بسم الله الرحمن الرحيم
مجلس شوراي اسلامي اخيرا مصوبه اي گذرانده كه بموجب
آن
انتخابات نمايندگان مجلس بجاي آنكه در چارچوب هر
شهرستان صورت گيرد
بصورت استاني انجام خواهد شد. به
عبارت روشن تر
طبق اين مصوبه
همه مردم هر استان به كليه
نمايندگان آن استان راي ميدهند و افراد منتخب
نمايندگان كل
استان خواهند بود.
اين روزها درباره انگيزه طراحان اين مصوبه و ضرورت
چنين اقدامي
سئوالهاي زيادي در اذهان وجود دارد كه
مهمترين آنها اينست كه درصورتيكه اين طرح عملي شود چه
تفاوتي از نظر نتايج با شكل كنوني انتخابات كه شهرستاني است
نه استاني خواهد داشت و آيا از اين رهگذر سودي عايد مردم و
كشور خواهد شد يا نه سئوال ديگر اينست كه اصولا چنين
طرحي آيا با قانون اساسي منطبق است و اگر چنين است و مفيد
نيز مي باشد
چرا در 24 سال گذشته كسي به فكر انجام اين كار و
جلب اين منفعت نيفتاد
پاسخ سئوال دوم را اظهارنظر شوراي نگهبان روشن خواهد
كرد. شوراي نگهبان طبق قانون اساسي
مفسر قانون اساسي
است و با توجه به برداشتي كه از اصول مربوط به انتخاب
نمايندگان و حوزه هاي انتخابيه دارد
درباره اين طرح اظهارنظر
خواهد كرد و تكليف آنرا روشن خواهد نمود. اما اينكه آيا طرح
استاني بهتر از انتخابات شهرستاني است يا خير نكته ايست كه
بايد به اظهارنظر گذاشته شود و بعد از ملاحظه نقطه نظرات
گوناگون صاحبنظران
درباره آن نتيجه گيري نهائي بعمل
آيد.
نمايندگان مخالف و موافق اين طرح
نقطه نظرات خود را در
صحن مجلس ابراز كردند اما درباره اين طرح از مردم شهرستانها
كه صاحبان اصلي مجلس هستند نظرخواهي نشده است . به
همين جهت
لازم ميدانيم نكاتي را يادآور شويم .
اول آنكه قانونگذاران براي آنكه با زواياي موضوعي كه قرار
است درباره آن طرح يا لايحه اي را به راي گيري بگذارند آشنائي
بيشتري پيدا كنند
لازم است با كساني كه موضوع طرح ها و لوايح
به آنها مربوط ميشود مشورت نمايند. طرح استاني شدن
انتخابات
مستقيما به مردم شهرستانها مربوط است و حق اين
بود كه اين طرح قبل از آنكه در مجلس مطرح گردد
به نظرخواهي
مردم سراسر كشور گذاشته شود. در آنصورت
مردم نقاط قوت و
ضعف اين طرح را با طراحان در ميان ميگذاشتند و طراحان
ميتوانستند با بصيرت بيشتر درباره اصلاح آن و يا اصولا درباره
ضرورت يا عدم ضرورت آن تصميم بگيرند.
دوم آنكه مجلس شوراي اسلامي بايد همواره در مسير كم
كردن فاصله با مردم حركت كند و در جهتي قدم بردارد كه
نمايندگان مجلس و عناصر اجرائي كشور بتوانند تماس هاي
مستقيم تري با مردم داشته باشند. درست است كه نمايندگان
مجلس وظيفه اي جز قانونگذاري و نظارت ندارند و امور اجرائي
و رسيدگي به مشكلات مردم جز وظايف آنها نيست
لكن در
اين واقعيت نميتوان ترديد كرد فقط نمايندگاني ميتوانند درباره
قوانين به درستي نظر بدهند و اصولا ضرورتها و زمينه هاي لازم
براي قوانين را تشخيص دهند كه با مردم مرتبط باشند و از
نزديك با مشكلات مردم سروكار داشته باشند. اين مهم
زماني
بهتر تحقق خواهد يافت كه نمايندگان احساس نزديكي بيشتري
با مردم و حوزه هاي انتخابيه خود نمايند و اين احساس قطعا در
چارچوب شهرستاني بودن انتخابات بهتر و بيشتر وجود خواهد
داشت و استاني شدن ميتواند موجب كاهش چنين احساسي
شود. در شرايط كنوني
تمركززدائي بايد يكي از راهبردهاي
حكومت ها باشد و استاني كردن انتخابات
به سوي تمركز رفتن
است نه تمركززدائي .
نكته سوم به شناخت موكلين مربوط ميشود. در شرايط فعلي
كه انتخابات بصورت شهرستاني انجام ميشود
مردم هر حوزه
انتخابيه شناخت بيشتري نسبت به افرادي كه داوطلب نمايندگي
ميشوند دارند و همين شناخت كه معمولا متقابل نيز مي باشد
كمك زيادي به تشخيص راي دهندگان نسبت به داوطلبان بعمل
مياورد و انتخاب ها دقيق تر خواهد بود. اگر استاني شدن
انتخابات به اين شناخت لطمه اي وارد نمياورد
پس ميتوان
نتيجه گرفت كه براي يكسره شدن كار
بهتر است اين توسعه
ادامه يابد و انتخابات بصورت كشوري انجام شود يعني مردم كل
كشور درباره كل نمايندگان مجلس اظهارنظر كنند و راي بدهند
همانطور كه در انتخابات رياست جمهوري اين چنين است .
اينكه انتخابات رئيس جمهور
كشوري است و انتخابات
نمايندگان
شهرستاني است به اين دليل است كه كل كشور فقط
يك رئيس جمهور لازم دارد درحاليكه تعداد نمايندگان 290 نفر
است و فلسفه شهرستاني بودن انتخابات مجلس نيز همين است .
اين
رويه اي سابقه دار
تجربه شده و جهاني است و به نظر
ميرسد تغيير دادن آن به نفع مردم و كشور نباشد بويژه آنكه چه
بسا ممكن است در يك انتخابات
همه نمايندگان استان از يك
شهر مثلا مركز استان انتخاب شوند ـ كه البته به دليل كثرت
جمعيت احتمال بعيدي نيست ـ و در آن صورت مردم شهرهاي
ديگر احساس بدي خواهند داشت .
چهارمين نكته به افزايش امكانات
بودجه
وقت و ساير
ملزومات انتخابات مربوط ميشود كه آنهم به نفع كشور و مردم
نيست . شمارش آرا و ساير امور مربوط به مشخص شدن نتايج
انتخابات
درصورتيكه حوزه انتخابيه استاني باشد
وقت گيرتر و
مشكل تر است و انتخابات بايد به سوئي برود كه باهزينه اي كمتر
با شرايطي سهل تر و در زماني كمتر انجام شود.
و آخرين نكته به دقت و صحت انتخابات مربوط ميشود.
ترديدي نيست كه هرچه حوزه انتخابيه محدودتر باشد
امكان
نظارت دقيق تر بيشتر و صحت انتخابات قابل تضمين تر خواهد
بود. به همين موازات
هرچه حوزه انتخابيه گسترده تر باشد
امكان تقلب بيشتر و قدرت نظارت كمتر است
و در نتيجه
امكان تضمين صحت انتخابات كاهش خواهد
يافت .
بدين ترتيب
به نظر ميرسد در مجموع
ادامه روش كنوني
يعني شهرستاني بودن انتخابات مجلس شوراي اسلامي
به نفع
كشور و مردم است و استاني شدن آن نه تنها وجهي ندارد بلكه
ميتواند به زيان نيز باشد.

|