
بدنبال بيماري اخير « حيدر علي اف » رييس جمهوري
آذربايجان
مساله جايگزين وي
موضوع اصلي بررسي و
پيش بيني هاي تحليلگران و محافل رسانه اي در خارج و داخل
اين كشور بوده و هست .
اين موضوع در دو سال اخير در محافل سياسي و رسانه اي
جمهوري آذربايجان همواره مطرح بوده
ولي در آستانه
انتخابات رياست جمهوري اين كشور و شدت بيماري علي اف
80 ساله
بيش از پيش مورد توجه قرار گرفته است .
از آنجايي كه بطور معمول
تغيير و تحولات در جوامعي كه
ثبات و امنيت آن بر قدرت فردي تكيه دارد
سريع و عواقب آن
غيرقابل پيش بيني است
در زمان حاضر خلا قدرت پس از
« علي اف » در ميان جامعه جمهوري تازه استقلال يافته در كانون
توجه برخي كشورهاي منطقه اي و فرامنطقه اي قرار دارد.
به نظر گروهي از كارشناسان سياسي
« حيدر علي اف » به
عنوان سياستمدار كهنه كار
مدتها قبل طرح انتقال مسالمت آميز
قدرت در اين كشور را برنامه ريزي كرده و برخي شخصيت هاي
حزبي ملي گرا و تندرو وابسته كه درصدد بدست گرفتن قدرت
هستند
سعي دارند
با استفاده از نارضايتي مردم و ايجاد ناآرامي
در كشور خود را به قدرت برسانند.
تعداد زيادي از تحليلگران و كارشناسان سياسي
انتقال
قدرت از « حيدر علي اف » به فرزندش « الهام علي اف » را
پيش بيني مي كنند
حتي آنها معتقدند كه علي اف در ابتدا پست
نخست وزيري جمهوري آذربايجان را كه طبق قانون جديد اين
كشور اختيارات آن بطور قابل توجهي افزايش يافته است
به
پسرش خواهد سپرد.
در شرايط جاري در روند سياسي و تبليغات دولتي نيز آثار
آماده سازي افكار عمومي براي حمايت از نامزدي الهام علي اف
در انتخابات رياست جمهوري در صورت قادر نبودن پدرش
مشاهده مي شود.
از طرفي با توجه به اين كه « الهام علي اف » مانند پدرش از
تجربه حكومت كردن و شخصيت كاريزمايي لازم برخوردار
نيست
به تنهايي نمي تواند قدرت را حفظ كند و به اين خاطر
تعداد ديگري از صاحب نظران بر اين عقيده اند كه حيدر علي اف
ممكن است قدرت را به شخص ديگري كه قادر به تامين ثبات در
كشور و حفظ امنيت بستگان وي باشد
منتقل كند.
طرفداران اين نظر اضافه مي كنند كه ممكن است در حكومت
آينده باكو « الهام علي اف » مرد اول نباشد و شخص ديگري از
وزيران كابينه فعلي زير چتر حمايتي وي حكومت را اداره كند
به
طوري كه در صورت تامين منافع آمريكا توسط اين حكومت
غرب نيز آن را برسميت بشناسد.
به اعتقاد آنها غرب
براي تامين منافع خود در جمهوري
آذربايجان برنامه هاي زيربنايي اجرا كرده و به اين دليل در زمان
حاضر تنها مساله مهم براي آمريكا
تداوم اين سياست توسط
حكومت جديد است .
افراد ديگري مانند « پل گوبل » آمريكايي كه به عنوان
كارشناس سياسي حوزه قفقاز معرفي مي شود
الهام علي اف را
براي حكومت كردن ناتوان مي دانند.
آمريكا همچنين در راستاي سياست دوگانه
براي تامين
منافع خود در اين جمهوري
علاوه بر حكومت فعلي با چهار
حزب مخالف دولت كه گرايش غربي دارند نيز ارتباط داشته و
ساده لوحان اين احزاب يعني مساوات
جبهه خلق
استقلال
ملي و دموكرات به كمك واشنگتن براي به دست گرفتن قدرت
درجمهوري آذربايجان اميد بسته اند.
به نظر برخي آگاهان
ميان رهبران چهار حزب يادشده
« رسول قلي اف » رييس حزب دموكرات براي به دست گرفتن
قدرت در جمهوري آذربايجان از توان و شانس بيشتري
برخوردار است .
وي كه يك تكنوكرات و اقتصاددان است در سال 1996 به
دليل اختلاف با حكومت از سمت رياست مجلس ملي استعفا
كرده و عازم آمريكا شد.
حكومت باكو براي قلي اف پرونده كيفري تشكيل داد
بطوري كه اين امر يكي از موانع شركت وي در انتخابات رياست
جمهوري به حساب مي آيد
با اين وجود خبرهاي جاري حاكي
است كه وي در زمان حاضر مشغول ديدار از برخي كشورهاي
اروپايي است .
گفته مي شود رييس حزب دموكرات با اين تصور كه آمريكا
ميان وي و اعضاي حكومت فعلي
ممكن است آنها و ادامه
حاكميت را ترجيح دهد
در صدد جلب حمايت كشورهايي
اروپايي برآمده است .
جمهوري آذربايجان يكي از كشورهاي عضو شوراي
اروپاست و دولت باكو بر اجراي مقررات سياسي
قضايي و
انتخاباتي اين شورا متعهد است
به اين دليل دخالت نهادهاي
شوراي اروپا در برداشتن منع قضايي « رسول قلي اف » براي
شركت در انتخابات رياست جمهوري بي تاثير
نيست .
رهبران احزاب ديگر مانند « عيسي قنبر » از حزب مساوات
« علي كريملي » از حزب جبهه خلق و « اعتبار محمداف » از حزب
استقلال ملي كه خود را براي نامزدي تصدي پست رياست
جمهوري آماده مي كنند
قادر به رقابت با رسول قلي اف نيستند.
رهبران سه حزب يادشده تاكنون براي جلب توجه غرب
از
شعارهاي ضد روسي و ايراني استفاده كرده و مي كنند و به اين
دليل برخي آگاهان معتقدند
آنها از تشخيص منافع جمهوري
آذربايجان عاجز و امكان به قدرت رسيدنشان منتفي
است .
در اين ميان از « اياز مطلب اف » رييس جمهور اسبق
جمهوري آذربايجان كه در زمان حاضر در مسكو بسر مي برد نيز
ياد مي شود.
وي نيز از جمله تكنوكرات ها و سياستمداران ميانه رو به
حساب مي آيد
ولي براي او نيز مانند رسول قلي اف پرونده سو
پيشينه تشكيل شده كه مانع از شركتش در انتخابات رياست
جمهوري آذربايجان مي شود.
بطوركلي در بررسي اين موضوع نكات زير قابل تامل است :
1 ـ واقعيت اين است كه آمريكا تلاش مي كند
نقش
تعيين كننده اي در حكومت كشورهاي حوزه قفقاز از جمله
جمهوري آذربايجان ايفا كند و البته نقش روسيه نيز از نظر توان
تاثيرگذاري در تحولات داخلي اين كشور بسيار است
بطوري كه
بيش از دو ميليون نفر از 8 ميليون جمعيت اين كشور در روسيه
اشتغال به كار دارند.
از سوي ديگر
اگرچه در اوايل استقلال جمهوري آذربايجان
مردم اين كشور تحت تاتير احساسات ملي و ذهنيت منفي
باقيمانده از دوران ديكتاتوري كمونيستي نسبت به روسيه بدبين
بودند
ولي با گذشت بيش از يك دهه از استقلال و گرايش به
سوي آمريكا
دريافتند كه نه تنها مشكل اصلي آنها يعني مناقشه
قره باغ حل نشد
بلكه پيچيده تر هم گرديد.
در اين شرايط نوعي ياس و نوميدي در جامعه و دولتمردان
باكو نسبت به جدي بودن غرب
به خصوص آمريكا براي اجابت
خواستهايشان مشاهده مي شود و به اين خاطر رويكردي دوباره
به سوي روسيه نيز در حال احياست .
2 ـ اگر اعضاي حكومت فعلي باكو پس از حيدر علي اف قادر
به كنترل اوضاع در كشور نباشند
بحرانهاي احتمالي نه تنها آنان
را بلكه شخصيت هاي حزبي
مانند رهبران غربگراي احزاب
مساوات
استقلال ملي و جبهه خلق را نيز كه در شكست هاي
سياسي
اقتصادي و اشغال سرزمين هاي اين كشور بيش از
سايرين سهيم هستند
از صحنه سياسي حذف خواهد
كرد.
3 ـ رهبران احزاب غربگراي مساوات
استقلال ملي و جبهه
خلق بدون مشاركت احزاب و شخصيت هاي سياسي ديگر نيز
قادر به حكومت كردن در جمهوري آذربايجان نبوده و اتكاي
صرف آنها به حمايت آمريكا نيز كافي نخواهد بود
زيرا هشياري
و آگاهي جامعه اين كشور ظرف 10 سال اخير ارتقا يافته است .
4 ـ جايگزين حكومت علي اف در درجه اول بايستي قادر به
ادامه حفظ ثبات و امنيت داخلي باشد و در درجه بعدي بتواند با
كشورهاي ذينفوذ مانند آمريكا
روسيه
ايران و تركيه روابط
متعادلي برقرار سازد.
از اين روي نظر غالب در زمان حاضر اين است كه تشكيلات
حكومتي « حيدر علي اف » رييس جمهوري آذربايجان بعد از وي
بيش از ساير احزاب سياسي قادر به اداره حكومت خواهد بود
بطوري كه افراد آن در دوران بيماري علي اف بخوبي اين امر را
تمرين كرده اند.
برخي كارشناسان مسائل قفقاز معتقدند ممكن است در
حكومت آينده باكو پسر « حيدر علي اف » مرد اول نباشد و
شخص ديگري از وزيران كابينه فعلي زير چتر حمايتي او
حكومت را اداره كند
آمريكا براي تامين منافع خود در جمهوري آذربايجان
برنامه هاي زيربنايي اجرا كرده و در حال حاضر نيز تنها مساله
مهم براي آمريكا تداوم اين سياست توسط حكومت
جديد است
به نظر برخي آگاهان
از ميان سران چهار حزب
آذربايجان
« رسول قلي اف » رئيس حزب دمكرات براي به
دست گرفتن قدرت در جمهوري آذربايجان از شانس
بيشتري برخوردار است

*****
فراز و فرود مرموز صدام
|

صدام و سيا :
« صدام در 22 سالگي در ترور ناموفق عبدالكريم قاسم در
17 اكتبر 1959 شركت كرد . در حاليكه 78 بعثي عضو گروه
ضربت اعدام شدند
او به مصر گريخت . صدام مسئول ايجاد
آتش تهيه به منظور مشغول كردن محافظان قاسم بود. از اينرو
به او سلاح پيشرفته كلاشينكوف (در 44 سال قبل ) داده شد
ولي بدليل هيجان زياد تنها توانست يك گلوله به زانوي راست
خود شليك كند. حال تصور كنيد شخصي به اين حد ناتوان و
بي اراده چگونه مي تواند با پاي زخمي از چنگ ماموران
عبدالكريم قاسم كه 78 همكارش را كشتند بگريزد .
هيچ اطلاعي از زندگي صدام در آن هنگام كه در مصر بود
در دست نيست . اما او مخفيانه به سوريه سپس بغداد باز
مي گردد . در فوريه 64 ميشل عفلق مسيحي (موسس حزب
بعث ) پيشنهاد مي كند صدام 27 ساله به فرماندهي شاخه
عراقي حزب منصوب شود . » (3 ) صدام تشكيلات مخوف
ناموفق و زيرزميني اطلاعات بعث موسوم به « جهاز حنين » را
اداره و كمونيستها و ارتشي ها را ترور مي كرد. اين هسته دروني
حزب بعث به شدت به صدام وفادار بود.
البته او در طول 40 سال گذشته 14 سازمان ديگر نيز به
هسته اوليه افزود. « صدام از اصل يوزف گوبلز (وزير تبليغات
هيتلر) يعني دروغهاي بزرگ گفتن به خوبي استفاده كرد . (4 )
اما سئوال اساسي اينست : اولا چه كسي اين مسائل را به
صدام آموزش داده در حاليكه هرگز او حتي به مدرسه هم نرفت
چه رسد به دانشگاه و هيچ كار
شغل و تخصصي نداشت
ثانيا او چگونه از مهلكه هايي نظير حادثه سال 1959
مي گريزد و چه نهادي مقتدر و پنهاني او را ساپورت
مي نمايد !
علامت سئوال و تعجب در زندگي صدام به اينجا ختم
نمي شود. او براي سرنگوني عارف نيز توطئه كرد كه بار اول
شكست خورد و زنداني شد. « او در زندان از موقعيت ميهمان
ممتاز برخوردار بود. روزنامه
غذا و نامه هاي رمزدار
حسن البكر به دستش مي رسيد.در يكي از نامه ها
البكر كه خود
در سوريه بود
جزئيات طرح فرار او را تشريح مي نمايد
...
صدام در روز انتقال به زنداني امن تر از زندانبانان كه عضو
حزب بعث بودند درخواست مي كند در يك رستوران در نقطه
شلوغ بغداد براي صرف غذا توقف كنند... آنگاه در يك فرصت
مقتضي از پنجره توالت رستوران فرار مي كند. » !
با كودتاي البكر ناگهان صدام از تاريكي بيرون مي آيد.
تصور كنيد او كه هرگز ارتشي يا سرباز نبود با لباس ژنرالي
سوار بر تانك وارد بغداد مي شود
ارتش هم با اين فكر كه او از
افسران كودتاگر است
اوامرش را اجرا مي كند.... بعثي ها به
سرعت ارتش را كنار زدند و خود را صاحب كودتا ناميدند.
در حزب نازي SA تشكيلات مخفي بعث مانند نيروي
هيتلر(6 ) مقدمات به قدرت رسيدن البكر و معاونت صدام را با
تصفيه عناصر كودتا فراهم كرد.
كمي به عقب برمي گرديم
« در ژانويه 60 قاسم حزب
كمونيست را غيرقانوني اعلام كرد و به كشتن آنان پرداخت . »
(7 ) طبيعي بود كه شوروي هم در 8 فوريه 63 با كودتا وي را
ساقط و عارف را حاكم كند.
عارف برعكس
كمونيستها را در حكومت شريك كرد و از
ديگر سو شوروي منافعش تضمين و بين اكراد كه تحت الحمايه
مسكو بودند و دولت عارف آرامش برقرار شد. در اين شرايط
چرا بايد به اسم مبارزه با امپرياليسم
كودتاي البكر در 7 ژوئيه
68 روي دهد در اين ميان آمريكا تلاش كرد مسئوليت كودتا را
متوجه « كاگ ب » نمايد. اما شواهد و قرائن سخن ديگري را
اثبات مي كنند.
1 ـ عارفها با سركوب بعثي ها كه عامل ترور و ناامني بودند
نظم
را برقرار و شوروي براحتي نفت عراق را غارت مي كرد.
2 ـ روابط شوروي و بغداد بعد از كودتاي البكر تا 1982 تيره
مي شود.
3 ـ صدام عامل برقراري ارتباط با غرب پس از سقوط پادشاهي
در عراق است .
4 ـ صدام در جنگ داخلي مارس 74 به اكراد كه مورد حمايت
مسكو بودند حمله كرد. مسكو نيز رژيم البكر را تحريم
تسليحاتي نمود. در نتيجه صدام مجوز معقولي براي سرآغاز
رويكرد عراق به بازار سلاح غرب يافت .
سفر يك هفته اي او در 1975 به پاريس در حالي كه عراق
درگير مشكلات شديدي بود مويد همين مطلب است همچنين
فروش نفت به غرب تشديد و فروش آن به شوروي به تحويل
اسلحه منوط شد.
5 ـ اولين اقدام صدام پس از بركناري البكر در 1979 شكار و
كشتار كمونيستها بود. آنگاه قرارداد اجاره پايگاههاي دريايي
البكر والاميه به ناوگان شوروي را به طور يكجانبه باطل و
روسها را از عراق اخراج كرد.
6 ـ خدمات فراوان صدام به امريكا در حد اسرائيل است .
چرا كه آمريكا ميلياردها دلار به تل آويو سرازير كرده و
مي كند و با حمايت قاطع از آن خسارت سياسي نيز در برابر
افكار عمومي متحمل مي شود تا اسرائيل در برابر اعراب و
مسلمانان بايستد و منافع آمريكا را تامين نمايد.
در حاليكه صدام بدون اين مخارج هنگفت براي آمريكا
بيشترين ضربات دردناك را به اسلام
انقلاب اسلامي و اعراب
زد. صدام ضمن آنكه تاراج نفت عراق علاوه بر تامين هزينه
جنايات صدام موجب رونق اقتصادي غرب بويژه امريكا
شد.
روابط متقابل صدام و امريكا :
صدام با حمله به ايران اسلامي بهترين جوانان و با
ارزش ترين انسانها را از ايران اسلامي گرفت و مانع رشد
كشوري شد كه در آغاز راه استقلال
اقتدار و تكامل قرار
داشت و مي توانست به ارائه دهنده يك الگوي موفق حكومت
اسلامي مبدل گردد. اين بهترين هديه صدام به امريكا ارزيابي
مي شود. همچنين در زمانيكه رشد اقتصادي ژاپن در دهه
1980 شتابان سير صعودي داشت و اروپا با تقويت جامعه
رو به همگرايي گذاشته بود آمريكا بوسيله EOCD اقتصادي
ژاپن و چين را وارد EU صدام
رقبايش يعني روسيه
اروپا
بازار عراق كرد و با انبوه طلبهاي پرداخت نشده از عراق خارج
نمود اين كشور همچنين به تجهيز صدام به سلاحهاي كشتار
) بويژه بيولوژيك و شيميايي و صدور NBC جمعي (
فناوري هاي پيشرفته شيميايي و موشكي به اروپا با مقصد
اصلي بغداد
سود اصلي بازار تسليحاتي و نفتي عراق را نصيب
شركتهايي نظير جنرال الكتريك و موتورز
داگلاس ولاكهيد
كرد
در اين ايام سفارت آمريكا پس از دهها سال در بغداد
بازگشايي و رامسفلد در 1983 دوبار به بغداد سفر كرد . به
دستور امريكا
صدام با احداث خط لوله نفت به بندر عقبه
اردن زمينه انتقال نفت را به بندر ايلات اسرائيل فراهم كرد. در
جنگ 8 ساله علاوه بر هزار ميليارد دلار خسارت به ايران و
همين اندازه به عراق ميلياردها دلار به اروپا
روسيه
ژاپن
چين و ... بدهكار شد. علاوه بر آن صدام با سناريوي جنگ
نفتكش ها پاي ارتش امريكا را با ادعاي تامين امنيت هرمز به
منطقه باز كرد.
در 1990 كه عراق مي توانست بدهي ها را باز پرداخت كند .
صدام و امريكا با ايجاد جنگ 1991 عراق را دچار تحريم
اقتصادي كردند. همچنين پس از توافق نورمن شوارتسكف با
وزير دفاع عراق در صفوان
صدام مجوز كشتار وحشيانه
شيعيان را بدست آورد . جنگ نفت علاوه بر خسارت 600
ميليارد دلاري به ملل عرب
فرصتهاي زيادي را از منطقه
مستعد خاورميانه سلب و سازش ساف و اسرائيل را
زمينه سازي كرد و موجب شد تا ارتش آمريكا با بهانه مهار
صدام در جزيره العرب حضور دائم يابد.
پس از آنكه امريكا با ادعاي مبهم سلاحهاي كشتار جمعي
كشورهاي منطقه را از عراق ترساند و ملت آن را فقير و
بيچاره تر و قدرت استيلاي رژيم صدام بر عراق را قوي تر كرد
در نهايت به نام مبارزه با ديكتاتوري صدام مردم بي دفاع را قتل
عام نمود . در حاليكه 400 ميليارد دلار به منطقه و 600 ميليارد
دلار به عراق خسارت وارد شده بود. در مجموع صدام با سه
جنگ بزرگ
ابتدا عامل حضور سپس تقويت و در نهايت
تثبيت نيروهاي آمريكا در منطقه شد. امريكا بواسطه صدام
منابع اعراب و رقبايش (اروپا روسيه ژاپن چين ) را به عراق
سرازير كرد . سپس با جنگ سال 1991 مانع باز پرداخت
بدهي ها شد و اكنون در 2003 با اشغال عراق اعلام مي كند
بدهي آنان پرداخت نمي شود. در حال حاضر نيز مانند سال
1991 سود بازسازي عراق نصيب شركتهاي امريكايي
كنت
موتورولا
جنرال FMC كرايسلر
ميتل
بچل
بنياد
تولز
جنرال موتورز
كاترپيلار
رايتلون و... خواهد شد. « در
سال 1989 امريكا 8 ميليارد دلار سلاح به خاورميانه فروخت
كه اين رقم در سال 1990 به 18
5 ميليارد دلار رسيد . » (10 )
محمد پارسانجفي
محقق و تحليلگر علوم استراتژيك
1 ـ جمهوري وحشت ص 10 سميرالخليل ترجمه احمد
تدين
2 ـ سوداگري مرگ كنت آر تيمرمن بخش اول
نشر رسا
ترجمه
احمد تدين
3 ـ جمهوري وحشت ص 11
4 ـ سوداگري مرگ ص 38 كنت آر تيمر من
5 ـ همان ص 39
كه SA 6 ـ هيتلر پس از احراز صدراعظمي در 1933 نيروي
را SS بازوي حزب نازي بود را تصفيه كرد و سپس نيروي
تشكيل داد. ( به نقل از صعود و سقوط هيتلر
نوشته ويليام
شايرر نشر آموزش علمي و فرهنگي )
7 ـ جمهوري وحشت ص 10
8 ـ ميت اسم اختصاري سازمان اطلاعات تركيه است كه
مشابه ساواك شاه ملعون توسط سيا و موساد ايجاد شد.
9 ـ جان گارانگ يهودي = رئيس شورشيان مسيحي جنوب
سودان موسوم به ارتش آزاديبخش سودان كه با اسرائيل روابط
گسترده اي دارد . او مسئول مرگ 2 ميليون و آوارگي 4 ميليون
مسلمان سوداني است .
10 ـ خرام آباس رئيس ميت ص 633 دوغان يورداقول
سونر
يالچين ترجمه توفيق سبحاني نشر قطره سال 1381
صدام با سه جنگ بزرگ
ابتدا عامل حضور
سپس تقويت
و در نهايت تثبيت نيروهاي آمريكا در
منطقه شد
با كودتاي حسن البكر ناگهان صدام از تاريكي
بيرون آمد و بدون آنكه نظامي باشد در راس
ارتش قرار گرفت

| |