
ابقاي برخي مقامات بعثي توسط اشغالگران باعث خشم و
اعتراض مردم عراق شده است . مردم خشمگين با براه انداختن
تظاهرات خودجوش در چند شهر عراق
مراتب نارضايتي و
مخالفت خود را با تداوم فعاليت بعثي ها در عراق بنمايش
گذاشته اند.
اين مسئله در دانشگاههاي عراق
ابعاد جدي تري به خود
گرفته است . دانشجويان به ابقاي مقامات بعثي در دانشگاهها
شديدا معترضند و خاطرنشان مي سازند كه بعثي ها با ايجاد جو
خفقان و تهديد دانشجويان غيربعثي
فضاي جهنمي و غيرقابل
تحملي را بر مجموعه هاي دانشگاهي تحميل كرده بودند و ابقاي
آنها پس از سقوط رژيم بعث در عراق
قابل قبول
نيست .
پاسخ اشغالگران به آنها در يك جمله ساده
خلاصه
مي شود : « ما آنها را به كار برمي گردانيم چون آنها به آمريكا
خدمات بزرگي كرده اند » . بنظر مي رسد اين جمله كوتاه
مفهوم
ظريف و حساسي را با خود بهمراه دارد و آن اينكه براي آمريكا
سابقه سياه جنايات بعثي ها و پرونده قطوري كه آنها در جنايت و
كشتار و ارعاب مردم عراق داشته اند
كمترين اهميتي ندارد بلكه
صرفا به اين دليل كه آنها خدماتي به آمريكا كرده اند و با
اشغالگران همكاري نزديكي داشته اند
بايستي مجددا به كار
برگردند و در سمت خود ابقا شوند.
بدين ترتيب هر جنايتكاري مي تواند با خوش خدمتي به
آمريكا
سابقه سياه خود را « كان لم يكن » تلقي كرده و جذب
تشكيلات جديد حاكميت در عراق شود و روي همكاري خود با
اشغالگران حساب كند. از اين قانون جديد اشغالگران كه حتي از
قانون جنگل هم بدتر است
منافقين هم سعي دارند كه بهره هاي
فراواني ببرند. آنها ابتدا خود را به نيروهاي اشغالگر تسليم كردند
تا مطابق اسراي جنگي با آنها رفتار شود
مطابق مفاد كنوانسيون
ژنو درباره « اسراي جنگي »
در شرايط كنوني
آمريكا و انگليس
بعنوان نيروهاي اشغالگر در عراق
موظفند كليه اتباع ايراني را كه
به اسارت درآورده اند
به ايران مسترد نمايند. اما واشنگتن
درصدد است كه رفتار ديگري را در پيش بگيرد.
مطابق قانون جديد اشغالگران
هركس با هرگونه سابقه اي
باآمريكا و انگليس همكاري كند
مي تواند نقشي را در آينده عراق
براي خود تضمين كند. منافقين هم با استفاده از همين قانون
جديد متعهد شده اند كه نقش « ستون پنجم » را براي اشغالگران
بازي كنند و به خبرچيني در هر زمينه اي بپردازند. البته اين
مسئولت جديد منافقين
انصافا با گروه خوني آنها هم كاملا
سازگار است و آنها در واقع فوق تخصص خبرچيني و مهمتر از
آن
« خبرسازي » و سركوب قيامهاي مردمي در عراق هستند.
جذب منافقين با اين اهداف و روشها توسط اشغالگران
در واقع
نقطه اوج شرارت آمريكا و انگليس محسوب مي شود. واشنگتن
هنوز هم سعي دارد خود را سمبل مبارزه باتروريسم در جهان
معرفي كند. بوش حتي هنوز هم رجزخوانيهاي خود را درباره
بيرون كشيدن تروريست ها از هر سوراخي در هر گوشه از جهان
تكرار مي كند و اين اقدام را جزو مسئوليت هاي امروزه آمريكا
معرفي مي كند. اما بايد پرسيد كه تناقضات جدي ميان شعار و
عمل بوش تاچه اندازه مي تواند صداقت و حسن نيت آمريكا را
به مخاطبينش نشان دهد
واشنگتن در ماجراي عراق
به دنيا دروغ گفت و حتي با
متحدينش هم صداقت نداشت و آنها را نيز فريب داد.
رسوائي هاي ناشي از ارائه اطلاعات غيرمطمئن و مدارك
غيرموثق و جعلي توسط ژنرال « كالين پاول » رئيس ديپلماسي
آمريكا به شوراي امنيت در روزهاي قبل از تهاجم به عراق
هنوز
آثار و تبعات خود را بروز نداده است . البته مقامات واشنگتن
گستاخ تر از آن هستند كه در قبال اين وقايع مسئوليتي را بپذيريد
و در رفتار خود تجديد نظر كنند اما ترديدي نيست كه ديگر
هيچكس به آمريكا بسادگي اعتماد نخواهد كرد. وضع درباره
متحدين آمريكا بمراتب پيچيده تر است . آنها از يكطرف در
تعامل با آمريكا ناچارند همكاري نزديكي داشته باشند اما بطور
همزمان مطمئن نيستند كه در همكاريهاي خود تا چه اندازه
فريب خورده اند و چگونه سهم خود را از زيانهاي ناشي از
فريبكاريهاي واشنگتن بكاهند.
البته دولتهاي اروپائي
حتي ناتوان ترين آنها مي دانند كه
چگونه خود را از مزاياي همكاري بااشغالگران
بهره مند سازند
تا زيان كمتري متوجه آنها شود اما اين فريبكاريهاي واشنگتن در
ماجراي عراق
مستقيما حلقوم مردم عراق را گرفته و « بازنده
اصلي » اين ماجراي شرم آور
ملت مظلوم عراق
است .
مطابق تبليغات رسمي آمريكا پيش از حمله نظامي به عراق
نيروهاي آمريكائي بعنوان يك ارتش آزادي بخش قرار بود وارد
عراق بشوند و ديكتاتور عراق را بدون كوچكترين لطمه اي به
مردم اين كشور
از كار بركنار سازند و زمينه هاي لازم براي
تشكيل يك حكومت دمكراتيك و دلخواه مردم عراق را فراهم
سازند اما آنچه رخ داد
چيز ديگري بود.
بمب هاي 10 تني
موشكهاي هدايت شونده
بمب هاي
خوشه اي
موشكهاي ليزري و بمب هاي حاوي مواد راديواكتيو
و بمب هاي حاوي مواد شيميايي كه مستقيما برروي اعصاب
مركزي اثر مي گذارد
نخستين هديه ارتش باصطلاح آزادي بخش
آمريكا به مردم عراق بود.
در مرحله بعدي سركوب هرگونه حركت مردم عراق در
خارج از چارچوب تعيين شده توسط اشغالگران
با كشتار مردم
كوچه و بازار در جريان تيراندازيهاي مستمر نظاميان آمريكائي
در اربيل
فلوجه و بغداد
مكمل هداياي اوليه آمريكا بود. در
مراحل تكميلي گزارشاتي منتشر شد كه يك يهودي آمريكائي
سرگرم تدوين قانون اساسي جديدي براي عراق است و
اشغالگران هم با تمامي توان و ظرفيت خود سعي دارند ساختار
رژيم بعث عراق را با همان مهره هاي بعثي و همان چهره هاي
مخوف و رعب انگيز در عراق احيا كنند. واشنگتن براي سرپوش
گذاشتن براهداف خود
صرفا يك فهرست نمايشي متشكل از نام
55 نفر از سران و مقامات ارشد رژيم بغداد را در نظر گرفته و
مدعيست كه فقط همين 55 نفر بايستي محاكمه و مجازات
شوند.
البته با در نظر گرفتن فريبكاريهاي آمريكا در ماجراي عراق
حتي به محاكمه و مجازات افراد همين فهرست هم چندان اميدي
نيست . اما بايد پرسيد كه آيا رژيم مخوف بعث و ساختار جهنمي
تشكيلاتي كه تا عمق خانه ها نفوذ رعب انگيز خود را بنمايش
مي گذاشت
فقط 55 عضو در اختيار داشت و آيا با 55 نفر
مي توان سراسر عراق را به چنان زندان مخوفي تبديل
كرد
مردم عراق حق دارند از احياي رژيم بعث عراق در پوشش
جديدي كه اشغالگران سرگرم تدارك آن هستند و قانون اساسي
آنرا يهوديان آمريكا تدوين مي كنند
نگران باشند. اين معجون
جديد دستپخت يهوديان و آمريكا كه قرار است مديريت اجرائي
آن به بعثي ها محول شود
قاعدتا بايستي بمراتب مخوف تر از
رژيم جنايتكار بعث عراق باشد. در اينكه بعثي ها تا آخرين نفس
در خدمت آمريكا بوده اند
كسي كمترين ترديدي ندارد. اكنون
حتي مقامات واشنگتن هم از عضويت سردارنگون بخت قادسيه
در سازمان « سيا » سخن مي گويند و تصريح مي كنند كه صدام
حقوق بگير سيا و آمريكا بوده است .
بدين ترتيب شادماني مردم عراق از سقوط رژيم بعثي اين
كشور
يك شادي كوتاه مدت بود و از اين پس نيز قرار است
همان مقامات بعثي و همان ساختار جهنمي را در تاروپود زندگي
روزمره خود با پوشش جديدي تجربه كنند. با اين حساب
سئوال اصلي اينست كه ارتش باصطلاح آزادي بخش آمريكا
چه
چيزي را در عراق « آزاد » كرده است بجز نفت را و آنهم براي
خود
بهرحال
اين مفهوم دقيق و كاملي از دمكراسي مورد نظر
آمريكا براي عراق است و نسخه اي است كه واشنگتن سعي دارد
آنرا در ساير كشورها نيز به مرحله اجرا بگذارد. البته اگر بتواند و
ناكام نشود.

*****
« كلاه گشادي » كه بلر بر سر مردم انگليس
گذاشت
|

خبرگزاري جمهوري اسلامي
حسن فلاحتي
با گذشت حدود بيش از دو ماه از اشغال كامل خاك عراق
توسط نيروهاي آمريكايي و انگليسي
به نظر مي رسد پس
لرزه هاي ناشي از جنگ عراق همچنان خانه شماره 10
داونينگ استريت محل كار توني بلر را مي لرزاند.
ايجاد ترديد جدي نسبت به گزارش جنجال برانگيز موسوم
به « دوسيه صدام » را بايد جزو تازه ترين و در عين حال
قويترين پس لرزه اي تلقي كرد كه شايد دامنه آن منتهي به
« تلفاتي درس آموز » در دستگاه حاكمه انگليس گردد.
نخست وزير انگليس
گزارش دوسيه صدام حسين را پس
از چندين هفته بحثهاي رسانه اي و محفلي در تاريخ دوم
مهرماه سال گذشته ابتدا در اختيار نمايندگان مجلس عوام قرار
داد و سپس مبادرت به انتشار عمومي آن نمود.
نمايندگان پارلمان انگليس براي مطالعه اين دوسيه 55
صفحه اي تنها 3
5 ساعت فرصت داشتند
نكته اي كه هيچگاه
رسانه هاي انگليس به آن نپرداخته و علت ارائه فرصت كوتاه
براي مطالعه چنين پرونده سنگيني را كه نهايتا بايد به يك
تصميم سرنوشت ساز درباره كشوري ديگر منتهي مي شد
نپرسيدند.
دفتر نخست وزير انگليس در همان زمان علت عدم انتشار
گزارش و ارائه فرصت اندك به نمايندگان را حساس و محرمانه
بودن گزارش ذكر كرد ولي اكنون مشخص مي شود كه مساله
فراتر از چنين توجيهي است .
شايد مشاوران توني بلر در همان زمان مي دانستند اگر
فرصت بيشتري در اختيار نمايندگان قرار داده شود
ممكن
است آنان به طرح پرسشهاي تكنيكي در اينباره مبادرت كنند و
از اين طريق ابهامي را كه 9 ماه بعد جامعه انگليس به آن دست
يافت
در همان زمان آشكار مي كردند.
اگرچه به محض انتشار دوسيه صدام بسياري از تحليلگران
و چهره هاي آكادميك در انگليس اعلام كردند كه در اين پرونده
چيز جديدي وجود ندارد
ولي هيچيك از اين افراد آن نكته
جديدي را كه گفته مي شود با خواست نخست وزير انگليس و
به رغم مخالفت منابع اطلاعاتي به آن اضافه شده بود
نديده
بودند.
نكته مونتاژ شده به دوسيه صدام به خواست بلر به رغم
مخالفت دستگاه اطلاعاتي اين كشور ظاهرا آنچنان ماهرانه
صورت گرفته بود كه حتي مخالفان جنگ كه يك هفته پس از
انتشار دوسيه صدام حسين اقدام به انتشار دوسيه اي با عنوان
« بديل دوسيه صدام حسين » كرده بودند
به آن توجه نكردند.
در دوسيه صدام نكته اي كه به خواست بلر بر روي آن
مونتاژ شده بود اين بود كه « ارتش عراق در سلسله مراتب
عملياتي خود به كدها و دستورالعملهاي خاصي مجهز شده تا
به محض فرمان صدام حسين ظرف 45 دقيقه سلاحهاي
بيولوژيك و شيميايي خود را عملا مورد استفاده قرار دهد » .
ترديد
آغاز يقين
آغاز ترديد درباره دوسيه صدام را بايد با آغاز جنگ عليه
عراق پيگيري كرد
زماني كه رسانه هاي غربي تصاوير سربازان
آمريكايي و انگليسي را با لباسهاي ضدشيميايي در بيابانهاي
عراق نشان مي دادند.
اين تصاوير در ذهن بيننده غربي اين نكته را هميشه به روز
نگه مي داشت كه « جنگ با عراق به خاطر خلع سلاح آن كشور
از تسليحات كشتار جمعي » صورت مي گيرد.
گذشت چند روز از جنگ در حالي كه هيچ خبري از
استفاده عراق از تسليحات كشتار جمعي وجود نداشت
اين
ترديد را در ميان كارشناسان و مردم انگليس ايجاد كرد كه « چرا
صدام از داشته هايش استفاده نمي كند » .
پاسخ گويي به اين ترديد چندان مشكل ساز نبود زيرا به
گفته يكي از كارشناسان نظامي انگليس « صدام مي داند در
صورت استفاده از چنين تسليحاتي همين مقدار از حمايت
افكار عمومي جهان را از دست خواهد داد » .
البته اين اظهارات چندان دور از واقع نيز نبود زيرا
مقامهاي دو كشور روسيه و فرانسه كه مخالف جنگ با عراق
بدون حمايت سازمان ملل بودند چنين تهديدي را تلويحا
اعلام كرده بودند.
پايان جنگ
نبود پاسخ
ترديد نسبت به وجود تسليحات كشتار جمعي در عراق اما
با پايان جنگ عراق شكل جدي به خود گرفت و ابعاد
گسترده تري يافت .
اظهارات هفته پيش وزير دفاع آمريكا كه اعلام كرد ممكن
است صدام پيش از جنگ تمامي تسليحات كشتار جمعي را
نابوده كرده باشد
در واقع آغاز رسيدن به اين يقين بود كه
رهبران آمريكا و انگليس براي توجيه آغاز جنگ با عراق « كلاه
گشادي » بر سر مردم خود و منتخبان آنها گذاشته اند.
نئو محافظه كاران حاكم بر دستگاه اداري آمريكا با تن دادن
به بررسي مجدد گزارشهاي امنيتي درباره عراق خيلي فوري
خود را از زير فشارهاي بعدي خلاصي دادند ولي رهبران حزب
حاكم كارگر در انگليس با مقاومت در برابر چنين خواسته اي
اين مساله را تبديل به بحراني براي خود كرده اند.
قرباني بعدي
طي دو هفته گذشته مساله مونتاژ كردن اطلاعات
فريب دهنده در دوسيه صدام به مهمترين بحث سياسي در
رسانه هاي انگليس تبديل شد و تكذيبيه هاي پي در پي دفتر
نخست وزيري انگليس
وزارت خارجه اين كشور و شخص
توني بلر راه به جايي نبرد.
برخي از تحليلگران بر اين اعتقادند كه مساله اضافه كردن
اطلاعات جعلي در دوسيه صدام از سوي بلر پايان نخواهد
يافت مگر آنكه وي حاضر شود فرد يا گروهي را بر سر اين
مساله قرباني نمايد.
« پيتر كيلفويل » نماينده حزب كارگر در مجلس عوام
انگليس كه مبتكر جمع كردن امضاي 70 تن از نمايندگان اين
مجلس براي درخواست انتشار كامل اسناد دوسيه صدام شد
هفته گذشته گفت : بالاخره بايد يك نفر بخاطر اين موضوع
رسوا شود.
او افزود : فكر نمي كنم اين شخص نخست وزير انگليس
باشد اما به هر حال بايد يك نفر جور آن را بكشد.
اينكه در اين ميان چه كسي قرباني شود به نوع پاسخ بلر در
مجلس عوام بستگي خواهد داشت ولي برخي از رسانه هاي
انگليس تاكنون انگشت خود را به سوي مشاور ارشد بلر در
امور تبليغات و مدير امور رسانه اي دفتر نخست وزير انگليس
نشانه رفته و اينگونه خواستند كه « آلستر كمپل » قرباني اين
جريان شود.
كمپل كه خود زماني روزنامه نگار سياسي با داشتن روابط
نزديك با سرويسهاي امنيتي بود از نزديكترين افراد به بلر
محسوب مي شود و گفته مي شود بسياري از خط و ربطها براي
سخنراني و انجام مانورهاي تبليغاتي از سوي بلر توسط وي
طراحي مي شود.
تحليلگران سياسي معتقدند جنجال ناشي از
گزارش مونتاژ شده توني بلر در مورد بحران عراق
موسوم به « دوسيه صدام » و اطلاعات جعلي موجود
در آن زمان تا زماني كه فرد يا گروهي را بر سر آن
قرباني نكند خاتمه نخواهد يافت

| |