روزنامه جمهوري اسلامي 12/03/1382 صفحه مقالات
*****
بررسي تاريخي نقش مردم در استقرار نظامهاي مشروع اسلامي


  • محمد رسول الماسيه
    اشاره
    حاكميتي را كه پيامبر اكرم (ص ) در شهر مدينه مستقر نمود اولين حكومت اسلامي بود كه در تاريخ اسلام ايجاد گرديد. اين حكومت تا رحلت پيامبر عظيم الشان ادامه داشت . پس از رحلت حضرت در مورد حاكم اسلامي و ولايت امر در جامعه اسلامي اختلاف افتاد.
    دومين حكومتي كه مشروعيت آن مورد قبول و پذيرش همه مسلمانان مي باشد دوره پنج ساله حكومت علي (ع ) است و قاطبه مسلمانان حكومت آن حضرت را مشروع مي دانند و مخالفيني كه با حضرت جنگيدند را سرزنش مي كنند. سپس دو حادثه كنار رفتن امام حسن (ع ) از قدرت با امضاي صلح نامه و قيام امام حسين (ع ) در تاريخ اسلام رخ داده است كه به امر حكومت و حاكميت اسلامي ربط داشته اند.
    شيعيان از شهادت امام علي (ع ) و بعد از صلح امام حسن (ع ) براي هيچ حكومتي مشروعيت قائل نبوده تا سال 1357 هجري شمسي كه با انقلاب اسلامي حكومت جديدي در ايران مستقر شد كه با برداشت هاي مذهبي شيعي تطبيق و واجد مشروعيت ديني تلقي مي شود.
    در اين مقاله سعي مي كنيم « عنصر نظر و تمايل مردم » را در تشكيل حكومتهاي فوق الذكر كه مشروعيتشان مورد قبول همه مسلمانان است مورد مداقه قرار دهيم .
    استقرار حكومت اسلامي در مدينه
    پيامبر اكرم (ص ) پس از بعثت 13 سال در مكه به تبليغ دين مبين اسلام مشغول بودند اما مردم مكه جز شمار اندكي به دعوت آن حضرت بي اعتنا ماندند و يا با آن حضرت مخالفت كردند. در همان زماني كه مردم مكه رسالت پيامبر را انكار و از پيروي او اكراه مي ورزيدند قلوب مردماني از شهر يثرب به سوي آن حضرت منعطف گرديد. آوازه بعثت پيامبر به يثرب رسيد و علاقه اي در مردم آن شهر پيدا شد كه با پيامبر جدي در ايجاد ارتباط نمايند. مشكلات شهر يثرب و ناسازگاري قبايل ساكن آن در تمايل مردم به حضرت رسول (ص ) و دعوت از او براي رفتن به يثرب بي تاثير نبوده است . براي اولين بار دو تن از بزرگان يثرب كه به مكه آمده بودند با پيامبر ملاقات و تحت تاثير شديد محضر حضرت و آيات تلاوت شده قرآن قرار گرفتند. با بازگشت اين دو به يثرب و بيان داستان ملاقاتشان با پيامبر و ذكر آيات معجزه آساي قرآن كه از لسان حضرت رسول شنيده بودند عده اي از مردم علاقمند شدند به حضور حضرت شرفياب و حتي اسلام بياورند. دو سال قبل از هجرت 12 نفر از كاروان مردم يثرب كه به مكه رفته بودند ملاقات محرمانه اي با پيامبر انجام دادند و با آن حضرت بيعت كردند و طرح امكان رفتن حضرت به شهرشان را با ايشان در ميان گذاشتند. پيامبر در اين ديدار جز انجام بيعت قول و وعده اي به مسافران يثربي نداد. سال بعد در موسم حج باز گروهي ديگر از اهالي يثرب با پيامبر ايجاد ارتباط نمودند و گروهي هفتاد نفره با آن حضرت دست بيعت فشردند و باز هم از ايشان دعوت كردند به يثرب تشريف فرما شود. در اين ديدار پيامبر فرمودند اگر شرايط فراهم شد ممكن است به يثرب عزيمت نمايند. پيامبر در اين مراحل به كار تبليغي در يثرب بسيار اهميت مي دادند و به گسترش اسلام در آن شهر توسط تازه مسلمانان اميد بسته بودند. هم چنين راسا « مصعب بن عمير » جوان پرتلاش و خوش سيما را براي تبليغ به آن شهر گسيل داشتند كه از اين طريق مي توانستند از صدق دعوت و ميزان آمادگي مردم براي پذيرش خود نيز اطلاع حاصل نمايند.
    لذا آنچه از شيوه عزيمت پيامبر(ص ) مدينه استنباط مي شود آنست كه دعوت و خواست و اصرار مردم در تصميم پيامبر بسيار موثر بوده است و حضرت جهت زمينه سازي و كسب اطمينان از فراهم بودن شرايط عزيمت به يثرب نماينده اي را پيشاپيش به آنجا فرستاد. پيامبر با اطميناني كه از آمادگي مردم يثرب كسب كرده بود و به لحاظ حوادث مكه و توطئه هاي مشركين در شب تاريخي « ليله المبيت » مكه را مخفيانه به سوي يثرب ترك كرد و پس از معجزه غار اين راه طولاني را بي وقفه در طول شبها طي كرد تا به منطقه قبا در نزديكي هاي مدينه رسيد. توقف پيامبر(ص ) در قبا به مدت سه روز و خودداري از ورود به شهر از جهات مختلف قابل دقت و توجه است . مشهور آنست كه حضرت آنقدر در قبا ماند تا حضرت علي (ع ) به ايشان ملحق شود مسلمانان اين توقف و انتظار را از فضائل و ارزشهاي علي (ع ) مي دانند. كار ديگري كه پيامبر در طول سه روز توقف در قبا انجام داد احداث اولين مسجد در تاريخ اسلام است . بعدها در مورد اين مسجد كه بنايش بر تقوا استوار شده و مذمت كسانيكه در مقابل آن « مسجد ضرار » ساختند آيه اي نازل شد. اما نكته اي كه در توقف پيامبر در محله قبا و پشت دروازه هاي مدينه نبايد از نظر دور بماند آنكه حضرت مي خواست با مردم مدينه اتمام حجت كند. مي خواست بفرمايد براي ورود به شهر عجله و شتاب ندارد. مي خواست به آنها فرصت دهد تا بينديشند و ارزيابي و جمع بندي نهايي خود را داشته باشند و اگر زمزمه مخالفي هست فرصت اظهار و ابراز داشته باشد. توقف سه روزه پيامبر در قبا اتمام حجتي بود بر مردم مدينه كه معلوم كرد پيامبر را با طيب خاطر و اشتياق دل پذيرفته اند. اين مدت همه اهالي شهر مدينه انتظار قدوم حضرت را مي كشيدند و هيچ كس اظهار مخالفت نكرد و حتي چند تن از اهل نفاق هم اگر رضايت قلبي نداشتند اما در جمع مردم به استقبال حضرت رفتند.
    سفر پيامبر از مكه به مدينه يك سفر صرف تبليغي نبود. همه مي دانستند بلكه همه خواسته بودند كه حضرت در مدينه رياست و قدرت را در دست گيرد. استقبال مردم مدينه از حضرت هم استقبال از پيامبر خدا بود و هم استقبال از رياستي جديد براي شهر.
    با ورود پيامبر(ص ) حكومتي جديد در مدينه مستقر شد. اگر بعدها تصميم گرفته شد مبدا تاريخ اسلام هجرت پيامبر باشد شايد عنايت به اين نكته بوده كه با هجرت اولين حكومت اسلامي تاسيس گرديد. لذا در استقرار اولين حكومت اسلامي تمايل و خواست مردم و مراجعات مكرر اهل مدينه به پيامبر و بيعت با او و دعوت از او براي رفتن به آن شهر و استقبال و پذيرش همگاني نقش مهمي داشته است .
    استقرار حكومت امام علي (ع )
    پس از رحلت پيامبر(ص ) برخلاف نص ايشان حوادثي اتفاق افتاد كه جامعه را به اكثريتي كه تصميمات سقيفه را پذيرفتند و اقليتي كه اين انتخاب را شرعي نمي دانستند تقسيم كرد. اما اقليت مخالف عليرغم عدم اعتقاد به مشروعيت قدرت حاكم وضعيت موجود را به خاطر حفظ اسلام پذيرفت و براي كسب قدرت به ميدان مبارزه وارد نشد. فقط در حد شكوه از وضع موجود و تنوير افكار و انتقاد از خلفا تلاشهايي صورت گرفت . حضرت علي (ع ) 25 سال زندگي بعد از پيامبر را با عبارت « خار در چشم و استخوان در گلو » توصيف كرد. بيان حضرت زبان حال پيروانش هم بوده است . امام علي (ع ) به رغم اعتقاد به حقانيت خويش براي رهبري جامعه اسلامي دوران خلافت سه خليفه را با تلخي و مظلوميت سپري كرد. گويي چون جامعه او را نمي خواست و يا فضاي جامعه را براي دردست گرفتن قدرت مناسب نمي ديد خود را در حاشيه قرار داده بود. حتي در شورايي كه خليفه دوم تشكيل داد تا تكليف خلافت پس از خود را مشخص كند امام هيچ نشانه اي از قدرت طلبي نشان نداد و به اين وضعيت به عنوان يك فرصت براي نشستن بر مسند قدرت ننگريست . او شرط گذاشت كه براساس قرآن و سنت پيامبر حكومت خواهد كرد. اعضاي شورا خواستند روش شيخين را نيز بيفزايد اما امام علي (ع ) نپذيرفت و خانه نشيني را بر پذيرش اين شرط ترجيح داد.
    خلافت خليفه سوم با بحران شديد سياسي و اجتماعي مواجه شد و به قتل او انجاميد. مردم در آن اوضاع بحران زده به حضرت علي (ع ) متوجه شدند و دومين حكومت مشروع مورد قبول قاطبه مسلمانان با روي كار آمدن امام علي (ع ) شكل گرفت .
    امام قبول قدرت و حكومت را به درخواست عمومي مردم نسبت مي دهد و در توصيف حركت عظيم مردم به درب منزلش براي پذيرش حكومت مي فرمايد كه فشار جمعيت آنقدر زياد بود كه حسن و حسين (ع ) زير دست و پا مي افتادند. نا گفته نماند كه حسن و حسين (ع ) در آن زمان نه كودكاني خردسال بلكه از مردان برومند مدينه بودند كه زير دست و پا افتادنشان رساترين تعبير در مورد سيل جمعيت و فشار آنها در مقابل خانه حضرت بوده است . امام علي (ع ) باز هم در مقابل اين جمعيت و فشار متراكم آنها مقاومت كرد و يكباره مسئوليت حكومت را نپذيرفت . او شرط و شروط گذاشت . فرمود اگر من حاكم شوم اموال حرام ولو در كابين زنهايتان مصادره مي كنم و... گويي امام مي خواست بگويد كه نظر و خواست مردم بخشي از موضوع است .
    بخش ديگر آنست كه حكومت حضرت علي (ع ) بر اصول و معيارهاي خاص خود استوار است . آري اگر شما مردم نخواهيد علي به حكومت نخواهد رسيد اما اگر علي را انتخاب كرديد بدانيد كه او براي كار حكومت اصول و مباني خود را دارد و بايد خود را آماده سازيد كه ظرفيت و شان حكومت علي (ع ) را پيدا كنيد.
    شباهتهاي زيادي بين شروع حكومت علي (ع ) و شروع حكومت پيامبر(ص ) وجود دارد. علي نيز مانند پيامبر هيچگاه براي گرفتن قدرت عجله نكرد. تنها هنگامي اين مسئوليت را پذيرفت كه همه مردم بدون هيچ نغمه مخالفي آگاهانه و نيازمندانه از او خواستند كه رياستشان را بپذيرد و شرطها و اتمام حجتهاي حضرت را قبول كردند. بدين گونه مردم در استقرار دومين حكومت مشروع اسلامي نقش ايفا كردند.
    صلح امام حسن (ع ) و قيام امام حسين (ع )
    با شهادت امام علي (ع ) جبهه معاويه روحيه بهتري پيدا كرد و طمع معاويه براي دردست گرفتن قدرت بيشتر شد. سست كردن پايگاه مردمي امام حسن (ع ) مهمترين كاري بود كه معاويه بايد انجام مي داد و در اين مهم از هيچ چيزي فروگذار نكرد و با تبليغات گسترده و تطميع بعضي نزديكان حضرت سعي كرد مردم را از اطراف امام حسن (ع ) پراكنده سازد.
    سياستهاي معاويه كارساز شد و مردم دنيا طلب كم كم فرزند پيامبر را رها كردند. كار بدانجا كشيد كه در ميدان جنگ از ميان لشكر خودي به سوي امام (ع ) تيراندازي مي شد.
    آنچه از تاريخ بر مي آيد آنست كه امام شرايط را براي ادامه حكومت خود مناسب نديدند و از حمايت مردمي نااميد بودند و لذا ترجيح دادند با امضاي صلح نامه از حكومت صرف نظر كنند. باشد كه اسلام و قرآن و وحي الهي ماندگار شود.
    انصراف امام حسن (ع ) از حكومت بي شباهت به انصراف امام علي (ع ) از حكومت بعد از رحلت پيامبر(ص ) نيست . نقل شده كه حضرت زهرا(س ) از حضرت علي (ع ) شكايت گونه مي پرسيد كه چرا شمشير در نيام گذاشته و از حق خود دفاع نمي كند. در برهه صلح امام حسن (ع ) نيز همين سئوال با لحني تند از سوي ياران آن حضرت گويا حجربن عدي مطرح شده است .
    حضرت علي (ع ) حضرت زهرا(س ) را با توضيحاتشان آرام كردند و منتقد امام حسن (ع ) نيز پس از شنيدن سخنان آن حضرت احتمالا در تشريح اوضاع اجتماعي آن وقت و ضرورت توجه به حفظ اصل دين قانع شدند.
    امام حسن (ع ) تا هنگام شهادت براساس مفاد صلح نامه از حكومت كناره گيري كرده بودند. امام حسين (ع ) نيز پس از شهادت برادر رويه او را ادامه دادند تا آنكه هنگام مرگ معاويه فرا رسيد و او با تعيين يزيد به جانشيني خود صلح نامه را زيرپا گذاشت . از سوي ديگر به نقل مورخين يزيد حرمت ظواهر را نيز نگاه نمي داشت . و علنا بيان مي كرد : « ما خبر جا ولا و حي نزل » . او اصل اسلام و رسالت پيامبر(ص ) را انكار مي كرد.
    مورخين نوشته اند مردم كوفه كه شناخت خوبي از يزيد داشتند نمي خواستند حكومت او را بپذيرند. پس نامه هاي فراوان خطاب به امام حسين (ع ) نوشتند و خواستند به شهر آنها رفته حكومت حضرت علي (ع ) را احيا كند. حركت امام حسين (ع ) به سوي كوفه (از طريق مكه ) پس از دريافت نامه ها و امضاهاي متعدد كوفيان بود و عزيمت حضرت رنگ و بوي هجرت پيامبر از مكه به مدينه را داشت كه هر دو به تقاضا و درخواست مردم حركت كرده بودند.
    كاروان امام حسين (ع ) مدينه را ترك و آرام آرام به سوي مكه و سپس كوفه حركت مي كرد. امام (ع ) « مسلم بن عقيل » و « قيس بن مسهر » را در دو مرحله راهي كوفه كرد تا اوضاع آن شهر را مشاهده و پايبندي كوفيان را به دعوت نامه هايشان ارزيابي و گزارش نمايند.
    درك ابعاد و زواياي مختلف حركت و قيام امام حسين (ع ) جز براي اهل معرفت ميسر نيست . صاحب اين قلم در ارتباط با عنوان مقاله و از بعد حركت امام براي تشكيل حكومت استنباط مي كند كه هزاران نامه و امضاي كوفيان به عنوان يكي از زمينه هاي اين سفر قابل اعتنا مي باشد. اعزام پيشاپيش دو نماينده به كوفه نيز مي تواند براي آگاه كردن مردم آن شهر از حركت خود و همچنين كسب اطلاعات موثق از ميزان جديت و پايمردي دعوت كنندگان تعبير شود. يعني از منظر تشكيل حكومت امام براساس خواست و تمايل مردم حركت كرد وبه كسب اطمينان از جديت و پايمردي آنها توجه فراوان داشت . حضرت اهداف قيام خود را اصلاح در امت پيامبر و امر به معروف و نهي از منكر و تاسي به سيره حضرت رسول (ص ) برمي شمارد. يعني قيام امام حسين (ع ) تنها از زاويه حركت براي تشكيل حكومت قبال تحليل نيست . امام حسين (ع ) در مقطعي واقع شده بود كه اصل اسلام در خطر قرار گرفته و با دوره امام علي (ع ) و حتي امام حسن (ع ) قابل مقايسه نبود. به نظر مي رسد حتي اگر دعوت نامه هاي اهل كوفه به دست امام حسين (ع ) نمي رسيد باز هم امام براي اصلاح امت و امر به معروف و نهي از منكر قيام مي كرد. بخش حكومتي حركت امام به دعوتنامه ها مرتبط بود اما بخش اصلاح طلبي و امر به معروف و نهي از منكر آن به شناخت حضرت از اوضاع و احساس وظيفه الهي برمي گشت كه جز با جانبازي و فداكاري و ايثار تحقق پذير نبود. دعوت كوفيان از امام حسين (ع ) به دعوت مردم مدينه از پيامبر(ص ) و به هجوم مردم مدينه به خانه علي (ع ) و درخواست از او براي پذيرش حكومت بسيار شبيه است . با اين تفاوت كه درخصوص امام حسين (ع ) دعوت كنندگان بي وفايي كردند و حركت آن حضرت به حكومت منجر نشد.
    استقرار نظام جمهوري اسلامي ايران
    تاسيس جمهوري اسلامي در ايران مترتب بود بر قيام فراگير و عمومي مردم مسلمان و خواست جمعي آنان براي استقرار نظام اسلامي .
    امام خميني (ره ) به كرات در سخنرانيهايشان يادآوري مي كردند كه انقلاب اسلامي با مشاركت آحاد ملت حتي در روستاهاي دورافتاده اتفاق افتاد. امام عنايت خاصي داشتند كه توجه دهند نظام اسلامي خواست مردم بود. برنامه امام (ره ) قبل از پيروزي انقلاب آگاهي بخشي و بيدارسازي جامعه بود. حتي هنگامي كه اعضايي از گروههاي معتقد به مبارزه مسلحانه در آن دوران مراجعه كردند تا تاييد عمليات مسلحانه خود را از ايشان بگيرند امام مخالفت كرد و اساس حركت انقلابي خود را كار فرهنگي و روشنگري مردمي دانست . خط مشي انقلابي امام آن بود كه بايستي مردم آگاه شوند و به تشكيل حكومت اسلامي متمايل و علاقمند گردند آنگاه براساس خواست مردم همراه با تلاش و مجاهده آنها استقرار حكومت اسلامي ميسر خواهد شد. اين خط مشي امام موفقيت آميز بود . در سالهاي 56 و 57 اقشار مختلف مردم در صحنه هاي مختلف مخالفت خود را با رژيم شاهنشاهي و تمايل انقلابي خود را به استقرار نظام اسلامي نشان دادند. مقصود از « تمايل انقلابي » اين است كه مردم آمادگي خود را براي ايثار و فداكاري جهت تحقق تمايل قلبيشان كه استقرار نظام اسلامي بود بروز دادند.
    راهپيمائي هاي عظيم سال 57 در سراسر ايران و زمينه سازي براي بازگشت حماسي امام خميني (ره ) به كشور علائم آشكار مبتني بودن استقرار نظام اسلامي در ايران بر خواست و اراده مردم مي باشد.
    استقبال عظيم مردم از امام (ره ) و سيل خروشان جمعيت از فرودگاه تا بهشت زهرا جمله تاريخي امام در سخنراني بهشت زهرا كه فرمودند « من به پشتيباني مردم دولت تعيين مي كنم » ابعاد مردمي استقرار نظام اسلامي را نشان مي دهد.
    انقلاب در 22 بهمن به پيروزي رسيد . مردمي بودن انقلاب و خواست آحاد جامعه براي تشكيل حكومت اسلامي بر كسي پوشيده نبود. اما امام فرهيخته و آگاه از شرايط سياسي جهاني براي پيشگيري از هر گونه ترديد و شبهه در نوع نظام حكومتي موردنظر مردم دستور همه پرسي 12 فروردين را صادر كردند و با راي اعجاب آور مردم معلوم شد استقرار نظام جمهوري اسلامي در ايران مانند استقرار اين نظام در مدينه توسط پيامبر(ص ) و سپس توسط امام علي (ع ) مبتني بر خواست مردم بوده است .
    خلاصه
    تاريخ حكومتهاي ديني مورد قبول قاطبه مسلمانان نشان مي دهد كه اين حكومتها همگي بر اساس خواست و تمايل مردم استقرار پيدا كرده اند. رهبران اين حكومتها قبل از تاسيس حكومت نوعي روشنگري و آگاهي بخش و تقويت ايماني مردم را سرلوحه خود قرار داده و پس از آن مردم بوده اند كه با استدعا تاسيس حكومت ديني را خواستار شده اند. مردم در اين فرآيند آگاهانه مي پذيرند كه روح آموزه هاي ديني و هدايتهاي الهي در بدنه نظام حكومتي آنها جاري باشد. حاكمان متخلق به اخلاق الهي و آراسته به صفات تقوا و عدالت باشند و خود را مكلف به پايبندي به اصول و مباني ديني (كه مترتب است بر علم و آگاهي به اصول و مباني ديني ) و پاسداري از نظام بدانند. مردم نيز براي حمايت و پشتيباني از حكومت احساس وظيفه نمايند.
    در نظام مشروع الهي مردم در يك فرآيند آگاهانه مي پذيرند كه روح آموزه هاي ديني در بدنه نظام حكومتي جاري شود و حاكمان متخلق به صفات تقوا و عدالت اداره آن را برتهده گيرند; در چنين نظامي است كه مردم براي حمايت و پشتيباني از حكومت احساس وظيفه مي كنند