روزنامه جمهوري اسلامي 21/03/1382 صفحه انديشه و نظر
*****
نظام مديريت سياسي و آفت رهاسازي « ارزشها »




  • يكي از مشكلات بزرگي كه در نظام مديريت سياسي كشور به صورت يك آفت و عارضه رنج آور چهره نموده و به شدت در حال پيشروي و گسترش است فاصله از « ارزش » هاست .
    انقلاب ما از متن و بطن تعاليم و ارزشهاي الهي و اسلامي برخاست و از همان ابتدا بر مدار « دين » چرخيد و از آبشخور زلال معارف قرآن نوشيد و هدف و آرمان اصلي و محوري خود را استقرار جلوه هاي مختلف فرهنگ و تفكر اسلامي در همه شئون حيات فردي و اجتماعي معرفي و اعلام نمود.
    متجلي ساختن تعاليم و ارزشها و هنجارهاي اسلامي در تمام عرصه ها و ميادين زندگي فردي و جمعي و بسترسازي براي حركت رشد يابنده و كمال آفرين توده هاي مردم از وظايف و مسئوليت هاي اصلي و سنگين كساني است كه در راس هرم حكومتي قرار گرفته اند و پس از آنان مسئولان و مديران اجرايي كه گستره وسيعي را دربرمي گيرند ونمايندگان و كارگزاران حكومتي محسوب مي شوند بار اين مسئوليت حياتي و سنگين را بردوش مي كشند.
    ظهور آفت و عارضه رهاسازي ارزشها و شتاب گيري درعرصه گشايي براي اظهار وجود و تخريب گري بسياري از ضدارزشها از خطرات مهلكي است كه نظام مديريت سياسي كشور را تهديد مي كند.
    اين آفت و خطرات ناشي از آن به قصور و كوتاهي مسئولان و مديران در پايبندي به ارزشها و هنجارها برمي گردد.
    وقتي سخن از « مسئولان و مديران » به ميان مي آوريم مقصود همه روسا و دولتمردان سطوح بالا وزيران وكيلان معاونين مشاورين مديركل ها استاندارها فرماندارها و مديران بخشها و رده هاي مختلف مي باشد. بنابراين نبايد اذهان متوجه قشر خاصي از مسئولان شود كه اين ميدان و عرصه بسيار وسيع مي باشد و افراد و مجموعه هاي فراواني را درخود جاي مي دهد.
    در پايبندي و عمل به ارزشهاي والاي اسلامي مديران و مسئولان را مي توان به دو گروه تقسيم بندي نمود :
    1 ـ گروه اول مسئولان و مديراني هستند كه هم در محيط ذهن و فكر و هم در عرصه عمل و كنش پايبند به ارزشها و عامل به تعاليم و دستورالعملهاي اسلامي مي باشند و در گفتار و كردار و هر نوع موضعگيري و سلوك و رفتار سياسي و اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي از خويش « مراقبت » به عمل مي آورند كه رضاي خداوند متعال را جلب كنند و با انگيزه تقرب و در مسير رشد و كمال جلوه هاي نوراني ارزشهاي الهي را در حركات و سكناتشان به ظهور برسانند.
    اين دسته از مسئولان و مديران اگرچه كم هستند ولي مهم اين است كه « هستند » و « حضور » دارند و در فراز و فرودهاي حيات سياسي و اجتماعي و در برابر همه جاذبه هاي فريبنده و دلربا خويشتن را نباخته اند و به تزلزل گرفتار نيامده اند.
    اينان با آن كه در مصادر « قدرت » قرار دارند اسير قدرت نشده اند و قدرت را به عنوان اهرم و ابزار « تدبير صحيح امور » و « خدمت » به جامعه و رفع مضايق مردم به بهره برداري بهينه مي رسانند و هم اينان هستند كه مصداق روشن و بارز « شيفتگان خدمت » محسوب مي شوند نه « تشنگان قدرت » .
    همچنين اين گروه از مسئولان و مديران به اسارت « مقام » و « رياست » درنيامده اند و از دست پرورده هاي آموزه هاي زيبا و حكمت آفرين اخلاق و عرفان اسلامي محسوب مي شوند و مصداق و جلوه عملي اصل « رياست ممدوح » ـ كه وسيله و ابزار ساختن مقام و رياست براي خدمت به جامعه و اجتناب از مقام و منصب پرستي است ـ مي باشند نه پرورش يافته « رياست مذموم » كه « هدف » قراردادن مقام و قدرت و بريدن از « خدا » و گسستن از « مردم » و اسير خودخواهي و تبختر و تفاخر شدن است .
    براي اين دسته از مديران ارزشي « ثروت » نيز « وسيله » است نه « هدف » . آنچه بنابر اصل « درآمد حلال » و « هزينه كردن حلال » و به « خود » و « مردم » رسيدن كسب مي كنند عين « صواب » و جلوه اي از جلوه هاي « عبادت » است كه اينان به دليل انگيزه هاي سالم الهي و تقواي شديد و عشق و محبت وصف ناپذير به حضرت محبوب نمي خواهند جز در مسير جلب رضايت الهي هيچ تحركي از خود نشان دهند و همواره از ژرفاي دل زمزمه مي كنند كه :
    « الهي لا تكلني الي نفسي طرفه عين ابدا » (1 )
    « خدايا به يك چشم به هم زدن نيز مرا به حال خود وامگذار. »
    تقيد و پايبندي اينان به عبادت حضرت پروردگار بي نظير است و مثال زدني .
    قبل از آن كه موذن نداي « حي علي الصلوه » سر دهد اينان در اوج آمادگي از لحظاتي پيشتر « وضو » ساخته و مهياي حضور در « نمازگاه » و اداي تكليف در برابر ذات مقدس حضرت محبوب شده اند.
    هيچ كار و مسئوليتي هر چند هم حياتي و حائز اهميت باشد نمي تواند مانع « نماز اول وقت » اين بندگان صالح خدا شود.
    رياستها مقامها امكانات ثروتها تجارتها زن و فرزند و خان و مان و هر چيز ديگري « كوچك » و « حقير » تر از آن هستند كه بتوانند اينان را از نماز و مناجات و راز و نيازهاي عاشقانه با حضرت معشوق بازدارند.
    اينان مصداق بارز و آشكار اين آيه شريفه مي باشند كه خداوند متعال در آن به زيبايي هر چه تمامتر شوق و دلبستگي « مردان خدا » را به « ياد » و « عبادت » خويش توصيف مي كند :
    « رجال لا تلهيهم تجاره و لا بيع عن ذكرالله و اقام الصلوه ايتا الزكوه يخافون يوما تتقلب فيه القلوب والابصار » . (2 )
    « پاك مرداني كه هيچ كسب و كار و تجارت آنان را از ياد خدا غافل نمي گرداند. آنان نماز به پا مي دارند و به فقيران زكات مي دهند و از روزي كه دل و ديده ها در آن حيران و مضطرب است ترسان و خوفناك مي باشند. »
    طبيعي است كه وقتي سوز و عشق الهي در خانه دل اينان ماوا گزيد و آثار پربركت آن در اعضا و جوارحشان جاري گشت « تواضع » و « خاكساري » با بندگان خدا و معاشرت و حشر و نشر با توده هاي مردم يكي از زيباترين خصال و فضايل اخلاقي و رفتاري آنان محسوب مي شود.
    مردم كوچه و بازار اين مسئولان و مديران آزاده و وارسته و بي ادعا را از خود مي دانند و از پيوند و آمد و شد و مصافحه و محاوره با آنان لذت مي برند و در اين تعامل هرگز احساس « حاكم » و « محكوم » و « آقا » و « ضعيف » نمي كنند.
    2 ـ گروه دوم مسئولان و مديراني هستند كه اگرچه در محيط ذهن و تفكر خود تصويرهاي خوش آيندي از « ارزشها » ترسيم كرده اند و به نقش آفريني آنها در عرصه هاي مديريت سياسي ايمان دارند لكن در « عمل » ضعيف و متزلزل هستند.
    اين مديران شعار « مردم گرايي » را خوب سر مي دهند و در محافل و مجالس و سخنرانيها سنگ تمام مي گذارند و واژه ها و جملات و تعابير زيبا و مردم پسند مي پراكنند لكن كسي آنها را با « مردم » نمي بيند! تو گويي سخنان زيبا گفتن و آواي دلنشين مردم گرايي سر دادن و كف و سوت برانگيختن شكم مردم را سير مي كند و دردهايشان را درمان مي نمايد و مضايق و تنگناهاي رنج آورشان را مرتفع مي سازد!
    اينان از مردم بريدگاني هستند كه با همين حرفها و شعارها امورات خود را مي گذرانند و هيچ پيوند و معاشرت و حشر و نشري با توده هاي مردم ندارند.
    اگر به محيط كار اين مديران حاضر شويد با شگفتي مشاهده مي كنيد كه اينان چسان خود را غرق در « تجمل » و « زرق و برق » كرده اند و « اصل » را رها كرده و به « فرع » چسبيده اند و آنچنان به ظواهر دل خوش كرده اند كه از حقيقت بازمانده اند!
    راستي وقتي كارها با اطاق و ميز و دفتر و قلمي انجام مي شود چه جاي زرق و برق و دكوراسيون و خرجهاي كلان و خدم و حشم است !
    اين مديران خود مي دانند كه اين پيچ و خمها و دفاتر و تشكيلات سد و مانع بزرگي است براي ارتباط با مردم و حل و رفع مشكلات آنان و اصولا تصور راهيابي محرومان و گرفتاران به اين تشكيلات و عبور از مراحل و مراتب مختلف در مخيله نمي گنجد لكن چه بايد كرد كه اينان غرقه در تجمل و بيگانه با مردم قرار است با همان شعارهاي مردم گرايي ; بر اريكه هاي قدرت تكيه زنند و به تحكيم موقعيت خود بپردازند و همه چيز و همه كس را ملعبه دست خويش سازند.
    تقيد و پايبندي اين مديران به عبادت حضرت پروردگار و نماز اول وقت نيز مشخص است . اولا نمازخانه ها هميشه از وجود اين گروه از روسا خالي است ! به ديگران توصيه مي كنند و خود را فراموش مي سازند! بخشنامه ها را در توجه به امور معنوي و ارتباط با خدا خوب صادر مي كنند اما اولين افراد در پشت پا زدن به توصيه هاي بخشنامه اي خود آنان هستند! نه تنها در انجام نمازجماعت گرفتار مسامحه و غفلتند كه نماز فرادي را هم منظم نمي خوانند و معمولا به « آخر وقت » موكول مي نمايند. و راستي آيا اين هتك حرمت نماز و عبادت خدا نيست كه ما به همه كارها اهميت بدهيم جز خلوت و ذكر و راز و نياز با خالق و هستي بخش
    اينان با تواضع و فروتني با بندگان خدا نيز بيگانه اند زيرا هنوز آنگونه كه شايسته است به تواضع و خضوع در برابر خالق هستي نرسيده اند و طبيعي است تا جان و روح انسان و اعضا و جوارحش به خضوع و خشوع عاشقانه در برابر حضرت قادر متعال نيفتد هرگز به تواضع با بندگان خوب خدا نائل نمي آيد.
    امتناع اين گروه از مديران از فروتني و تواضع با بندگان خدا به جاي خود كه اينان اگر به خودداري از خاكساري با مردم اكتفا مي كردند مشكلات كمتر بود ولي اين درد و مصيبت را به كجا بايد برد كه اين مديران به خود برتربيني علمي و سياسي و اجتماعي گرفتار مي باشند و به توده هاي مردم فخر مي فروشند و از شدت خود بزرگ بيني به تحقير آنان مي پردازند!
    به اين تكبر و خود برتربيني ها « تكبر اقتصادي » را هم اضافه كنيد و بعد مشاهده نمائيد كه وقتي با اتومبيل هاي گران قيمت خود به اين سو و آن سو مي روند و در خانه هاي مجلل و امكانات آنچناني زندگي مي كنند چسان باد در سر مي اندازند و شانه ها را بالا مي گيرند و از اين و آن رخ برمي تابند و به سايه هاشان مي گويند به دنبال ما نيائيد!
    امروز مديريت كشور از وجود اين دسته از مديران در تشكيلات و وزارتخانه ها و سازمانهاي دولتي رنج مي برد.
    اين گروه از مديران در مقايسه با مسئولان و مديران ارزشي از اكثريت برخوردار مي باشند و تفكر و سلوك و كنش آنان بر نظام مديريت كشور غالب و مسلط است .
    طبيعي است كه اين نوع مديريت و وجود اين مديران در سيستم مديريت ما با اصول و مباني اسلام و انقلاب و نظام در تضاد و تقابل روشن و آشكار مي باشد.
    خطر اين « مديريت » و « مديران » براي انقلاب و نظام حتمي و انكارناپذير است و اين واقعيتي است كه چنانچه از كنار آن به سهولت و غفلت بگذريم از آرمانها و مباني اسلام و نظام فاصله گرفته ايم و در بروز عواقب ناشي از اين سهولت و غفلت همه مسئول مي باشيم .
    اين سخن متفكر شهيد آيت الله بهشتي را هرگز از ياد نبريم :
    « تداوم اين انقلاب در اين است كه مسئولان مملكت در هر سطحي كه هستند رئيس جمهور نخست وزير وزرا معاونها مديركل ها روسا در مركز در مراكز استانها در شهرستانها در بخشها و.... همه بايد بو و رنگ مردم را بدهند و داشته باشند. هر وقت ديديد خداي ناكرده خط مديريت مملكت دارد به سمت سروران حكومت كننده جداي از مردم تافته هاي جدابافته پرتوقع پر افاده و بيكاره و بي ثمر حركت مي كند بدانيد كه انقلاب منحرف شده است . » (3 )
    امروز نظام مديريت سياسي كشور به آفت وجود اين گروه از مديران مبتلا شده است و اين ابتلا و خطر آنچنان جلوه و بروز عيني و عملي دارد كه هيچ شبهه و ترديدي در آن نمي توان كرد.
    اين آفت بزرگ خطر « انحراف انقلاب » را در پي خواهد داشت و از همين رو تا دير نشده و راههاي پيشگيري و درمان مسدود نگشته است بايد به مقابله جدي و منطقي و عملي با آن پرداخت .
    در اين حركت سازنده و حياتي حضور و نقش آفريني مسئولان و مديران ارزشمدار مطبوعات و نويسندگان ارزشي دلسوختگان و ياوران خالص و صادق اسلام و انقلاب در نظام مديريت كشور لازم و ضروري است .
    پي نوشتها :
    1 ـ اين مناجات و زمزمه معنوي از رسول گرامي اسلام (ص ) است .
    2 ـ قرآن كريم سوره نور آيه 38
    3 ـ ويژگيهاي انقلاب اسلامي ايران اثر شهيد مظلوم آيت الله بهشتي ص 35
    متجلي ساختن تعاليم و ارزش هاي اسلامي در تمام عرصه هاي زندگي فردي و اجتماعي و بسترسازي براي حركت رشديابنده و كمال آفرين توده هاي مردم از وظايف و مسئوليت هاي اصلي و سنگين كساني است كه در راس هرم حكومتي قرار گرفته اند.
    ظهور آفت و عارضه رهاسازي ارزشها و شتاب گيري در عرصه گشايي براي اظهار وجود و تخريب گري بسياري از ضدارزشها از خطرات مهلكي است كه نظام مديريت سياسي كشور را تهديد مي كند.
    مسئولان و مديران « ارزشي » در مقايسه با مديراني كه مبتلا به آفت رهاسازي ارزشها مي باشند و تفكر و سلوك و منش آنان بر نظام مديريت كشور غالب و مسلط است اگرچه كم هستند ولي مهم اين است كه « هستند » و « حضور » دارند و در فراز و فرودهاي حيات سياسي و اجتماعي و در برابر جاذبه هاي فريبنده و دلربا خويشتن را نباخته اند و به تزلزل گرفتار نيامده اند.