روزنامه جمهوري اسلامي 08/03/1382 صفحه سرمقاله
*****
تحليل سياسي هفته


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    هفته جاري يادآور سوم خرداد و خاطره فتح خرمشهر با نقش آفريني جوانان افتخارآفرين اين ملت بود. بيست و يك سال پيش خونين شهر قهرمان با رشادت حماسي جوانان و حماسه سازان پيروز صحنه هاي دفاع مقدس به آغوش ميهن بازگشت و نقشه هاي شوم رژيم هاي استكباري منطقه و جهان را در به زانو در آوردن انقلاب و جدا كردن بخشهائي از خاك مقدس ايران نقش برآب كرد.
    در اين هفته هرچند ياد شهداي فتح خرمشهر با برپايي مراسم متعدد گرامي داشته شد ولي بي پرده بايد گفت كم توجهي به راه و آرمانهاي مقدسي كه آنها را در مسير رشادت و شهامت قرار داد همچون خوره بر تفكرات حاكم بر دستگاههاي اجرايي فرهنگي قانونگذاري و قضايي كشور افتاده و ما را به بازنگري بيشتر و انطباق امور با روزهاي اوج تفكر بسيجي وا مي دارد.
    امروزه بيش از هر زمان ديگري مردم و بويژه مسئولين به درسهاي حماسه سوم خرداد نيازمندند زيرا فتح خرمشهر در سوم خرداد سال 61 به عنوان نقطه عطف هشت سال دفاع مقدس توانست اقتدار و عظمت انقلاب را در عمل به رخ دشمنان بكشاند واستكبار جهاني را در مقطعي خاص از طمع ورزي و القاي توطئه عليه انقلاب مايوس نمايد. اكنون نيز در اين موقعيت حساس كه دشمنان خارجي و ايادي داخلي آنها دندان براي استقلال و عزت انقلاب تيز كرده و هر روز توطئه جديدي را طراحي مي كنند بايد از راهكاري عزت بخش و درسهاي اقتدارآفريني كه به خلق حماسه فتح خرمشهر منجر شد نهايت استفاده و بهره برداري را انجام داد.
    اين روزها كه رفته رفته به نيمه خرداد نزديك مي شويم دو مناسبت بزرگ در تاريخ انقلاب اسلامي خودنمايي مي كند . 14 خرداد سالروز عروج ملكوتي بزرگمردي است كه نه تنها تاريخ ايران بلكه جهان معاصر را تحت تاثير شخصيت بي نظير خويش قرار داد . همچنين قيام تاريخي 15 خرداد سال 42 كه ثمرات آن جهت گيري تاريخ را تغيير داد و پنجره جهان را به سوي حوادثي گشود كه زمينه ساز رشد آگاهي و بلوغ ملتهاي آزاده گشت و نظام سلطه را به چالش كشاند.
    ملت مسلمان ايران در اين هفته خود را براي بزرگداشت اين دو روز تاريخي و تجديد ميثاق با آرمانهاي اسلامي و انقلابي رهبري آماده مي كند كه حق حيات بر او دارد و توانست سلطه بيگانگان را از اين مملكت كوتاه كند و عزت و استقلال را به اين مملكت باز گرداند و اين ملت را در ميان ملتهاي جهان از جايگاه ممتازي برخوردار سازد.
    از مناسبتهاي هفته جاري سالروز تاسيس مجلس شوراي اسلامي به عنوان عصاره فضائل ملت و يكي از اركان اساسي نظام جمهوري اسلامي ايران است .
    به واقع جايگاه مجلس در نظام اسلامي از آنچنان رفعت و اهميتي برخوردار است كه نظارت بر ساير قوا را برعهده دارد لذا به همين اعتبار لازم است جايگاه اين ركن اساسي نظام در همه حالات حفظ شود و همه تلاشها در جهت بالا رفتن اين اعتبار مصروف گردد. در اين راستا شايد مهمترين مسئوليت متوجه شخص نمايندگان باشد چرا كه نمايندگان بايد طوري عمل كنند تا موجب حفظ و ارتقاشان و اعتبار مجلس باشند و بتوانند مجلس را در عمل در راس امور نگهدارند و كاري نكنند كه مجلس از اعتبار بيفتند.
    متاسفانه عملكرد مجلس ششم در پرونده سه ساله حيات خود اصلا اميدبخش و موفقيت آميز نبوده و كارنامه جمعي نمايندگان از ديدگاه ملت منفي تلقي مي شود كه اين موضوع را بايد در يك مجال تفصيلي مورد تجزيه و تحليل قرار داد لكن در يك نگاه اجمالي به كارنامه مجلس به طور وضوح نمايان مي گردد كه مجلس ششم توفيقي در حل مشكلات كشور نداشته و بي توجهي به مسائل عمده اقتصادي از جمله اصلاح وضعيت معيشتي مردم و اختصاص وقت مجلس به مسائل سياسي و جناحي آنرا در عمل به مطالبات اصلي مردم ناموفق ساخته است .
    شايد اگر اين مجلس به جاي باندبازي و حركت در مسير منازعات سياسي در راستاي تحقق مطالبات اصلي مردم گام برمي داشت و اقدام به « فرصت سوزي » و « خودسوزي » نمي كرد امروز مردم با نگاه اميدوارانه اي به كارنامه مجلس ششم نظر مي افكندند ولي عملكرد برخي نمايندگان اين دوره آنچنان ناموفق و وهن انگيز است كه قطعا مردم و ارگانهاي نظارتي براي انتخابات آينده بايد طرحي نو دراندازند و مجلسي متناسب با نيازهاي انقلاب و مردم سازماندهي كنند.
    متاسفانه برخي جريانات در مجلس ششم آنچنان در سياست داخلي به تفرقه افكني مشغول شده و در سياست خارجي مرعوب بيگانگان گرديده و در سياستهاي فرهنگي دچار معرفت گريزي بودند كه به مثابه حاشيه عملياتي بيگانگان عمل كرده اند.
    مع الاسف برخي نمايندگان كه به نام مردم به مجلس راه يافته ولي براي مطامع احزاب قدرت طلب و سياستهاي غيرملي گام برداشتند آنچنان تصويري از مجلس ششم ارائه داده اند كه برخي بي محابا از « قانون گريزي » « فرصت طلبي » « زمان سوزي » « كم كاري » و « عافيت طلبي » به عنوان وجه مشخص اين قبيل نمايندگان مجلس نام برده و آنها را به عملياتي كردن اين مفاهيم در مجلسي كه بايد عصاره فضائل باشند مي شناسند.
    با كمال تاسف بايد اعتراف كرد كه مجلس ششم در عمل ثابت كرده كه هم به لحاظ تركيب و هم به لحاظ عملكرد ظرفيت پيمودن راه « مدرس » و دنبال كردن مطالبات واقعي مردم و حفظ اقتدار و عزت ملت را ندارد و « خانه تكاني » از مهمترين نيازهاي مجلس است . اگر مجلس ششم در يكسال باقيمانده عمر خود به دو توصيه مهم رهبر معظم انقلاب كه در ديدار ديروز فرمودند يعني راه مدرس را رفتن و براي حل مشكلات مردم تلاش كردن عمل كند شايد بتواند تا حدودي موفق به جبران مافات شود.
    از رويدادهاي قابل توجه در هفته جاري برپايي اجلاس وزراي خارجه كشورهاي اسلامي در تهران براي رسيدگي به معضلات جهان اسلام از جمله مسائل فلسطين و عراق است . هرچند كه در يك نگاه سطحي و خوشبينانه اين قبيل گردهمائيها و گفتگوها ميان كشورهاي اسلامي مي تواند براي رويارويي با بحرانهايي كه جهان اسلام را محاصره كرده چاره ساز باشد ولي نگاه واقع بينانه و محتوايي به گردهمائيهايي از اين دست نشان مي دهد كه سازمان كنفرانس اسلامي در بي عملي و انفعال محض گرفتار آمده و قبل از هر چيز ديگر بايد چاره اي براي خروج سازمان از اين معضل انديشيد.
    بايد به اين واقعيت تلخ اشاره كرد كه سازمان كنفرانس اسلامي به شدت تحت سلطه بيگانگان قرار گرفته و منافع كشورها و ملتهاي اسلامي در آن مورد توجه قرار نمي گيرد و اجلاسيه هايي هم كه بايد حداقل نوعي قوت قلب براي ملتهاي مسلمان باشد به نشست هايي بي خاصيت كه حتي قادر به انتشار يك بيانيه بي محتوا و بي پشتوانه نيست تبديل شده است .
    اين روزها درحاليكه افكار عمومي جهان اسلامي به شدت از سياستهاي تجاوزكارانه مثلث شوم جنايت يعني آمريكا انگليس و رژيم صهيونيستي جريحه دار است و ملتهاي اسلامي يكپارچه نسبت به تجاوزات نظامي آمريكا و انگليس و زائده شرم آور آنها يعني رژيم صهيونيستي به خشم آمده و خواستار تنبيه متجاوزان هستند سازمان كنفرانس اسلامي در بي عملي مطلق بسر مي برد. اين سازمان به دليل ضعف اساسي كه در مورد مسائل مهم جهان اسلام از خود بروز داده و به دليل كوتاهي هايي كه در زمينه دفاع از ملتهاي مظلوم عراق و فلسطين نموده شديدا زير سئوال است و قطعا براي ادامه حيات به بازسازي اساسي در ساختار خود نيازمند مي باشد.
    هرچند سازمان كنفرانس اسلامي علاوه بر ضعف هاي ساختاري از وابستگي هاي بسياري از سران كشورهاي اسلامي به بيگانگان و عدم استقلال اعضا به شدت رنج مي برد ولي رياست دوره كنوني اين سازمان توسط كشوري كه اتاق جنگ آمريكا و مركز توطئه عليه كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي است آنچنان چندش آور و غيرقابل تحمل است كه عملا اين كنفرانس را از چاره جويي براي مشكلات جهان اسلام عاجز ساخته است .
    واقعا خنده آور نيست كساني بر كرسي رياست اين اجلاس تكيه زده باشند كه خاك كشورشان را به عنوان پايگاه و اتاق جنگ در اختيار آمريكا قرار داده و در باختن نرد عشق با رژيم صهيونيستي گوي سبقت را از ديگران ربوده اند !
    بدون شك يكي از دلايل اصلي ناكارآمدي سازمان كنفرانس اسلامي در دوران پرمخاطره و حساس كنوني كه جهان اسلام از هر سو در معرض تهاجم قرار گرفته ريشه در وابستگي برخي رژيم ها به آمريكا و رژيم صهيونيستي دارد. مسلمانان جهان اين درد را به كجا ببرند كه حكومتي كه با رژيم صهيونيستي رابطه داشته و اين رژيم غاصب را به رسميت مي شناسد رياست اين سازمان را برعهده گرفته و آنگاه داعيه دفاع از آرمان فلسطين را دارد ! رژيمي كه پايگاههاي هوايي اين كشور محل استقرار هواپيماهاي بمب افكن آمريكايي براي بمباران مردم بيدفاع عراق بوده اكنون ادعاي حمايت از منافع ملت مسلمان عراق را داشته باشد !
    اين مسائل نشان مي دهد سازمان كنفرانس اسلامي گرفتار بيماري كشنده اي است كه اين سازمان را از كارآيي انداخته و به يك سازمان بي خاصيت تبديل كرده كه حتي شعارهاي اوليه خود را نيز به فراموشي سپرده است . در عين حال اميدواريم اجلاس تهران با ميزباني جمهوري اسلامي ايران بتواند لااقل بيانيه قابل توجهي در محكوميت تجاوزات آمريكا و رژيم صهيونيستي به كشورهاي اسلامي و دفاع از ملت فلسطين و عراق صادر كند و زمينه ساز اصلاح ساختار اين كنفرانس و بازگشت به آرمانهاي اوليه آن باشد.
    از جمله رويدادهاي مهم هفته جاري بازتاب جهاني تصويب قطعنامه 1483 شوراي امنيت سازمان ملل بود . قطعنامه 1483 شوراي امنيت سازمان ملل اگرچه آخرين روز هفته گذشته به تصويب رسيد ولي بازتاب جهاني آن عمدتا در هفته جاري نمودار گرديد. اكثر محافل سياسي و خبري جهان در پي تصويب اين قطعنامه كه از سوي آمريكا و انگليس به شوراي امنيت ارائه شده بود تصريح كردند كه اين رويداد دست آمريكائيها را بازخواهد گذاشت تا با اراده راسخ تري طرح ها و نقشه هاي خود را براي تثبيت سلطه بر عراق و غارت ثروتها و منابع اقتصادي اين سرزمين دنبال كنند. به اعتقاد ناظران سياسي تصويب اين قطعنامه يكبار ديگر نشان داد كه آمريكائيها از ابتدا هدفي جز سلطه بر عراق و چپاول سرمايه هاي اين كشور نداشته اند و در راه تحقق اين هدف از ترفندهاي متعددي استفاده كرده اند. تامي فرانكس فرمانده نظاميان آمريكائي در خليج فارس در اين هفته به يكي از مهمترين اين ترفندها اشاره كرد و گفت : بسياري از فرماندهان عراقي را با پرداخت رشوه تطميع كرده و از آنان خواسته است كه هنگام حمله به شهرهاي مهم عراق از جمله بغداد از رژيم صدام دفاع نكنند. اين اعتراف به روشني ثابت مي كند كه بسياري از سران بعث در ازا حفظ جان خود سرزمين مقدس عراق را دو دستي در اختيار نظاميان چپاولگر و متجاوز آمريكائي قرار داده اند تا آنجا را به پايگاه جديد خود در منطقه تبديل كنند و سرمايه هاي ملت عراق را غارت نمايند. مع الوصف آنچه بارقه اميد را در ميان دلسوختگان جامعه عراق زنده نگاه داشته است رزم بي امان مردمي است كه به نظاميان آمريكائي به عنوان « دشمن متجاوز » مي نگرند و عكس العمل متناسب با رفتار « دشمن » را از خود بروز مي دهند. طي روزهاي اخير در چندين نقطه عراق نظاميان آمريكايي به قهر انقلابي ملت عراق دچار شدند و به مسلخ شتافتند. مهمترين اين اقدامات عمليات ساقط كردن هليكوپتر حامل نظاميان آمريكايي در شهر فلوجه عراق بود كه روز دوشنبه هفته جاري به وقوع پيوست و تمامي سرنشينان اين هليكوپتر را به كام مرگ فرستاد.
    در هفته اي كه پشت سر مي گذاريم 5 تن از سناتورهاي آمريكايي لايحه اي را به كنگره آمريكا براي تصويب ارائه كردند كه براساس آن به حاميان و مروجان رفراندوم براي تغيير حكومت ايران كمك مستقيم مالي و سياسي مي شود. دراين لايحه كه بودجه آن براي سال جاري 54 ميليون دلار اعلام شده است تصريح شده كه از رفراندومي در ايران حمايت مي شود كه با آن بتوان نوع حكومت را زير سئوال ناظران بين المللي عوض كرد!
    پيشنهاد اين 5 سناتور پيرو تلاش عمده اي در داخل كشور براي مطرح كردن موضوع رفراندوم مطرح شده است پيش از اين نيز سازمان جاسوسي « سيا » همسو با بعضي جناح هاي داخلي از ضرورت تغيير حاكميت در ايران با هدف مبارزه نظام جمهوري اسلامي ايران حمايت كرده بودند.
    در هفته جاري نيز صهيونيستها به تلاشهاي خود براي تحقق مرحله به مرحله نقشه هاي ماجراجويانه و جنايتكارانه خويش در فلسطين ادامه دادند و اعلام سفر قريب الوقوع جورج بوش رئيس جمهور آمريكا به منطقه كه با ورود وي به اسرائيل آغاز مي شود به اين تلاشها جان تازه اي بخشيده است . قرار است هفته آينده شارون ابومازن و جورج بوش سركردگان اسرائيل حكومت خودگردان فلسطيني و آمريكا نشست مشترك خود را در اردن با هدف پيشبرد طرح صهيونيستي موسوم به « نقشه راه » برگزار كنند. طرح مزبور سال گذشته توسط آمريكا تهيه شده و پس از كسب تائيد روسيه سازمان ملل و اتحاديه اروپا به عنوان راه حل مناقشه اسرائيل با فلسطينيان به هر دو طرف ارائه گرديد. اين طرح قرار است به تشكيل كشور مستقل فلسطيني در سال 1384 منجر گردد ولي تا حصول آن نتيجه مراحل حادي از جمله خلع سلاح مبارزين فلسطيني مهار انتفاضه و متعهد ساختن حكومت خودگردان به تامين امنيت اسرائيل را پشت سر خواهد گذاشت . به همين دليل از ابتداي طرح اين توطئه موجي از تنفر و انزجار جامعه فلسطيني را فرا گرفت و تهديدات متقابل اكثر گروههاي اسلامي و رهبران فلسطيني به از سرگيري عمليات شهادت طلبانه عليه صهيونيستها سبب شد كه آمريكا و اسرائيل طرح تغيير رهبري حكومت خودگردان را به اميد متوقف ساختن انتفاضه دنبال كند. اين طرح پس از چندماه بررسي و مطالعه سرانجام در اول ارديبهشت گذشته به تعيين منصب نخست وزيري براي حكومت خودگردان و اعطاي اختيارات اين حكومت به محمود عباس موسوم به « ابومازن » منجر گرديد و عرفات به حاشيه رانده شد. مع الوصف اختلاف داخلي حكومت مزبور از جمله استعفاي چهره هايي مانند صائب عريقات از يكسو و انجام چند عمليات پيروزمند شهادت طلبانه در هفته گذشته از جانب ديگر جبهه مشترك آمريكا و اسرائيل و ابومازن را منفعل ساخت . اكنون اگرچه اجلاس سه جانبه آنان قرار است هفته آينده تشكيل شود ولي اكثر ناظران سياسي معتقدند نقشه شيطاني آنان به دليل آن كه داراي بار و هويت ضداسلامي و ضد فلسطيني است به نتيجه نخواهد رسيد و همچون گذشته عاملان آن را روسياه و صاحبان اصلي سرزمين فلسطين يعني ملت فلسطين را سربلند خواهد ساخت .