روزنامه جمهوري اسلامي 21/03/1382 صفحه مقالات

  • وفاق ملي ; تامين كننده امنيت ملي
  • غمنامه اي براي 4 گروگان فراموش شده ايراني در لبنان
  • *****
    وفاق ملي ; تامين كننده امنيت ملي


  • امنيت ملي يكي از حياتي ترين مولفه هاي تداوم موجوديت يك كشور است و فقدان آن مساوي است با به خطر افتادن تماميت آن كشور.
    امام خميني (ره ) كه به تازگي چهاردهمين سالگرد ارتحال ايشان با حضور پرشكوه دوستدارانش گرامي داشته شد بيش از هر كس ديگر در مورد عواملي كه مي توانست ماهيت نظام جمهوري اسلامي را به خطر اندازد هشدار داده و نسبت به آن حساس بودند و از جنبه هاي مختلف به اين مسائل پرداختند. در اين ارتباط مساله وحدت و يكپارچگي ملي و وفاق اجتماعي به عنوان يكي از مهمترين عوامل تضمين كننده امنيت ملي در نگاه امام خميني (ره ) جايگاه ويژه اي دارد.
    وحدت ملي جلوه هاي متفاوتي دارد و شامل وحدت ميان اقشار مختلف مردم وحدت ميان گروهها و جناحهاي سياسي و وحدت ميان مسئولان و مردم مي شود. از سوي ديگر وحدت ملي و امنيت ملي همانطور كه ذكر آن رفت يك موضوع روشن و بديهي است بطوريكه نبود وحدت در جامعه بطور مستقيم و يا غيرمستقيم بر امنيت ملي تاثير مي گذارد.
    فقدان وحدت بين گروهها و جناحهاي سياسي باعث از بين رفتن فرصتها نفوذ دشمنان خارجي سرخوردگي مردم و صرف انرژي كشور در راههاي غيرسازنده مي گردد. نبود وحدت ميان مردم و مسئولين نيز باعث فراهم شدن زمينه زيرسئوال رفتن مشروعيت مسئولان مي شود. به عبارت ديگر همكاري دولت و ملت و پيوند عاطفي و عقيدتي مردم با مسئولان كشور ازجمله بارزترين شاخصه هاي اصلي و ميظاهر اساسي حكومت مردمي در كشورمان است كه همين مشخصه نظام اسلامي را از ساير نظام هاي موجود در جهان متمايز كرده است .
    اين پيوند و ارتباط عميق مردم و مسئولان برغم وجود مشكلات و معضلات وسيع داخلي و بحرانها و تهديدات تحميل شده خارجي طي ساليان گذشته همواره گره گشاي مسائل بسيار مهمي در كشور و عاملي مهم در آسيب ناپذيري جمهوري اسلامي ايران در برابر توطئه هاي بي شمار دشمنان ملت بوده است . به همين دليل اين عامل مهم بازدارندگي ايران اسلامي كه تاكنون در مقابله با دشمني هاي نظام و ملت كارساز بوده اكنون به نقطه حساس تهديدات زمامداران آمريكا بر ضد جمهوري اسلامي ايران تبديل شده و سردمداران كاخ سفيد سعي در تضعيف و از بين بردن اين نقطه قوت نظام اسلامي دارند تا از اين طريق منافع نامشروع خود را در منطقه و در ايران اسلامي دنبال كنند موضوعي كه اخيرا از سوي سردمداران كاخ سفيد به همراه بوقهاي تبليغاتي صهيونيستي و آمريكايي و برخي وابستگان داخلي آنان شدت يافته كه اين امر اهميت وحدت يكپارچگي و پيوند بيش از پيش مردم و مسئولان را بيشتر كرده است . بنابراين به نظر مي رسد در شرايط فعلي كه حجم تهديدات و تبليغات آمريكا بر ضد كشورمان افزايش يافته نه تنها كوتاه آمدن و مرعوب شدن توان بازدارندگي كشور را در مقابل زياده طلبي هاي استكبار جهاني و در راس آن آمريكا كاهش مي دهد بلكه آنان را در پيگيري اهداف نامربوطشان جدي تر خواهد كرد.
    لذا توجه مسئولان نظام جمهوري اسلامي به همان نقطه قوت و اتكا نظام اسلامي يعني استحكام و پيوند عميق عاطفي و عقيدتي مردم و مسئولان و تقويت عوامل پايداري و استحكام داخلي مهمترين عامل ايجاد بازدارندگي در مقابل تهديدات دشمن است كه اين استحكام و قوام داخلي همچنانكه رهبر معظم انقلاب فرمودند با عقل تدبير و توكل به خدا و شجاعت ميسر است .
    از سوي ديگر عقب ماندگي اقتصادي فرهنگي و علمي نيز برآيند كلي فقدان وحدت ملي خواهد بود و اين موارد نيز امنيت ملي را تحت الشعاع قرار مي دهند. امام راحل عظيم الشان نيز رشد و پيشرفت كشور به حوزه هاي اقتصادي و اجتماعي و تلاش در راه سازندگي كشور را به عنوان يك مولفه مهم تضمين امنيت ملي مورد توجه قرار داده و بر لزوم وحدت در راه تحقق اين هدف نيز تاكيد دارند.
    بطوركلي آنچه مسلم است تقويت پيوند مردم و مسئولان در گرو پرداختن به مسائل اساسي جامعه و رفع مشكلات مردم است . بهره گيري متناسب از امكانات و سرمايه هاي موجود در جهت رشد توليد و اشتغال بمنظور غلبه برمشكلاتي نظير تورم و بيكاري مقابله جدي و عملي با مفاسد اقتصادي و تلاش در جهت رفع فقر و تامين معيشت مردم ازجمله اقداماتي است كه مي تواند ضمن ايجاد استحكام داخلي نظام كشور را در مقابل هرگونه تهديد احتمالي بيمه كند.

  • *****
    غمنامه اي براي 4 گروگان فراموش شده ايراني در لبنان




  • آقاي رئيس جمهور
    اينك از سفر دوره اي خود بازگشته ايد و ما همچنان اميدوار و منتظر تا شايد ارمغان سفر شما براي ما خبر معطر و شادي بخشي از عزيزان ربوده شده ما در سرزمين لبنان يعني سيدمحسن موسوي حاج احمد متوسليان كاظم اخوان و محمدتقي رستگار مقدم پس از بيست و يكسال باشد.
    رئيس جمهور محترم ! وقتي شما در سرزمين لبنان آنچنان گرم و صميمي مورد استقبال قرار گرفتيد و فريادهاي شادي بخش هزاران لبناني به گوش رسيد ما به ياد سال 61 و بيروت جنگ زده و وحشت زده بوديم و به ياد دليرمرداني كه براي مردانگي و كمك به مظلومان هيچ حد و مرزي نمي شناختند. بي شك بخشي از فريادهاي شادي بخش استقبال كنندگان آن روز از شما به دليل فريادرسي مردان ما در سال 61 بود .
    آقاي رئيس جمهور در ورزشگاه بيروت فرموديد :
    « لبنان سرزمين عشق و عدالت و آگاهي است و اينجا زمين آسماني مي شود عشق عيسوي (ع ) حكمت محمدي (ص ) و عدالت علوي درهم مي آميزد تا زنان و مردان لبناني الگوي انسان مظلوم ولي سرافراز جهان ما باشند. »
    آري دليرمردان ما هم بيست و يك سال پيش با آگاهي و عشق به سرزمين لبنان به سفر بي بازگشت خود رفتند و هرگز به خانه بازنگشتند. نمي دانيم ديگر چقدر عشق و كدامين حكمت و چه مقدار عدالت را بايد درهم بياميزيم تا از آن مردان مظلوم و سرافراز جهان و سرزمين ما خبري بازآيد.
    آقاي خاتمي فرموديد : « لبنان زنده و پايدار است زيرا لبناني بيدار و ماندگار است » آيا مردان ما نيز زنده اند ما به پايداري آنان ايمان راسخ داريم . آيا شهروندان لبناني مي دانند در اين بيداري و ماندگاري آنان سهمي هم از آن ميرمحسن موسوي حاج احمد متوسليان كاظم اخوان و محمدتقي رستگار مقدم است
    رئيس جمهور گرامي شما فرموديد : « من وقتي به گفت وگوي تمدنها و فرهنگها مي انديشم مصداق بارز آن را در لبنان مي يافتم و مي يابم و وقتي آزادي و مدارا را مايه حيات هر ملتي مي دانستم و مي دانم تجلي آشكار آن را در لبنان مي ديدم و مي بينم ... »
    نمي دانيم چرا موضوع روشن شدن سرنوشت اين عزيزان در بيست و يك سال گذشته در افق لبنان با گفت وگو حل نشده و نمي شود
    شما فرموديد : « ما در كنار دولت و ملت لبنان بوده ايم و خواهيم بود » . اميدوارم بوديم اين در كنار هم بودن مسئولين ما و لبنان باعث شود كه دولتمردان اين سرزمين به احترام بيست و يك سال رنج و عذابي كه خانواده هاي اين 4 تن تحمل كرده اند تصميم بگيرند و اراده كنند تا ديگر ما اين قدر چشم انتظار نمانيم .
    اگر در گذشته دولت لبنان نمي توانست مخاطب اين خواسته به حق ايران در مورد تعيين تكليف 4 شهروند ربوده شده ايراني قرار گيرد امروز به يمن مقاومت و پايداري مردمش آنقدر حاكميت دارد كه به وظايف خود عمل كند و در قبال تعهدات متعارف خود به عنوان يك دولت پاسخگو باشد و طرف سخن و نداي مظلومانه خانواده هاي 4 گروگان ايراني باشد و حسن نيت لازم را از خود نشان دهد به شرط اينكه طرف ايراني نيز به چنين امري تاكيد و اصرار داشته باشد و اين مسئله را تاتعيين تكليف نهايي آن دنبال كنند.
    آقاي خاتمي فرموديد : « لبنان سرفراز به رغم همه رنجهايي كه برده است سرزمين نابردباري خشونت و تروريسم نيست مهد مدارا صلح و آزادي است »
    اينك با برگرداندن زمان به گذشته سفر مي كنيم و بخشي از خاطرات تلخ گذشته را ورق مي زنيم :
    آقاي رئيس جمهور!
    مداراي بيست و يك ساله ما چه دست آوردي داشته است آيا دولتمردان ايراني و لبناني 7600 روز بردباري ما را درك مي كنند بيست و يك سال است اين آيه را مي خوانيم :
    « سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبي الدار » بيست و يك سال است هر صبح و شام اين دعا را مي خوانيم : « اللهم فك كل اسير »
    فراموش نكرده ايم يك دهه قبل كليه گروگانهاي غربي با مليتهاي مختلف در لبنان آزاد شدند و به آغوش خانواده ها و كشورشان بازگشتند درحالي كه ما اولين قربانيان گروگان گيري در لبنان بوديم . سرنوشت آنان در ميان همه كساني كه در تاريخ معاصر نام گروگان داشته اند چهره اي غربي شگفت انگيز و كم نظير دارد.
    صبوري و نجابت ما باعث شده هر روز برگي به اين پرونده قطور افزوده شود بي آنكه پاياني داشته باشد. يكي از عواملي كه باعث شد دولتمردان غربي سرنوشت گروگانهاي غربي در لبنان را با جديت دنبال كنند فشار خانواده هاي آنان و رسانه هاي گروهي بود اما ما هيچگاه مسئولين را تحت فشار قرار نداديم .
    شما بهتر مي دانيد اگر مشابه آنچه در كشور ما نسبت به سرنوشت اين 4 شهروند كشورمان در يك كشور غربي اتفاق مي افتاد چه تبعات منفي براي دولتمردان آن داشت اما در كشور ما در قبال اسارت بيست و يك ساله آنان آب از آب تكان نمي خورد.
    غمي در استخوانم مي گدازد
    فغاني گرم و خون آلود و پردرد
    فرو مي پيچد در سينه تنگ
    درون سينه ام دردي است خونبار
    كه همچون گريه مي گيرد گلويم
    غمي آشفته دردي گريه آلود
    قبل از سفر شما به لبنان پيرو مكاتبات قبلي از شما درخواست كرديم در شرايط فعلي كه جنابعالي به عنوان عالي ترين مقام كشور عازم لبنان هستند سرنوشت گروگانهاي ايراني را نيز فراموش نكنيد و اين موضوع نيز در دستور مذاكرات قرار بگيرد. آيا اين انتظار كه چنين رويكردي برابر عرف ديپلماتيك در مواجهه با 4 شهروند ايراني نيز صورت گيرد انتظار بي جايي بود
    وقتي موضوع سفر شما به لبنان در محافل خبري مطرح شد اميدها دردل خود پرورانده بوديم حتي تصور مي كرديم نياز به يادآوري ما نيست اما بعد كه جريان سفر و سخنرانيها و مذاكرات را پيگيري و دنبال كرديم از اين هم خوش باوري و ساده انگاري خود دچار بهت و حيرت شديم چرا كه در تمام طول سفر دوره اي چه در لبنان و چه در سوريه در هيچ اظهارنظر رسمي و غيررسمي هيچ جا نامي از 4 گروگان ايراني توسط شما به ميان نيامده است .
    حداقل طرح علني پيگيري سرنوشت اين عزيزان مي توانست اين اميد را در همه شهروندان ايراني ايجاد كند كه دولت كشورشان با جديت از امنيت و حقوق آنان دفاع مي كند آيا به لحاظ قانوني اخلاقي اجتماعي و انساني نبايد موضوع را مطرح و پيگيري مي كرديد. اين تغافل و سكوت سئوالها و ابهامات زيادي را در ذهن متبادر مي سازد.
    فرموديد « در اين هنگام حساس نمي توان از دردي كه ما و شما در سينه داريم سخن نگفت و آن غيبت عالم روشن بين و مظهر بيداري و مقاومت امام موسي صدر از صحنه و لحظه اي است كه بيش از هر زمان به وجود تدبير و تجربه او نياز داشتيم عزيز لبنان و ايران امروز در لبنان نيست »
    همه ما آرزو داريم وضعيت ايشان نيز روشن شود ايكاش در آن لحظه يادي هم از اين 4 نفر مي كرديد كه در هر حال همه شهروندان از حقوق يكسان برخوردارند. در كنفرانس مطبوعاتي در جمع خبرنگاران فرموديد : « هميشه براي من ديدار با اصحاب مطبوعات و رسانه هاي گروهي لذتبخش بوده است . من با شما خبرنگاران كه مسئوليت مهمي در اطلاع رساني داريد ديدار مي كنم و در كشوري سخن مي گويم كه كانون ارج نهادن به قلم و آزادي است . »
    اي كاش پيگيري سرنوشت كاظم اخوان خبرنگار و عكاس خبرگزاري جمهوري اسلامي كه در سال 61 در ميان خون و آتش به لبنان رفته بود تا مظلوميت مردم لبنان و فلسطين را به تصوير بكشد و به مسئوليت خود در اطلاع رساني عمل كرده باشد نيز براي شما لذت بخش مي بود. پدر و مادر اخوان اينك در قيد حيات نيستند و در فراموشي مطلق رسانه ها و مسئولين پس از گذر سالها چشم انتظاري آرزوي ديدار و يا حتي يافتن خبري از سرنوشت فرزندشان را با خود به سينه سرد خاك بردند.
    حداقل استيفاي حقوق شهروندي اين است كه دولت براي روشن شدن سرنوشت اتباع خود كه در كشور ديگر به گروگان گرفته شده اند تلاش جدي كند. حال سئوال اساسي كه مطرح مي شود اين است كه چرا تلاش لازم در اين زمينه صورت نمي گيرد آيا اين سكوت و بي تفاوتي قلب هر ايراني آزاده را آزرده نمي سازد چرا در طول بيست و يكسال گذشته هيچ پاسخ مستدل و روشني به خانواده هاي آنان ارائه نشده است . چه كسي مسئول است ما دردمان را نزد چه كسي بايد ببريم در هيچ كجاي دنيا با شهرونداني كه عزيزان آنان در كشور ديگري به گروگان گرفته شده اند اين چنين رفتار نمي شود. آيا تغافل ما نسبت به سرنوشت شهروندانمان در برابر غرب و اسراييل كه از اتباع خود با شدت و جديت حمايت مي كنند ما را مشمول اين سخن امام علي (ع ) قرار نمي دهد
    آنان بر باطل خود فراهمند و شما در حق خود پراكنده و پريشان . چرا ما از بهترينهاي خود بد دفاع مي كنيم . مگر دفاع از حقوق اتباع ايراني در خارج از كشور از وظايف دولت نيست
    اين حق مسلم خانواده هاي آنان است كه به عنوان شهروندان ايراني از سرنوشت عزيزان و بستگان خود پس از گذشت بيش از دو دهه آگاه شوند. حقوق اوليه اي كه نمي دانيم تحت تاثير مصالح و يا اغراض سياسي مخدوش شده است . آيا سرنوشت آنان در تاريكي بازيهاي سياسي گم شده است آيا شهروند جمهوري اسلامي بودن اينقدر مشكل است .
    آقاي خاتمي شش سال پيش در اولين مراسم تحليف خود فرموديد :
    « براي دولت حراست از حقوق اتباع ايراني در سراسر گيتي اهميت ويژه اي خواهد داشت . »
    و در جمع ايرانيان در سازمان ملل فرموديد : « ايراني در هر كجا باشد از حقوق يك شهروند برخوردار است و دولت جمهوري اسلامي هم موظف است كه اين حقوق را ادا كند. » اگر چنين است پس چرا موضوع گروگانهاي ايراني در لبنان در دستور مذاكرات با طرفهاي لبناني و سوري قرار نگرفته و در هيچ جا نامي از آنان برده نشده ما انتظار داشتيم با صداقت با ما رفتار شود و حقيقت به ما گفته شود تا از اين بن بست فرساينده نجات يابيم . به طور قطع و يقين پي بردن به حقيقت غيرممكن نيست .
    شش سال است كه خطاب به شما نامه مي نويسم اماهيچ پاسخي از جانب دولت پاسخگو دريافت نكرده ايم . در تمام طول اين سالها از خدا خواسته ايم كه نااميد نشويم اگرچه تنها مانده ايم اما پنجره اي كه رو به سوي افق سبز توكل باز مي شود هرگز بسته نمي شود.
    كساني كه آقايان موسوي متوسليان اخوان و رستگار مقدم را مي شناسند به ارزشهاي شخصي آنان واقف هستند و نقشي را كه هر يك در عرصه هاي مختلف برعهده داشته اند بر اهل نظر پوشيده نيست . شايد تقدير چنين بوده كه بي مهري هاي اين دوران پيوند عمر آنان را در صحيفه روزگار جادوانه تر سازد. ملت ايران ثابت كرده اند كه هيچگاه از تقديم فرزندان خود در راه اسلام و كشور هراسي به خود راه نداده اند اما مسئله اي كه جانسوزتر از اندوه اصلي است و دل و جان و روح روان ما را آماج خود قرار مي دهد نحوه رفتار مسئولان در قبال قضيه 4 گروگان ايراني در لبنان است .
    تمامي شواهد و قرائن خصوصا جريان سفر شما به لبنان و سوريه حكايت از آن دارد كه اين پرونده به عنوان يك مسئله ملي و انساني در دستور كار مسئولين قرار ندارد و به پيشنهاد ما مبني بر تشكيل كميته حقيقت ياب نيز تاكنون توجهي نشده است .
    پس از دو دهه زندگي در بيم و اميد در برزخ بي پاسخي رها شده ايم آيا سرنوشت اين عزيزان يك خاطره فراموش شده است كه به گذشته تعلق دارند و به تاريخ پيوسته اند و براي صاحبان منافع سياسي نيز طرح و پيگيري سرنوشت آنان سود و زياني ندارد ! اما وجدان حساس تاريخ هرگز آنان را به فراموشي نخواهد سپرد.
    خون مي رود نهفته از اين زخم اندرون
    ماندم خموش و آه گوهر يادداشت درد
    اينك در خاتمه جناب آقاي خاتمي :
    جانم بگير و صحبت جانانه ام بخش
    خانواده چهار گروگان ايراني در لبنان
    نمي دانيم ديگر چقدر عشق و كدامين حكمت و چه مقدار عدالت را بايد درهم بياميزيم تا از آن مردان مظلوم و سرافراز سرزمين ما خبري بازآيد صبوري و نجات خانواده چهار گروگان ايراني در لبنان باعث شده هر روز برگي بر پرونده قطور اين اسارت بزرگ قرن افزوده شود و آبي از آب تكان نخورد.
    آقاي رئيس جمهور چرا در سفر شما به سوريه و لبنان موضوع گروگانهاي ايراني در لبنان در دستور مذاكرات شما قرار نگرفت و در هيچ جا نامي از آنها برده نشد آيا دولت جمهوري اسلامي ايران اينگونه حقوق شهروندان خود را ادا مي كند !