روزنامه جمهوري اسلامي 21/03/1382 صفحه حوزه

  • نگاهي به مشكلات پذيرش و آموزش در حوزه
  • سروش بيداري
  • معرفي نشريه
    پرسمان

  • رهايي از خود
  • *****
    نگاهي به مشكلات پذيرش و آموزش در حوزه


  • يكي از زمينه هاي توفيق حوزه هاي علميه در گذشته نوع نظام آموزشي آن بوده است .
    با درك نيازهاي زمان سيستم آموزشي بگونه اي طراحي شده بود كه علما و روحانيان بتوانند همپاي نيازها و گاه جلوتر از آن جامعه را در مسير اهداف الهي هدايت نمايند. شيوه تربيتي مناسب سبب مي شد كه طلاب مدت كمتري تحصيل كرده دستاوردهاي بهتري به جامعه عرضه دارند. اما با جهش تحولات در عصر كنوني حوزه هاي علوم ديني نتوانسته اند سيستم آموزش را با تغييرات پيش آمده هم سان نمايند. پس از پيروزي انقلاب اسلامي كه حوزه هاي ديني در كانون توجهات جهاني قرار گرفته اند تلاشهاي در خوري جهت روز آمد كردن اين نهاد بعمل آمده است اما با اين حال سرعت پر شتاب تحولات زمانه از يك سو و توجه مسئوليت يك نظام نوپاي سياسي به حوزه ها از سوي ديگر باعث شده است كه اين شكاف همچنان نمايان باشد.
    بيش از همه اين وظيفه متوجه برنامه ريزان و مسئولان حوزه هاي علميه است كه با درك شرايط موجود و شناخت مسئوليتهاي ناشي از ام القراي اسلامي هر چه سريعتر و البته هر چه علمي تر اين خلا را پر كرده حوزه هاي ديني را براي پاسخ گويي به نيازهاي زمان كارآمد نمايند.
    قابل انكار نيست كه حوزه همچنان در پذيرش و جذب دانش پژوه برنامه هاي آموزشي مواد درسي امكانات تحصيلي و.... با مشكلاتي مواجه است و همه دلسوزان وظيفه دارند دست اندركاران را در اين امر ياري نمايند. به اميد رفع اين نواقص پاره اي از اين مشكلات را با جناب حجت الاسلام والمسلمين رضا مختاري محقق و كارشناس امور آموزشي در ميان گذاشته ايم .
    ابتدا از او پرسيديم از نگاه شما در حال حاضر سيستم جذب حوزه با چه اشكالاتي مواجه است ايشان در جواب اظهار داشتند : اساسي ترين مشكل در اين زمينه اين است كه وروديهاي حوزه در يك سطح نيستند امروزه افرادي كه داراي سيكل ديپلم و حتي بالاتر از آن هستند جذب مي شوند و براي هر سه گروه متون درسي يكسان است . و تحت يك برنامه و در يك مدرسه قرار دارند. اين شيوه اشتباه است . كدام نظام آموزشي است كه سه گروه سني و تحصيلي را بپذيرد و براي آنها يك برنامه قرار دهد !
    به نظر مي رسد كه ابتدا بايد آموزش تكليف خود را با وروديهاي حوزه روشن كند و در اين زمينه كار كارشناسي صورت گيرد كه چه مقطعي براي ورود به حوزه مناسب است .
    از آقاي مختاري سوال كرديم پيشنهاد شما در اين زمينه چيست وي گفت : من با مشورت اهل نظر به اين نتيجه رسيدم كه بهترين زمان ورود به حوزه پس از اخذ ديپلم است . ولي چون بعضي از دبيرستانها وضعيت مناسبي ندارند و شخصيت افراد هم در دوره دبيرستان ساخته مي شود بايد حوزه علميه در مراكز استانها دبيرستانهاي ويژه مانند دبيرستان هدي داشته باشد تا كساني كه داوطلب ورود به حوزه هستند و از معدل خوبي برخوردارند از پايان دوره راهنمايي در اين مدارس جذب شوند و در آنجا آماده ورود به حوزه گردند. مي توان در آنجا تعاليم ديني هم به آنها آموخت . البته اين يك نظر شخصي است و بايد كارشناسي صورت بگيرد. ولي بايد براي سال آينده تكليف روشن شود.
    نكته ديگري كه در اينجا وجود دارد اين است كه بسياري از كساني كه وارد حوزه مي شوند داراي هوش و استعداد و توانايي خوبي هستند ولي چون كنكور دانشگاه را ندارند تصور عمومي اين است كه افرادي كه در كنكور قبول نمي شوند به حوزه مي آيند و اين ضربه روحي بزرگي براي همه طلبه هايي است كه وارد حوزه مي شوند و از سوي ديگر ضربه به نظام حوزه است در حالي كه واقعا چنين نيست .
    چه اشكالي دارد كه حوزه اعلام كند كساني در نظام آموزشي حوزه پذيرفته مي شوند كه در كنكور قبول شوند. همچنان كه نظام آموزشي آموزش و پرورش را پذيرفتيم كه افراد 12 سال در آنجا درس بخوانند و پس از آن جذب حوزه مي شوند مقرر كنيم كه جوانان پس از قبولي در كنكور مي توانند وارد حوزه شوند. البته مي توان پس از امتحان اختصاصي ديگري براي حوزه پذيرش شوند.
    از ايشان خواستيم نقطه نظرات خود را نسبت به برنامه آموزشي حوزه بيان دارد كه وي گفت :
    به نظر من برنامه آموزشي حوزه كارشناسي نشده است به عنوان مثال در مدت 6 سال فقط 90 ساعت به درس اخلاق اختصاص داده شده در حالي كه براي كتاب هدايه 100 ساعت و كتاب صمديه 90 ساعت زمان تعيين شده است . بنابراين كل زماني كه براي تدريس اخلاق در مدت 6 سال اختصاص يافته به مقدار آموزش صمديه است ! تا اين حد اخلاق را بي ارزش و بي اهميت كرديم . با اينكه عمده نابسامانيها معلول نداشتن درس اخلاق و مسبب متخلق نبودن است .
    همچنين براي تدريس نهج البلاغه در هر سال 30 ساعت وقت تعيين شده كه در يك سال حدود 20 صفحه نهج البلاغه صبحي صالح خوانده مي شود و براي سال ديگر 14 صفحه و در سال ديگرهم 4 صفحه كه اين برنامه هماهنگ نيست و اگر استاد با طلبه سه ساعت وقت صرف كند از عهده امتحان 4 صفحه برمي آيد.
    نمونه ديگر براي اولين كتاب منطقي 35 ساعت فرصت اختصاص يافته است ولي براي كتاب بعدي منطق 230 ساعت زمان تعيين شده است و اين برنامه نيز ناهماهنگ است .
    لذا بنظر مي رسد كه بسياري از اين برنامه ها حساب شده نيست و بايد افراد خبره كارشناسي كنند و برنامه هماهنگ و منسجمي را ارائه دهند و اجرا شود.
    مشكل ديگر اين است كه پس از اتمام سطح 1 براي ورود به سطح 2 امتحاني برگزار نمي شود . و همه با هر وضعيت درسي و با حداقل نمره قبولي امتحاني مي توانند وارد سطح 2 و سپس سطح 3 شوند . در حالي كه همه ورودي ها توانايي و استعداد آن را ندارند. چطور مي شود با حداقل نمره قبولي سطح 1 به كسي اجازه داد وارد سطحهاي بالاتر شود . اينها موجب افت تحصيلات حوزوي ميشود. خلاصه بايد پس از هر سطح فيلتري براي ورود به سطحهاي بعدي باشد و فقط كساني كه همت و استعداد و توانايي دارند وارد سطوح بعدي شوند. در پايان از آقاي مختاري خواستيم اگر پيشنهادي در اين زمينه ها دارد ارائه دهد و ايشان بيان داشت :
    يك پيشنهاد من اين است كه بايد در پذيرش دقت كرد و بقدر توان اداره و امكانات از بهترين استعدادها پذيرش كرد. نه اينكه خيل مشتاقان را پذيرفت و سپس آنها را بدون امكانات و برنامه و جا و معلم سرگردان رها كرد.
    پيشنهاد ديگر تاسيس دوره تربيت مدرس در حوزه است كه اساتيدي را براي دروس مختلف در حوزه هاي كشور تربيت كند تا انشاالله اين نابساماني فعلي پايان پذيرد.
    به نظر مي رسد كه ابتدا بايد آموزش تكليف خود را با ورودهاي حوزه روشن كند و در اين زمينه كار مار كارشناسي صورت گيرد كه چه مقطعي براي ورود به حوزه مناسب است
    بايد حوزه علميه در مراكز استانها دبيرستانهاي ويژه مانند دبيرستان هدي داشته باشد و تا كساني كه داوطلب ورود به حوزه هستند و از معدل خوبي برخوردارند از پايان راهنمايي در اين مدارس جذب شوند و در آنجا آماده ورود به حوزه گردند.
    بايد در پذيرش دقت كرد و بقدر توان اداره و امكانات از بهترين استعدادهاها پذيرش كرد نه اينكه خيل مشتاقان را پذيرفت و سپس اآنها را بدون آمكانات و برنامه و جا و معلم سرگردان رها كرد

  • *****
    سروش بيداري


  • امام خميني :
    اين نهضت از بركاتش يكي اين بود كه ماها را با هم مجتمع كرده يك جا ماها از هم همچه دور بوديم كه هيچ وقت حاضر نبوديم با هم بنشينيم و مطالبمان را به هم بگوييم كه چه گرفتاري هايي ما داريم . شما علي حده بوديد ما هم علي حده . اگر خيلي ـ مثلاـ آدم هاي ملايمي بوديم ديگر دعوا نمي كرديم ! اگر يك قدري هم تند بوديم در دانشگاه تظاهر بر ضد ما در مدرسه تظاهر بر ضد شما! اين همه اش يك نقشه حساب شده اي بود كه نگذارند ماها با هم مجتمع بشويم و با هم تفاهم كنيم .
    صحيفه امام ج 7 ص 212

  • *****
    معرفي نشريه
    پرسمان




  • « پرسمان » نشريه اي است فرهنگي اجتماعي و دانشجويي كه از سوي مركز فرهنگي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها منتشر مي شود.
    پرسمان به عنوان يك رسانه مكتوب در عرصه پرسش و پاسخ با توجه به فراواني پرسش ها وخواست عمومي دانشجويان فرهيخته زاده شد تا پاسخ بخشي از پرسش هايشان را در آن بيابند. اين نشريه متعهد شده است كه روايتگر پرسش دانشجويان و در يافتن پاسخ آن تلاش كند. عرصه گفت و گو و مشاوره آنان با ارباب خرد و اهل نظر را فراهم سازد و آيينه ديدگاهها و انديشه هاي آنان باشد.
    نهمين شماره از اين ماهنامه با مطالب متنوع منتشر شده است : ... « او فراتر از زمان بود » آيا مي توان برنامه هاي زندگي را برنامه ريزي كرد » « چگونه با نشاط زندگي كنيم » گفت و گوي تنهايي من » و « ويژه نامه ازدواج در دوران دانشجويي چرا و چگونه » از جمله مطالب شماره خرداد مي باشد.

  • *****
    رهايي از خود


  • اشاره : چندسالي است كه در تابستان ها فرصتي پيش مي آيد تا تعدادي از دانشجويان دختر و پسر از تعطيلات خود در جهت سفر به كوي دوست و حريم يار استفاده كرده و در كاروان هاي دانشجويي به زيارت قبر پيامبراسلام (ص ) و ائمه مدفون در بقيع حضور يافته و به دور از منيت ها خودخواهي به دور كعبه دل طواف كرده و اعمال عمره مفرده را به جا آورند.
    در تابستان سال جاري نيز تعداد 14 هزار دانشجوي دختر و پسر در قالب چند كاروان عازم سفر زيارتي حرمين شريفين هستند. ضمن آرزوي توفيق هر چه بيشتر براي اين عزيزان قطعه اي را كه يكي از دانشجويان بنام خانم فاطمه شهيدي در اين رابطه نگاشته است در ذيل مي آوريم .

    فكر كن از اين ديوارها خسته شده باشي از اين كه مدام سرت مي خورد به محدوده هاي تنگ خودت . به ديوارهايي كه گاهي خشت هايش را خودت آورده اي .
    فكر كن دلت هواي آزادي كرده باشد نه آن آزادي كه فقط مجسمه اي است و به درد سخنراني و شعار و بيانيه مي خورد. يك جور آزادي بي حدوحصر كه بتواني دست هات را از دو طرف باز بازكني سرت را بگيري بالاي بالا و با هيچ سقفي تصادم نكني . پاهات در بي وزني روي سيالي قرار بگيرند نه زمين سخت و غيرقابل گذر رهاي رها.
    نه اصلا به يك چيز ديگر فكر كن .
    فكر كن دلت از رنگها گرفته باشد از رياها تظاهرها چهره هاي پشت رنگها. دلت بي رنگي بخواهد فضاي شفاف سفيد يا بي رنگ .
    فكركن يك حال غيرمنطقي بهت دست داده باشد كه هر استدلالي حوصله ات را سر ببرد. دلت بخواهد مثل بچه ها پات را بزني زمين و داد بزني كه من « اين » را مي خواهم . و منظورت از « اين » خدايي باشد كه همين نزديكي است . يكدفعه ميانه ات با خداي دور استدلاليون بهم خورده باشد.
    آن ها به تو مي گويند « عزيزم ! ببين ! همان طور كه اين پنكه كار مي كند يعني نيرويي هست كه اين پره ها را مي چرخاند. پس ببين جهان به اين بزرگي ... پس حتما خدايي ... » فكر كن يك جورهايي حوصله ات از اين حرفها سر رفته باشد. دلت بخواهد لمسش كني . مثل بچه هايي كه دوست دارند برق توي سيم را هم تجربه كنند. دلت هواي خدايي را كرده باشد كه مي شود سرگذاشت روي شانه اش و غربت سالهاي هبوط را گريست . خدايي كه بشود چنگ زد به لباسش و التماس كرد. خدايي كه بغل باز مي كند تا در آغوشت بگيرد. حتي صدايت مي كند « سارعواالي مغفره من ربكم ... » خدايي كه مي شود دورش چرخيد و مثل چوپان داستان موسي و شبان بهش گفت « الهي دورت بگردم »
    بابا زور كه نيست ! من الان يك جوري ام كه دلم نمي خواهد خدايم پشت سلسله علت و معلولها ته يك رشته دور و دراز ايستاده باشد. مي خواهم همين كنار باشد. دم دست . نمي خواهم اول به يك عالمه كهكشان و منظومه و آسمان فكر كنم و بعد نتيجه بگيرم كه او بالاي سر همه اشان ايستاده . خدا به آن دوري براي استدلال خوب است . من الان تو حال ضداستدلالم . خوب حالا همه اين ها را فكر كردي . حالا فكر كن خدا روي زمين خانه دارد.
    خدا روي زمين خانه دارد و خانه اش از جنس ديوار نيست . از جنس فضاي باز و پاك است . بيت عتيق . سرزمين آزادي . تجربه نوعي رهايي كه هيچ وقت نداشته اي حتي رهايي از خودت .
    خدا روي زمين خانه دارد. يك خانه ساده مكعبي . با هندسه اي ساده و عجيب . مي شود سرگذاشت روي شانه هاي سنگي آن خانه و گريست . حسن كرد كه صاحب خانه نزديك است . مي شود پرده خانه را گرفت جوري كه انگار دامنش را گرفته اي .
    خانه بي رنگي خانه آزاد خانه نزديك بيت الله . حتي حسرتش هم شيرين است .