
وقتي با جوانان هستم و در محيط جوان قرار دارم
احساس من مثل احساس كسي است كه در هواي صبحگاه
تنفس مي كند; احساس تازگي و طراوت مي كنم . آن چيزي هم
كه معمولا در ملاقات با جوانان اول بار به ذهن من مي زند و
بارها به آن فكر كرده ام
اين است كه آيا اينها خودشان مي دانند
كه چه ستاره يي در جبينشان دارد مي درخشد من اين ستاره را
مي بينم ; اما آيا خودشان هم مي بينند ستاره ي جواني
چيز
بسيار درخشان و خوش طالعي است . اگر جوانان اين چيز
قيمتي و بي نظير را در وجود خودشان حس كنند
فكر مي كنم
كه ان شاالله از آن خوب استفاده خواهند كرد.
(از سخنان رهبر معظم انقلاب در ديدار با جوانان
1377
2
7 )

*****
تمثيل
دندانه هاي شانه
|
از نبي اكرم حضرت محمد(ص ) نقل است :
« همه مردم
از آدم تا امروز
همانند دندانههاي شانه با
يكديگر يكسانند. عرب را بر فارس فضيلتي نيست و سرخ
پوستان بر سياهان تفوق و برتري ندارند. تنها معيار برتري
تقوا و پاكي و درستكاري است . »
رسول گرامي اسلام (ص ) با اين سخن آميخته با تمثيل و
تشبيه
بر تمام برتري طلبي هاي ناشي از گرايشات نژادپرستي و
ناسيوناليستي كه موجب تفرقه و تشتت و تنش و ستيز بين
آدميان مي شود خط بطلان مي كشد و همه انسانهاي روي زمين
را به اين « حقيقت » توجه مي دهد كه خالق و آفريننده جهان
مظهر رحمت و فيض و محبت نسبت به همه بندگان خويش
مي باشد و كساني را شايسته و نيك و والا مي داند كه به تقوا و
پاكي و درستكاري گرايش دارند
كه « بشريت » از حضرت آدم
كه پدر همه انسانهاست به وجود آمده است و هرگز نژاد و رنگ
پوست و مليت ـ چه سياه و سفيد
چه سرخ و زرد
چه انسان
غربي و شرقي و چه مليتهاي ترك و فارس و كرد و عرب ـ معيار
و ملاك برتري نخواهند بود.

*****
جوانان و آدرس هاي اشتباه !
|

حضور « جوانان » در عرصه هاي فعاليت هاي فرهنگي و
سياسي و اجتماعي
يك نياز و ضرورت انكارناپذير و نويدگر
آينده روشن و پر نشاط جامعه اسلامي است .
طراوت و رونق صحنه ها و مياديني كه تلاشهاي فرهنگي و
سياسي در آنها متجلي مي شود
با حضور فعال و نقش آفرين
جوانان پيوند و ارتباط مي يابد و چنانچه عواطف و احساسات
پاك و انرژي هاي سرشار جوانان كه پشتوانه هاي عزت و اقتدار
كشور محسوب مي شوند
از صحنه ها و عرصه هاي حيات جمعي
حذف شوند
آنچه مي ماند ركود و سردي و ضعف و تزلزل است .
حضور ارزشمند جوانان در عرصه هاي فعاليت هاي فرهنگي
و سياسي از موهبت هاي بزرگ الهي است كه شايسته شكر و
سپاس به درگاه حضرت پروردگار مي باشد و تمناي تداوم اين
حضور و نقش آفريني را از درگاه كبريائي اش ضروري مي سازد.
اصلي ترين و زيباترين جلوه شكرگذاري به درگاه خداوند
متعال اين است كه نعمت هاي او را در جايگاه هاي خود و به طور
شايسته به بهره برداري برسانيم . هر نعمت و موهبتي كه درست و
صحيح مورد استفاده قرار گيرد
شكرگذاري شده است و
خداوند با اين « سپاس عملي »
بر نعمتها مي افزايد و از زوال آنها
جلوگيري مي كند.
شكرگذاري شايسته و خداپسندانه ما درباره حضور پرنشاط
جوانان در صحنه هاي فعاليت هاي فرهنگي و سياسي اين است كه
از نعمت وجود آنان بهره برداري بهينه كنيم و در جهت دهي هاي
سالم و تغذيه هاي فرهنگي و سياسي شايسته و مطابق با مباني و
ارزشهاي والاي اسلامي
قصور روا مداريم .
جوان امروز تشنه حقيقت است و شيفته معنويت زلال .
گرايش جوانان به اسلام وتمسك به حبل متين دين و عطش
فراگير آنان براي يادگيري و تبعيت از الگوهاي عملي
مسئوليت
ما را در تغذيه سالم آنان مضاعف مي سازد. اين مسئوليت داراي
ابعاد مختلف است كه از مهم ترين و حياتي ترين آنها
تبيين
صحيح تعاليم و آموزه هاي ديني با جرعه گيري از چشمه سار زلال
وحي و تعاليم ناب قرآن كريم و انديشه هاي پاك ائمه دين (ع )
مي باشد.
با توجه به جامعيت اسلام و قوانين و دستورالعملهاي متقن
و حياتبخش آن در تمام شئون حيات مادي و معنوي
مشخص
است كه فعاليت هاي جوانان در عرصه هاي فرهنگي و سياسي
بايد در چه « جهت » و با چه « انگيزه » ها و « هدف » هاي پاك و
والايي تحقق پذيرد.
متاسفانه آنچه امروز در جامعه ما به عنوان تغذيه فرهنگي و
سياسي جوانان توسط بسياري از روزنامه ها و احزاب و
جمعيت ها و بعضي از مراكز دولتي و غيردولتي صورت مي گيرد
با آموزه هاي وحي الهي و تعاليم و قوانين اسلام انطباق و
سازگاري ندارد.
اين تحركات و تغذيه هاي فكري و سياسي
بيش از آنكه با
فرهنگ و معارف اسلامي همخواني داشته باشد
با فرهنگ غرب
انطباق دارد و به جاي پاسخگويي به نيازهاي فطري جوانان و
سيراب كردن روحهاي عطشناك آنان ـ كه از همه سو در
جستجوي حقيقت اسلام هستند و آماده جرعه نوشي از آبشخور
زلال دين ـ به جداكردن آنان از اسلام و زلال معنويت قرآن
مي انجامد!
شگفت انگيز اين كه اين جهت دهي ها و تغذيه هاي فرهنگي و
سياسي به نام « اسلام » و به عنوان « قرائت هاي مختلف از دين »
صورت مي گيرد! حال آن كه اسلام پوششي است براي مخفي
ماندن اغراض و مطامع واهداف ناسالم جريان هاي فكري و
سياسي ناسالمي كه سنگ « غرب » را به سينه مي زنند و دلباخته و
شيداي بي قرار جلوه هاي منحط فرهنگ و ارزشهاي غربي
مي باشند!
اين جريان ها آن چه را به عنوان برداشت از اسلام به نسل
جوان عرضه مي دارند توجيه گر اهداف غيراسلامي خود مي كنند
و از اين طريق به انگيزه هاي سياسي خويش در به قبضه درآوردن
قدرت و تكيه بر اريكه هاي رياست و مقام به منظور مقابله با
حكومت ديني و انتقال رهبري به روشنفكران غرب گرا
دست
مي يابند.
ما يافته هاي ناهمخوان با حقيقت اسلام و القا آنها به نسل
جوان را « آدرس هاي اشتباه » مي دانيم كه در نهايت به تحير و
سردرگمي و انحطاط جوانان اين مرزوبوم مي انجامد.
اين آدرس هاي اشتباه اگرچه نسل جوان را به « مقصد » و
« منزل » نمي رساند
مطامع و اهداف ناسالم جريان ها و گروههاي
غرب گرا را به طور كامل تامين مي نمايد و خواسته هاي ناحق آنان
را برآورده مي سازد.
آنچه در اين ميان تاسف انگيز است
بازي خوردگي گروهي
از جوانان است كه به طور ناخودآگاه در دامهاي فريب اين
جمعيت ها و گروهها گرفتار مي آيند و پل عبور آنان براي نيل به
مقاصد ضدانساني قرار مي گيرند.
« آزادي غربي » كه براساس آن هيچ محدوديتي براي انسان در
ارضاي تمايلات و خواهشهاي سيري ناپذير نفساني قائل
نمي شود و از « شرع » و « عقل » عبور مي كند و با به فساد كشيدن
نسل جوان
اهداف سياسي قدرتهاي استعماري غرب از جمله
« آمريكا » را تحقق مي بخشد
يكي از اين آدرس هاي اشتباه است .
« دموكراسي غربي » كه امروز آميخته اي است از اصول و
روشهاي « ماكياوليسم » و مطامع قدرتهاي سياسي غرب و
بهانه اي براي تعدي به كشورهاي ضعيف
آدرس اشتباه ديگري
است كه جريان ها و احزاب غرب گرا به نسل جوان ما مي دهند.
« مردم سالاري غربي » ـ كه حكومت منهاي دين و در نقطه
مقابل نظام اسلامي ما و در تقابل با جايگاه رفيع و نقش تعيين
كننده « مردم » در نظام سياسي و حكومتي اسلام مي باشد ـ
سومين آدرس اشتباهي است كه به جوانان داده
مي شود.
اگرچه در فرصت هاي مناسب درباره اين موضوعات بيشتر با
جوانان سخن خواهيم گفت
لكن كنكاش و جستجو و مطالعه و
تحقيق براي يافتن « راه روشن حق » از « بيراهه هاي فسادانگيز »
وظيفه و مسئوليتي است كه در همه شرايط بر دوش « جوانان »
سنگيني مي كند.
جهت دهي هاي ناسالم جوانان كه به نام
« اسلام » و به عنوان « قرائت هاي مختلف از
دين » صورت مي گيرد
پوششي است براي
مخفي ماندن اغراض و مطامع جريان هاي
فكري و سياسي ناسالمي كه سنگ « غرب » رابه
سينه مي زنند و دلباخته و شيداي بي قرار
جلوه هاي منحط فرهنگ و ارزشهاي غربي
مي باشند.
طراوت و رونق صحنه ها ومياديني كه
تلاشهاي فرهنگي و سياسي در آنها متجلي
مي شود
با حضور فعال و نقش آفرين جوانان
پيوند و ارتباط مي يابد و از همين رو بايد از
آنان بهره برداري بهينه و الهي شود و « ابزار »
و « پل عبور » قرار نگيرند!
« آزادي غربي » هيچ محدوديتي براي
انسان در ارضاي تمايلات و خواهشهاي سيري
ناپذير نفساني قائل نمي شود و از « شرع » و
« عقل » عبور مي كند و با به فساد كشاندن نسل
جوان
اهداف سياسي قدرتهاي استعماري
غرب از جمله « آمريكا » را تحقق مي بخشد.

*****
نماز
|
همه جا را سكوت پر كرده
من به نرمي نماز مي خوانم
نور مهتاب روي سجاده ست
لحظه اي سر به مهر مي مانم
با صدايم كه رنگ مهتاب است
آسمان را ز دور مي شنوم
دوست دارم ز روي سجاده
با صدايم به آسمان بروم
شاپركهاي شاد چشمانم
مي نشينند روي مهر نماز
بوي مهتاب را كه مي شنوند
مي كنند عاشقانه راز و نياز
بوي مهتاب مثل بوي نسيم
از لب پشت بام مي گذرد
ماه آرام و نرم مي آيد
از لب من
تمام مي گذرد
مي نشينند روي احساسم
شاپركهاي شاد چشمانم
همه جا را سكوت پر كرده
من به نرمي نماز مي خوانم
جعفر ابراهيمي (شاهد)

*****
سخن حق از زبان طفل هفت ساله
|
هفت سال از عمر حضرت محمد(ص ) سپري مي شد. روزي
به مادرش حليمه سعديه گفت :
برادرانم كجا هستند
مادرش جواب داد :
فرزند عزيز
آنان گوسفنداني را كه خداوند به بركت وجود
تو به ما مرحمت كرده است
به چراگاه برده اند.
پيامبر(ص ) ناراحت شد و گفت :
مادر
درباره من به انصاف رفتار ننمودي .
مادر با تعجب و شگفتي پرسيد :
چرا
محمد(ص ) در پاسخ گفت :
آيا سزاوار است كه من در سايه خيمه باشم و شير بنوشم
و برادرانم در بيابان در برابر آفتاب سوزان باشند

*****
پاسخ تهي دست
|
تهي دستي براي رفع نياز به در خانه اي رسيد و آن را به صدا
درآورد.
دختر كوچكي درب را گشود. تهي دست مقداري نان طلب
نمود.
دخترك گفت : نيست .
گفت : هيزمي بياور.
دخترك گفت : نيست .
گفت : پاره اي نمك .
دخترك گفت : نيست .
گفت : كوزه اي آب .
دخترك گفت : نيست .
گفت : مادرت كجاست
دخترك گفت : به عزاداري خويشاوندان رفته است .
تهي دست گفت : اينگونه كه من حال و وضعيت خانه شما را
مي بينم 10 خويشاوند ديگر لازم است كه به عزاداري شما
بيايند!

| | | | | |