشه و دست پرورده آمريكا است .
    « بي نظير بوتو » نخست وزير وقت پاكستان در پاسخ سئوال خبرنگاران كنجكاوي كه او را كلافه كرده بودند اعتراف كرد كه طالبان فقط مولود پاكستان نيست بلكه آمريكا و انگليس و ديگران هم در اين طرح دخيل بوده اند. باز هم زمان گذشت و آمريكا براي اجراي فاز جديد عمليات خود به يك « شوك بزرگ » نياز داشت . انفجار برجهاي دوقلوي نيويورك در 20 شهريور 1380 همان شوك مورد نظر آمريكا بود . امروز كه بخش هاي مهمتري از طرحهاي آمريكا افشار گرديده و بخصوص ابعاد محدود توان ناچيز « طالبان » برملا شده بهتر مي توان قضاوت كرد كه آن حوادث پيچيده و آن طرحهاي ظريف و حساس قاعدتا خارج از توان و ظرفيت محدود يك گروه عقب افتاده همانند طالبان بوده است .
    همان روزها كارشناسان زبده و متخصصين هوانوردي آمريكا نامه اي را در مطبوعات آمريكا به چاپ رساندند كه نشان مي داد از ديدگاه فني ـ تخصصي وقوع 3 حادثه پي در پي در يك فاصله زماني كوتاه با چنان دقت و ظرافت و پيچيدگي و موفقيتي بدون همكاري و هماهنگي مراكز اصلي ناوبري هوائي آمريكا قطعا غير ممكن است و عاملين واقعي انفجار برجهاي دوقلوي نيويورك مسلما در مراكز اصلي ناوبري هوائي آمريكا كه مسئول هدايت و ساماندهي ترابري هوائي فرودگاههاي پرترافيك آمريكا هستند عناصري را در اختيار داشته اند. البته آن نامه هرگز در جاي ديگري انعكاس نيافت چون باندازه كافي گويا بود و اگرچه به صراحت هيچ مقام آمريكائي را مستقيما متهم نمي كرد اما بخوبي نشان مي داد كه حتي از ديدگاه كارشناسان و متخصصين هوانوردي آمريكا هم آن حوادث قاعدتا بايستي با هماهنگي مقامات ارشد آمريكائي صورت گرفته باشد.
    ادامه دارد