
خبرگزاري جمهوري اسلامي
هادي مولوي نيا
« سيلويو برلوسكوني » نخست وزير ايتاليا كه همزمان با
آماده شدن براي آغاز رياست رم بر اتحاديه اروپا
با پيگرد
قضايي به منظور بررسي اتهام هاي مالي عليه خود روبرو شده
اكنون بيش از گذشته در عرصه سياست و محاكمه گرفتار شده
است .
در تازه ترين دور از رسيدگي به اين اتهام ها
برلوسكوني
بايد امروز (چهارشنبه ) در دادگاه شهر شمالي ميلان شركت
كند اما وي باعنوان سفر به فلسطين اشغالي و منطقه خاورميانه
مقابل قضات حضور پيدا نخواهد كرد.
نخست وزير ايتاليا در توضيح اين موضوع گفت
به علت
طولاني بودن سفر خود به اسراييل
كشورهاي اردن و مصر
نمي توانم در دادگاه شهر ميلان حضور پيدا كنم .
تاكيد قضات شهر ميلان مبني بر رسيدگي به اتهام هاي
مشاركت برلوسكوني در پرداخت رشوه و انجام تخلف مالي كه
سابقه اي كهنه دارد سبب نگراني راستگرايان حاكم بر ايتاليا
شده كه بر گرد وي جمع شده اند.
با توجه به اينكه
بررسي قضايي اتهام هاي برلوسكوني
تاكنون چندين بار به عنوان مشغله كاري به تعويق افتاده
دادگاه
روند محاكمه وي را از ديگر متهمان پرونده جدا كرد ولي هنوز
اين مشكل ادامه دارد.
گفته مي شود شركت نكردن نخست وزير در دادگاه
با هدف
تصويب نهايي طرح مصونيت قضايي مقام هاي عاليرتبه اين
كشور در پارلمان
صورت مي گيرد كه مي تواند برلوسكوني را تا
زمان حضور در عرصه قدرت
از پيگرد مصون كند.
با توجه به اينكه چندي قبل « چزاره پرويتي » يكي از
وزيران اسبق دفاع ايتاليا و دوست نزديك برلوسكوني به 11
سال زندان به علت مشاركت در پرداخت رشوه مربوط به دهه
1360
محكوم شد انگيزه راستگرايان از تصويب طرح
مصونيت قضايي مي تواند جلوگيري از محاكمه نخست وزير
باشد كه در اين پرونده نيز متهم است .
براساس اين طرح كه از سوي مجلس سنا به تصويب
رسيده و براي قانوني شدن بايد در مجلس نمايندگان نيز مورد
تاييد قرار گيرد رييس جمهوري
رييسان مجالس سنا و
نمايندگان
نخست وزير و رييس شوراي پاسداري از قانون
اساسي از حق مصونيت قضايي در زمان مسووليت برخوردار
مي شوند.
برلوسكوني كه با بيش از 7 ميليارد يورو دارايي
ثروتمندترين فرد در ايتاليا بشمار مي رود در سال 1373 نيز
بدنبال طرح برخي مطالب در مطبوعات مبني بر انجام تخلف
مالي
مجبور به كناره گيري از سمت نخست وزيري و همچنين
حضور مكرر در دادگاه شد.
از سوي ديگر
نخست وزير ايتاليا به علت سياست هاي
داخلي و حمايت همه جانبه از مواضع آمريكا در قبال مسائل
بين المللي مورد انتقاد داخلي و قدرت هاي استقلال گراي
اتحاديه اروپا بويژه آلمان و فرانسه قرار گرفته است .
علاوه بر اين مساله
ايتاليا 18 روز ديگر رياست ششماهه
خود را بر اتحاديه اروپا آغاز مي كند در حاليكه علاوه بر انزوا
در اين اتحاديه
نخست وزير آن نيز از نظر قضايي در معرض
اتهام هاي پرسابقه مالي قرار دارد.
قضات شهر ميلان كه سال هاست براي محاكمه
ثروتمندترين و سياستمدارترين فرد ايتاليا تلاش مي كنند
مصمم هستند قبل از تصويب طرح مصونيت قضايي مقام هاي
عاليرتبه ايتاليا
بررسي جدي اتهام هاي برلوسكوني را آغاز
كنند.
هرچند تصويب نهايي اين طرح
مي تواند محاكمه
نخست وزير را در هر مرحله متوقف كند ولي چنين مي نمايد
برلوسكوني با غبيت از حضور در جلسه دادگاه
مصمم است
حتي براي يك بار نيز مقابل قضات حضور پيدا
نكند.
تمايل قضات براي بررسي اين اتهام و ادامه مقاومت
برلوسكوني
اكنون به مهمترين و حياتي ترين مساله براي
نخست وزير ايتاليا از نظر ادامه حكومت و آينده سياسي وي
تبديل شده است .
براي برلوسكوني كه در عرصه سياست ايتاليا و اروپا به
سياستمداري با هنر دفع الوقت شهرت يافته نخستين اولويت
تحكيم مباني قدرت داخلي و اروپايي خود است كه نقطه
شروع اين سياست
متوقف كردن قضات شهر ميلان است .
ولي نخست وزير ايتاليا بايد براي رسيدن به اين هدف
تلاش گسترده اي را به منظور بقاي حكومت خود انجام دهد
زيرا حتي اگر مصونيت قضايي نيز كسب كند بعد از ترك
قدرت
مجبور خواهد شد در دادگاه حضور يابد.
اما چپگرايان كه بتازگي محبوبيت آنان بين مردم افزايش
يافته و در انتخابات محلي چند روز قبل نيز پيروزي هاي مهمي
از جمله سمت فرمانداري شهر رم را كسب كردند بزرگترين
مانع براي نخست وزير ايتاليا بشمار مي روند.
چپگرايان كه حدود دو سال قبل
ناباورانه رويگرداني
مردم از حكومت خود را تجربه كرده و مجبور شدند قدرت را
به ائتلاف راستگرا به رهبري حزب « زنده باد ايتاليا » واگذار
كنند اكنون اميدوار به كسب مجدد حكومت شده اند.
آنان براي رسيدن به اين هدف
بيش از همه متكي به طرح
انتقاد و حمله عليه سياست هاي اجتماعي و اقتصادي دولت
برلوسكوني و مسائل مطرح شده مالي در مورد وي هستند.
برگزاري صدها برنامه اعتصاب و راهپيمايي كارگري و
كارمندي به دلايل صنفي و اقتصادي
سازماندهي تظاهرات
ميليوني صلح طلبان
فعاليت هاي گسترده طرفداران جنبش هاي
ضدجهاني شدن و...
از جمله اقدام هايي است كه چپگرايان
تاكنون انجام داده اند تا بلكه بتوانند علاوه بر رسيدن به اهداف
موردي
زمان انتظار خود را براي كسب مجدد قدرت كوتاه تر
كنند.
مقبوليت اين فعاليت ها نزد مردم ايتاليا
سبب شده
راستگرايان حاكم كه تا چندماه قبل هيچگونه نگراني در مورد
استحكام مباني قدرت خود نداشتند از افزايش محبوبيت
چپگرايان بشدت نگران شوند.
برلوسكوني نخست وزير و رهبر حزب « زنده باد ايتاليا » قبل
از برگزاري انتخابات محلي به احزاب حامي دولت گفته بود
نيازي به تبليغات نيست زيرا ما كارهاي زيادي انجام داده ايم .
اما بعد از اينكه چپگرايان توانستند با كسب موفقيت هاي
عمده
جناح راستگرا را بهت زده كنند برلوسكوني دوباره با
سخني متفاوت به ميدان آمد و از احتمال بروز وضع بدتر خبر
داد.
در ميان اين تنش و انتظار سياسي موجود در ايتاليا
راستگرايان كه براي دور كردن حريف خود از قدرت تلاش
مي كنند به ايجاد و تشديد تفرقه در جمع چپگرايان اميدوار
هستند.
گروه هاي وابسته به جناح چپگراي ايتاليا موسوم به اوليوو
(شاخه زيتون ) كه اتحاد چنداني ندارند و از يكسال قبل در
انتظار اجماع همگاني براي تعيين يك رهبر بسر مي برند بيشتر
از همه به « رومانو پرودي » نخست وزير اسبق
سياستمدار
خوشنام و رييس فعلي كميسيون اروپا دل بسته اند.
هرچند چپگرايان به صورت آشكار و پنهان اين تمايل خود
را ابراز كرده اند ولي تاكنون پاسخي مثبت نشنيده اند تا بتوانند
خود را براي يك مبارزه جدي با راستگرايان در انتخابات
پارلماني سال 1383 آماده كنند .
« سرجيو كوفراتي » برجسته ترين چهره كارگري اين كشور
نيز دومين نامزد چپگرايان براي رهبري اين جناح بشمار
مي رود ولي وي كه تا چند ماه قبل مسووليت « چي . جي . اي .
ال » بزرگترين اتحاديه كارگري ايتاليا را برعهده داشت از تقبل
اين سمت خودداري كرده است .
اكنون كه ايتاليا خود را براي برعهده گرفتن رياست
دوره اي اتحاديه اروپا آماده مي كند بايد گفت آينده براي هردو
جناح مبهم و غيرقابل پيش بيني است .
برلوسكوني كه پنجاه و هفتمين دولت را بعد از جنگ دوم
جهاني در ايتاليا هدايت مي كند بيش از همه به سنت ظهور
فوري و سقوط زودهنگام دولت ها در اين كشور آگاه است و
تلاش مي كند زمام امور را از دست ندهد زيرا با توجه به
اتهام هاي مطرح شده عليه خود
نمي تواند در دنياي دور از
سياست
آينده اي امن داشته باشد.
از سوي ديگر
هم اكنون جز برلوسكوني چهره شاخصي
بين راستگرايان وجود ندارد تا در صورت نبود وي
اين جناح
بتواند به صورتي قدرتمند در عرصه سياست ايتاليا حضور پيدا
كند.
چپگرايان نيز كه همچنان در انتظار دستيابي به يك وحدت
سياسي فراگير بسر مي برند از اين نكته خوب آگاه هستند كه
تاخير براي رسيدن به اين وفاق
تداوم حكومت راستگرايان را
بدنبال دارد زيرا برلوسكوني رهبر جناح حاكم سياستمداري
زيرك
استاد در بهره گيري از فرصت ها
اقتصاددان و ثروتمند
است .
نخست وزير ايتاليا علاوه بر اتهامات شديد مالي با
انتقادات فراواني پيرامون حمايت همه جانبه از
مواضع آمريكا در قبال مسائل بين المللي مواجه
است

*****
رئيس كميسيون حقوق بشر اسلامي در لندن :
آمريكا با حمايت از گروه تروريستي
منافقين نمي تواند مدعي مبارزه با
تروريسم باشد
|
اخيرا نيروهاي آمريكايي با گروهك مجاهدين خلق در عراق
توافقنامه آتش بسي امضا كردند كه بر اساس آن به گروهك
مجاهدين اجازه داده مي شود پايگاه هاي خود را در عراق حفظ و
حتي با خود اسلحه حمل كنند. اين در حالي است كه اين گروه در
ليست گروه هاي تروريستي وزارت امورخارجه آمريكا قرار دارد.
در اين خصوص راديو انگليسي برون مرزي كشورمان
مصاحبه اي با مسعود شجره رئيس كميسيون حقوق بشر اسلامي
در لندن انجام داده است كه توجه شما را به آن جلب مي كنيم .
چرا آمريكا قرارداد آتش بس را با گروه غيرقانوني مجاهدين
خلق كه در ليست گروه هاي تروريستي آمريكا نيز قرار دارد
امضا
كرده است
اين مسئله عجيبي است . آمريكا جنگ هاي خود را عليه
افغانستان و عراق با شعار جنگ براي دموكراسي و جنگ با
تروريسم آغاز و ادعا كرد جنبش هاي تروريستي را در سراسر دنيا
هدف قرار خواهد داد. به همين دليل براي آغاز جنگ حمايت
برخي كشورها را جلب كرد و ائتلافي تشكيل داد كه البته در
جنگ دوم آن عليه عراق بسيار كمرنگ تر بوده است . با وجود
اينكه گروه مجاهدين خلق در ليست گروه هاي تروريستي آمريكا
قرار دارد
امريكا نه تنها قرارداد آتش بسي را با اين گروه
تروريستي امضا كرده بلكه به آنها اجازه داده است كه پايگاه هاي
خود را حفظ و حتي سلاح هاي گرم با خود حمل كنند. اين در
حاليست كه نه تنها آمريكا و انگليس بلكه ديگر كشورهاي
اروپائي نيز گروهك مجاهدين را يك گروه تروريستي مي دانند و
اين اقدام امريكا يك بار ديگر ما را به ياد سخنان بوش مي اندازد
كه گفته بود شما يا با ما هستيد يا عليه ما اعتقاد عمومي اين است
كه با حمايت از گروههاي تروريستي نمي توان داعيه مبارزه با
تروريسم را داشت .
فرق بين گروهك مجاهدين خلق كه از حمايت آمريكا
برخوردار است و ديگر گروه هاي تروريست مانند القاعده كه
آمريكا آن را سركوب مي كند
چيست
براي آمريكا فرقي نمي كند كه شما چه كسي هستيد و ايده شما
چيست . اگر شما يك تروريست هستيد
اگر شما يك جاني
هستيد و اگر يك ديكتاتور و مستبد هستيد تا زمانيكه با آمريكا
هستيد
متمدن و دموكراتيك محسوب مي شويد
ولي اگر با
امريكا همراه نباشيد و سياست هاي آن را زير سوال ببريد
تروريست و غيرمتمدن خوانده مي شويد. حتي اگر بهترين فرد
باشيد از ديدگاه ما هيچ فرقي بين گروه هاي تروريستي
نيست .
ولي از ديدگاه امريكا بين گروه تروريستي كه دنباله رو
سياست هاي آمريكا است و گروه ديگري كه با آن مخالفت
مي كند
تفاوت زيادي وجود دارد. گروهك مجاهدين خلق
حاضر است به تمام خواسته هاي آمريكا تن در دهد.
بنابر اين كاملا مطيع و فرمانبردار است . نمونه اي را كه
مي توان در اينجا آورد اسرائيل است
رژيمي كه بيشترين
قطعنامه هاي سازمان ملل را نقض كرده است . سرزمين ديگران را
به صورت غيرقانوني تصرف كرده اما از حمايت هاي آمريكا
برخوردار است . حدودا يك ماه پيش هم آمريكا ده ميليارد دلار
كمك مالي به اسرائيل كرد. امريكا علنا از اين رژيم تروريست
حمايت مي كند و در مقابل حتي كشورهاي دموكراتيك را نيز
سركوب و عليه آنها كودتا مي كند. آمريكا مدرسه اي دارد كه در
آن تروريست ها را تربيت مي كند تا به خواسته امريكا « كارهاي
كثيف » انجام دهند.
اينجا مسئله سركوب شونده و سركوبگر مطرح نيست
بلكه
مسئله اصلي تشنگي امريكا به قدرت است .
منظورتان دقيقا از كارهاي كثيف چيست
كارهايي كه امريكا تروريست ها را مجبور به انجام دادن آنها
مي كند. امريكا خود از صدام حمايت كرد و به او اجازه مانور داد.
كمك مالي به او كرد. اطلاعات و سلاح هاي كشتار جمعي در
اختيار وي قرار داد تا با ايران بجنگند و انقلاب اسلامي را نابود
كند و حتي از مجاهدين خلق براي سركوب شيعيان و كردهاي
عراق استفاده كرد.
اين گروه نه تنها ساختارهاي نظامي را هدف قرار مي دهد.
حتي در مساجد بمب گذاري مي كند مثل بمب گذاري در حرم
مطهر امام رضا(ع ) در مشهد مقدس
هيچ توجيهي ندارد كه
كشوري كه ادعاي مبارزه با تروريسم مي كند
سلاح هاي كشتار
جمعي در اختيار اين گروه تروريستي قرار دهد و كارهايي را كه
خودشان نمي توانند به طور مستقيم انجام دهند
از طريق يك
واسطه انجام دهند.
انقلاب اسلامي ايران از سال 1357 تاكنون از گروهك
مجاهدين خلق آسيب هاي زيادي ديده است و آنها مقام ها و
همچنين شهروندان ايراني را كشته اند. به نظر شما در ابتداي امر
چه شخص يا كشوري حامي مبارزات تروريستي گروهك
مجاهدين خلق بوده است و چرا
گروهك مجاهدين خلق زماني گردهم آمدند و به عراق رفتند كه
آمريكا حمايت خود را از آنها آغاز كرد. زماني كه امريكا اعلام
كرد حمايت از صدام تنها به خاطر سرنگوني حكومت ايران بوده
است . حتي برخي از نمايندگان كنگره امريكا به تازگي اعلام
كرده اند حمايت از گروهك مجاهدين خلق مي تواند براي ما
بسيار موثر باشد. زيرا آنها نه تنها مي توانند اطلاعاتي را در
خصوص ايران براي ما فراهم كنند كه دسترسي به آنها براي ما
مشكل است
بلكه مي توانند در مواقع لزوم به كمك ما بيايند و با
ايراني ها بجنگند. گروهك مجاهدين را امريكا خلق و از آن
حمايت كرد. اكنون نيز از آن به عنوان ابزاري براي پيشبرد
سياست هاي خود استفاده مي كند.
موضع انگليس در برخورد با گروهك منافقين چيست آيا آنها
را به عنوان يك گروه تروريستي مي داند يا خير
انگليس نيز مانند ديگر كشورهاي اروپائي و حتي آمريكا
گروهك مجاهدين خلق را در ليست گروههاي تروريستي خود
قرار داده است .
ولي تعجب برانگيز است كه انگليس نيز آن را تحمل مي كند و
ما مراتب نگراني خود را در اين خصوص با مقامهاي انگليس در
ميان گذاشته ايم . انگليس سياست دو گانه اي در پيش گرفته
است . متاسفانه تروريسم از ديدگاه كشورهايي نظير انگليس و
آمريكا به صورت يكسان تعريف نمي شود و هر يك در طبقه بندي
خاصي قرار ميگيرد. از عواقب حمايت و يا ناديده گرفتن اين
گروهكها اين است كه هر كشوري گروهي تروريست را انتخاب
مي كند و آن را قانوني مي خواند و از آن براي پيشبرد اهداف
كثيف خود استفاده مي كند. اين امر موكد آن است كه نمي توان به
وعده ها و ادعاهاي آمريكا اطمينان كرد. آنها زماني كه به گروه
كشور و يا فرد خاصي نيازمند باشند صرفنظر از همه مواضع
خود
از آنها حمايت مي كنند و زمانيكه نيازي به آنها نداشته
باشند
آنها را فراموش و حتي در صورت نياز سركوب مي كنند.
از نظر كاخ سفيد هر كس با امريكا باشد
چه
تروريست
چه جاني و چه ديكتاتور
فردي
متمدن است . ولي بهترين افراد
اگر با آمريكا
نباشند از ديد آن كشور تروريست هستند.

| |