روزنامه جمهوري اسلامي 18/03/1382 صفحه عقيدتي

  • نهضت جنگل پيشرو اتحاد اسلامي و مبارزه جهاني با استكبار غرب
  • تقويم تاريخ
  • *****
    نهضت جنگل پيشرو اتحاد اسلامي و مبارزه جهاني با استكبار غرب




  • به مناسبت آغاز قيام مردم گيلان به رهبري ميرزاكوچك خان
    خرداد در تاريخ معاصر ايران جايگاه ويژه و سرنوشت ساز دارد زيرا ماه حماسه و قيام عليه ستمگران و مزدوران داخلي و فرياد عليه استعمارگران و متجاوزان بيگانه به ميهن و دين و اركان فرهنگ و هويت مردم جامعه ما محسوب مي شود. خرداد علاوه بر آنكه يادآور قيام عمومي و گسترده مردم به رهبري امام خميني (ره ) در پانزده خرداد 1342 است يادآور قيام شكوهمند ديگري نيز مي باشد. در نيمه هاي اين ماه قيام بزرگ مردم گيلان به رهبري يك روحاني مبارز به نام ميرزاكوچك خان جنگلي آغاز شد و حدود هفت سال دوام يافت . در اين دوره هفت ساله (از شوال 1333 هـ . ق تا ربيع الثاني 1340 ) خطه گيلان به مركز جنبش و جوشش عليه استعمارگران و عوامل داخلي بيگانگان تبديل گرديد و مردم سلحشور گيلان تحت رهبري جمعي از روحانيان و افراد متعهد و متديني كه « هيات اتحاد اسلام » را تشكيل داده بودند عرصه را به طور حيرت انگيزي بر سران استكبار آن روز غرب به ويژه انگليس و مزدوران داخلي اش تنگ كردند و شكست هاي ممتدي بر آن ها وارد نمودند.
    هدف اساسي و اوليه روحانياني كه همراه ميرزاكوچك خان هيات اتحاد اسلام را تشكيل داده بودند مبارزه و مقاومت در برابر تجاوزگري هاي آن روز استكبار غرب بود. گر چه آزادسازي ايران از اسارت استعمارگران و عوامل داخلي آن ها گام اوليه هيات اتحاد اسلام محسوب مي شد و به همين دليل در خطه گيلان مبارزه گسترده و پرجوش و خروش را سامان داده بودند ولي مبارزه با استكبار و استعمار غرب در كل جهان اسلام هدف نهايي ميرزاكوچك خان و ساير اعضاي روحاني و متعهد اين هيات بود. مسلما داشتن چنين هدف بزرگي آرامش را از همه دولت هاي استعمارگر غرب و عوامل داخلي آن ها سلب مي كرد و آنان را به فكر چاره مي انداخت . به همين دليل استعمارگران غربي و عوامل داخلي آن ها حملات چند جانبه اي را عليه نهضت جنگل و هيات اتحاد اسلام كه هسته اصلي هدايت و رهبري و تصميم گيري هاي اين نهضت بود آغاز كردند.
    گر چه تهاجم متعدد و مشترك و همه جانبه نظامي استعمارگران خارجي (انگليس و روس ) و عوامل داخلي آن ها كه در تهران حكومت را در دست داشتند عليه نهضت جنگل بسيار بي رحمانه و خونين بود ولي اين امر به تنهايي نمي توانست نهضت مذكور را كه ريشه در اعماق دل مردم ايران به ويژه مردم گيلان و شمال ايران داشت از پاي درآورد. به همين دليل استعمارگران و عوامل داخلي آن ها علاوه بر عمليات نظامي جنگ تبليغاتي و رواني جنگ و فشار اقتصادي و جنگ سياسي را نيز عليه نهضت جنگل آغاز كردند. اين جنگ رواني و سياسي و اقتصادي به قدري بي رحمانه و ناجوانمردانه بود كه مهاجمان از هيچ تهمتي به نهضت جنگل و سران و اعضاي آن خودداري نمي كردند آن ها در ايجاد قحطي مصنوعي و نسبت دادن آن بي سران نهضت نيز تا مي توانستند تلاش مي نمودند. گذشته از همه اين ها مزدوراني به داخل نهضت و به ميان تصميم گيرندگان نفوذ دادند تا اختلاف انگيزي كنند و نهضت را از درون بپوسانند. بالاخره تهاجم مشترك و همه جانبه جهان كفر و استعمار و عوامل داخلي آن ها بعد از هفت سال نتيجه داد و نهضتي كه در نظر داشت جهان اسلام را از سيطره ابرقدرت ها آزاد كند و قدرت جهان اسلام را احيا نمايد شكست يافت و رهبر آن مظلومانه در كوه هاي پر برف گيلوان تالش به شهادت رسيد. طمع كاران و عوامل مزدور استعمار بر پيكر بي جان رهبر نهضت جنگل نيز رحم نكردند و سر از پيكرش جدا نمودند و آن سر مطهر را براي سردسته عوامل استعمار (رضاخان ) در تهران فرستادند تا مزد نامردمي و خيانت به دين و ميهن را دريافت كنند.
    هيات 27 نفره اتحاد اسلام كه به استثناي چند نفر همه از روحانيان پر نفوذ گيلان بودند و نهضت را رهبري مي كردند به اتحاد جهان اسلام در برابر تجاوزات استعمارگران غربي اعتقاد راسخ داشتند. در يكي از نوشته هاي هيات مذكور درباره لزوم اتحاد اسلامي چنين مي خوانيم :
    ما قبل از هر چيز طرفدار استقلال مملكت ايرانيم استقلالي به تمام معني كلمه يعني بدون اندك دخالت و نظرياتي از هيچ دولت اجنبي و از اين نقطه نظر تمام دول اجانب چه همجوار چه غير همجوار در مقابل ما يكسان است . با هيچ كس نظر دوستي و دشمني نداريم با دوست ايران دوستيم و با دشمن اين آب و خاك با تمام خصومت دشمن هر كس باشد و هر چه بي استثنا بي تفاوت . بلي ما به نام (اتحاد اسلام ) قيام كرديم و به اين جمعيت مقدس منتسبيم ولي بايد دانست كه طرفدار اتحاد اسلاميم به نام (انماالمومنون اخوه ) يعني مي گوييم در اين موقع كه تشتت كلمه و اختلاف اسلاميان مسلمانان را به دست دشمن عمومي ذليل و زبون كرده نبايد مسلمانان برادركشي كنند و به نام شيعه و سني و ساير عناوين مذهبي به جان هم افتاده و مجال استفاده به دشمن عمومي بدهند و به حكم اينكه ما ايراني هستيم و مسئول و وظيفه دار حفظ اين آب و خاك ايران و وطن مقدس ايرانيان در نظر ما بر تمام بلاد و ممالك اسلامي مقدم است . و بعد از موفقيت به انجام وظايف ايرانيت البته برادران اسلامي مادامي كه به وظايف اخوت خود عمل كنند بر ديگران مقدم خواهند بود و از استقلال ممالك اسلامي خرسند و از تزلزل استقلال خانه هاي مسلمين متاثر مي شويم ...
    هيات اتحاد اسلام و اعضاي نهضت جنگل به دليل اعتقادي كه به اتحاد و يگانگي مسلمان ها داشتند در برابر حوادثي كه در ساير سرزمين هاي اسلامي پيش مي آيد عكس العمل نشان مي دادند. به عنوان مثال آن ها در نوروز سال 1396 ش به سبب اشغال جنوب عراق توسط نيروهاي مهاجم انگليس و پديد آمدن فضاي قتل و خونريزي و شهيد شدن مسلمانان در آن سرزمين نوروز را عزاي عمومي اعلام كردند و بدين وسيله عموم مردم را متوجه مسائلي كه در جهان اسلام مي گذشت نمودند.
    گر چه مبارزه مسلحانه عليه استعمارگران و عوامل داخلي آنها در صدر برنامه هاي هيات اتحاد اسلام و اعضاي نهضت جنگل قرار داشت و آن ها به منظور بالابردن توان نظامي خود حتي مدرسه نظامي تاسيس كردند ولي اين نهضت صرفا يك حركت نظامي نبود بلكه علمايي كه حركت نظامي جنگل را به راه انداخته بودند به نهضت فكري و فرهنگي و سياسي نيز كاملا معتقد بودند و نسبت به بيدار ساختن مردم از توطئه هاي استعمار و آگاه ساختن آن ها از اوضاع روزگار كاملا حساسيت نشان مي دادند. افشاي نيرنگ هاي استعمارگران در به كاربردن واژه هايي مثل تمدن و دفاع از ملل ضعيف ستمگري و توحش ذاتي استعمارگران توطئه استعمارگران براي از بين بردن دين و هويت ملل تحت ستم وطن فروشي و خيانت و مزدوري عوامل داخلي استعمار در جوامع اسلامي و ... از محورهايي بود كه هيات اتحاد اسلام و سران نهضت جنگل پيرامون آنها روشنگري مي كردند به عنوان مثال در يكي از بيانيه هاي هيات اتحاد اسلام آمده است :
    روز سه شنبه پانزدهم شهر رمضان دو ايروپلان انگليسي شش ساعت قبل از ظهر بدوا در هواي فومن پيدا شده و در شهر فومن دو بمب پرتاب كرد كه يكي در مجاور شهر و يكي در ميان مزرعه و خارج از شهر افتاد و هيچ كدام منفجر نشد و يك مقدار هم با متراليوز در شهر شليك كرده ولي به كسي آسيبي وارد نشد. بعد به گوراب زرمخ آمده چهار بمب در مريضخانه و بازار پرتاب كرد كه يكي از اين چهار بمب به مريضخانه اصابت كرده كه پنج نفر مريض شهيد و سه نفر مجروح شدند و يكي ديگر از بمبها در مزرعه منفجر شده به يك مرد و يك زن فلاح و يك طفل جراحت مختصر وارد كرد و بمب هاي ديگر منفجر شدند اما به كسي صدمه نرسيد. بعد از سه ربع ساعت جولان و پرواز معاودت كرده مستقيما به سياه رود رفته مواقع مجاهدين را بمبارده نموده بدون موفقيت و زحمت احدي مراجعت به شهر كرده .
    اين بود تعرضات روز پانزدهم دشمن كه بي كم و زياد نوشته شد. اينك با زباني ساده توجه هموطنان عزيز را به اين نكته جلب مي نمائيم . كه تمدن انسانيت طرفداري از اقوام ضعيفه نوع خواهي (و) رعايت حقوق بين الملل فقط عبارتي است كه براي مردم بي خبر غيرمطلع استعمال مي كنند.
    معني تمدن امروزي خاصه تمدني را كه انگليسها دعوي دار هستند تاختن به بيچارگان غصب حقوق ضعيفان قتل و غارت بي گناهان پايمال كردن اقوام ضعيفه (و) تصاحب ممالك بي طرف مظلوم به محو نمودن ملل صغيره است . فاش مي گوئيم و در اين گفته خود محتاج به اقامه برهاني نيستيم كه تمدن امروزي را غير از اين معنايي نيست . و انگليسهاي بي حقيقت مظلوم كش مصداق حقيقي اين مدنيت دروغي هستند. حال اي هموطنان عزيز اي برادران غافل تن پرور ايراني ما زنهار فريب اين غدار مظلوم آزار را نخوريد. به عبارات ظاهر فريب مشعشع آنها اعتنا نكنيد. انگليس مي خواهد مملكت شما را تصرف كند ديانت شما را پايمال نمايد قوميت شما را نابود سازد حقوق شما را غصب نمايد (و) شما را مثل هندوستاني و آفريقايي و غيره بنده و اسير خود كند. انگليس را اگر قصدي و غرضي نيست به مملكت ما چه سر و كاري دارد. چرا دولت ما را به وسيله بعضي از وطن فروشان بي دين بازيچه و آلت خود قرار داده صفحه ايران را مورد تاخت و تاز بي رحمانه خود نمود. ما كه با انگليسها تعرضي نداشتيم . ما كه تجاوز به حقوق آنها ننموده ايم . به خانه ما آمدن ودست تعرض به جان و مال و ناموس ما دراز كردن غير از مظلوم آزاري و عاجزكشي محمل ديگر دارد
    اكنون ما فدائيان گيلان در مقابل اين دشمن حقيقي ايرانيان براي حفظ وطن و ناموس و ديانت و همه چيز خود مقاومت كرده و دفاع مي كنيم و براي بيداري شماها نيز حقيقت امر را مي نويسيم . اگر شماها نيز عمل نكرده و فريب اين دولت حق كش را بخوريد و از اداي وظايف خود تقاعد ورزيد در پيشگاه خداوندي و حضرت پيغمبر خاتم (ص ) شرمسار و مورد لعن تاريخي وطن و اخلاف خود خواهيد بود.
    خلاصه اين كه هيات اتحاد اسلام و سران و اعضاي صادق و متعهد نهضت جنگل از پيشروان تفكر اتحاد اسلامي و مبارزه جهاني با استكبار و استعمار غرب بودند يقينا اگر توسط مزدوران و عوامل داخلي استعمار كودتايي در اين نهضت رخ نمي داد و اعضاي اصيل و روحاني هيات اتحاد اسلامي منزوي و خانه نشين نمي شدند افق هاي جديدي در جهان اسلام گشوده مي شد و جوامع اسلامي اكنون چشم انداز ديگري داشت ولي مزدوران داخلي استكبار مثل هر زمان ديگر ابتدا لباس دوست به تن كردند و سپس در فرصت مناسب به اختلاف افكني و زمزمه هاي ناميمون پرداختند و سرانجام نهضتي را كه بامجاهدت علما و بزرگان تا مرز فتح تهران و آزادسازي كشور از يوغ استعمار پيش رفته بود دچار اختلاف و شكست كردند و راه را براي تحقق اهداف شوم بيگانگان هموار ساختند.
    علي وزوايي
    سران نهضت جنگل و هيات اتحاد اسلام : ما قبل از هر چيز طرفدار استقلال ايرانيم . ما به نام اتحاد اسلام قيام كرديم و مي گوييم در اين زمان كه تشتت كلمه و اختلاف اسلاميان را به دست دشمن عمومي ذليل و زبون كرده است مسلمانان نبايد به جان هم بيفتند و مجال سواستفاده دشمن را فراهم كنند. ما از استقلال ممالك اسلامي خرسنديم و از تزلزل استقلال آن ها متاثر مي شويم .
    بيانيه نهضت جنگل و هيات اتحاد اسلام : تمدن و انسانيت و طرفداري از حقوق ملل كه انگليس از آن سخن مي گويد الفاظ و عباراتي براي فريب مردم بي خبر است . معني تمدني كه انگليس از آن سخن مي گويد با تاختن به بيچارگان غصب حقوق ضعيفان قتل و غارت بي گناهان و تصاحب ممالك ضعيف برابر است . بنابراين اي هم وطنان عزيز فريب اين غدار مظلوم آزار را نخوريد و به الفاظ و عبارت هاي مشعشع آن ها اعتنايي نكنيد. انگليس مي خواهد مملكت شما را تصرف كند و ديانت و قوميت شما را نابود سازد.

  • *****
    تقويم تاريخ


  • 7 ربيع الثاني 634 هـ . ق
    قطب الدين محمودبن ضياالدين مسعود كازروني معروف به ملاقطب در كازرون ديده به جهان گشود. قطب الدين محمود ابتدا به تصوف مايل شد ولي در نوجواني پس از مرگ پدر به طبابت گرايش پيدا كرد وي در طول حيات خويش مسافرتهاي متعدد كرد و به هنگام تاسيس رصدخانه مراغه به جمع دانشمندان مراغه پيوست و مدتي با خواجه نصيرالدين به سربرد. او پس سفري كه به قونيه سيواس مصر و شام كرد در سال 696 ه' ق به تبريز بازگشت .
    قطب الدين محمود آثار متعددي دارد كه برخي از آنها عبارتند از : دره التاج نهايت الادراك شرح قانون ابن سينا و مفتاح العلوم سكاكي و حكمه الاشراق سهروردي .
    7 ربيع الثاني 1230 هـ . ق
    دومين شورش صربستان عليه امپراطوري عثماني آغاز شد. اين شورش ابتدادر « تاكاويه » به رهبري « ميلوش اوبرنويچ » رخ داد. سپس در همه صربستان گسترش يافت .
    پس از درگيري هاي متعددي كه بين صربها ونيروهاي عثماني روي داد سرانجام پيمان صلحي ميان طرفين منعقد گرديد. به موجب اين پيمان صربستان به عنوان يك امارت تابع عثماني به رسميت شناخته شد و اجازه تاسيس مجمعي از نمايندگان به صربها داده شد. امپراتوري روس از دولتهايي بود كه به شورش ملل تابع امپراتوري عثماني دامن مي زد و سعي مي كرد امپراتوري عثماني هرچه بيشتر محدود و ضعيف گردد.