من اساسا در بين اين خصوصيات مهمي كه جوانان دارند ,
سه خصوصيت را خيلي بارز مي بينيم , كه اگر آنها مشخص
بشود , و اگر آنها به سمت درستي هدايت بشود , به نظر مي آيد
كه مي شود به اين سئوال شما پاسخ داد. آن سه خصوصيت
عبارت است از : انرژي , اميد , ابتكار. اينها سه خصوصيت
برجسته در جوان است . اگر واقعا رسانه ها در كمكهاي فرهنگي
كه به ما مي كنيد ـ چه گويندگان مذهبي , چه گويندگان مسايل
فكري و فرهنگي , چه صدا و سيما , چه مدرسه ها ـ بتوانند اين
سه خصوصيت عمده را درست هدايت كنند , من خيال مي كنم
كه خيلي راحت مي شود يك جوان راه اسلامي را پيدا كند;
چون اسلام هم چيزي كه از ما مي خواهد , اين است كه ما
استعدادهاي خودمان را به فعليت برسانيم .
(از سخنان رهبر معظم انقلاب , 1377,2,7 )

تمثيل
ميراث ادب و اخلاق
|
اين سخن ژرف از اميرمومنان (ع ) است :
« هيچ ارثي مانند ادب و اخلاق , پرارج و گرانمايه نيست . »
در زندگي روزمره آدميان , آنچه به عنوان « ارث » مورد توجه
و نظر قرار مي گيرد , ميراث اقتصادي است . اين ميراث كه توسط
والدين براي فرزندان باقي مي ماند , به صورت يك « پشتوانه » در
زندگي باقيماندگان نقش آفريني مي كند و شئون مادي حيات آنان
را سامان مي دهد و رنج فقر و ناداري را مرتفع مي نمايد.
بايد توجه داشت كه علاوه بر ميراث اقتصادي , ميراث هاي
فرهنگي كه « ادب و اخلاق » از مهمترين آنهاست , از ضروريات
يك زندگي سالم و بالنده محسوب مي شود. اين ضرورت , در
مقايسه با ميراث اقتصادي . نقش « زيربنايي » دارد , به گونه اي كه
اگر در تحقق آن تلاش و مراقبت مبذول نگردد , شخصيت پاك و
جامع آدمي در ابعاد مختلف شكل نمي گيرد و پشتوانه هاي
اقتصادي انسان در مسيرهاي ناسالم و فساد انگيز به بهره برداري
مي رسد.

|
جواني , بهار زندگاني
|
دوره جواني , از زيباترين و طراوت زاترين ايام زندگي
انسان محسوب مي شود.
اگر عمر انسان و تمام لحظات زندگاني او را از ابتدا تا
انتها , به چهار فصل سال تشبيه كنيم , زيباترين فصل زندگي كه
« بهار » مي باشد , به دوران « جواني » تعلق مي گيرد.
جواني , بهار زندگاني است . سرسبزي , طراوت , نسيم هاي
خوش و دل انگيز , رايحه هاي جانبخش و شكوفه هاي الوان و
زيبا , از ويژگي ها و مشخصه هاي اين بهار نشاط انگيز محسوب
مي شود.
لحظات زيبا و طراوت خيز ايام جواني در صورتي
ارزشمند و حياتبخش و ثمر آفرين مي باشد كه « جوانان » به
بهره برداري شايسته از آن همت گمارند و جان و روح خويش
را در معرض نسيم هاي دل انگيز آن قرار دهند. اين نسيم هاي
روح بخش در تمام لحظات زندگي و در همه ابعاد و صحنه هاي
حيات فردي و اجتماعي عطرافشاني مي كنند و اختصاص به
لحظات يا اموري خاص و عرصه هايي مشخص ندارند. آنچه
حائز اهميت است بهره برداري درست و بجا از اين لحظات
شورانگيز و رايحه هاي جانبخش مي باشد و اين مهم به
« فرصت شناسي جوانان » و شيوه بهره وري آنان از بهار زندگي
و رايحه هاي دل انگيز آن پيوند و ارتباط مي يابد.
جوانان بايد از اين فرصت هاي گرانبها حداكثر
بهره برداري هاي شايسته را به عمل آورند , در غير اين صورت ,
بهترين و پر بهاترين شرايط و موقعيت هاي ارزشمند را از
دست داده اند.
تعاليم زندگي ساز اسلام همان گونه كه در رعايت همه
شئون مادي و معنوي و نيازهاي جسمي و روحي انسان از
« جامعيت » برخوردار مي باشد , در توجه به همه دوره هاي
زندگاني انسان نيز از استحكام و نگرشهاي همه جانبه اي
برخوردار است و براي دوره « جواني » در كنار توجه ويژه به
ساير دوره هاي حيات آدمي , اهميت قائل است .
بعضي از قوانين و دستور العمل هاي اسلام به بهره برداري
از « بهار جواني » و فرصت شناسي هاي لازم و در كنار آن ,
استفاده هاي بهينه از لحظات نشاط انگيز اين دوره زندگي در
تمام صحنه هاي حيات فردي و اجتماعي , اختصاص يافته
است .
از پيامبر آزادي بخش اسلام (ص ) نقل است :
« پنج چيز را قبل از پنج چيز غنيمت بشمار : جواني خود را
قبل از پيري , سلامتت را قبل از بيماري , ثروت و توانگري
خود را قبل از تهي دستي , فراغتت را قبل از گرفتاري , و زندگي
و حياتت را قبل از مرگ . » (1 )
در سخن زيبا و ژرف پيامبر اكرم (ص ) سه نكته عميق را به
تامل مي گذاريم :
1 ـ در معرفي غنيمت شمردن پنج فرصت گرانبها , ابتدا به
« جواني » اشاره مي شود و بدين ترتيب هر جوان خردورز و
انديشه گرا به « هوشياري » و « مراقبت » دعوت مي گردد تا بداند
چنانچه بخواهد به حفاظت و نگهداري از مرواريدهاي
گرانبهاي زندگي همت گمارد , « جواني » , زيباترين و
ارزشمندترين « مرواريد صدف زندگي » محسوب ميشود كه
بايد به نيكي آن را پاس بدارد و از دستبرد آفات و زيانها و
خطرات مانع شود.
2 ـ « جواني » به عنوان يك « نعمت بزرگ » از جانب
آفريدگار و نعمت بخش هستي , در كنار نعمت هاي ارزشمندي
همچون « سلامتي » , « تمكن اقتصادي » و « فراغت و آرامش »
مطرح ميشود. يعني همان گونه كه صحت و سلامتي جسم و
جان از نعمت ها و موهبت هاي بزرگ الهي است و انسان
چنانچه جسم و جانش به امراض و بيماري هاي آزاردهنده و
باز دارنده حيات نشاط انگيز گرفتار باشد , همواره در رنج و
عذاب است و لحظات را به سختي و مشقت سپري مي سازد , و
همان طور كه ثروت حلال در نقطه مقابل فقر و تهي دستي قرار
دارد و لحظات زندگي را از فشارهاي همه جانبه تنگدستي و
ناداري مي رهاند , و نيز به همان ترتيب كه فراغت و آسايش , از
گرفتاري مي رهاند و لحظات زندگي را شيرين مي سازد ,
« جواني » نيز , نعمت بزرگي است كه در مقابل رنج و مرارت هاي
دوران كهولت و پيري ـ كه با كسالت و سستي و ضعف جسمي و
روحي همراه است ـ قرار دارد و بايد هر جوان آگاه و هوشيار ,
اين نعمت را بشناسد و با استفاده صحيح از آن , به شكر گذاري
به درگاه حضرت پروردگار اهتمام ورزد.
3 ـ نعمت هاي الوان و نقش آفريني همچون سلامتي جسم و
روح , تمكن اقتصادي , و فراغت و آسايش , در صورتي به
بهره برداري هاي شايسته مي رسند و آنگونه كه آدمي به آنها
نيازمند مي باشد به ياري انسان مي شتابند كه « جواني » به عنوان
يك نعمت بنيادين و محوري , شناسايي و قدرشناسي شود و از
آن در مسير نيل به يك زندگي پويا و بالنده استفاده گردد. به
عبارتي ديگر , هر انساني در صورتي مي تواند آنگونه كه شايسته
است از نعمت هاي سلامتي و فراغت و آسايش و ثروت مشروع
بهره برداري نمايد كه قدر « جواني » را بشناسد و آن را كليد
استفاده هاي بهينه از ساير نعمتها قرار دهد.
آيا جز اين است كه تا از جواني بطور صحيح بهره وري
نشود , نمي توان به كار و تلاش سرشار و سالم پرداخت تا به
ثروت حلال و مشروع رسيد
مگر نه اين است كه فراغت و آسايش به عنوان يك نعمت
بزرگ , در پرتو به عينيت رساندن انرژي هاي بالقوه جواني
بدست مي آيد
آيا چنانچه « جوانان » به تلاشهاي « علمي » و « عملي »
نپردازند و به كسب « آگاهي هاي لازم » در مسير دست يابي به
« سلامت جسم و جان » همت نگمارند و فعاليتهاي سازنده
براي رسيدن به ثروت مشروع و فراغت و آسايش در حيات
فردي و اجتماعي را اصل و اساس قرار ندهند , نعمت هاي
مزبور به دست خواهد آمد !
مي بينيم اين نعمت هاي گرانبها و نقش آفرين در زندگي
سالم و موفقيت آميز فردي و اجتماعي با نعمت محوري و
تعيين كننده اي به نام « جواني » پيوند مي خورند و تا از جواني و
فرصت هاي كمياب و بي نظير آن بهره وري هاي به موقع و سريع
و فكورانه نشود , آن نعم و موهبت ها تحقق عيني و عملي
نمي يابند و در نتيجه انسان از سلامت جسم و روح و تمكن و
ثروت مشروع و فراغت و آسايش , بي بهره و محروم مي شود.
اگر هر انساني بخواهد به حفاظت و
نگهداري از مرواريدهاي گرانبهاي زندگي
همت گمارد , بايد بداند كه « جواني » ,
زيباترين و ارزشمندترين « مرواريد صدف
زندگي » محسوب مي شود.
بهره وري صحيح از لحظات شورانگيز و
رايحه هاي جانبخش دوره جواني , با
« فرصت شناسي جوانان » و شيوه
بهره برداري آنان از بهار زندگي پيوند و
ارتباط مي يابد.

|
فصل آبي دعا
|
آسمان نشسته است
روي شانه اذان
كوچه كوچه مي رود
مي چكد بهار از آن
يك فرشته باز هم
پهن كرده جانماز
مي شود در بهشت
رو به دل , دوباره باز
با دو دستي از نياز
نردباني از دعا
پله پله مي روم
تا سپيده , تا خدا
مي رسد دلم به ابر
اين دلم كبوتري است
پشت كوچه هاي ابر
صبح شكل ديگري است
پشت كوچه هاي ابر
خوبي فرشته هاست
فصل آبي دعا
مهرباني خداست
عرفان نظر آهاري

طنز
پدر و پسري در سينما
|
روزي پسركي دست پدرش را گرفت و به سينما برد تا
فيلمي به او نشان دهد و تفريح و تنوعي براي خود و پدرش به
وجود آورد.
پدر و پسر مشغول تماشاي فيلم بودند كه يكباره در يكي
از صحنه هاي فيلم , گاوي قوي جثه با شاخهاي بلند , رو به
جلو , شروع به دويدن كرد.
پدر با مشاهده اين صحنه , دست خويش را از دست
پسرك در آورد و پا به فرار گذاشت .
پسرك شتابان به دنبال پدر دويد و پرسيد :
« پدر , براي چه مي گريزي
پدر پاسخ داد :
« مگر نمي بيني كه اين حيوان قوي جثه با آن شاخهاي
بزرگش به سوي ما حمله مي كند !
پسرك گفت :
« اين فيلم است , واقعيت ندارد » .
پدرش در پاسخ گفت :
« تو مي فهمي كه اين فيلم است , ولي آن حيوان كه
حالي اش نيست !

|
به من چيزي بياموز
|
مردي به حضور رسول گرامي اسلام حضرت محمد(ص )
شرفياب شد وچنين عرض كرد :
به من چيزي بياموزيد كه به وسيله آن داخل بهشت شوم .
رسول خدا(ص ) در پاسخ فرمود :
آنچه را كه دوست داري مردم نسبت به تو رفتار كنند تو نيز
درباره مردم همانطور عمل كن , و آنچه را كه ميل نداري درباره تو
عمل كنند , تو هم نسبت به مردم آنطور رفتار مكن .

| | | | | |