به مناسبت 20 خرداد
روز جهاني صنايع
دستي
شهرستان بروجرد يكي از شهرهاي مهم استان لرستان و
لر كوچك است كه از ديرباز در هنر و صنعت ورشو سازي ايران
نقش داشته و رشد و نمو اين هنر ـ صنعت به اذعان بسياري از
مورخين و هنرمندان مديون صنعتگران شهر بروجرد بوده
است .
شهرهاي ديگري چون اصفهان
مشهد
دزفول
زنجان و
... در اين صنعت نيز فعاليت داشته اند ولي در هنر بسيار ظريف
ورشوسازي چكشي به مرتبه هنر ورشوسازي بروجرد
نرسيده اند.
دانسته هاي ما در مورد اين هنر بيشتر از نياكان مان سينه به
سينه نقل شده است . زمان و پيدايش اين هنر را از دوران
صفويه و نقطه اوج و شكوفايي آن به عصر قاجار مربوط
مي دانند. از آن روزگار نيز وسايل و ابزاري چون : سماورهاي
ذغالي
تنگ پاي سماور ( جاي آب )
سيني
گلابپاش
چايدان
گلدان
آفتابه
لگن
ظروف شيريني و ميوه
كارد و
ملاقه
منقل و كفگير و ... به جاي مانده است . تا جايي كه در
تاريخ معاصر ايران و سالهاي اخير نيز اين هنر ـ صنعت مسير
تكاملي هنر قلمزني را نيز با خود به همراه داشته است .
سير و ترقي اين هنر ـ صنعت در لرستان بيشتر از زماني
آغاز شده كه از ورشو براي جاي جوهر و دوات خطاطي
استفاده مي كردند و سازندگان اوليه را دواتگر مي خواندند. با
گذشت زمان چكش زنان ورشوساز رفته رفته شروع به ساخت
وسايل مورد نياز مردم كردند كه همين امر باعث تحول شگرفي
در هنر ورشوسازي شد و به مرور زمان اين صنعت با هنر
قلمزني نيز عجين شد و از آن پس ورشوسازي در بروجرد به
عنوان هنر ـ صنعتي نوپا و پردوام در ميان هنرشناسان ايران و
جهان مطرح شد.
در مورد ورشو گفته مي شود : ورشو آلياژي است متشكل از
عناصر نيكل و روي و در بعضي از كتابها به وجود پنج درصد
عنصر مس نيز اشاره شده تا شكل پذيري و چكش خوري بهتر
آن را فراهم آورد. كشورهاي آلمان
لهستان
انگلستان و ايتاليا
از توليدكنندگان ورق ورشو به شمار مي روند.

كشور آلمان از مهمترين توليدكنندگان ورق ورشو در
دنياست و اين آلياژ به نقره آلماني نيز معروف است . مقاومت
بالاي آن در مقابل شرايط مختلف اقليمي و شكل پذيري خوب
آن توسط سازندگان و استادكاران باعث شده تا محصولات
ورشو طرفداران بسياري در اقصي نقاط كشور و جهان داشته
باشد.
همچنين در برخي از فرهنگهاي معتبر فارسي آمده است كه
ورشو فلزي است سفيد به رنگ سيم . فلز مركبي را گويند نقره
مانند كه در شهر ورشو از آن ظروف واواني مي سازند و اين فلز
آلياژي است از نيكل 20 درصد و مس 45 درصد كه به خوبي
ذوب و به آساني قالب گيري مي شود از اين جهت ساختن
اسبابهاي مختلف از آن آسان است و چون سفيد رنگ و محكم
و فسادناپذير است از آن جهت ساختن قاشق و چنگال و
مقاومتهاي الكتريكي استفاده مي كنند.
البته در كتاب تاريخ اجتماعي تهران آمده است : كه نام
ورشو همراه با امتعه اش از شهر ورشو پايتخت لهستان به ايران
رسيد. در ظروفي مانند انواع سيني و قندان و زيراستكاني كه از
پايه هاي چراغ و ظروف نيكلي به دست آمده در اختيار
ريخته گرها قرار گرفت و با فرا گرفتن قاعده ساختن ورشو با
آلياژهاي نيكلي و روي و مس و نسبتهاي بيست و سي و پنج و
چهل درصد ايرانيها نيز توانستند ورشو به دست آورند و
بهترين آن ورشو بروجرد از كار درآمد كه توانست در دنياي
صنعت فلز كاري جايي باز كند.
استادكاران اين شهر وسايل روزمره زندگي مردم را با
استفاده از ورق ورشو مطابق با نياز و فرهنگ و آداب و رسوم
آنان مي ساختند و در عين حال با مهارت و سليقه خود و با
توجه به سفارش متقاضيان شكل و الگوي كار را از هنر خويش
متاثر مي ساختند.
سماور براي فراهم ساختن چاي
كشكول براي مراسم و
رفع عطش تشنگان در ايام محرم
پنجه ورشو به ياد دو دست
بريده حضرت ابوالفضل العباس (ع ) آفتابه لگن براي شستشوي
دست و صورت داخل اتاق بخصوص در ميهمانيها كه امروزه
نيز در بعضي از نقاط لرستان اين كار براي ميهمان و
ميهمان نوازي رواج دارد. گلابپاش كه در مراسم مختلف به كار
مي رود
منقل كه براي اسپند دود كردن در مراسم شادي و پرس
(شيون ) به كار گرفته مي شد
خنچه كه براي سفره عقد به
صورت پايه دار و سيني بزرگ پايه دار و سيني بزرگ بردن پايه
براي فرستادن خلعت و هديه از سوي داماد به خانه عروس به
كار مي رفته و همين سيني ها وسيله خوبي براي حمل و نقل
ظروف در جشنها و ميهمانيها بوده و بسيار به كار مي رفته
چراغ گردسوز پايه بلند يا پايه كوتاه كه در عين حال در يك
زمان مي توان سر آن را از گلدان جدا كرد و در يك زمان از سر
به عنوان منبع روشنايي و از پايه به عنوان گلدان استفاده نمود.
وبدين صورت ظروف ورشو در طول ساليان متوالي با زندگي
مردم لرستان و بويژه بروجرديها عجين و آميخته بوده است و
در حال حاضر نيز به عنوان وسايل منزل و هم به عنوان جهيزيه
و يا از جنبه تزييني آن در خانواده ها به كار گرفته مي شود
چرا
كه در عين حال كه از ظرافت و دقت و هنر برخوردار است دوام
و كيفيت بالاي آن باعث مي شود ساليانه طولاني از آن بتوان
استفاده كرد. در مواردي نيز اين ساخته ها و شاهكارهاي هنري
در بسياري از موزه هاي داخل و خارج از كشور در معرض
تماشاي هنردوستان قرار گرفته است .
ورشوسازي بروجرد در ميان مردم و جامعه لرستان نيز از
قداست خاصي برخوردار بوده است تا جايي كه حتي افراد
آرزو مي كردند كه اگر خداوند به آنان پسر اعطا نمود آن را در
فن ورشوسازي مشغول به كار سازند با فراخي معيشت با توجه
به رونق ساخت و فروش و اعتبار كسب و كار
جزو كاسبان
معتبر و از اولين طبقات بازار به شمار آيند.

عوامل افول صنعت ورشو سازي
بازار ورشوسازان بروجرد در گذشته رونق بسياري داشته
است و از ساعات اوليه صبح تا هنگام غروب آفتاب صداي
چكش ورشوسازي حكايت از تلاشهاي آنان در ساخت ورشو
و كسب روزي حلال داشته است . حتي در پاره اي موارد براي
حاضر شدن به موقع سفارشات فعاليت كارگاهها تا پاسي از
شب و در پاره اي موارد به صورت شبانه روزي ادامه مي يافت و
در آن مكان ساليان سال استادان در كنار شاگردان خود نه تنها
نياز ايران
بلكه نياز ديگر علاقه مندان ورشو را در سرتاسر دنيا
فراهم كردند. متاسفانه امروزه اين بازار رونق گذشته را به
دلايل مختلف فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي از دست
داده است .
استادان و دست اندركاران ورشوسازي در بروجرد عوامل
چندي را در از رونق انداختن صنعت ورشوسازي و افول آن و
تعطيل شدن كارگاهها موثر مي دانند. به نظر ايشان مهمترين
عوامل موارد زير است :
1 ـ وارد شدن كالاهاي صنايع ماشيني در بازار و اشباع بازار با
اسباب و ظروف ماشيني .
2 ـ بيمه كردن اجباري كارگران كارگاهها
در حاليكه صاحبان
كارگاههاي ورشوسازي حتي قادر به تامين هزينه هاي كارگاهي
خود نبودند.
3 ـ ماشيني شدن صنعت ورشوسازي در شهرهاي اصفهان ـ
تهران و مشهد و توليد انبوه اسباب ورشوي ماشيني و ناتواني
صنعتگران ورشو كار دستي و چكشي بروجرد با پديده ماشين

4 ـ به بازار آمدن وسايل استيل و ملامين با بهايي پايين تر و
ارزانتر از ورشو
5 ـ بالا رفتن دستمزد كارگران
استادكاران ورشوكار و قلمزن
در تاريخ ورشوسازي بروجرد و در چندين ساله اخير
استادان فراواني پا به عرصه وجود گذاردند كه نامي ترين آنها
حاج رضا رئوفيان
مرحوم حاج علي ميناگر
استاد رضا
مگدوز
استاد غلام غريب
حاج محمدرحيم ميناگر هستند. كه
همچنان در اين كسوت با عشق و علاقه مشغول به كار مي باشد.
رئوفيان : سالخورده مردي است هشتاد و چند ساله
سالهاست كه كار ورشوسازي را رها كرده و به « نوفروشي
ظروف ساخته شده » از ورشو و كارهاي ديگر اشتغال دارد.
مي گويد : در دوران جوانيش بيش از 43 كارگاه ورشوسازي در
سطح شهر وجود داشت كه امروزه چند نفري از صاحبان آن
كارگاهها زنده اند و در همان كارگاه هايشان فعاليت مي كنند. بقيه
ورشوكاران يا مرده اند يا تغير شغل داده اند.
رضا مگدوز : از شش سالگي به كار قلمزني روي ورشو
پرداخته و 53 سال است كه قلمزني مي كند فن و هنر قلمزني را
نزد استاد علي حقيقت
استاد قاضي زاده و مرحوم ميرزا احمد
حكاك آموخته است . اين دو استاد قلمزن اكنون به كار نقاشي
پرداخته اند.
علي ميناگر : فن ورشوسازي را در هفت سالگي نزد مرحوم
استاد محمد رحيم ميناگر شروع كرد. علي ميناگر مبتكر شيوه ها
و طرحهاي نوين در صنعت ورشوسازي است و تحولي در اين
صنعت پديد آورده است . « سماور ورشو به سبك امروزي »
يكي از طرحهاي اوست . شاگردان بسياري را در اين فن تربيت
كرده است . او تنها صنعتگري است كه با علاقه بسيار كار
ورشوسازي را دنبال مي كند.
غلامرضا غريب : 76 ساله است . حدود 50 سال ورشوكار
مي كرده كه قلمزني هاي او روي بسياري از ظروف مانند سيني
سماور
ميوه خوري
قندان و چايدان معروف است .
ث تهيه و تنظيم : ليلا احمدي
