مهناز شايسته فر
ليلا محمديان
چهارمين شماره از فصلنامه « خيال » فرهنگستان هنر به
مدير مسئولي مهندس ميرحسين موسوي و سردبيري مهرداد
قيومي بيدهندي منتشر شد.
به گزارش روابط عمومي فرهنگستان هنر اين شماره از
فصلنامه خيال حاوي مطالبي از مجتبي مطهري الهامي
رنه
گنون (ترجمه فرزانه طاهري )
بهمن نامور مطلق
كورش
صفوي
سيما وزيرنيا
محمد شهبا
نورالله نصرتي و ... است .
خيال چهارم مطالب : نورخيال
علم الحروف
دفتر حسن
درك نشانه
جايگاه نماد در نظام انديشه يونگ
معاني نمادين
گنبد
معماران سده هاي ميانه در شرق و غرب (3 )
ارزشهاي
نمادين قنديلهاي ايراني
درآمدي بر نظريه ضلع شناخت و
مرور كتاب چشم اندازهاي بازيگري و ... را در خود گنجانده
است .
گفتني است خيال 4 در 144 صفحه و با قيمت 1200
تومان به بازار عرضه شده است . از اين شماره فصلنامه خيال
مقاله
ارزشهاي نمادين قنديلهاي ايراني را
برگزيده ايم .
خدمت يا كاركرد اصلي هنر اسلامي را زيبا كردن محيط
زندگي انسان دانسته اند. هنر اسلامي
در روزگار رونق و
شكوفائي
با زندگي درمي آميخت و همه فضاها و اثاثه و آلات و
افزارهاي زندگي را زيبا مي ساخت
از اين رو
بررسي
مصداق هاي هنر اسلامي در بيشتر موارد جز بررسي افزارهاي
كوچك و بزرگ زندگي نيست . اين افزارها به فراخور استعداد
خود محمل معاني و فنون واقع شده اند
هرچه استعداد شيئي
در شكل و كار كرده يا مضامين ديني قرابت بيشتري داشته
معناي بيشتري بر آن حمل شده و ارزش نمادين بيشتري يافته
است
از جمله قنديل
كه جايگاه نور مادي است
فرصتي
براي ذكر نور معنوي در اختيار هنرمند مسلمان مي نهاده است
مولفان مقاله حاضر ارزش نمادين اين نوع شي را در هنر
اسلامي بررسي كرده اند.
نور و روشنايي تجلي هستي و حقيقت و منشا حيات
است
و به واسطه همين
يكي از اسماي الهي نور است و در
قرآن مجيد
سوره اي به همين نام وجود دارد
نور در نزد حكما
و عرفا و صوفيان و دانشمندان اسلامي نيز جايگاه خاصي دارد
لذا در هنرهاي اسلامي
از جهات مختلف
به نور پرداخته اند.
ابزار و وسايل روشنايي از اشيايي است كه براي رفع
نيازهاي مادي و معنوي بشر ساخته شده و قنديل از آن جمله
است در اين مقاله
اين شي از جهات مختلف بررسي و به
اهميت آن در ميان ديگر وسايل روشنايي اشاره مي شود. اين
بررسي هم شامل نقش قنديل و نمونه هاي موجود از اين شي
است و هم شامل جنبه هاي مذهبي و نمادين آن .
با بررسي اين موارد درمي يابيم كه قنديل
اين شي
كوچك
كه در وهله اول شيئي كاربردي است
در هنر اسلامي
چه معاني وسيعي داشته و هنرمندان توانا چگونه توانسته اند
عقايد و شعاير مذهبي و ديني و انديشه هاي ژرف خود را در
قالب اين شي كوچك نشان دهند
و اين از ربط وثيق دين و
مذهب و شريعت اسلام با روح هنرمندان خبر مي دهد.
جايگاه نور در فرهنگ اسلامي
نور و روشنايي و آتش از قديم مورد ستايش ايرانيان بوده
است . در دين زرتشت
آتش مظهر نورانيت خدا دانسته شده
است
آن گونه كه شيخ شهاب الدين سهروردي (549 ـ
587 ق ) مي گويد : « ايرانيان قديم آتش را خليفه خدا بر روي
زمين دانسته (اند) و برادر نور » 1.
نور در دين مبين اسلام نيز اهميت و تقديس بسياري دارد
يكي از اسماي الهي نور است و در قرآن مجيد
سوره اي به
همين نام وجود دارد . در قرآن مجيد
كلمه نور در 25 سوره و
متجاوز از 30 بار آمده است
و در آيه 35 سوره نور (24 )
كه
به آيه نور معروف است
خداوند نور آسمانها و زمين دانسته
شده است .
الله نور السم وات والارض مثل نوره كمشكاوه فيها
مصباح المصباح في زجاجه الزجاجه كانها كوكب دري يوقد
من شجره مباركه زيتونه لا شرقيه ولا غربيه يكاد زيتها يضي و
لو لم تمسسه نار نور علي نور يهدي الله لنوره من يشا و
يضرب الله الامثال للناس والله بكل شي عظيم .
خداوند نور آسمانها وزمين است . مثل نور او چون
چراغ داني است كه در آن چراغي باشد
آن چراغ درون
آبگينه اي و آن آبگينه چون ستاره اي درخشنده
از روغن
درخت پر بركت زيتون
كه نه خاوري است و نه باختري
افروخته باشد
روغنش روشني بخشد
هرچند آتش بدان
نرسيده باشد
چه نوري افزون بر نور ديگر
خدا هر كس را كه
بخواهد بدان نور راه مي نمايد و براي مردم مثلها مي آورد زيرا
بر هر چيزي آگاه است 2.
همچنين در سوره هاي مائده
انعام
زخرف
اعراف
تغابن
نسا
توبه
زمر
انبيا
صف
رعد
فاطر
حديد
تحريم
ابراهيم
بقره
طلاق كلمه نور آمده است . در اين
سوره ها
منظور از نور گاه نور حسي است و گاه نور معنوي
چون قرآن و تورات و انجيل و پيامبر و ايمان و اسلام و هدايت
و رهبر
در مقابل ظلمت و گمراهي و مرده و سايه و كوري 3
همچنين در ادعيه معروف شيعه
چون دعاي كميل و جوشن
كبير
اشاراتي به نور و نور الهي شده است .
در نزد علما و حكيمان و صوفيان مسلمان نيز
نور اهميت
بسيار دارد . زكرياي رازي (251 ـ 313 ق )
به سنت ايرانيان
نور را مخلوق اول مي دانست 4. امام محمد غزالي (405 ـ
505 ق ) كتابي تحت عنوان مشكوه الانوار دارد كه در آن
ضمن
شرح سوره نور و آيه نور
نور را يگانه وجود حقيقي به شمار
آورده است 5. شيخ اشراق
شهاب الدين سهروردي
با توجه به
اين كتاب غزالي كتاب معروف خود حكمه الاشراق را نگاشت
و حكمت نوريه خود را پايه گذاري كرد. او تمام واقعيت هاي
گوناگون را جز نور نمي دانست 6. عزيزالدين نسفي (قرن هفتم ـ
سيزدهم ) در انسان كامل سير و سلوك عرفاني را بر پايه نور
دانسته است و نهايتش را غرق شدن در درياي نور7. در ميان
صوفيان
نحله اي به نام اصحاب نور وجود دارد8. برخي از
فرقه هاي صوفيه
مانند فرقه نقشبنديه
براي نور اهميت
خاصي قايل اند9. در ميان حكيمان متاخير نيز
ملاهادي
سبزواري (1212 ـ 1289 ق ) نور يا وجود را يكي از سه اصل
اولي مي دانست 10.
لذا ماوراالطبيعه نور در همه نحله هاي فكري اسلامي
مطرح است
و ازاين رو
پرداختن به بنيادهاي نظري و نيز
نمونه هاي عيني هنر اسلامي بدون پرداختن به نور ناقص است .
از بارزترين نمونه هاي عيني موضوع كاربرد نور در هنر اسلامي
اشيا و صنايع مرتبط با نور و روشنايي است
و قنديل
شاخص ترين اين اشياست .
معنا و جايگاه قنديل
)
به معناي Kandhela قنديل معرب واژه يوناني كندلا (
را نيز chandelle و candela شمع
است . واژه هاي ايتاليايي
از همين واژه گرفته اند. قنديل به معناي چراغ و نيز چراغ ذاتي
است كه از سقف مي آويزند » 11.
قنديل را از فلز ـ طلا
نقره
مس
برنج
مفرغ و شيشه و
سفال در ابعاد گوناگون مي ساخته اند. هر قنديل يك گردن و
يك بدنه دارد
و شمع يا فتيله در داخل بدنه قرار مي گيرد.
برخي از قنديلها داراي پايه و برخي فاقد آن است . در بدنه يا
گردن برخي از آنها نقاطي وجود دارد كه محل نصب زنجير
است . اندازه قنديلها بسته به موضع كاربرد آنها متفاوت بوده
است 12. بر روي قنديلهاي فلزي
نقوش مختلف
غالبا نقوش
گياهي و اسليمي
و كتيبه به چشم مي خورد كه معمولا قلم زني
و كنده كاري شده است .
همان طور كه اشاره شد
قنديل در ميان ساير ابزار و
وسايل روشنايي اهميت فراواني داشته است
از علل اين امر
استفاده از آن در مساجد و ديگر اماكن متبرك بوده است
چنان
كه قنديل چي به معناي كسي است كه در مساجد قنديل افروزد :
(چراغچي مساجد) و يا قنديل ترسا به معناي قنديلي است كه
پيوسته در كليسا
معبد ترسايان
آويخته باشد13. از اين وسيله
در اوقات خاص و متبرك
چون شبهاي ماه رمضان و شبهاي
آدينه
نيز استفاده مي كرده اند14. از واژه هاي مرتبط با قنديل
مشكات است
مشكات را به معناي طاقي فراخ آورده اند كه در
آن چراغ نهند و قنديل گذارند.
امروزه محراب مساجد تهي است
اما پيش تر از بالاي آن
قنديلي مي آويختند15. از همين روست كه منوچهري
شاعر
قرن چهاردهم
گفته است :
چو از زلف شب باز شد تابها
فرو مرد قنديل محرابها
عبدالرزاق كاشاني
شاعر قرن ششم
دوازدهم
نيز مي گويد :
دل معلق پر آتش است در بر من
بدان صفت كه قناديل دربر محراب
و صائب تبريزي
شاعر قرن يازدهم ـ هفدهم
مي گويد :
به من اين نكته چون قنديل از محراب روشن شد
كه از خود هرگه خالي مي شود مسجود مي گردد.
نه در بت خانه ها ناقوس بي تاب است از آن كافر
دل قنديل هم در سينه محراب مي لرزد
تزئينات كتيبه اي قنديل
چنانكه مي دانيم
نقوش تزئيني در هنر اسلامي شامل
نقوش اسناني
حيواني
گياهي
هندسي
كتيبه يا خط نگاره
است . در اين ميان
به نقوش موجودات بي جان عنايت بيشتري
شده است
نقوش روي قنديل نيز بيشتر از اين قسم است .
براي تزئين قنديل
از انواع اين زينتها استفاده كرده اند
با
توجه به اينكه كتيبه همواره حامل پيامي مستقيم است
بررسي
كتيبه هاي روي قنديلها ممكن است ما را به جايگاه نمادين
قنديل در فرهنگ اسلامي ايران راهبر شود.
كتيبه روي قنديلها شامل آيات قرآن
ادعيه
سلام و
صلوات بر ائمه معصومين (ع ) است . اين كتيبه ها نكات ديگري
را نيز بر ما آشكار مي سازد كه از آن جمله مي توان به اهميت اين
شي نزد صوفيان و محل و سال وقف اين اشيا اشاره كرد. بر
بدنه قنديلي مفرغي و سيم كوب
متعلق به قرن نهم
كه هديه
شاه ملك بانوست و اكنون در موزه آستان قدس رضوي
نگه داري مي شود
در داخل ترنج هاي قلمداني
بخشهايي از
آيه نور نوشته شده است
درداخل ترنج هاي قلمداني
بخشهايي از آيه نور نوشته شده است 16. همچنين در اطراف
گردن قنديل برنجي متعلق به دوره صفويه
كه در موزه رضا
عباسي نگه داري مي شود (تصوير 1 )
بخش هايي از آيه نور
بدين شرح ديده مي شود. « زينها يضي و لو لم تمسسه نار نور
علي نور يهدي الله لنوره من يشا و يضرب الله الامثال » ادامه
اين آيه شريفه در بخش بالايي بدنه در داخل يكي از سه قاب
پيرامون بدنه آمده است : « للناس و الله بكل شي عليم » 17. در
قاب دوم بالاي بدنه
قسمتي از ذكر ناد علي (ناد عليا
مظهرالعجائب تجده عونا لك في ) و در قاب سوم
ادامه آن
(النوائب كل هم و غم سينجلي بولايتك يا علي يا علي يا علي )
آمده است 18. در دو شمسه از سه شمسه منقوش بر بدنه اصلي
قنديلي برنجي
متعلق به سال 946 ق
در موزه ملي ايران نيز
اين ذكر در داخل دو شمسه از سه شمسه منقوش بر بدنه آمده
است (تصوير 2 ) .
سلام و صلوات بر پيامبر و امامان و ذكر دوستي آنان و
ولايت امام علي (ع ) نيز از جمله موضوعات خط نگاره هايي
است كه اين اشيا را تزئين كرده است
مثلا در قنديل تصوير
1
در قسمت مياني بدنه (شكم ظرف )
در داخل ترنج هاي
افقي
كه دو نيم ترنج در بالا و پائين دارد
آمده است : « اللهم
صل علي النبي والوصي و البتول و .... العباد و الباقر والصادق
و الكاظم و الرضا و التقي و النقي » 19 در نوار دور گردن قنديل
تصوير 2
آن آمده است .
اللهم صل علي محمد المصطفي و صل علي الامام علي
المرتضي و صل علي الامام حسن الرضي و صل علي الامام
حسين شهيد كربلا » . در قسمت بالايي بدنه آن نيز
هفت كتيبه
وجود دارد كه ادامه كتيبه هاي مذكور است
و صلي علي الامام زين العابدين ـ وصل علي الامام محمد باقر
و صل علي الامام جعفر صادق ـ و صل علي الامام موسي
كاظم ـ و صل علي الامام علي ابن موسي الرضا ـ و صل علي
الامام محمد تقي ـ و صل علي الامام علي نقي
قسمت اصلي بدنه نيز سه كتيبه دارد كه فاصله بين آنها با
شمسه هايي تزئين شده است . يكي از اين كتيبه ها ادامه سلام و
صلوات كتيبه پيشين است
« صل علي الامام الحسن عسكري و
صل علي الامام محمدالمهدي عليهم السلام » و همانطور كه
اشاره شد
در كتيبه ديگر ذكر ناد علي آمده است . حاشيه پائين
شي نيز چهار قسمت شده و هر قسمت شامل كتيبه هايي
است : « حب علي بن ابي طالب ـ سيد اوليا و زوج بتول ـ
فرض علي الحاضر و الغايب » و در بخش بعدي
نام سازنده
قنديل آمده است : « سازنده محب علي بن پيرحسين خراساني » .
بر روي قنديل زريني
كه در ماه رجب سال 1267 ق
مهدي قلي قاجار وقف آستان قدس رضوي كرده است (تصوير
3 ) نيز
اين عبارات با خط نستعليق خوانده مي شود :
لا اله الاالله محمد رسول الله اميرالمومنين علي ولي الله فاطمه
الزهرا سيد نساالعالمين و الحسن مجتبي ابومحمد و
ابوعبدالله حسين سيدالشهدا و علي ابن الحسين سيدالسجاد و
جعفر بن الباقر محمد صادق و ابو ابراهيم موسي بن جعفر
الكاظم الحليم والسلطان ابوالحسن علي بن موسي الرضا
الكريم ...
و در كتيبه پائين آن
عبارت « ابوجعفر ـ ... القائم الحجه
المنتظر عجل الله تعالي فرجه
ديده مي شود (تصوير 3 )20.
قنديل در نزد صوفيان نيز اهميت بسيار دارد : چنانكه
گفته اند در بقعه شيخ صفي
تالاري به نام دارالحفاظ ياقنديل
خانه بوده كه در آن
قنديل هاي بسياري نگه داري مي شده
است 21. متاسفانه اكنون از آن قنديل ها چيزي باقي نمانده
است
مگر قنديل شيشه اي بسيار زيبائي از موصل
متعلق به
قرن هشتم
چهاردهم
در موزه ملي ايران
(تصوير 4 ) كه
گفته اند از بقعه شيخ صفي به اين موزه انتقال داده شده و معلوم
نيست
كه از چه راه به اردبيل آمده است و متاسفانه متوليان
موزه نيز اطلاع بيشتري درباره اين شي ندارند22.
قنديلي مسي
متعلق به دوران صفويه
نيز در موزه ملي
نگه داري مي شود (تصوير 5 ) كه بر روي بدنه آن اين كلمات
آمده است . « لحضره المولي العالم السالك المجاهد
...
الساجد الصائم القائم المسيح المقدس المكبر
المهلل المعلم
لامرالله والمشفق علي كافه خلق » و بر گردن آن نيز آمده است :
« قطب السالكين و قدوه العارفين و ملجا ـ الفقرا و المساكين
و برهان اهل يقين شيخ ـ صفي الحق و المله و الدين قدس الله
سره و امره » .
كتيبه هاي اين اشيا نكات ديگري را نيز بر ما آشكار
مي سازد
از جمله : سازنده
واقف
سال ساخت
سال وقف
محل وقف . در تصوير 3
كه هديه مهدي قلي خان قاجار است
در ادامه كتيبه هاي سلام بر امامان آمده است : « براي دوام شاه
شيعه اثني عشر و ابوالنصر و الظفر
ناصرالدين
حضرت
خيرالبشر
ناصرالدين شاه قاجار
خلدالله ملكه
تراب آستان
ائمه اطهار
محب آل احمد مختار
ميرزا مهدي قلي قاجار
حشرالله مع مواليه الابرار
به وقف اين قنديل شد. في شهر
رجب 1267 » 23. در قنديل زرين ديگري كه وقف آستان قدس
رضوي است و در موزه آن آستان نگه داري مي شود
آمده
است : « هذا ما وقفه الراجي رحمه ربه الصمد بن المرحوم
الحاج امين محمد الحاج ملك الباكويي علي روضه الامام
الثامن الضامن علي ابن موسي الرضا لسلم 1296 » 24 بر قنديل
زرين گوهرنشان
مورخ 1271 ق (تصوير 6 )
با خط نسخ
نوشته شده است : « در عهد توليت روضه مقدسه رضويه اين
قنديل مرصع ساخته شد . تاريخ : شهر شوال 1271 » و بر روي
نگين فيروزه اي آن
جمله « الملك لله » خوانده مي شود25.
نقش قنديل
نكته ديگري كه نشان دهنده اهميت و تقدس قنديل و بيان
نمادين ديني آن است ظاهر شدن نقش آن در ساير اشياست
از
جمله در محرابهاي سنگي و محرابهاي كاشي
لوح قبرها
قاليها
قاليچه ها
صنايع دستي
آثار فلزي .
قديمي ترين نمونه نقش قنديل متعلق به ايران است . و در
نقاشي روي گچ طاقچه هاي مقبره خرقان (460 ق )26 يك
لوحه قبر از كاشي فيروزه اي
به تاريخ 526 ق
به دست آمده
است كه نقش قنديل آويخته اي در نقش طاق نماي آن وجود
دارد (تصوير 7 )27. نقش قنديل از اوايل قرن ششم ـ دوازدهم
بر روي محرابهاي سنگي ظاهر شد و پس از اندك مدتي
گسترش يافت و بر روي سنگ قبرها و محرابهاي كاشي نيز
نقش شد.
به جز محراب سنگي موزه پارس شيراز
كه قنديل
منقوش بر آن حجم
دارد در ديگر محرابها قنديل به صورت
مسطح نقش شده است 28. كه از آن جمله مي توان به محراب
سنگي موقوفه خاتون و محراب مسجد
فرط يزد و محراب
مسجد ميمه اصفهان (تصوير 8 )
كه همگي متعلق به قرن ششم
است
اشاره كرد29.
در پي رواج نقش قنديل بر محرابهاي سنگي
اجراي اين
نقش بر محراب هاي كاشي نيز رايج شد
از جمله بر : محراب
كاشي مورخ 537 ق در مجموعه حرم حضرت امام رضا(ع )
محرابهاي كاشي زرين فام مورخ 612 ق 30 و 663 ق همان
مجموعه محراب كاشي مورخ 663 ق در مسجد جامع
ورامين 31. محراب كاشي مربوط به قرن هفتم ـ سيزدهم در
گنبد سلطانيه 32.
از محراب هايي كه پس از اين قرون ساخته شد مي توان
بدينها اشاره كرد : دو محراب از مسجد امير چخماق يزد
قرن
هشتم ـ چهاردهم
33 محراب مسجد جامع ابرقوي يزد
قرن
دهم ـ شانزدهم
در موزه ملي
محراب سنگي مرمري حرم
شيخ علي بنيامين در مسجد بيدخويه يزد . 34 اجراي اين نقش
بر روي سنگ قبرها نيز ادامه يافت . اين نقش را بر روي سنگ
قبري از دوران صفويه
متعلق به سربازي گم نام
مي توان
مشاهده كرد35.

غير از موارد مذكور
نقش قنديل در اشياي ديگر نيز به كار
مي رفت
مثلا بر روي هاوني متعلق به قرن هفتم ـ سيزدهم
كه
براي عمر بن مهدي ساخته شده
قنديلي نقش شده كه بر گردن
شخصي آويخته است 36. بر روي فرش ها و قاليچه ها نيز اين
طرح ديده مي شود. قديمي ترين نمونه آن فرش مشهودر
اردبيل
معروف به فرش شيخ صفي
است كه به دستور شاه
طهماسب
در سال 946 ق
در كاشان
بافته شده است . بر اين
فرش
دو قنديل با ابعاد مختلف به چشم مي خورد37. از ديگر
نمونه هاي آن
دو قالي از شمال غرب ايران (مربوط به قرن
يازدهم ـ هفدهم ) است كه بر آنها
نقش سه قنديل ديده
مي شود (تصوير 9 )38. درموزه فرش ايران نيز
دو قالي با طرح
قنديل وجود دارد
يكي متعلق به كاشان و قرن دوازدهم ـ
هجدهم
ديگري متعلق به تبريز و قرن سيزدهم ـ نوزدهم .
همچنين مي توان نقش قنديل را در برخي از نگاره هاي
حاوي مضامين ديني و عرفاني
كه ملهم از آيات و روايات
قرآني است ملاحظه كرد
از آن جمله : نقاشي معروف معراج
پيامبر(ص ) در نسخه خطي خمسه نظامي
منسوب به محمد
زمان
39 مربوط به سال 936 ـ 950 ق
در اين نقاشي
قنديلي
در دست فرشته اي كه در جلو پيامبر(ص ) در پرواز است ديده
مي شود40.
اينكه از ميان همه عناصر عالم ماده نور اين شرافت را يافته
است كه محمل تشبيه حق تعالي واقع شود
قطعا در جلب
توجه انديشمندان و هنرمندان مسلمان اثري فراوان داشته
است . براساس آيات قرآن كريم
نه تنها خداوند به صورت
نوري در درخت برموسي (ع ) تجلي كرد و نه فقط كاربرد لفظ
تجلي درباره خداوند
خود صورتي از تمثيل نور است
بلكه
قرآن كريم خداوند را نور خوانده است . در ادامه آيه نور نيز
آمده است كه نور خدا در خانه هايي كه خداوند اجازه داده
است
رفعت يابند و نام او در آنها ياد شود41. كه مصداق بارز
آن
علاوه بر مسجد
دل معصومان و مخلصان است . از اينها
گذشته
قرآن كريم رسول خدا(ص ) را چراغ روشني بخش
(سراجا منيرا)42 خوانده است 43.
وظيفه اصلي هنر اسلامي زيبا كردن محيط زندگي انسان
بوده است . از اين رو
همه اشياي زندگي محمل هنر واقع
مي شده است . پيداست كه در اين ميان
قنديل
كه جايگاه
تمثيل مقدس خداوند و روشني بخش خانه و كارگاه و
عبادتگاه بوده
اهميتي دو چندان داشته است ; به ويژه آنكه
مطابق آيه شريفه نور
مشكلات (چراغ دان ) و مصباح (چراغ ) ـ
هر يك به تعبيري بر قنديل مطابقت دارد.
از اين رو
قنديل به انواع هنرها آراسته شد تا نور مادي را از
گره ها و اسليميهاي بهشتي بگذراند تا آنچه به چشم مي آيد به
نور معنوي شباهت و قرابت بيشتري داشته باشد. به عبارت
ديگر
گويي نور مادي چراغ در عبور از بدنه قنديل ماديت خود
را وا مي نهد و بيرون مي رود و در و ديوار خانه و مسجد را
باخود متبرك مي سازد. بي ترديد جاي چنين شي مقدسي در
مسجد بهترين نقطه آن
يعني محراب
است . در جايي از
مسجد كه كمتر چيزي جواز حضور دارد
يعني در پيش روي
نمازگزاران و در دل محراب
قنديل اجازه حضور مي يابد و
آنچنان با جسم و جان محراب درمي آميزد كه در بسياري
موارد
با كتيبه محراب مجانست و مناسبت مي يابد
كتيبه
اصلي بسياري از محرابها آيه نور است .
پس قنديل نماد جايگاه نور الهي است
اين نماد پرمايه
چنان چايگاهي در چشم و دل مسلمانان يافت كه از طرح و
نقش آن نير به همين معنا بهره جستند. نقش قنديل را بر ديواره
محراب مسجد و ديوار مقبره و لوح قبر و فرش و قاليچه
درانداختند تا تمناي نور الهي و تابش آن بر حيات دو جهان .
فهرست :
1 ) سيد جعفر سجادي
شيخ شهاب الدين سهروردي و سيري
در فلسفه اشراق
(تهران
فلسفه
1363 )
ص 83 ـ 84
2 ) قرآن كريم
ترجمه عبدالمحمد آيتي
(تهران
سروش
1374 )
3 ) سيدجعفر سجادي
شيخ شهاب الدين سهروردي و سيري
در فلسفه اشراق
ص 52 ـ 62
4 ) محمد اقبال لاهوري
سير فلسفه درايران
ترجمه
اميرحسين آريانپور
(تهران
موسسه فرهنگي منطقه اي
1349 )
ص 92 ـ 107
5 ) محمدعلي ابوريان
بناي فلسفه اشراق از ديدگاه
سهروردي
ترجمه محمدعلي شيخ
(تهران
دانشگاه شهيد
بهشتي
1373 )
ص 102 ـ 103
6 ) محمد اقبال لاهوري
سير فلسفه در ايران
ص 63 ـ 64
7 ) سيدجعفر سجادي
شيخ شهاب الدين سهروردي و سيري
در فلسفه اشراق
ص 79 ـ 82
8 ) محمد اقبال لاهوري
سير فلسفه در ايران
ص 92 ـ 107
9 ) همان
ص 84 ـ 85
10 ) همان
ص 122 ـ 129
11 ) لغنت نامه دهخدا
ذيل قنديل
12 ) مهرانه گرگاني
« ابزار روشنايي در هنر اسلامي و نور در
معماري ايراني » ميراث فرهنگي
ش 17 (1376 )
ص 54
13 ) لغت نامه دهخدا
ذيل قنديل
14 ) رشيدالدين فضل الله
همداني
وقفنامه ربع رشيدي
به
كوشش مجتبي مينوي و ايرج افشار (تهران
انجمن آثار ملي
2536 )
ص 166 ـ 168
15 ) هربرت ريد
كتاب هنر
ترجمه يعقوب آژند
(تهران
مولي
1367 )
ص 551
16 ) راهنماي موزه آستان قدس رضوي
ص 26 ـ 27
17 ) نازله رحماني
معرفي يك قنديل استثنايي از دوره
صفويه
ص 22
18 ) همان جا
19 ) همان جا
20 ) راهنماي موزه آستان قدس رضوي
ص 79
21 ) فرش معروف شيخ صفي را نيز
كه خوددو نقش قنديل
دارد
در اين مكان نگاه مي داشته اند.
22 ) علينقي وزيري
تاريخ عمومي هنرهاي مصور قرون
وسطي و دوران اسلامي
(تهران
هيرمند
1362 )
2 ج
ج 2
ص 258
23 ) راهنماي موزه آستان قدس رضوي
ص 79
24 ) همان
ص 77
25 ) همان
ص 67 ـ 68
26 ) همان
ص 208
27 ) همان
ص 209
28 ) همان
ص 207
تصوير 72
29 ) همان
ص 209
تصاوير 54 و 55 و 56 و 59
30 ) همانجا
تصوير 67
31 ) كريستي ويلسن
تاريخ ايران بعد از اسلام
ترجمه عبدالله
فريار
(تهران
سيادي
فرهنگسرا
1366 ) تصوير .32
32 ) كارل جي
دوري
هنر اسلامي
ترجمه رضا بصيري
تهران
يساولي
فرهگسرا
1368 )
33 - Sheilas Blair and Jonathan M . Bloon
The Art
and Archiecture of Islam )0521 -0081 (
) Newhaven
ate Univercity ( .
34 ) ايرج افشار
يادگارهاي يزد
(تهران
انجمن آثار ملي
1348 )
ضميمه سوم
تصاوير مربوط به جلد دوم .
53 - ArthV Uphanm Pope & Phyllis Ackerman
A
Sutvey of Persian
Art : From Prehistoric Time to the Present
) London
Tehran
Oxford University
Asia Initute
of Shiraz University
8891 ( .
63 - Assadollah Melikian Chiravani
Islamic
Metalwork in the Iranian World 8 81 the entury
) London
2891 ( .
3 ) كارل جي
دوري
هنر اسلامي
83 Arthur Uphanm Pope & Phyllis Ackerman
A
urvey of Persian Art.
39 ) از هنرمندان دوره صفويه
40 ) زكي محمد حسن
تاريخ صنايع ايران
بعد از اسلام
ترجمه محمد خليلي (تهران اقبال
1366 )
ص 285
41 )نور (24 )
36 ـ 31 )

|