
انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي كتاب « اصلاحات
آمريكايي و قيام پانزده خرداد » را در 343 صفحه به چاپ
رسانده است . كتاب مذكور را عباس خلجي در سه بخش و
چهارده فصل و گفتارهاي متعدد تاليف كرده است . عناوين برخي
بخش ها و فصول و گفتارهاي اين كتاب چنين مي باشد :
اصلاحات دوره 1339 ـ 1342 رژيم شاه
اصلاحات ارضي
انگيزه و اهداف اصلاحات ارضي
ماهيت و سرشت اصلاحات
ارضي
لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي . نتايج و پيامدهاي
لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي
انقلاب سفيد
نتايج و
پيامدهاي انقلاب سفيد
قيام 15 خرداد
منشا و خاستگاه قيام
15 خرداد
انگيزه ها و اهداف قيام 15 خرداد
ماهيت و سرشت
قيام 15 خرداد
نتايج و پيامدهاي قيام 15 خرداد و عناوين
متعدد ديگر. در اين جا برخي از بندهاي فصل دوم از بخش دوم
كتاب مذكور را كه مربوط به انگيزه هاي مختلف سياسي و
اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي قيام 15 خرداد است
از نظرتان
مي گذرد :
امام خميني قدس سره كه در اين زمان در مقام رهبري و
مرجعيت شيعه قرار گرفته بودند
به درستي نيات و اهداف
خودخواهانه و بلندپروازنه ي شاه را دريافتند. بنابراين
پرچم
مبارزه را كه از هنگام اعلام تصويبنامه ي انجمن هاي ايالتي و
ولايتي برافراشته بود
با عزمي راسخ تر به اهتزاز درآورده و مردم
را به مبارزه با رژيم شاه دعوت نمودند.
« مردم در روزهاي اوليه ي حركت اسلام زدايي شاه به دليل
عدم آگاهي از بطن مسائل سياسي و انگيزه ها و ترفندهاي سياسي
شاه
از انسجام و يكپارچگي كامل برخوردار نبودند
و تحقق اين
وحدت احتياج به زمان و رهبري داشت و از سوي ديگر مردم
ابزار كافي براي مقابله با وسايل سركوب رژيم را در اختيار
نداشتند و به راحتي آسيب پذير بودند به اين دو دليل روحانيت و
در راس آنان امام خميني مسئوليت رهبري مبارزه با سياست
اسلام زدايي را كه آخرين حلقه ي مفقوده ي عظمت طلبي و
اقتدارگرايي او بود آغاز نمود. »
امام خميني قدس سره در مرحله ي اول سعي نمودند
شاه را
از اين سياست خطرناك بازدارند هنگامي كه نتيجه اي نگرفتند
مرحله ي دوم مبارزه ي خود را بامقاومت
مبارزه منفي
تضعيف
حكومت پهلوي
آگاه سازي و بسيج عمومي مردم آغاز نمودند.
اين فرايند از انگيزه هاي قوي قيام 15 خرداد محسوب مي شود .
رژيم پهلوي كه تاب و توان تحمل امام و روشنگري هاي وي را
نداشت
اقدام به دستگيري ايشان نمود. دستگيري امام انگيزه ي
اصلي و نهايي قيام را فراهم نمود. نيروي انقلابي مردم كه طي
يك روند سه ساله تجمع يافته بود
با كوچكترين اشاره آزاد شد
و رژيم شاه را نشانه رفت .
قيام 15 خرداد آن چنان ناشي از شور و هيجان
سازمان
نيافته و بي تدارك بود كه حتي سازمان امنيت شاه (ساواك ) نيز
درباره ي آن اطلاعي نداشت . بنابراين
معطوف به اهداف
بلندمدت نبود و نتوانست به موفقيت ظاهري دست يابد و به
سرعت توسط نيروهاي مسلح شاه سركوب شد. اما اثرات بلند
مدت بسياري درپي داشت . بنابه نوشته ي يكي از كارگزاران
رژيم
اگر قيام 15 خرداد از قبل تدارك و هماهنگ مي شد
بخشي از نيروهاي مسلح به آن پيوسته و قيام بي وقفه ادامه
مي يافت
بي ترديد به سقوط شاه مي انجاميد. اين قيام تمام
محاسبات و نقشه هاي آمريكا و شاه را نقش برآب كرد. و
سردرگمي و وحشت سقوط بر وجود كارگزاران رژيم سايه
افكند...
در واقع
امام خميني قدس سره
در مراحل اوليه ي مبارزه ي
خود
درصدد پيشگيري و كنترل حركت هاي ضدمذهبي رژيم
شاه بود. ولي هنگامي كه رژيم حملات همه جانبه ي خود را عليه
امام و نيروهاي مذهبي آغاز كرد
ايشان نيز كه اين شيوه را براي
برآورده ساختن خواسته هاي نيروهاي مذهبي كافي نمي دانستند
تاكتيك ديگري انتخاب كردند و آن رويارويي با اصل نظام
شاهنشاهي بود.
« حركت امام در سال 1342
موجب شد تا رويارويي با
اصل نظام به عنوان يك شعار جديد براي نيروهاي مذهبي و
ديگر نيروهاي سياسي كه در جامعه وجود داشتند
مطرح شود.
علاوه بر درايت و نبوغ سياسي امام
موضع گيري تند استبداد
نسبت به مذهب بعد از رحلت آيت الله بروجردي زمينه مقبوليت
اين شعار را فراهم ساخت .
انگيزه ي ديگر امام
مبارزه با صهيونيسم و صيانت از احكام
اسلام و قرآن و استقلال كشور و جلوگيري از نفوذ هر چه بيشتر
هواداران فرقه ي بهايي در مراكز حساس كشور بود. آنها كه به
عنوان ستون پنجم اسرائيل در ايران عمل مي كردند
به شدت
مغضوب نيروهاي مذهبي
به ويژه
امام خميني قدس سره بودند.
رژيم شاه در سال 1328
به صورت « دوفاكتو » اسرائيل را
به رسميت شناخته بود . به همين دليل
مصر در سال 1339
روابط ديپلماتيك خود را با ايران قطع كرد و يكصدوپنجاه نفر از
علماي الازهر با صدور اعلاميه اي از مسلمان هاي سراسر جهان
خواستند كه در برابر سياست طرفداري شاه از اسرائيل موضع
جهادي بگيرند. امام خميني قدس سره همگام با مسلمانان
جهان
روابط شاه با اسرائيل و آمريكا را محكوم ساخته و در
برابر آن موضعگيري كردند. به طوركلي
موضعگيري عليه
صهيونيسم از ويژگي هاي جنبش امام خميني قدس سره است .
زيرا
گرچه اين مسئله مورد توجه آيت الله كاشاني و نواب
صفوي و گروه فداييان اسلام بود ولي هنوز براي قشر روشنفكر
جامعه به صورت يك معضل سياسي جلوه گر نبود. اما موضع
امام خميني قدس سره و نيروهاي مذهبي بر عليه اسرائيل به
گونه اي بود كه توجه روشنفكران نيز به آن معطوف شد...
قبل از برگزاري رفراندوم
پاكروان رئيس ساواك مفاد آن را
براي علما و مراجع حوزه
از جمله امام خميني قدس سره
تشريح و نظر آنان را جويا شد. پاسخ امام گوياي انگيزه و اهداف
اقتصادي ايشان است . ايشان در مورد اصلاحات ارضي فرمودند :
من به عنوان حاكم شرع
بيشتر مالكين را مالك نمي دانم . زيرا
آنها دين خود را به امام (سهم امام ) ادا نكرده اند. بنابراين
براي
اصلاح و بالابردن سطح توليد مي توانيد
املاك و اموال آنها را
مصادره نموده و به صورت مجاني در اختيار دهقانان قرار دهيد.
از طرف ديگر
زمين موات در ايران زياد است و شما مي توانيد
آب
بذر و تراكتور به اقساط 15 ساله در اختيار رعيت گذاشته و
موجبات رقابت بين مالكين و رعيت را فراهم كنيد تا آنها
بتوانند
معاش خود را تامين كنند. در اين صورت
توليد هم
بيشتر خواهد شد
به نحوي كه ايران به يك كشور صادركننده ي
موادغذايي تبديل مي شود. اما اگر اين كار را نكنيد
مالكين نوپا
كه توان سرمايه گذاري ندارند
زمين هاي خود را فروخته و به
شهرها مهاجرت مي كنند و از گردونه ي توليد خارج مي شوند.
قبل از سهيم كردن كارگران در سود كارخانه ها
كارفرمايان را
موظف كنيد
حداقل نيازهاي زندگي آنها را تامين نمايند. اما
هرگز از طرف رژيم به نقطه ي نظرات امام پاسخي داده
نشد.
اين نكات بيانگر آن است كه امام خميني قدس سره به عنوان
رهبر نهضت
هيچ يك از طبقات اقتصادي و اجتماعي را
نمايندگي نمي كرد
تا منافع آن گروه را پيگيري و تامين نمايد.
بلكه ايشان در نقش رهبري كه نقطه اوج هدايت حركت هاي
مردمي تاريخ معاصر محسوب مي شود
منافع ملي ـ اسلامي و به
طور كلي
منافع همه ي اقشار جامعه را درنظر داشت . زيرا
« ...آيت الله خميني تكيه بر سنت ديرينه اي دارد كه ايشان بر
مبناي اين تراديسيون كه علما طي قرون متمادي با حكومت ها
تحت عنوان تشيع ـ كه مبتني بر آمادگي رزمي و از خودگذشتگي
و ايثار است ـ مخالفت ورزيده
حركت خويش را آغاز كردند. »
در اين مسير
افراد از جان گذشته اي كه همواره در نهاد مذهب
حاضرند
به امام كمك كردند . « در 15 خرداد 1342
هزاران نفر
از مريدان امام خميني (ره ) (حاضر شدند) در يك حركت
اعتراضي ... جان خود را فدا كنند. »
زيرا عموم مردم در وضع نابسامان اقتصادي به سرمي بردند
و شاهد استثمار خود بودند. آيا اين موارد انگيزه ي كافي ايجاد
نمي كرد كه مردم به رهبري امام خميني قدس سره
با هدف برهم
زدن وضع موجود و برپاداشتن وضعي نو كه تامين كننده منافع
ملي و پايان بخشيدن به مشكلات آنان باشد
دست به قيام
بزنند به نظر مي رسد
بيشتر اقشار و گروه هايي كه در قيام 15
خرداد حضور داشتند
اگر انگيزه ي اقتصادي داشته باشند
غير
از اين انگيزه ها و اهداف
چيز ديگري در نظر نداشتند...
بنابر آنچه گفته شد
نفوذ فرهنگي غرب
به ويژه آمريكا و
صهيونيسم در ايران
از طريق سازمان هاي فرهنگي و جريان هاي
فراماسونري و روتاري و فرقه هاي انحرافي بابيه و بهاييت
انگيزه هاي فرهنگي لازم را براي رهبران مذهبي و مردم فراهم
ساخت
تابه مخالفت خشونت آميز با رژيم دست يازند. هدف
فرهنگي اين خيزش
جلوگيري از سيطره ي باورهاي غربي در
قالب باورهاي انسان گرايانه و سد نفوذ عمال آمريكا و اسرائيل
بود كه در پي تخريب باورهاي ديني و مذهبي مردم ايران و
درصدد گسترش فساد و فحشا در جامعه
به ويژه در ميان زنان و
جوانان بودند. در اين راستا
دانشگاه هاي كشور از وظيفه ي
اصلي خود كه تربيت نيروي متخصص مورد نياز كشور است
منحرف شده بودند.
امام خميني قدس سره در بيانات مورخ 11 آذرماه 1341
دراين باره مي فرمايند :
« ترقي مملكت به دانشگاه است كه آن را به اين صورت
درآورده ايد. صدسال است به يك معني دانشگاه داريم اما هنوز
يك لوزتين سلطان را مي خواهند عمل كنند بايد از خارج طبيب
بيايد! سدكرج را بايد خارجي ها درست كنند! يك خط و جاده را
بايد خارجي ها بيايند بكشند! اينها را التزامات بين المللي اقتضا
نمي كند !... اگر مي گوييد فرهنگ داريم
ذخاير داريم
محصل
داريم
طبيب و مهندس داريم
پس چرا از خارج استخدام
مي كنيد ! چرا ماهي صدهزارتومان به يك خارجي مي دهيد
جواب بدهيد اگر نداريد وااسفا به اين مملكت
صدسال است
فرهنگ و دانشگاه داريد ولي دكتر نداريد مهندس
نداريد... »
بنابراين
نهضت 15 خرداد با انگيزه ي جلوگيري از نفوذ
فرهنگي بيگانگان
به ويژه آمريكا و اسرائيل در شوون مختلف
جامعه
صيانت از استقلال فرهنگي كشور
اصلاح ساختار
فرهنگي جامعه در جنبه هاي دانشگاهي و مطبوعات ـ كه به
اشاعه ي اكاذيب و نسبت هاي ناروا برعليه روحانيت پرداخته و
در راستاي هتك و اهانت نيروهاي مبارز قلم فرسايي مي نمودندـ
و آگاه كردن آحاد مردم از جريانات سياسي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي و... كشور و افشا نمودن چهره و ماهيت
واقعي رژيم شاه و حاميان داخلي و خارجي آن صورت گرفت .
براين اساس
امام قدس سره با صراحت مي فرمودند : « من به
خواست خدا احكام خدا را در هر موقع مناسبي بيان خواهم كرد
و تا قلم در دست دارم كارهاي مخالف مصالح مملكت را برملا
مي كنم . »
هدف فرهنگي قيام 15 خرداد جلوگيري از سيطره
باورهاي غربي در قالب باورهاي انسان گرايانه و سد
نفوذ عمال آمريكا و اسرائيل بود كه در پي تخريب
باورهاي ديني و مذهبي مردم ايران و درصدد
گسترش فساد و فحشا در جامعه
به ويژه در ميان زنان
وجوانان بود . بنابراين
نهضت 15 خرداد با انگيزه
جلوگيري از نفوذ فرهنگي بيگانگان
به ويژه آمريكا و
اسرائيل در شوون مختلف جامعه
صيانت از استقلال
فرهنگي كشور
اصلاح ساختار فرهنگي جامعه صورت
گرفت . انگيزه ديگر 15 خرداد
مبارزه با صهيونيسم و
صيانت از احكام اسلام و قرآن و استقلال كشور و
جلوگيري از نفوذ فرقه بهايي در مراكز حساس كشور
بود
زيرا اين فرقه به عنوان ستون پنجم اسرائيل در
ايران عمل مي كردند.

*****
قوميت
مليت و انديشه فراملي از
ديدگاه امام خميني
|

موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني كتاب « قوميت
مليت و انديشه فراملي از ديدگاه امام خميني » را در 144
صفحه منتشر كرده است .
با انحطاط امپراتوري عثماني و از بين رفتن تدريجي نظام
استعماري كهن
ملت گرايي و مليت ستايي مدرن ـ كه ريشه در
قرون هجدهم و نوزدهم دارد ـ تحت تاثير نهضتهاي انقلابي و
ملي وارد مرحله جديدتري در قرن بيستم شد
كه در نتيجه آن
مناقشه اي ايدئولوژيك ميان قوميت
مليت و اسلام پديد آمد.
از سوي ديگر پديده انترناسيوناليسم نيز كه بعد از جنگ
بين المللي با پيدايش جامعه ملل در 1919 زمينه تجربي و
عملي يافته بود تا حدودي توانست به حفظ و تقويت امنيت
بين المللي و حتي تشكيل نوعي حكومت جهاني كمك نمايد.
اين نظريه
گرچه خواهان رابطه بيشتري ميان فرد و ديگر
ملتهاي جهان است اما با عقيده جهان وطني يكي نيست .
در واقع آنچه در جهان امروز اهميت دارد نوع مديريتي
است كه بتواند با ايجاد پيوند ميان قوميت و مليت از يكسو و
استفاده از ابزارهاي موجود فراملي از سوي ديگر در راستاي
تحقق آرمان توحيدي وحدت اسلامي گام بردارد.
بي شك نظام جمهوري اسلامي ايران در پرتو انقلاب
اسلامي با رهبري پيامبرگونه امام خميني (س ) موجب شد تا
بسياري از مفاهيم اصيل اسلامي احيا و امت اسلام هويت
اسلامي خود را باز يابد كه اين مي تواند نقطه عطف يك تحول
عظيم باشد. البته از آنجا كه جهانيان اين نظام نوپا را در قالب
يك دولت ملي نظاره مي كنند
يك بازسازي وفادارانه از
ملت گرايي مورد تاييد حضرت امام ـ و در واقع اسلام ـ در اين
زمان نه تنها مفيد و ضروري است بلكه امري فوري تلقي
مي گردد.
عقايد اصولي امام (س ) به عنوان بنيانگذار جمهوري
اسلامي و دستاوردهاي ايشان بويژه در طول ده سال تجربه
دولت سازي مي تواند و بايد بستر اصلي هر نوع معماري نظري
از اين دست واقع شود.
خط مشي امام از آغاز نهضت اسلامي مبتني بر انديشه
وحدت اسلامي و نگرش امت مدارانه به مسائل جهان اسلام
بود و پيروزي انقلاب اسلامي در ايران نقطه عطف اين آرمان
توحيدي بشمار مي رود; چه امام اين خط مشي را با وحدت
كلمه و ايجاد وحدت ملي در ملت ايران آغاز نمود تا مقدمه اي
براي انقلاب وحدت بخش و خيزش سراسري همه مسلمانان و
مستضعفان جهان به منظور دفاع از منافع جهاني اسلام باشد.
تاكيد ايشان بر نفي سلطه مستكبرين جهانخوار بويژه « شيطان
بزرگ آمريكا » و « غده سرطاني اسرائيل » بر ممالك اسلامي در
همين راستا است .
حضرت امام (س ) براي پيشبرد اهداف جهاني اسلام و
تحقق امت واحد اسلامي هرگز پايبند به محدوديتهاي ملي
نبود. از نظر ايشان ـ برخلاف نظر ملي گرايان و شبه روشنفكران
مذهبي ـ گسترش نفوذ اسلام در كل جهان به عنوان يك راهبرد
بزرگ در سياست خارجي نظام محسوب مي گردد و به همين
دليل همواره مصالح اسلام و مسلمانان را در كنار مصالح و
منافع ملي قرارداده و مسئوليت در مقابل مسائل و مشكلات
جهان اسلام را كه به تصريح قرآن « امت واحده » هستند
يك
اصل مسلم اسلامي و انساني تلقي كرده اند. امت اسلامي در
انديشه امام شامل همه مسلماناني است كه فراي مرزهاي
جغرافيايي و اختلافات نژادي و زباني و قومي قرار مي گيرند و
فارغ از هر مذهب . پيرو دين اسلام هستند.
طرح مفاهيمي همچون « امت اسلام »
« بسيج جهاني
مستضعفين »
« يد واحده » و « اخوت » بين مسلمانان
احياي
فلسفه واقعي كنگره عظيم حج
اعلام روز جهاني قدس
واكنش سريع و صريح نسبت به « توطئه آيات شيطاني »
نامه
تاريخي به گورباچف و در نهايت وصيتنامه سياسي ـ الهي
ايشان همه و همه حاكي از نگرش امت مدارانه به مسائل جهان
اسلام است . اين مهم جز با نگاه فراملي كه مصالح امت را فراتر
از مصالح ملي دانسته و در يك مرزبندي جديد
اسلام را در
مقابل كفر و الحاد قرارداده باشد ميسر نيست
هرچند كه اين
نگاه با جوهر كلاسيك ملي گرايي در تعارض است .
نگرش امام (س ) به قوميت
مليت و انديشه فراملي از
ظرافت خاصي برخوردار است
ايشان تا هنگامي به قوميت .
حب وطن و احساسات پاك ملي گرايانه ارج مي نهند كه در
قالب يك ايدئولوژي در مقابل اسلام قرار نگرفته باشد
در غير
اين صورت با آن به شدت برخورد كرده و از خود موضع نشان
مي دهند. بنابراين ايشان قوميت و مليت را تنها در حدود اسلام
و در سايه تعاليم آن مي پذيرند.
امام (س ) با آگاهي از پيامدهاي سو ملي گرايي ـ كه بريده
از باورهاي ديني بود ـ و با بهره مندي از ابزارها و امكانات
موجود توانست با بيدارگريهاي خود همه مسلمانان و
مستضعفان جهان را حول محور اسلام بسيج كرده و گامي موثر
در جهت آرمانهاي الهي خويش بردارند.
به هر حال كتاب « قوميت
مليت و انديشه فراملي از
ديدگاه امام خميني » شامل دو بخش مي باشد و در پايان نيز
فهرست تفصيلي و فهرست ماخذ درج شده است . برخي
عناوين فهرست تفصيلي كتاب مذكور چنين مي باشد : مفهوم
ملي گرايي . انگيزه باطل ملي گرايان متحجر
ريشه منشا
ملي گرايي و قوم پرستي
استعمارگران مروج ملي گرايي
استعمار مروج قوم پرستي
اجانب مناديان اختلاف و تفرقه
مسلمين
نقش اجانب در ايجاد غائله بين اقوام
قوم گرايان
عامل استعمار و عناوين بسيار ديگر.
امام خميني براي پيشبرد اهداف جهاني اسلام و
تحقق امت واحد اسلامي
هرگز پايبند به
محدوديت هاي ملي نبود. از نظر ايشان گسترش
نفوذ اسلام در كل جهان به عنوان يك راهبرد بزرگ
در سياست خارجي نظام محسوب مي گردد. به
همين دليل همواره مصالح اسلام و مسلمانان را در
كنار مصالح و منافع ملي قرار داده و مسئوليت در
مقابل مسائل و مشكلات جهان اسلام را يك اصل
مسلم اسلامي و انساني تلقي كرده اند.
خط مشي امام خميني از آغاز نهضت اسلامي
مبتني بر انديشه وحدت اسلامي و نگرش
امت مدارانه به مسائل جهان اسلام بود.

| |