روزنامه جمهوري اسلامي 11/03/1382 صفحه مقالات

  • نكوهش افراد سست پيمان در سخن اميرمومنان
  • نهج البلاغه كتاب دل ...
  • علي (ع ) و نهج البلاغه ; در بيان حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني
    جهان متعجب از عظمت نهج البلاغه
  • *****
    نكوهش افراد سست پيمان در سخن اميرمومنان


  • ث خطبه 69 نهج البلاغه
    ترجمه و توضيح : علي اكبر مظاهري
    پس از جنگ صفين و ماجراي رسواي حكميت معاويه و شاميان كه مغرور و سرمست شده بودند هجوم به قلمرو حكومت اسلامي را پيشه ساختند و به تحقير و هراساندن عراقيان پرداختند.
    اميرمومنان (ع ) كوفيان و عراقيان و ديگر مسلمانان را به هماوردي و پيكار با شاميان فرا خواند اما آنان زبوني ورزيدند و از پيكار با دشمنان هراسيدند. امام (ع ) آنگاه كه ديد فرمان جهاد و تشويق و تشجيع كارگر نمي افتد به سرزنش آنان پرداخت و آنها را با تازيانه نكوهش نواخت تا كه شايد به خود آيند و غيرت ورزند و به كارزار با دشمنان پردازند.
    در پي يكي از هجومهاي شاميان (به عين التمر از بلاد اسلامي ) امير غيرتمندان (ع ) از كاهلي و بي غيرتي پاره اي از مرد نمايان پيرامون خويش سخت ناليد و خطبه اي دردمند و آتشناك بر آنان خواند و در بخشي از سخنانش چنين فرمود :
    هان ! نامردمان ! تا چند با شمايان مدارا كنم چونان مدارا كردن با شتر بچگان كوهان كوفته (كه ظاهرشان سالم مي نمايد و درون شان مجروح است و شما بيرون تان سالم مي نمايد و درون تان پر از نفاق است ) و يا همچون جامه هاي فرسوده و اشكافته كه از هر سويش بدوزند و شكافش را به هم آرند از سوي ديگر وامي شكافد و مي درد.
    هرگاه گروهي از لشكريان شاميان خود را به شمايان مي نمايانند به خانه هاتان مي رويد و در به روي خود مي بنديد و چونان سوسماران به سوراخهاتان مي خزيد و همچون كفتاران در لانه هاتان مي آراميد.
    والله ! ذليل است آن كس كه شمايان ياورانش باشيد و تيراندازي با شما تيرافكني با تيربي سر و ته است (نه دو شاخه اي ته تير كه در زه كمان درآيد و نه پيكاني سرتير كه بر تن دشمن نشيند).
    به خدا شمايان در ميدانهاي بي رزم و به گاه عشرت و بزم و هنگامه لاف زني و گزافه گويي پرشماريد و بسيار; اما زير بيرقهاي رزم و در صحنه هاي جهاد و عزم كم شماريد و اندك !
    البته من شيوه اصلاح تان را مي دانم و به چگونگي راست كردن كجيهاتان دانايم ; اما هرگز اصلاح شمايان را به بهاي افساد و تباهي خويش روا نمي شمارم . (آري من مي دانم و مي توانم كه چونان جباران و خودكامگان تيغ بر گردنهاتان نهم و به اجبار به كارزارتان وادارم و هنگام نافرماني دمارتان برآرم . و نيز مي دانم و مي توانم كه با بذل زر و سيم و مال و منال و بااعطاي جاه و مقام ناروا به راه تان آرم و به كارتان وابدارم آن سان كه معاويه با شاميان مي كند و شاهان و حاكمان باطل با مردمان مي كنند اما هيهات كه دينم را به دنياتان دهم ! من نه آنم كه خويشتن را براي شمايان تباه سازم !)
    خداتان خوار گرداند و رخسارتان را به خاك مذلت كشاند و و بهره تان را از حيات تباه گرداند! شمايان آن سان كه با باطل آشنا و دمسازيد با حق ناسازگاريد وآن را نمي شناسيد. و آنچنان كه در تباه سازي حق كوشاييد در كوفتن باطل نمي كوشيد!

  • *****
    نهج البلاغه كتاب دل ...


  • نهج البلاغه كتاب دل است
    كتاب « سنت و سياست » « حكمت و حكومت » است
    كتاب اخلاق و تهذيب نفس است
    كتاب « رهبري » و « رهروي » است
    اسوه « سير و سلوك » است
    پيوند دهنده « حيات و ممات » است
    برنامه زندگي است
    دستورالعمل « چگونه بودن » است
    مرامنامه « هستي » است
    قانون « حيات » است
    تراز « زيستن » است
    منشور « حكومت » است
    نهج البلاغه نردبان تعالي روح است
    بال معراج جان و سكوي پرواز در ملكوت است
    خميرمايه تبلور احساس است
    رواق اشراق معارف حقه و الهيه در ضمير يك انسان است
    ابزار معرفت « خدا » است
    آيينه شناخت « خود » است
    محك آزمون « اخلاص » است
    رسواگر چهره « نفاق » و افشاگر زواياي پنهان « شرك » است .
    آري ... آري ...
    نهج البلاغه ... سوگ نامه فراق ياران است و رنج نامه عهدشكني هاي دوستان ناآگاه و هم پيمانان سست اراده و غمنامه مظلوميت « عدل » و محكوميت « حق » است .
    نهج البلاغه منشوري است چند بعدي كه هر زمان يك چهره اش مي درخشد و براي هركس يك بعد و يك برش آن متجلي مي شود
    از هر مقوله اي مقاله اي دارد
    و براي هر دردي درماني
    و براي هر نيازي پاسخي
    و البته كه بي دردان از نهج البلاغه درماني هم نخواهند يافت
    چون نداري درد درمان هم مخواه
    درد پيدا كن كه درمانت كنند
    به نقل از غدير

  • *****
    علي (ع ) و نهج البلاغه ; در بيان حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني
    جهان متعجب از عظمت نهج البلاغه


  • اشاره
    در ادامه انعكاس گزيده اي از توصيفات و بيانات انديشمندان درخصوص جايگاه بلند و توصيف ناشدني اميرمومنان علي (ع ) و اثر ارزشمند ايشان (نهج البلاغه ) در اين شماره بخشي از بيانات حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني را برايتان آماده كرده ايم . اين گزيده ها را با رجوع به كتاب « آيين كشورداري از ديدگاه امام علي (ع ) » و به نقل از نشريه غدير تهيه نموده ايم . اين اثر مجموعه بحثهايي است كه حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني در شرح عهدنامه حضرت علي (ع ) به مالك اشتر در دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم ايراد فرموده و پس از تنظيم از سوي آقاي حسين كريمي به دست چاپ سپرده شده است . با هم اين گزيده را مي خوانيم .
    منشور جاودانه تاريخ
    يكي از فصول درخشان نهج البلاغه كه همچون ساير مباحث آن رنگ جاودانگي خورده و به ابديت پيوسته است عهدنامه مالك اشتر است . اين فرمان به صورت يك منشور جاودانه و انساني و انسان ساز در تاريخ و فرهنگ اسلامي باقي مانده است .
    شاگرد شايسته پيامبر(ص )
    اميرالمومنين علي (ع ) بزرگترين شايسته ترين و كاملترين شاگرد مكتب پيامبر اكرم (ص ) بود و هيچ كس به اندازه اميرالمومنين (ع ) نسبت به پيامبر اكرم (ص ) نزديك نبوده است .
    جهان متعجب از عظمت نهج البلاغه
    صدها سال است عظمت نهج البلاغه جهان بشريت را زير بال خود گرفته و تمام تاريخ را در نورديده است . بشريت در برابر والايي آن به اعجاب و بهت دچار آمده و با ناتواني و درماندگي در مقابل عظمت بي نظير آن به زانو درآمده است .
    بالاتر از توصيف
    چگونه مي توان درباره نهج البلاغه اي سخن گفت كه هزار سال است نام او در كنار قرآن مجيد بر زبانها جاري است و نه تنها دوستان كه دشمنان نيز آن را ستوده و در برابر عظمتش اظهار عجز كرده اند.
    هزار سال تلاش ناچيز
    نهج البلاغه كتابي است كه هزار سال است بزرگترين انديشمندان هر عصر و روزگاري درباره آن مي انديشند و به جايي نمي رسند. هزاران محقق فرزانه پيرامون آن هزاران محقق هزاران جلد كتاب نوشته ميليونها صفحه كاغذ را با فاخرترين عبارات و تمجيدها سياه كرده اند اما هنوز بشريت موفق نشده گونه اي از عظمت و سترگي آن را چنانكه شايسته است توصيف و تشريح نمايد.
    عظمت نهج البلاغه
    حضرت علي (ع ) در نهج البلاغه آنچنان بلاغت و لطافت كلام بكار برده است كه عقل انسانهاي عادي نمي تواند به عمق آن برسد.
    نهج البلاغه با الگوي عظيم و آموزنده
    خصوصيت بيسار مهمي كه از لابلاي كلمات حضرت علي (ع ) به دست مي آيد و هر بيننده ژرفنگر را به خود جلب مي كند تصوير زيبا و دقيق زندگي شخصي آن حضرت و حوادث و وقايعي كه در دوران حيات با آنها رو به رو بوده و طرز برخورد و مقابله با اين حوادث است . لذا نهج البلاغه از اين ديدگاه يك الگوي عظيم و آموزنده از زندگي جانشين بر حق پيامبر(ص ) است كه تمامي شيفتگان آن حضرت و پيروان راه و پويندگان مكتبش مي توانند سيماي ملكوتي پيشواي خود را در آن نظاره و ابعاد گسترده اين سيماي بي مانند را سرمشق زندگي روش و رفتار خود قرار دهند.
    تعريف نهج البلاغه
    ساده ترين و كوتاه ترين تعريفي كه مي توان از قرآن مجيد بيان كرد اين است كه بگوييم قرآن كلام خداوند متعال است كه به لسان وحي بر قلب رسول الله (ص ) نازل شده است . درخصوص نهج البلاغه نيز مي توان گفت : نهج البلاغه كلام مولا اميرالمومنين علي (ع ) است كه گفتارها و نوشتارها و نامه ها و وصايا و كلمات كوتاه و نصايح و مواعظ و فرامين و احكام آن حضرت را در بر مي گيرد و از حدود هزار سال پيش به صورت كتابي تدوين شده است .
    الگوهاي خط فكري انسانها
    در فرهنگ تشيع قرآن و نهج البلاغه و ديگر آثار ائمه معصومين (ع ) تنها الگوي خط فكري انسانها و تنهاراه تشخيص صحيح از باطل است .
    راز سيادت
    در ديدگاه علي (ع ) كه فرهنگ راستين اسلام است قدرت مقام و رياست نفوذ معنوي و آقايي و سيادت به معناي راستين آن در سايه عبوديت و بندگي الله تحقق مي پذيرد.
    در فرهنگ تشيع قرآن و نهج لبلاغه و ديگر آثار ائمه معصومين (ع ) تنها الگوي خط فكري انسانها و تنهاراه تشخيص صحيح از باطل است