روزنامه جمهوري اسلامي 13/03/1382 صفحه سياسي

  • صهيونيزم فلسطين وانتفاضه در كلام امام
  • امام در كلام سياسيون جهان
  • *****
    صهيونيزم فلسطين وانتفاضه در كلام امام





  • علي رنجبر كرماني
    در تاريخ معاصر ايران مساله فلسطين از همان اوان پيدايش در افكار و اذهان ملت مسلمان و نيز در صحنه سياسي و اجتماعي كشور مطرح بوده است . برخي تصور مي كنند كه طرح مساله فلسطين در صحنه سياست و اجتماع ايران با انقلاب اسلامي همزمان است در پاسخ بايد گفت كه هر چند از بدو تاسيس جمهوري اسلامي قضيه فلسطين بعد و اهميت ويژه اي در سياست خارجي كشور پيدا كرد اما همان طور كه در آغاز سخن بدان اشاره رفت تاريخ طرح مساله فلسطين در ايران همزمان با تاريخ پديد آمدن خود « مساله » است .
    اين موضوعي بسيار مهم و اشاره بدان سخت لازم است . چرا كه صهيونيزم جهاني اسرائيل و نيز مخالفان جمهوري اسلامي به شدت اصرار مي ورزند كه ايران پس از تاسيس جمهوري اسلامي رويكردي ضد صهيونيستي و ضد اسرائيلي پيش گرفته پيش از آن مردم ايران هيچ مخالفتي با صهيونيزم و اسرائيل نداشته اند و اصولا به موضوع فلسطين فكر نمي كرده اند يكي از دلايل اين امر مي تواند تبرئه سياست خائنانه و ضد اسلامي نظام سلطنتي پيشين ايران باشد كه عليرغم تمايل ملت مسلمان ايران با قبول مزدوري آمريكا به طور همه جانبه اي از اسرائيل حمايت و به ملت مظلوم فلسطين خيانت مي كرد.
    شدت گرفتن مساله فلسطين با تشديد و وخامت اوضاع داخلي ايران همزمان بود . در سال 1947 كه جنگ ميان دستجات تروريستي صهيونيستي و مدافعان عرب و فلسطيني روز به روز شدت بيشتري مي گرفت كشور ايران تازه از ماجراهاي اشغال پس از جنگ جهاني دوم بيرون آمده بود. آذربايجان و كردستان كه در اثر تحريكات تجزيه طلبانه نيروهاي چپ مدتي از پيكر ايران جدا شده بودند دوباره به خاك اصلي كشور پيوستند. در همين سال مساله نفت كه تا سالها بعد يكي از مهمترين مسايل سياسي و اجتماعي ايران بود مطرح شد نيروهاي ملي و مذهبي ايران مجبور بودند در دو جبهه با انحراف فكري چپ و ارتجاع راست كه مورد حمايت دربار وانگلستان و آمريكا بود مبارزه كنند. با همه اينها در همان سال 1326 به محض صدور قطعنامه تقسيم فلسطين از سوي سازمان ملل ملت مسلمان ايران مساله فلسطين را در صدر جدول برنامه هاي مبارزاتي خويش قرار داد و به دعوت مرحوم آيت الله سيد ابوالقاسم كاشاني كه در آن زمان از رهبران مذهبي ايران بود سي هزار تن از مردم تهران دست به تجمع اعتراض آميزي زدند كه باتوجه به جمعيت آن روز تهران خيره كننده بود.
    در سال 1327 (1948 ) ايران همچنان در آتش مبارزات داخلي مي سوخت قضيه نفت ابعاد جدي تر و مهمتري به خود گرفت و پس از ترور شاه در دانشگاه تهران فشار بر نيروهاي ملي و مذهبي تشديد شد. اما گويا قضيه فلسطين براي ايرانيان قضيه اي « داخلي » محسوب مي شد. تا آنجا كه پس از اولين جنگ اعراب و اسرائيل مساله فلسطين به موضوع روز سياست ايران تبديل شد و هزاران تن از مردم تهران تظاهرات كردند. گروه شجاع فدائيان اسلام به رهبري شهيد نواب صفوي اقدام به ثبت نام از داوطلبان براي اعزام به جبهه كرد و هزاران نفر آمادگي خود را براي رفتن به جبهه و كمك به برادران مسلمان فلسطين خود اعلام و اقدام به ثبت نام كردند كه دولت وقت در همسويي با سياست هاي آمريكا و انگلستان از اعزام آنها جلوگيري كرد. مرحوم آيت الله خوانساري از مراجع تقليد وقت اين حركت فدائيان اسلام را تاييد و پشتيباني كرد. مرحوم آيت الله بروجردي كه اصولا به شكل علني و آشكار در مسايل سياسي دخالت و اظهار نظر نمي كرد نيز در اين مورد سنت هميشگي خود را شكست و عليه صهيونيزم اعلاميه اي صادر كرد. متاسفانه در اقدامي خيانت بار و در شرايطي كاملا مخفي كه مدت ها بعد ملت و افكار عمومي ايران از آن آگاه شد با پرداختن مبلغي رشوه از سوي سرمايه داران صهيونيست به نخست وزير وقت دولت ايران رژيم تازه تاسيس اسرائيل را به صورت « دوفاكتو » به رسميت شناخت كه از ترس عكس العمل ملت هرگز جرات نكرد اين مطلب را علنا ابراز كند.
    پس از كودتاي آمريكايي ـ انگليسي 28 مرداد و برقراري نظام استبدادي سلطنتي متكي به آمريكا روابط رژيم شاه با دولت صهيونيستي رو به توسعه گذاشت هر چند كه اين توسعه روابط همچنان حالت مخفيانه داشت و سفارت رژيم صهيونيستي در تهران از ترس خشم ملت مسلمان هيچ گاه نتوانست تابلوي خود را بر ديوار ساختمان سفارت خود نصب كند در فاصله سال هاي 1332 تا 1341 در اثر برقراري جو اختناق آميز نيروهاي مذهبي ايران يا مجبور شدند كه در كنج انزوا نظاره گر فجايعي كه بر ملت ايران مي رفت باشند و يا به اقدامات مخفي ـ و در نتيجه كم اثر روي آورند.
    با درگذشت آيت الله بروجردي در فروردين 1340 رژيم شاه با فراغ بال بيشتري در صحنه سياست داخلي و خارجي آغاز به يكه تازي كرد در فاصله كمي به توسعه روابط با رژيم صهيونيستي پرداخت و باتوجه به برنامه استعماري و خيانت بار انقلاب سفيد و اصلاحات ارضي پاي جاسوسان صهيونيستي را به عنوان كارشناس و مستشار كشاورزي و زراعي به ايران باز كرد اما ناگهان با پديده اي مواجه شد كه هرگز فكرش را نمي كرد و براي مقابله با آن برنامه و چاره اي از پيش نينديشيده بود در صحنه رهبري مذهبي و سياسي ايران چهره مردي تاريخ ساز و مصمم رخ نمود. در اولين تنش و چالشي كه ميان ملت و دولت پس از درگذشت آيت الله بروجردي برسر قضيه انجمن هاي ايالتي و ولايتي پيش آمد ملت ايران گمشده ساليان دراز خود را در شخصيت حضرت آيت الله العظمي امام خميني يافت و به سرعتي وصف ناشدني رهبري تاريخ ساز ايشان از سوي توده هاي ايراني با اشتياق پذيرفته و تثبيت شد.
    امام خميني از همان آغاز با حمله به رژيم صهيونيستي و هدف قرار دادن روابط رژيم شاه با دولت صهيونيستي پرداختن به قضيه فلسطين را وجهه همت خود قرار داد به طوري كه باتوجه به شرايط داخلي ايران و رويارويي مستقيم حضرت امام با شخص شاه و دولت مطيع اوامر شاه تاكيد حضرت امام بر خطر اسرائيل براي همگان اعجاب آور بود. آن روزها براي اولين بار يك رهبر سياسي و مذهبي ايران سياست هاي اسرائيلي و ضد فلسطيني شاه را هدف حمله خود قرار مي داد . امام در ارديبهشت 1342 در بيانيه اي فرمودند : « خطر اسرائيل براي اسلام و ايران بسيار نزديك است . پيمان با اسرائيل در مقابل دول اسلامي يا بسته شده يا مي شود لازم است علماي اعلام و خطباي محترم ساير طبقات را آگاه نمايند كه در موقعش بتوانيم جلوگيري كنيم . » اين سخنان امام در واقع واكنشي بود به درخواست رژيم شاه كه از روحانيون و علماي اسلامي خواسته بود تا درباره خطر « اسرائيل » صحبت نكنند. چند روز بعد نيز امام در بيانيه اي فرمودند : « من به سران ممالك اسلامي و دول عربي و غير عربي اعلام مي كنم علماي اسلام و زعماي دين و ملت دين دار ايران و ارتش نجيب با دول اسلامي برادر است و در منافع و مضار همدوش آنهاست و از پيمان با اسرائيل دشمن اسلام و دشمن ايران متنفر و منزجر است . اينجانب اين مطلب را به صراحت گفتم بگذار عمال اسرائيلي به زندگي من خاتمه دهند. » اين جملات در حالي ميان مردم تكرار مي شد كه امام چندي بعد بار ديگر تاكيد كردند : « خطر اسرائيل و عمال ننگين آن اسلام و ايران را تهديد به زوال مي كند. »
    از اين به بعد مساله فلسطين و خطر اسرائيل به يكي از محورهاي اساسي سياست مبارزاتي امام خميني تبديل شد. امام حل مساله فلسطين رادر چارچوب اتحاد تمام مسلمانان امكانپذير مي دانستند . در تاريخ 43 6 18 در بياناتي فرمودند كه : « فلسطين مغصوب است يهود را بيرون كنيد از فلسطين ! » و دو ماه بعد سران كشورهاي اسلامي را اين گونه به اتحاد و وحدت در برابر مساله فلسطين فرا خواندند : « اگر وحدت كلمه خودشان را حفظ كنند... اگر اينها توحيد كلمه كنند ديگر يهود به فلسطين طمع نمي كند... اگر توحيد كلمه كنيد يك مشت يهود دزد چطور مي توانند فلسطين را از دست شما بگيرند و مسلمين را از فلسطين بيرون كنند و نتوانيد هيچ كاري بكنيد »
    براساس مدارك موجود امام خميني از همان زمان اسرائيل را خطري بزرگ براي تمام ملت ها و دولت هاي منطقه مي دانستند. حوادث ساليان بعد نشان داد كه آن مرد بزرگ چگونه جلوتر از زمان مي انديشيده و آينده را مي ديده است . اين مطلب از پيام امام به ملت و دول اسلامي در 46 3 18 به خوبي آشكار است : « ... مي خواهند با ايجاد نفاق در بين مسلمين و دولت هاي اسلامي ممالك عزيز ما را در تحت اسارت و استعمار نگه دارند و از مخازن معنوي و مادي آنها استفاده كنند. كرارا دولت ها را به خصوص دولت ايران را از اسرائيل و عمال خطرناك آن تحذير نموده ام . اين ماده فساد كه در قلب ممالك اسلامي با پشتيباني دول بزرگ جايگزين شده است و ريشه هاي فسادش هر روز ممالك اسلامي را تهديد مي كند بايد با همت ممالك اسلامي و ملل بزرگ اسلام ريشه كن شود... كمك به اسرائيل چه فروش اسلحه و مواد منفجره و چه فروش نفت حرام و مخالفت با اسلام است رابطه با اسرائيل و عمال آن چه رابطه تجاري و چه رابطه سياسي حرام و مخالفت با اسلام است بايد مسلمين از استعمال امتعه اسرائيل خودداري كنند » .
    در اين بيانيه به خوبي آشكار است كه امام با آگاهي از نقشه هاي قدرت هاي امپرياليستي غربي اسرائيل را سر پل و پايگاه امن امپرياليسم مي دانستند. سالها گذشت تا نظريه پردازان سياسي و اجتماعي به اين ديدگاه رسيدند و آنچه امروز در ادبيات سياسي جهان درباره اسرائيل به عنوان دولت خوانده مي شود تعبير همين ) Funcional state (كاركردي ديدگاه امام است .
    پيشواي مسلمانان ايران در آبان ماه 1343 پس از ادامه سياست ضد آمريكايي ـ ضد صهيونيستي خود و پس از اعتراض به مصونيت قضايي مستشاران نظامي آمريكا به تركيه تبعيد و يكسال بعد در ادامه تبعيد خود به عراق (شهر نجف ) منتقل شدند. اين بار مبارزات ضد اسرائيلي و ضد صهيونيستي و دفاع حضرت امام از مظلومان فلسطيني در ايران و خارج از ايران انعكاس وسيعي مي يافت و همين موجب جلب توجه مظلومان فلسطيني به ايشان به عنوان يك پايگاه عمده سياسي اسلامي مي شد . در مهر ماه 1347 نماينده سازمان الفتح به ملاقات امام شتافت و با ايشان مصاحبه اي كرد. در آن مصاحبه حضرت امام ضمن تاكيد بر واجب بودن هرگونه كمك به فلسطيني ها اختصاص قسمتي از زكات و وجوه شرعي براي كمك به مجاهدان راه آزادي فلسطين را جايز و بلكه واجب دانستند. در اين فتواي انقلابي و بي نظير براي اولين بار يك مرجع تقليد شيعه چنين جوازي را صادر مي كرد كه حكايت از بينش عميق و نگرش صاحب فتوا به فقه و سياست و پيوند آن دو داشت . در همين مصاحبه امام بار ديگر ضمن تاكيد بر وجود و لزوم هرگونه كمك به مبارزان فلسطيني خواستار ادامه مبارزه ملت مسلمان ايران با عوامل و ايادي صهيونيزم در ايران و وحدت كلمه مسلمانان در برابر اسرائيل شدند.
    امام خميني در پيامي كه براي پشتيباني از ملت فلسطين در تاريخ 1351 8 19 فرستادند فلسطين را در راس مصائب جهان اسلام دانستند و در بيانات پرشوري ضمن دعوت همه مسلمانان به وحدت و مبارزه همه جانبه با اسرائيل و كمك به مبارزان و مجاهدان فلسطيني در بخشي از پيام خود فرمودند : « آيا دولتهاي عربي و ساكنان مسلمان اين مناطق نمي دانند كه با نابودي اين جهاد (جهاد فلسطين بر ضد اسرائيل ) ساير كشورهاي عربي از شر اين دشمن ناپاك روي امن و امان نخواهند ديد » . براي درك عمق دورانديشي و آينده نگري آن رهبر بزرگ كافي است توجه داشته باشيد كه اين پيش بيني سي سال قبل از وقايعي كه اين روزها در خاورميانه اتفاق مي افتد اظهار شده است . امام با تاكيد بر خطر اسرائيل براي تمام منطقه به مثابه پايگاه و سر پل امپرياليسم و به مثابه دولت كاركردي (مامور) امپرياليسم غرب در خاورميانه نفتي و استراتژيك در جنگ چهارم اعراب و اسرائيل در پيامي به سران كشورهاي اسلامي و نيز كشورهاي درگير در جنگ از آنان خواستند تا با تمام قوا در جنگ براي آزادي فلسطين شركت كنند و نوشتند : « سران كشورهاي اسلامي بايد توجه داشته باشند كه اين جرثومه فساد را كه در قلب كشورهاي اسلامي گماشته اند تنها براي سركوبي ملت عرب نمي باشد بلكه خطر و ضرر آن متوجه همه خاورميانه است . نقشه استيلا و سيطره صهيونيزم بر دنياي اسلام و استعمار بيشتر سرزمينهاي زرخيز و منابع كشورهاي اسلامي مي باشد » . اين سخنان امام دقيقا در تاريخ 52 8 16 يعني در حدود سي سال قبل از حمله آمريكا به عراق و بيست و چهار سال قبل از تاليف كتاب « خاورميانه جديد » توسط شيمون پرز نخست وزير و استراتژيست دولت صهيونيستي اظهار شده است .
    در طول سالهاي 1356 و 1357 كه انقلاب اسلامي ايران به اوج خود رسيد مخصوصا در هنگام عزيمت امام خميني به پاريس و اقامت ايران با تمام پيچيدگي ها و دشواريهايي كه داشت يك تنه بر دوش امام سنگيني مي كرد هيچگاه فلسطين از دستور كار و برنامه هاي سياسي امام خارج نشد و امام در هر فرصت ممكن بر نفي اسرائيل غاصب و مظلوميت ملت فلسطين تاكيد مي كردند. در آن دوران امام خميني با كنار گذاشتن هرگونه سياسي كاري و مصلحت انديشي تاكيد كردند كه در صورت پيروزي انقلاب اسلامي نظام جمهوري اسلامي ايران هيچگاه اسرائيل را به رسميت نخواهد شناخت و با تمام قوا و امكانات به ياري فلسطيني ها خواهد شتافت .
    در تاريخ 57 8 20 امام خميني در مصاحبه اي در پاريس فرمودند : « ما دست خود را به سوي كشورهاي عربي كه به مبارزات خود عليه اسرائيل ادامه مي دهند دراز كرده و هميشه پشتيبان آنان در مقابل اسرائيل بوده ايم » در تاريخ 57 9 10 نيز در مصاحبه با خبرنگاران آمريكايي فرمودند : « ما اسرائيل را رد خواهيم كرد و هيچ رابطه اي با او نخواهيم داشت او دولت غاصب است و با ما دشمن » . همين مطلب در ديگر مصاحبه هاي انجام شده با خبرنگاران غربي تاكيد و تكرار مي شد.
    پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران در 22 بهمن 1357 اولين شخصيت خارجي كه وارد ايران شد ابوعمار ياسر عرفات بود كه به فاصله چند روز قدم در خاك ايران گذاشت . در اين ديدار ياسر عرفات با استقبال بي نظير ملت مسلمان ايران روبرو شد و حضرت امام خميني در ديداري مفصل و طولاني به عرفات سفارش كردند كه با اتكا به نيروي ايمان توده ها توكل بر خدا و بدون حساب كردن روي كمك قدرتهاي خارجي به مبارزه براي آزادي فلسطين ادامه دهد. پيروزي انقلاب اسلامي ايران با مواضع شناخته شده رهبر انقلاب در برابر مساله فلسطين روح تازه اي به كالبد ملت مسلمان فلسطين و ساير ملتهاي مظلوم و ستمديده جهان دميد; به خصوص ملت فلسطين كه پس از طي دوران طولاني مبارزه از طريق سازمانهاي مسلح و معتقد به ايدئولوژي هاي چپ و ناسيوناليستي با ارزيابي عملكرد رهبران سنتي و مشاهده حادثه بزرگ انقلاب اسلامي به تدوين تجارب خود پرداخته و راه اصلي كه همان راه « اسلام » و « شهادت » بود را در دستور كار خود قرار داده بود.
    همزمان با اين تحول بزرگ دروني در مساله فلسطين يك تحول خارجي نيز رخ داد كه بدون شك تحت تاثير انقلاب اسلامي ايران نبود. روند سازش كه با قرارداد كمپ ديويد آغاز شده بود در واكنشي انفعالي از سوي امپرياليسم آمريكا و صهيونيزم شتاب گرفت . از سوي ديگر نيز آمريكا و اسرائيل از ترس اين كه مبادا ايران فرصت پيدا كرده و در جهت مواضع و مواقف رهبري انقلاب دست به اقدامات عملي زند صلاح خود را در اين ديدند تا نظام نوپا را در چند جبهه درگير و سرگرم كنند. از اينرو جمهوري اسلامي ايران در داخل با كارشكني گروههاي چپ و ضدانقلاب و تجزيه طلب مواجه شد و پس از شكست اين توطئه ارتش عراق را در مقابل خود ديد كه در اقدامي خيانت بار و در نوكري و همگامي با صهيونيزم بين الملل به ايران حمله كرد تا با تحميل هشت سال جنگ به جمهوري اسلامي ايران و درگير كردن دو ارتش بزرگ ايران و عراق در نبرد با يكديگر بزرگترين خدمت را به آمريكا و اسرائيل ارايه دهد.
    رهبر بزرگ انقلاب اسلامي نيز با هوشياري كامل و آگاهي از همين توطئه ابرقدرتها همواره تاكيد مي كردند كه ضدانقلاب داخلي و صدام هر دو در جبهه آمريكا و اسرائيل قرار دارند و ايران در حقيقت تاوان مخالفت خود را با آمريكا و صهيونيزم مي پردازد.
    بررسي تاريخي آن دوران نشان مي دهد كه با وجود تمام مشكلات داخلي و جنگ تحميلي خارجي سياست حمايت از فلسطين عدم شناسايي اسرائيل و كمك جمهوري اسلامي ايران به مبارزان فلسطيني همچنان در طول آن سالها از سياستهاي اصلي امام خميني و انقلاب اسلامي ايران بوده است . در اولين ماه رمضان پس از پيروزي انقلاب اسلامي امام خميني آخرين جمعه ماه رمضان هر سال را « روز قدس » اعلام كرد و با اين كار خود به قضيه فلسطين ابعاد بين الملل اسلامي بخشيد. شايد اگر انقلاب اسلامي در برابر انبوه توطئه هاي داخلي و جنگ بزرگ هشت ساله اي كه طي آن تقريبا تمام دنيا در برابر ايران شتاب آلود سازش قضيه فلسطين براي هميشه به قضيه اي فراموش شده تبديل مي شد. اما سرسختي و پافشاري حضرت امام و مقاومت قهرمانانه ملت ايران همه اين توطئه ها را خنثي كرد. با شروع پيروزيهاي ايران در جنگ و تاكيد حضرت امام بر دفاع از ملت مظلوم فلسطين دوراني آغاز شد كه طي آن ملت فلسطين با روحيه اي سرشار از اميد راه تازه اي را تجربه كرد; راه مبارزه مستقل و مبتني بر اسلام و دل كندن از اتكا و توكل به ديگران ; به خصوص كه حضرت امام در برابر تحركات سازش طلبانه و وعده و وعيدهاي آمريكا دست به افشاگري مي زد و با محكوم كردن هرگونه طرحي كه متضمن شناسايي اسرائيل بود پيشاپيش آنها را به شكست مي كشاند.
    به رغم تمام اين مسائل در نوامبر 1987 (1366 ) در شهر امان پايتخت اردن سران عرب تشكيل جلسه دادند. همانان كه امام خميني بارها به وحدت كلمه در برابر اسرائيل دعوتشان كرده بود براي اولين بار در تاريخ برگزاري كنفرانس سران عرب اولويت را از مسائل فلسطين برداشتند و با فراموش كردن اسرائيل از ايران به عنوان دشمن اعراب ياد كردند. بي جهت نبود كه نزديك به سي سال مرد بزرگ دوران ساز تاريخ از سران رژيم هاي مزدور چون ايادي اسرائيل ياد مي كرد. اما چون او با « خدا » بود پس « خدا » هم با او بود. نتيجه چنين قطعنامه خائنانه و ناجوانمردانه اي اين شد كه به قول يكي از رهبران جهاد اسلامي فلسطين يعني شيخ سيد بركه « وقتي كه در كنفرانس امان براي نخستين بار اولويت از مساله فلسطين گرفته و به مسايل ديگر داده شده فلسطيني چون كسي را نديد كه بتواند روي آن حساب كند به خود آمد و با تكيه بر مهمترين سلاح تاريخ يعني اراده و ايمان مبارزه خود را شروع كرد » .
    مبارزان فلسطيني كه راه ايمان به خدا و اتكا به تعاليم مقدس اسلام را به جاي تكيه به رهبران و قدرت ها انتخاب كرده بودند پس از شهادت شماري از مبارزان و مجاهدان وابسته به گروه هاي اسلامي در تاريخ 16 اكتبر 1978 بپا خاستند اهالي منطقه شجاعيه به تشييع جنازه شهداي اسلامي پرداختند و جمعيت انبوهي كه تا آن زمان فلسطين به خود نديده بود گردهم آمدند. اين تظاهرات عظيم بلافاصله به مناطق ديگر نيز سرايت كرد روندي كه به قيام مردم مسلمان ايران در شهرهاي قم و تبريز در سال 1356 شباهت داشت . چندي نگذشت كه تظاهرات تقريبا سرتاسر فلسطين اشغالي را در برگرفت و توده هاي مسلمان با سنگ و تير كمان به روح و جسم دژخميان صهيونيست ضربات كاري وارد آوردند بدين ترتيب پديده اي در فلسطين شكل گرفت كه نام خود را تحت عنوان « انتفاضه » در تاريخ مبارزات مظلومان عليه مستكبران جاودان ساخت . كم كم ايدئولوژي اين انقلاب جديد نيز مشخص شد پلاكاردهاي « لااله الاالله » و « الله اكبر » عقيده انتفاضه را آشكار مي ساخت شعارهاي « بالروح بالدم نفد يك يا شهيد » استراتژي آن را مشخص مي كرد و از آن بالاتر و در يك كلام شعار « بوركت يا خميني يا لوحه الجهاد في اثر الحسين » از خميني و حسين و منبع الهام بخش انتفاضه سخن مي گفت . امام تاثير خود را گذاشته بود...
    فلسطين در كلام امام
    نگاهي به عملكرد موضع گيري ها و فرمايشات امام راحل نشان ميدهد كه فلسطين در كلام ايشان از جايگاهي خاص برخوردار بوده و مختصاتي قابل تامل داشته است . چارچوب اصلي مفهومي فلسطين در كلام امام به شرح زير قابل دسته بندي است :
    1 ـ كلام امام از هرگونه ويژگي يهود ستيزانه و ضديت با به دور است : امپرياليست ها و) Anthi Semitsm (يهوديان صهيونيست ها همواره هر كس را كه در برابر مظالم و جنايات آنها قد علم كند به ضديت با يهود و يهود ستيزي متهم مي كنند تا با سوق دادن عواطف و احساسات به سوي يهوديان واقعيت را منحرف و مخالفان خود را شانتاژ كنند. كلام امام خميني كاملا از جوهر يهود ستيزانه خالي است آن كه مورد حمله امام خميني است « صهيونيست » است و نه « يهودي » حضرت امام در موارد مكرر از جمله در چند ديدار با نمايندگان اقليت يهودي بر اين نكته حساس پاي فشرده اند.
    2 ـ كلام امام خميني ضد صهيونيستي است : امام صهيونيزم را پديده اي ضد بشري مي دانند و از اسرائيل به عنوان پايگاه عمده ساخته صهيونيست ها براي خدمت به منافع امپرياليسم غرب ياد كرده اند. در اين زمينه پيش بيني هاي امام خميني درباره نقشه هاي صهيونيزم براي منطقه خاورميانه اعجاب انگيز است .
    3 ـ كلام امام خميني ضد آمريكايي و ضد امپرياليستي است : از ديد امام خميني وجود اسرائيل و تاسيس آن دولت يك توطئه امپرياليستي بين المللي براي غارت و چپاول منابع سرشار منطقه خاورميانه بوده است و اسرائيل جز يك دولت نيست . ) Functional State (ابزاري يا كار كردي
    4 ـ كلام امام خميني اسلامي است : از ديد امام امپرياليسم و صهيونيزم از دشمنان اسلام هستند و براي دفاع از اسلام مبارزه با اين دو دشمن خطرناك واجب و لازم است . مساله فلسطين مساله اي عربي نيست بلكه مساله اي اسلامي است و تمام مسلمانان بايد در جهاد براي آزادي فلسطين مشاركت كنند.
    5 ـ امام خميني دفاع و حمايت از فلسطيني ها را به عنوان برادران اسلامي و بخشي از پيكره كلي جهان اسلام واجب و لازم مي دانند.
    6 ـ كلام امام خميني انساني است : لازمه انسان بودن دفاع از هر مظلومي در برابر هر ظالمي است . صرفنظر از بعد اسلامي قضيه فلسطين امام خميني در روند رهبري انقلاب اسلامي اين انقلاب را بخشي از مبارزه دائمي مظلومان تاريخ در برابر مستكبران مي دانستند و به همين دليل حتي اگر فلسطين داراي اهميت اسلامي هم نبود از اين بعد مورد حمايت امام بود.
    7 ـ كلام امام خميني مبتني بر نفي وجود اسرائيل و عدم هرگونه شناسايي آن دولت به عنوان يك كيان غاصب است : بنابراين حقوق مردم فلسطين آنگاه به تماميت خود استيفا شده و مستكبران آنگاه به كلي شكست خورده اند و منطقه آنگاه روي آرامش را خواهد ديد كه اسرائيل وجود نداشته باشد.
    8 ـ كلام امام خميني وحدت طلب است : شعار نفي وجود اسرائيل از ديد ايشان يك شعار غير عملي و از مقوله رجز نيست بلكه در صورت تحقق و حدت مسلمين و استفاده همسو و هماهنگ از امكانات كشورهاي اسلامي در سراسر جهان اسرائيل به آساني از بين خواهد رفت .
    امام خميني در تاريخ 1351 8 19 يعني سال قبل از وقايعي كه اين روزها در خاورميانه اتفاق مي افتد در پيامي به جهان اسلام فرموند : آيا دولتهاي عربي و ساكنان مسلمان اين مناطق نمي دانند كه با نابودي جهاد فلسطين بر ضد اسرائيل ساير كشورهاي عربي از شر اين دشمن ناپاك روي امن و امان نخواهند ديد
    در اولين ماه رمضان پس از پيروزي انقلاب اسلامي امام خميني آخرين جمعه ماه رمضان هر سال را « روز قدس » اعلام كرد و با اين كار خود به قضيه فلسطين ابعاد بين المللي اسلامي بخشيد
    امام راحل معتقد بود حقوق مردم فلسطين آنگاه به تماميت استيفا مي شود و منطقه آنگاه روي آرامش خواهد ديد كه اسرائيل وجود نداشته باشد

  • *****
    امام در كلام سياسيون جهان




  • گرچه 14 سال از فراق جانسوز رهبر نهضت جهاني اسلام حضرت امام خميني (رضوان الله تعالي عليه ) مي گذرد ولي نام و يادش همچنان بر تارك جهان تشنه حق و عدالت مي درخشد.
    نوشتار زير گوشه هائي از ويژگي هاي شخصيتي آن بزرگ مرد استثنائي دنياي معاصر را از زبان تني چند از سياستمداران جهان نشان مي دهد.
    فداكاري و تاثير اين مرد بزرگ (امام خميني ) در تحولات كنوني جهان تا ابد در خاطره مردم و تاريخ باقي خواهد ماند. امام خميني مرد بزرگي بود كه توانست يك ديكتاتوري ديرينه را از بين ببرد و مردم ايران را با خود همراه سازد و در قلوب آنها جاي بگيرد.
    (مين تيمرشامي يف )
    به جرات مي توان گفت كه رهبري امام خميني و تابعيت ملت از ايشان و نفوذ رهبر در دلهاي مردم در تاريخ معاصر باورنكردني و منحصر به فرد است .
    (هيتوشي موتوشيما شهردار ناكازاكي ژاپن )
    به يقين امام خميني براي تمامي مسلمانان و مردم آزاده جهان به عنوان اسطوره مقاومت و مبارزه جاودانه خواهد ماند و همچنان در قلب مردم جهان جاي خواهد داشت . امام پدر مستضعفين جهان بود و از دست دادن ايشان غم بزرگي براي تمام محرومان دنياست .
    (كاپوچي اسقف اعظم بيت المقدس )
    امنيت اخلاقي بهترين نوع امنيتي است كه امام خميني آن را پايه ريزي كرد. در نتيجه مجاهدت هاي امام خميني كشورهاي اسلامي خود را باور كردند و امروز شاهد رشد سريع آنها هستيم .
    (پروفسور عبدالمالك نيسان بايف قزاقستان )
    امام خميني ملت ايران را از زندگي معصيت بار و ننگ آلود نجات داد و وقتي انسان عاقل در آثار ادبي و اسلامي ايشان تعمق مي كند لاجرم اقرار مي كند كه سزاوار است وي مجددا مرد قرن بيستم ناميده شود.
    (دكتر محمدعبدالرحيم كويت )
    انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني نقطه عطفي در تاريخ حيات سياسي منطقه محسوب مي شود. امام بنيانگذار طرح نوين در مبارزات آزاديخواه جهان بود.
    (وليد جنبلاط وزير دفاع لبنان )
    تنها ايرانيان نيستند كه به امام خميني عشق مي ورزند بلكه او يك رهبر مورد احترام همه كشورهاي مسلمان بود كه رحلتش ضايعه بزرگي براي جهان است .
    (حاج مصطفي يعقوب مالزي )
    در تاريخ يكصد ساله اخير هيچ رهبري با نفوذ آيت الله خميني كه بتواند مردمش را عاشقانه مريد خود سازد وجود نداشته است لذا رهبريت جديد ايران مسووليت بسيار سنگين ادامه راه ايشان جلب اعتماد كامل مردم و بازسازي كشور را به عهده دارد.
    (كيشولعل رئيس جبهه حقوق اساسي بشر و عضو سابق پارلمان هند)
    او مردي مومن مجتهد و تاريخ ساز و معمار سده اخير بود; آنچنان مرد مجاهدي مثل او در صد سال اخير وجود نداشته است .
    (امام بخاري رهبر مسلمانان هند)
    امام بزرگوار! روز رحلت تو روز غم و اندوه بود و اين حزن و اندوه نه تنها ايران بلكه تمام مسلمانان و مستضعفين را در سوگ و ماتم فرو برد. از جهاد تو بود كه روح ايمان بر قلب و جان ما دميد و عدل و صبر و شكيبايي معناي تازه اي يافت .
    (دمزج بن عاشق يمن )
    امام خميني رهبر روحاني و بزرگي بود كه نه تنها مسلمانان ايران بلكه تمام جهان از ايشان الهام مي گرفتند.
    (موسوويني رئيس جمهور سابق اوگاندا)
    رهبري منحصر به فرد امام خميني بود كه توانست بادست خالي ملت ايران را به پيروزي برساند.
    (نلسون ماندلا رئيس جمهور سابق آفريقاي جنوبي )
    امام خميني از بزرگترين انبيا انقلاب و دشمن سرسخت امپرياليسم صهيونيسم و استكبار جهاني بود. بي شك نام ايشان در تاريخ اسلام براي هميشه جاودان خواهد ماند.
    (سرهنگ قذافي رييس جمهور ليبي )
    ادي احترام ما به امام خميني از آن روست كه نقش او به عنوان يك راهبر مسلمان پا را فراتر از مرزهاي ايران گذاشته است .
    (موكوبي وزير امورخارجه موزامبيك )
    امام خميني باعث بيداري مسلمين در جهان شد و حركت ايشان موجب گشت تا دشمنان واقعي اسلام رنگ ببازند.
    (بشر علي يوسف وزير دعاوي نايروبي )
    ما شخصيت امام خميني را درك نكرده ايم . امام خميني از مردان بزرگ تاريخ بود و كمتر كسي را امروز مي توان يافت كه از جاذبه و نفوذي همانند آنچه او نه تنها در ايران بلكه در جهان داشت برخوردار باشد.
    (هنري برشت )
    امام خميني قلوب انسان ها را زنده كرد و تصور تناقض ميان عرفان با تلاش براي حل مشكلات سياسي و اجتماعي را از ميان برداشت . ديدگاه ها و رفتار سياسي و اجتماعي امام خميني عميقا مبتني بر عرفان و توجهات الهي ايشان بود. گرچه امروز از نظر فيزيكي امام در ميان ما نيست ولي بايد انديشه ها و افكار امام خميني را زنده نگهداشت .
    (حامد الگار از اساتيد دانشگاه هاي آمريكا)
    اينجانب مفتخر به برخورداري از امتياز آشنايي نزديك با يكي از بزرگترين شخصيت هاي تاريخ شدم . يك آشنايي بسيار نزديك با خلوت آخرين سالها روزها و دقايق زندگي در كنار نزديكترين افراد خانواده و دوستانش . تنها مي توانم از عميقترين گوشه قلبم بگويم و تكرار كنم كه او يك نمونه بود نمونه يك نمونه واقعي .
    (فيدل كاسترو رهبر كوبا)
    امروز (در پي رحلت امام خميني ) نمي توانم احساس درد سنگين خود را بيان كنم لذا تنها به گفتن اين جمله اكتفا مي كنم خدايا در عوض اين انسان ها كه از ميان ما رفتند براي هدايت ما انسان هاي ديگري به زمين فرست .
    (ارنستو كاردينال روحاني سرشناس نيكاراگوئه )
    امام خميني رهبر بي چون و چراي امت و تاريخ معاصر اسلام است . چرا كه ايشان همه كفر را يكجا به مبارزه طلبيد و به همين دليل است كه غرب و شرق براي ترور شخصيت اين رهبر كم نظير تمامي قدرت شيطاني ـ تبليغاتي خود را بكار مي گيرند. در نتيجه تاثير انقلاب اسلامي و تحت رهبري امام خميني مسلمانان سراسر جهان به يك زبان و فكر تازه سياسي براي محاوره دست يافتند. اين زبان و اين افكار سياسي جديد به كالبد فرهنگ سياسي اسلام جان تازه اي بخشيد و مسلمانان را در سراسر دنيا وارد معادلات سياسي كرد. امام خميني با رهبري يكي از بزرگترين انقلاب هاي جهان توانست تنها با تكيه بر قدرت لايزال خداوند اسلام و ايمان مردم يكي از بزرگترين ديكتاتورهاي مورد حمايت كامل شرق و غرب را شكست دهد.
    (كليم صديقي رئيس موسسه اسلامي لندن )
    امام خميني مهمترين شخصيت جهان اسلام و فراتر از آن مهمترين شخصيت جهاني در قرن حاضر بود. تلاش خستگي ناپذير امام خميني براي احياي اسلام الگويي است كه مي شود براساس آن حركت اسلامي را در ميان توده هاي مسلمان گسترش داد.
    (حمزه پيكادو ايتاليا)
    او (امام خميني ) سمبل ضدحمله به امپرياليسم قرن است . امام خميني مظهر و قهرمان اين عكس العمل است .
    (فرانچسكو گابريلي اسلام شناس ايتاليايي )
    امام به ما نشان داد كه اسلام زنده است . درباره امام خميني (ره ) ما خيلي زياد و خيلي خوب مي دانيم چگونه شخصيتي است . زماني كه ما در برنامه هاي تلويزيون تصوير مردمي را ديديم كه آشكارا و مكرر مي گويند استعمار و ويراني كافي است ما مسلمان هستيم بسياري از استادان جوان در سارايوو و در بوسني و هرزگوين به امام خميني عشق ورزيدند. در حقيقت بسياري از ما و تمام مسلمانان بوسني و هرزگوين طرفدار و مدافع انديشه هاي امام خميني هستند. خوب است شما بدانيد كه از زمان انقلاب اسلامي تاكنون در بوسني و هرزگوين ما نام امام خميني را به عنوان « پدر بزرگ » تلفظ مي كرديم و ما مي دانيم كه پدر بزرگ چه كسي بود و چقدر در بيداري و هدايت انسان موثر بود. من مي دانم تاكنون بسياري از مقالات و سخنراني هايي كه توسط امام نوشته و انجام شده به زبان بوسنيايي ترجمه شده است . آنچه شخصيت امام خميني به ما نشان داد آن بود كه اسلام زنده است .
    (وزير آموزش و پرورش بوسني و هرزگوين )
    جمهوري اسلامي ايران به عنوان يكي از تعيين كننده ترين كشورهاي منطقه در جهان مطرح است و امام خميني به عنوان پرچمدار اين حركت بزرگ در مراكز علمي جهان مي درخشند. اگر گورباچف به پيش بيني ها و توصيه هاي پيامبرگونه امام خميني عمل مي كرد روسيه امروز در دام شيطان بزرگ گرفتار نمي شد.
    (سرگئي بابورين معاون دوماي روسيه )
    انقلاب اسلامي ايران بزرگترين حادثه قرن بود. ما از انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني استقبال كرديم چون اين انقلاب منبع الهي داشت و از خواست هاي مردم ريشه مي گرفت .
    (ژيرينوفسكي رهبر حزب ليبرال دمكرات روسيه )
    امام خميني سياستمدار بزرگ جهان معاصر بود كه به وسيله او نه تنها در ايران بلكه در جهان اسلام (دنياي اسلام ) و تمام جهان تحولات بزرگي روي داده است .
    (محمد نوري عثمان اف استاد انستيتو خاورشناسي آكادمي علوم روسيه )
    انقلابي كه به رهبري امام خميني روي داد متعلق به تمدن بشري بود و به يك جامعه و ملت خاص اختصاص نداشت .
    (روژه گارودي فيلسوف و انديشمند فرانسوي )
    ما ملت فرانسه بسيار خوشحاليم كه با پذيرش امام خميني در پيش از پيروزي انقلاب وارد تاريخ انقلاب اسلامي ايران شديم .
    (فرانسيس نيكولاس سفير فرانسه در ايران )
    غرب از محبوبيت فراوان امام خميني مبهوت شده دنيا اينك به تجربه ايران توجه بيشتري نشان مي دهد.
    (پروفسور كاريوفيلز متياكز نايب رييس انجمن دوستي ايران ـ يونان )
    برما لازم است كه ضمن اداي احترام در برابر همه دستاوردهاي آيت الله خميني كه با رهبري سياسي وديني خود براي ملت و امت خويش به ارمغان آورد تامل عميق و تشكر و تقدير نماييم .
    (پاپ ژان پل دوم رهبر كاتوليك هاي جهان )
    به نظر من امام خميني كه داراي شخصيت جهاني بود نه تنها تاريخ معاصر ايران بلكه تاريخ معاصر جهان را تحت تاثير افكار و انديشه هاي والاي خويش قرار داده است .
    (فرانچسكو فرانجيلا دبيركل سازمان جهاني گردشگري )
    رهبر ايران در واقع مورد تحسين و احترام تمام مردم جهان بود. او براي مظلومين و مستضعفين رهبري افسانه اي و براي ملل مستقل مرجعي الهام بخش بود. تعليمات و ديدگاه هاي روشنگرانه او رهنما و اميدبخش مردمي بود كه با مقاومت و مبارزه به سوي آزادي و عدالت اجتماعي حركت كنند.
    (دبيركل كنگره آفريقا)
    به نقل از : فصلنامه حضور
    خرداد 1382