روزنامه جمهوري اسلامي 07/03/1382 صفحه حوزه

  • سيره عملي امام خميني
  • اخبار حوزه و دانشگاه
  • *****
    سيره عملي امام خميني




  • در گفت و گو باحجت الاسلام والمسلمين رحيميان
    قسمت دوم
    ث روش برخورد و رفتار امام با مخالفينشان چگونه بود
    : حضرت امام در صراط مستقيم عبادت و پرستش حق و گذشتن از « خود » به سوي « خدا » راه سپرده بود. او از بيت نفس و قفس تنگ و تاريك طبيعت به سوي خدا و رسولش هجرت كرده بود. در بيت الحرام قلب مهذب او چيزي جز خدا يافت نمي شد كه « در خلوت مستان نه مني هست و نه مايي » . امام قلب و روانش را از « خود » فارغ و تهي ساخته و خانه را به صاحب خانه واگذار كرده بود و در راستاي رسيدن به چنين مقامي بود كه تمام حركت ها و سكون ها سخن ها و سكوت ها جام زهر نوشيدن ها و شادي ها حب ها و بغض ها و... و بالاخره زنگي و مرگش براي خدا و به سوي خدا بود.
    گر چه محبت و غيردوستي در آغاز غريزه اي است سرچشمه گرفته از « خود » و براي « خود » ولي در سير تكاملي انسان كه جاي « خود « را به « خدا » مي دهد محبت و غيردوستي به صورت يك صفت اكتسابي متعالي شكل مي گيرد صفتي كه از خدا سرچشمه گرفته است به سوي خدا راه مي سپارد. محبت راستين كه همان گرايش و دل باختن به كمال زيبايي است آن گاه كه به كانون اصلي و مبدا زيبايي و كمال تعلق يافت به اوج خود مي رسد : « والذين آمنوا اشد حبالله ) و بازتاب چنين محبتي تمام جهان هستي را در برمي گيرد.
    به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست
    عاشقم بر هم عالم كه همه عالم از اوست
    حضرت امام با چنين دريافت و بينشي نسبت به تمام پديدهاي عالم به ويژه انسان ها به عنوان آيات و نشانه ها و مخلوقات خداي محبوب به ديده مهر و محبت و رحمت و شفقت مي نگريستند و بر خلاف تبليغات جهان استكبار كه با ديد مادي و شيطان مآبانه خود سعي داشتند از ايشان چهره اي خشن و غيرعاطفي ترسيم كنند! با برخورداري از آن بينش و تربيت الهي و از زاويه ديدگاه فوق حتي بدترين انسان ها و سرسخت ترين دشمنان خود مانند نصيري شاه صدام و ريگان را دوست مي داشتند! دشمني و بغضي كه نسبت به آن ها داشتند بر خلاف آن چه كه دشمنان القا مي كردند كه جنبه شخصي دارد تنها به خاطر طغيان و عصيان آن ها از فرمان حق و ظلم آنان به بندگان خدا بود.
    امام اگر مرگ ريگان و صدام را از خدا مي خواستند قبل از آن كه اين درخواست را نفرين به آن ها تلقي كنند آن را يك دعاي خير و رحمت مي دانستند خير براي بندگان خدا كه گرفتار ستم آن هايند و رحمت براي خود آنها كه بار گناه و كيفرشان از اين سنگين تر و شديدتر نشود. اگر به مبارزه با شاه برخاستند به خاطر يك غرض شخصي و نابودي شخص او و رسيدن خودشان به حكومت نبود. در صورتي كه شاه قبل از ارتكاب جنايات صد در صد دگرگون مي شد و به اجراي دستورات خدا در جامعه قيام مي كرد همان طور كه خود حضرت امام در اوايل مبارزه فرمودند : به طور قطع به حمايت از او برمي خاستند و هر كاري كه براي تقويت او نياز بود انجام مي دادند.
    بدين ترتيب معيار و مبناي بغض و دشمني امام « خدا » بود نه « خود » هرگز امام با هيچ كس به خاطر « خود » دشمني نكردند و اصولا هر جا كه پاي « خود » شان در كار بود بدون استثنا چشم پوشي مي كردند و نه فقط افرادي را كه نسبت به شخص ايشان خطا و ظلمي روا مي داشتند مي بخشيدند كه غالبا و بر حسب مورد به نوعي آنان را مورد تفقد قرار مي دادند و به آنان دعا مي كردند.
    با آن كه بسياري از افراد بي هويت و مغرض و جاهل در قم و بعد از آن در نجف اشرف حضرت امام را مورد بدترين آزارهاي روحي تهمت ها افتراها و توهين ها قرار دادند نمونه آن را حضرتشان در پيام به حوزه ها و روحانيت در مورد آب كشيدن ظرف آب فرزند برومندشان آيه الله شهيد حاج آقا مصطفي در مدرسه فيضيه اشاره فرمودند : ولي حضرت امام چه قبل از انقلاب كه به مرجعيت اعلي در حوزه ها دست يافتند و چه بعد از انقلاب كه به اوج عظمت و قدرت همه جانبه نائل شدند نه تنها در يك مورد به ذهنشان خطور نكرد كه در صدد تلافي و انتقام برآيند بلكه برعكس از افراد متعددي از اين طايفه ـ كه علاقه مندان به امام به خاطر سوابق سياه و آزارهايشان نسبت به ايشان حاضر نبودند آن ها را روي زمين خدا زنده ببينند ـ ابتدا به ساكن سراغ مي گرفتند به آن ها كمك مي كردند و اگر مريض بودند كسي را از طرف خود به عيادتشان مي فرستادند و گرفتاري هاي شخصي آنان را در حد توان برطرف مي كردند.
    يكي از نمايندگان معروف و مورد توجه حضرت امام بعد از تشرف به محضرشان نامه اي براي امام نوشت و به اين جانب داد و گفت : اجمال اين نامه را به عرض معظم له رساندم و قرار شد به صورت مكتوب توسط شما تقديم ايشان شود. موضوع نامه مربوط مي شد به يكي از وعاظ دانشمند و متدين كه به جرم دوبار دعا كردن به شاه معدوم محكوم به خلع لباس شده بود. نماينده امام درخواست تجديد نظر در آن حكم كرده بود. روز بعد مضمون نامه به عرض امام رسيد فرمودند :
    « به آقاي اردبيلي بگوييد : چنان چه ايشان از افرادي نبوده اند كه در خدمت رژيم شاه بودند و تحت فشارهايي كه در آن زمان وجود داشت دچار لغزش شده اند و از افراد خوب هستند نبايد اين گونه با آن ها رفتار شود و نبايد اين طور باشد كه به خاطر آن اشتباه ـ كه الان هم از آن ناراحت هستند ـ آن ها را طرد كرد »
    اينجانب نيز مطلب را به آيه الله موسوي اردبيلي ابلاغ كردم و دستور امام انجام شد.
    همچنين در موارد متعددي افرادي كه نسبت به شخص حضرت امام توهين و بدگويي كرده بودند و سپس مستبصر و پشيمان شده بودند به وسيله نامه از محضر امام درخواست عفو و بخشش مي كردند كه همه اين موارد به عرض امام مي رسيد و حضرت امام بدون استثنا در تمام موارد مي فرمودند : « ايشان را بخشيدم » . و احيانا دعايي هم به آن ها مي كردند و اگر نامه داراي آدرس بود از سوي دفتر پاسخ به صورت مكتوب براي آنان فرستاده مي شد از جمله همسر يكي از زندانيان سياسي در يكي از شهرهاي فارس طي نامه اي براي حضرت امام نوشته بود :
    « از آن جايي كه بشر جايزالخطا است شوهر اين جانبه به ساحت مقدس رهبري اسائه ادب نموده است . اين جانبه با كمال شرمندگي از محضر مبارك حضرت نايب الامام تقاضاي عفو و بخشش نموده و استدعا دارد به بزرگواري خود وي را عفو فرمايند... »
    نامه مزبور طبق معمول به عرض حضرت امام رسيد و پاسخ معظم له طي نامه اي كه متن آن در زير آمده است از سوي دفتر براي روحاني سرشناس آن شهر فرستاده شد.
    بسمه تعالي
    جناب حجه الاسلام ....
    با توجه به متن نامه كه خدمت حضرت امام « مدظله العالي » معروض شده فرمودند تحقيق شود چنان چه شخص مزبور جرمي جز همين مساله اهانت به ايشان ندارد معظم له ايشان را بخشيدند و مورد عفو خويش قرار دادند.والسلام عليكم و رحمه الله
    دفتر امام خميني ـ 64 3 29
    نمونه ديگر يك مسلمان عرب تبار از آمريكا است كه در نامه اي براي حضرت امام وضعيت گذشته خود را توضيح داده و نوشته بود :
    « من با توهين به شما مرتكب گناهي بزرگ شده ام و اين گناه به صورت كابوسي وحشتناك همواره آزارم مي دهد »
    وي ملتمسانه درخواست عفو كرده بود كه به عرض حضرت امام رسيد و معظم له با آهنگي آكنده از محبت و عاطفه فرمودند : « ايشان را بخشيدم » .
    نمونه ديگر يك دانش آموز مسجدسليماني بود كه نوشته بود :
    « حضور محترم رهبر كبير انقلاب اسلامي امام خميني اين جانب از شما طلب حليت مي كنم چرا كه چندين بار در مجلسي كه از شما غيبت مي كردند حضور داشتم . خواهش مي كنم مرا ببخشيد. اگر بخشيديد با خط خودتان برايم بفرستيد » . كه جواب زير براي او فرستاده شد :
    بسمه تعالي
    موضوع خدمت حضرت امام « مد ظله العالي » عرض شد و فرمودند من ايشان را بخشيدم .
    دفتر امام خميني ـ 62 12 30
    ث در مورد التزام امام به قانون و مقررات شرعي توضيح فرماييد.
    حضرت امام در پرتو ايمان خالص و راستينشان در صحنه عمل نيز پيش تاز بودند. نه فقط در التزام شديد به عبادات و آداب الهي كه در رعايت مقررات و تقيد به قوانين عمومي نيز سخت پاي بند بودند. هرگز خود را از مردم عادي مستثنا نمي دانستند و با توجه به اين كه مقررات و قوانين نظام اسلامي همه از مقام ولايت ايشان مشروعيت مي يافت خودشان ملتزم ترين و مقيدترين فرد نسبت به رعايت آن ها بودند. ذكر نمونه هايي از اين گونه موارد نيز مي تواند به عنوان الگوي رفتاري مسئولان در يك جامعه اسلامي نصب العين قرار گيرد.
    در مورد وجوهات شرعيه اي كه از مقلدان حضرت امام در خارج از كشور به صورت ارز واصل مي شد و گاهي لازم مي آمد كه تبديل به ريال شود امر داير بود بين آن كه به بانك مركزي فروخته شود و نرخ دولتي آن دريافت شود و در نتيجه مابه التفاوت قيمت دولتي و نرخ آزاد از مستحقان مربوطه تقويت شود يا آن كه به صورت آزاد به فروش رسد و كل آن در موارد مقرره شرعيه صرف شود.
    طبيعي بود كه مثلا اگر قرار بود صد دلار صدقه يا فطريه به فقير داده شود لازم بود كه عين آن يا قيمت واقعي آن به فقير پرداخت شود. با اين حال حضرت امام فرمودند :
    « از آقاي موسوي (نخست وزير وقت ) سئوال كنيد در صورتي كه از نظر دولت اشكال نداشته باشد آزاد فروخته شود » .
    درست خودشان همان گونه عمل مي كردند كه در پاسخ به ديگران در مورد مشابه بيان مي كردند.
    بسمه تعالي
    « رعايت مقررات دولت اسلامي واجب است و تخلف از آن جايز نيست » .
    اين تقليد و التزام امام به مقررات و قوانين فقط به مقررات و قوانين نظام اسلامي منحصر نبود بلكه به خاطر رعايت مصالح عمومي جامعه و حفظ بيت المال حتي در رژيم باطل پهلوي نيز همين روش را داشتند. نمونه آن قضيه اي بود كه مرحوم آيه الله شهيد حاج آقامصطفي خميني نقل مي كرد. كه حضرت امام به هنگام عبور از عرض يكي از خيابان ها ـ ظاهرا در شهر همدان ـ به خاطر اين كه از روي جدول وسط خيابان كه چمن كاري شده بود عبور نكنند مسافت زيادي را طي كردند تا از تقاطع عبور كنند و مجبور نباشند حتي يك قدم روي چمن ها بگذارند.
    اين جانب به عنوان يكي از خدمت گزاراني كه سال ها در دفتر امام بودم به جرات مي توانم بگويم كه حتي در محدوده زندگي شخصي حضرت امام نيز هيچ گونه تخطي از مقررات دولت اسلامي نديدم . از باب مثال فيش ها و صورت حساب هاي مربوط به آب برق تلفن و ماليات نوسازي و... به مجرد وصول در اولين فرصت پرداخت مي شد همچنين هرگز اجازه نمي دادند كه منسوبان به بيت و دفترشان نيز قدمي خارج از حيطه مقررات و ضوابط دولت اسلامي بردارند.
    حضرت امام در طول مدتي كه در نجف اشرف اقامت داشتند سالي چند بار به مناسبت زيارت هاي ويژه امام حسين (ع ) به كربلا مشرف مي شدند. آن جا در منزل محقري كه يكي از اهالي كويت در اختيارشان قرار داده بود سكونت مي گزيدند. در كربلا مغرب ها بيش تر در حسينيه مرحوم آيت الله بروجردي و ظهرها در همان منزل نماز جماعت به امامت حضرت امام اقامه مي شد. نماز جماعت منزل غالبا با شركت جمع معدودي از دوستان در اتاق بيروني و گاهي كه جمعيت بيشتر مي شد در حياط منزل برگزار مي شد. مساحت حياط حدود پنجاه متر بود و فرش هم به اندازه كافي نبود. از اين رو افراد عباهايشان را تا مي كردند و از آن به عنوان سجاده و زيرانداز استفاده مي كردند.
    وقتي كه حضرت امام از اتاق اندروني كه پشت به قبله بود براي اقامه نماز وارد حياط مي شدند براي رسيدن به جلوي جمعيت مي بايست از ميان صفوف جماعت عبور كنند. تمام افراد حاضر بي گمان افتخار مي كردند كه عبايشان با قدم مبارك حضرت امام متبرك شود و علي القاعده معظم له نيز به اين نكته واقف بود. با اين حال هنگام عبور چه از پشت صفوف كه كفش ها بود و چه در مسير كه عباها پهن بود با حركتي مارپيچ و برداشتن گام هاي مناسب با دقت سعي مي كردند كه به هيچ وجه پايشان را نه روي كفش ها بگذارند و نه روي عباهاي ديگران . بدينگونه عملا رعايت دقيق حق مردم را به مقلدان و پيروان خود مي آموختند.
    ثبرخورد امام با ستايشگران چگونه بود
    اظهار ارادت و محبت دوستان و علاقه مندان كه معمولا از سر اخلاص بود هرگز باعث نمي شد كه در روح بلندشان آثار منفي بگذارد و براي ايشان از نظر نفساني زنده باد و مرده باد هيچ تاثيري نداشت . با اين حال از اين ابراز محبت ها و ارادت ها تشكر مي كردند كه نمونه هاي فراواني از آن را به صورت آشكار در ملاقات هاي عمومي ايشان شاهد بوديم . اما آن گاه كه احساس مي كردند كه در ستايش افراط مي شود و احيانا ستايشگري به حيطه چاپلوسي نزديك مي شود واكنش نشان مي دادند. گاهي اخم ها را در هم مي كشيدند و گاهي هم تذكر مي دادند همانطور كه در يكي از ملاقات هاي حسينيه جماران در قبال سخنان يكي از سخنوران شاهد بوديم . اصولا هيبت و فراست امام به گونه اي بود كه كم تر كسي جرات مي كرد در محضر امام سخني بگويد كه فريب كاري و يا اغراق و مبالغه خارج از حدود شرعي و اخلاقي از آن استشمام شود.
    معيار و مبناي بغض و دشمني امام « خدا » بود نه « خود » هرگز امام با هيچ كس به خاطر « خود » دشمني نكردند و اصولا هر جا كه پاي « خود » شان در كار بود بدون استثنا چشم پوشي مي كردند و نه فقط افرادي را كه نسبت به شخص ايشان خطا و ظلمي روا مي داشتند مي بخشيدند كه غالبا و برحسب مورد به نوعي آنان را مورد تفقد قرار مي دادند و به آنان دعا مي كردند
    حضرت امام خميني در پرتو ايمان خالص و راستينشان در صحنه عمل نيز پيش تاز بودند. نه فقط در التزام شديد به عبادات و آداب الهي كه در رعايت مقررات و تقيد به قوانين عمومي نيز سخت پاي بند بودند. هرگز خود را از مردم عادي مستثنا نمي دانستند و با توجه به اين كه مقررات و قوانين نظام اسلامي همه از مقام ولايت ايشان مشروعيت مي يافت خودشان ملتزم ترين و مقيدترين فرد نسبت به رعايت آنها بودند.

  • *****
    اخبار حوزه و دانشگاه


  • شانزدهمين گردهمايي
    شانزدهمين گردهم آيي سراسري مسئولان و معاونان دفاتر نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه هاي كشور در آستانه فعاليت دهه دوم اين نهاد با موضوع « بررسي و تحليل سياست ها و عملكرد نهاد در دهه گذشته و واقعيت هاي پيشرو » طي روزهاي 17 و 18 ارديبهشت در دانشگاه فاطميه قم برگزار گرديد.
    در اين همايش صاحب نظران و متوليان فعاليت هاي فرهنگي و سياسي با تبيين وظايف مطرح در اساسنامه نهاد به مقايسه آن با عملكرد نهاد در دهه گذشته پرداختند.
    حجت الاسلام والمسلمين قمي رئيس نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه ها محور اصلي سياست هاي فرهنگي نهاد و رويكرد اين مجموعه خدمتگزار در دانشگاه ها را رويكردي تربيتي معني و فكري دانست و خواستار تلاش مضاعف دفاتر نهاد براي عمل به وظايف خود در ايجاد پيوند عميق تر با اساتيد دانشگاه ها شد.
    پروفسور رفيع پور استاد جامعه شناسي دانشگاه شهيد بهشتي نيز در اين همايش در موضوع « جامعه » دانشگاه و رسالت روحانيت در شرايط كنوني به ايراد سخن پرداخت .
    خود مديريتي
    پروفسور مير محمد سيد عباس زاده استاد دانشگاه اروميه اصلي ترين نياز جوان امروز را « خود مديريتي » عنوان كرد. وي اظهار داشت تغيير چهره جوامع و گسترش روز افزون تكنولوژي مدرن و افزايش تجارب جوانان از طريق وسايل ارتباط جمعي بويژه كامپيوتر و اينترنت باعث شده كه جوانان امروز ديدگاه متفاوتي نسبت به نسل گذشته داشته باشند.
    ايشان تفاوت جوان امروز با جوان ديروز را در ديد وسيع جوانان امروزي دانست و اظهار داشت : اين ديدگاه با بهره مندي از فرايند پيچيده علم و تكنولوژي باعث بروز برخي تنش ها و مشكلات فكري شده است .
    وي افزود : نمي توان معضلاتي مثل اشتغال را به عنوان يكي از مبرم ترين مشكلات جوانان تلقي نكرد ولي در عين حال برخي كفايتهاي شخصيتي نظير اعتماد به نفس خود كنترلي و مديريت برخود از اهميت بيشتري برخوردارند.
    راه اندازي شبكه اينترنتي
    معاونت شهرستان هاي مركز مديريت حوزه علميه قم براي كاستن از مشكلات طلاب شهرستاني و خدمات رساني هر چه بهتر اقدام به راه اندازي شبكه اينترنتي كرده است . با داير نمودن اين شبكه اينترنتي مشكل مراجعه طلاب به قم براي اطلاع از نمرات امتحاني حل خواهد شد. براساس اعلان اين معاونت بناست تا اواخر سال تحصيلي اين شبكه در سراسر كشور فراگير شود.