روزنامه جمهوري اسلامي 12/03/1382 صفحه سرمقاله
*****
اشغالگران ; لباس سفيد حرفهاي سياه


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    براي نيروهاي اشغالگري كه سرزميني را با توسل به زور سرنيزه و جنايت و كشتار به اشغال درآورده اند هيچ چيز دردناكتر از مشاهده خشم و خروش ملتي براي پايان دادن به اشغال بيگانه نيست . اين يك قاعده كلي است و عراق را هم نبايستي از اين قاعده مستثني كرد. بويژه آنكه پيش از شروع تهاجم نظامي چنين وانمود مي شد كه بمحض ورود نيروهاي آمريكائي و انگليسي مردم عراق با گل و شيريني به استقبال آنها مي روند و به آنها بعنوان « نيروهاي آزادي بخش » نگاه خواهند كرد.
    البته برخي رسانه هاي نان خور اشغالگران و از جمله چند شبكه تلويزيوني كه توسط پنتاگون تغذيه مالي و اطلاعاتي مي شوند سعي كردند با صحنه سازيهائي وضع داخلي عراق را وارونه جلوه بدهند ولي اين دروغ شاخدار كسي را متقاعد نكرد كه گويندگانش صادقند. حوادث بعدي هم بقدري تكاندهنده بود كه جائي براي خوشباوري باقي نگذاشت و نشان داد كه مردم عراق از اشغال كشورشان توسط آمريكا و انگليس بشدت خشمگين و عصباني هستند.
    وضع در مورد انگليس قدري متفاوت است . انگليس در عراق سابقه سياه استعماري دارد. مردم عراق يكبار با بسيج امكانات خود و به زعامت روحانيت شيعه عراق را از حلقوم اشغالگران شرور انگليس خارج كرده اند و اين بار هم اميدوارند از همان تجربه ارزشمند گذشته الهام بگيرند و پوزه اشغالگران جديد و قديم را به خاك بمالند.
    اين اصل ماجراست ولي اشغالگران از يكطرف مايل نيستند اراده ملت ها را به رسميت بشناسند و از طرف ديگر هيچ توجيهي براي وضع موجود ندارند و آنها بجاي به خرج دادن شهامت در پذيرش حقايق عيني و ملموس جمهوري اسلامي ايران را به دخالت در عراق متهم كرده اند. يك نكته ظريف در اين ميان آنكه اشغالگران با توسل به هر جنايت و شرارتي خاك عراق را شخم زده اند و مردم عراق را به روز سياه نشانده اند ولي از دخالت ديگران سخن مي گويند.
    بايد از انگليسي ها شرور پرسيد كه مگر شما يكبار تجربه قيام شجاعانه مردم عراق عليه اشغالگران انگليسي را تجربه نكرده ايد و مگر آن زمان كسي آنها را به عدم پذيرش ننگ سلطه خارجي تحريك مي كرد و مگر ملت عراق با آن سابقه ارزشمند مبارزه با اشغالگران انگليسي نياز به معلم دارد كه كسي راهكار مبارزه با اشغالگران را به آنها بياموزد و مگر قرار نبود مردم عراق از اشغالگران بعنوان نيروهاي رهائي بخش با گل و شيريني استقبال كنند كجا رفتند آن مردمي كه بنا بود به استقبال اشغالگران بيايند
    « رامسفلد » وزير دفاع پرچانه آمريكا حتي پا را فراتر گذاشته و ايران را به توليد برنامه هاي راديو ـ تلويزيوني با هدف تحريك مردم عراق عليه اشغالگران متهم كرده است . جاي تعجب است كشورهائي كه خود را فوق تخصص جنگ رواني عليه ديگران معرفي مي كنند و خودشان هم باور كرده اند كه با امواج راديو ـ تلويزيوني توليدي « سيا » مي توانند دولت ها را تغيير دهند اكنون ديگران را مسئول همه ناكاميها و ناتوانيها و بلكه شكست كامل پروژه اشغال عراق معرفي مي كنند. به راستي بايد پرسيد كه آيا مخالفت مردم مسلمان عراق با مشروبات الكلي را بايستي به حساب تحريك ديگران گذاشت و آيا اشغالگران با هدف ترويج مشروبات الكلي به دنبال آزادي مردم عراق هستند يا سركوب و انحراف آنها
    شرايط بغرنجي كه اشغالگران در عراق دچار آن شده اند حتي پيش از شروع عمليات نظامي هم بدرستي قابل پيش بيني بود. لكن اشغالگران اميدوار بودند بكمك امواج راديو ـ تلويزيوني بتوانند همه چيز را بنفع خود تغيير دهند كه البته در اين كار عليرغم تلاش مستمر خود ناكام شدند. اما دليلي ندارد كه اشغالگران با مشاهده ناكاميهاي خود ايران را مسئول شكست خود معرفي كنند.
    « پل برمر » گماشته آمريكا در عراق در اين زمينه حرف تازه تري دارد. او حتي چشم ديدن كمك هاي انساندوستانه مردم ايران به مردم عراق را هم ندارد و مي گويد اين كمك هاي داروئي و غذائي براي دامن زدن به احساسات ضدآمريكائي مردم عراق ارائه شده حال آنكه مسئله كاملا برعكس است . فراموش نكنيم كه دشمنان اسلام كه همان دشمنان انقلاب اسلامي هم هستند براي يك دوره 24 ساله تلاش كردند عليه جمهوري اسلامي ايران در هر جا و فرصت ممكن سمپاشي كنند و به جنگ رواني بپردازند تابلكه چهره اين ملت و نظام را در چشم ديگران مخدوش كنند. اما امروزه با تلخكامي احساس مي كنند كه حتي جنگ تحميلي 8 ساله اي كه آمريكا و همدستانش عليه ايران به راه انداختند نتوانست چهره ايران را مخدوش كند و امروزه جدي ترين كمك هاي مردمي فقط از سوي ملت بزرگ ايران به عراقيهاي تحت ستم ارائه مي شود.
    اين در واقع بمنزله اوج ناكامي تمامي برنامه هائي است كه آمريكا در طول يك دوره 24 ساله عليه ايران به راه انداخته بود . در واقع مردم عراق مي بينند كه آمريكا با ادعاي آزادي و بعنوان يك باصطلاح « فرشته نجات » وارد عراق شد ولي كاري بجز كشتار و جنايت و غارت انجام نداد ولي در عوض امدادگران ايراني فرشتگان نجات واقعي در عراق هستند كه به آنها البته در حد توان و وسعت مالي خود كمك هائي عرضه كرده اند و در عوض اشغالگران حتي چشم ديدن همين كمك ها را هم ندارند. اين ادعا كه ايران براي آينده عراق برنامه دارد و اين ادعا كه ايران قصد ايجاد حكومت مشابهي در عراق دارد حرف تازه اي نيست . اين حرف را آمريكا و انگليس در نخستين روزها و سالهاي پيروزي انقلاب اسلامي هم عنوان مي كردند و اتفاقا با همين اظهارات خود كه بعنوان آخرين اطلاعات دست اول از داخل ايران معرفي مي شد سردار نگون بخت قادسيه را به جنگ عليه ايران تشويق كردند تا بلكه « مجوس ها » ! را سر جايشان بنشاند.
    واقعيت تلخ براي اشغالگران عراق اينست كه آنها بي آبروتر از آنند كه كسي اين حرفهاي تكراري و دروغ هاي نخ نما شده آنها را بعد از 24 سال دوباره باور كند . بويژه آنكه امروزه تقريبا ثابت شده كه تمامي اطلاعاتي كه اشغالگران براي توجيه ضرورت حمله نظامي به عراق ارائه كرده بودند از اصل دروغ و بي اساس بود. هرچند همانطور كه آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبه نماز جماعت گفته است نخست وزير انگليس لباس سفيد مي پوشد و حرف هاي سياه ميزند و همه اشغالگران درحاليكه چهره اي سفيد از خود نشان ميدهند عملكردي سياه دارند لكن اشغالگران اكنون در گرداب عراق دست و پا مي زنند و قطعا در درون باتلاقي كه خود به وجود آورده اند هرچه بيشتر دست و پا بزنند بيشتر در عمق بحراني كه هيچ پاياني براي آن متصور نيست غوطه ور خواهند شد.