روزنامه جمهوري اسلامي 07/03/1382 صفحه سياسي
*****
كاربرد منظم زبان نژادپرستانه براي تحقير فلسطينيان




  • دكتر حنان عشراوي استاد دانشگاه بيرزيت و عضو شوراي قانونگذاري فلسطين
    مقصر قلمداد كردن فرد قرباني همواره براي افراد خاطي دستاويز مناسبي بوده است تا به وسيله آن حالت وحشتناك ناشي از نفس جنايت انجام شده را تحريف كنند و آن را معقول جلوه بدهند. آيا زناني كه مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند كودكاني كه مورد بدرفتاري قرار گرفته يا فلسطينياني كه مدتهاي مديدي محكوم به تحمل وحشيگري ناشي از اشغال نظامي فاجعه بار اسراييل بوده اند اولين مورد از قربانيان يك چنين وقايعي هستند يا آخرين آن به حساب مي آيند
    چاره فرد ترسو آن است كه از فرد قرباني بدگويي كند و او را مسئول بي رحمي هايي جلوه دهد كه در جريان انجام جنايت اعمال شده است . البته شرط لازم و اساسي براي انجام يك چنين عملي آن است كه افراد قرباني به طور كامل از ماهيت انساني خود محروم شده و بنياني ترين حقوق و ويژگيهاي آنها نفي شود.
    فرايندي كه متضمن قرباني ساختن افراد مي شود به شكل اجتناب ناپذيري با آسيب پذيري فزاينده تحريف و محروم كردن آنها از پوشش ملاحظات انساني و ضرورتهاي اخلاقي بيش از پيش تقويت مي شود. بنابراين آخرين مورد از بروز روياروييها ميان ارتش اشغالگر اسراييل و معترضان غيرنظامي فلسطيني به ميدان عمل مناسبي براي فعاليت تمام و كمال اسراييل در نژادپرستانه ترين شكل اعمال فريب و تحقير انسان عليه تمامي آحاد يك ملت بدل شده است .
    اساسي ترين شكل فريب در قالب ارائه يك تناسب نادرست ميان اشغالگر و اشغال شده و بين ستمگر و قرباني متجلي مي شود. خشونت ارتش اشغالگر و قدرتمند اسراييل كه از موشك تانك و هليكوپترهاي توپدار استفاده مي كند (به بهترين شيوه ممكن ) با خشونت غيرنظاميان فلسطيني كه به قرباني شدن خود و تداوم از دست دادن حقوق سرزمينها و سرنوشتشان اعتراض مي كنند مساوي قلمداد شده است .
    افزون بر اين از فلسطينيان خواسته مي شود تا سر به راه شوند خشونتها را متوقف كنند و از اعمال فشار بر اسراييل دست بردارند. آنها اين طور وانمود مي كنند كه قويترين ارتش منطقه از سوي افراد غيرمسلحي كه با اشغالگري و وحشيگري آن از در مخالفت درآمده اند تهديد مي شود! البته راه حل ساده و بديهي اين مشكل آن است كه ارتش مذكور عقب كشيده شده و به اشغالگري اسراييل خاتمه داده شود.
    آنها با « تضعيف حقوق » ـ جايي كه قوي تعيين كننده معيار عدالت براي ضعيف است ـ باعث سلب ارزش حقوق و حيات فلسطينيان شده اند.
    معرفي تام و تمام اين قضيه مجموعه چند چهره و درعين حال واحدي از مسئوليت سنگيني كه بر دوش انسان قرار دارد را به شكلي مداوم به نمايش مي گذارد. فلسطينيان قطع نظر از بي عدالتي و نابرابري فاحش موضع اسراييل در جريان مذاكرات صلح بايد به خاطر آنچه كه در قالب پيشنهاد سخاوتمندانه اين كشور به آنها عرضه مي شود سپاسگذار و ممنون هم باشند!
    جناحهاي راست و چپ افراطي اسراييل و همچنين ايالات متحده در كنار يكديگر يك چنين رويكرد متفرعنانه و ترحم آميز را در قبال صلح اتخاذ كرده اند. « باراك » حتي تا دورترين حد ممكن هم پيش رفته و به فلسطينيان پيشنهاد كرده بود تا بخشي از اراضي خود را در اختيار و مسئوليتهايي را هم در بيت المقدس به عهده بگيرند. فلسطينيان قدرنشناس و ناراضي از اين وضعيت هم سازش ناپذير و تندرو معرفي مي شوند!
    ما تا حد اكتفا كردن به بخش كوچكي از سرزمين تاريخي فلسطين هم تنزل كرده و تن به مصالحه داده ايم . اما اينك از ما خواسته مي شود تا با الحاق غيرقانوني بيت المقدس به اسراييل و سياستهاي شهرك سازي اين كشور همدست و همداستان شويم يعني اينكه مشاركت نامقدسي را براي نقض قوانين بين المللي و قطعنامه هاي مربوطه سازمان ملل به وجود بياوريم .
    اگر ما نارضايتي نسبت به انكار ماهيت انساني و حقوق خود و برداشت يك جانبه اسراييل از مفهوم صلح ـ كه بيانگر دولتي فرمانبردار در يك منطقه كوچك و منزوي و تحت حاكميت نظام تبعيض نژادي اسراييل است ـ را اعلام نماييم در آن صورت مجبور به تسليم و پذيرش سلطه طرف مقابل خواهيم شد. در مجموع اگر فشار و تهديد و اعمال نفوذهاي سياسي كارگر نباشد تجاوز نظامي آشكار و مستقيم مي تواند نتايج مورد نظر را به دنبال آورد چرا كه به زعم آنها « اعراب فقط زبان خشونت و زور را مي فهمند. » تاكتيكهاي وحشت زاي ناگهاني يا خط مشي هاي هول انگيز هم بعد از زدن برچسبهايي چون فلسطينيان : تروريست ديكتاتورمآب يا خشن هستند به كار گرفته مي شوند. درعين حال واقعيت ناشي از اراده انساني فلسطينيان براي ايستادگي در برابر استيلا و ستم گري را به عنوان گواهي بردرستي يك چنين وارونه نمايي معرفي مي كنند.
    در اينجا يك وضعيت متناقض و لاينحل به روشني قابل مشاهده است : يعني اينكه عرفات بايد ملت خودش را كنترل كند و به آنها فرمان بدهد كه آرام باشند و اسارت و سركوبگري اسراييليها را بپذيرند. در غير اين صورت او ديگر شريك مناسبي براي صلح به حساب نمي آيد و نمي توان او را به عنوان يك رهبر تلقي كرد. اين مفهوم صلح اسرائيلي است .
    در همين حال اسراييل نمي تواند با عرفات يا فلسطينيان به گفتگو و تعامل بپردازد چرا كه آنها ذاتا افرادي « غيردموكراتيك » هستند و بنابر اين هيچ وجه اشتراكي با دموكراسيهاي متمدني نظير اسراييل و ايالات متحده ندارند! در همين راستا برچسبهاي حاضر و آماده و القاب كليشه اي ديگري نيز به سادگي و به عنوان ابزارهاي يك عمليات پرنيرنگ مناسب و مفيد مهيا مي شوند تا به وسيله آنها ماهيت انساني فلسطينيان تحقير و كوچك انگاشته شود. مجموعه ناسزاهاي تاريخي و آشنايي كه از جانب مقامات اسراييلي مورد استفاده قرار مي گيرد عباراتي نظير سوسكها جانوران موذي دو پا و سگها از جمله آنها به شمار مي آيند ـ گسترش پيدا كرده القاب ديگري چون مارها و كروكوديلها را هم شامل شود.
    كاهش منزلت انساني ما تا حد مجموعه اي از حيوانات در هيچ كجا به اندازه بازي با اعداد آنان شرورانه و بدخواهانه نيست . آمار قربانيان فلسطيني در آتشبازيهاي جنگي اسرائيل هر روز به اين شكل كه فلان تعداد كشته و فلان تعداد نيز زخمي شده اند اعلام مي شود و اسامي آنها هويتشان اميدها و آرزوهاي بربادرفته در هيچ كجا مورد اشاره قرار نمي گيرد. چيزي هم كه پيش از همه وجود آن به چشم نمي آيد اندوه و درد و رنج مادران پدران خواهران برادران و ساير عزيزان و بستگان قرباني است كه بايد با فقدان غم انگيز عزيز از دست رفته خود تا آخر عمر زندگي كنند. سند تصويري كه چگونگي كشته شدن خونسردانه كودكي بنام محمدالدوره را نشان مي داد آسودگي خاطر كساني كه به خاطر گمنام بودن قربانيان فلسطيني و نامشهود بودن رنج آنها احساس آرامش مي كرده اند را برهم زد و از بين برد. حتي همان موقع هم ماشين تبليغاتي اسرائيل با وجود شواهد غيرقابل انكار موجود در خصوص اين قضيه باز هم سعي كرد تا واقعيت را تحريف نمايد.



    در ابتدا گفته شد كه كودك مزبور با آتش مردان مسلح فلسطيني كشته شده است . بعد گفته شد كه مرد قرباني در صحنه تبادل آتش گرفتار آمده است . بدترين برداشت ارائه شده از اين قضيه آن بود كه كودك شهيد محمدالدوره به نحو موذيانه اي به عنوان فردي دردسرساز و كودكي شيطان معرفي شد كه خود اين سرنوشت را براي خويش رقم زده است . اين گفته درست مثل اين است كه گفته شود واكنش مناسب در قبال بچه اي كه دوران كودكي و عوالم شيطنت آميز خاص آن را سپري مي كند آن است كه وي به صورت آگاهانه و عمدي بقتل برسد. آخرين اتهام مطرح شده عليه وي نيز در قالب يك سئوال طرح شد و آن اينكه : او آنجا چه كار مي كرده است اما پرسش واقعي بايد آن باشد كه ارتش اسرائيل در آنجا و در قلب شهر غزه فلسطين چه كار مي كرده است و چرا به طرف غيرنظاميان و از جمله پدر و فرزندي كه درگير « اقدام تحريك آميزي » چون خريد كردن ! بودند و ناگهان در معركه گرفتار شده بودند تيراندازي مي كرده است
    در حالي كه شهرك نشينان يهودي اسرائيلي به عنوان شهروندان غيرنظامي اين كشور كه توسط فلسطينيان دشمن و كينه جو محاصره شده اند به نمايش درآمده اند اما ماهيت مرگبار و شيطاني خشونت اعمال شده از جانب يهوديان شهرك نشيني كه دست به وحشيگري مي زنند در اغلب موارد ناديده گرفته مي شود. غيرقانوني بودن شهركهاي يهودي نشين متعلق به اسرائيل افراط گرايي بنيادگرايانه ماهيت شهرك نشينان يهودي مسلح و اقدامات هولناكي چون آدم ربايي شكنجه قتل و حتي خشونتهاي اتفاقي و موردي ـ كه با مصونيت از تحمل كيفر انجام مي شوند ـ بندرت مورد توجه قرار مي گيرند.
    فلسطينيان در مقابل تمامي موارد مذكور همچنان به عنوان مقصر معرفي مي شوند. واضح ترين تهمت نژادپرستانه اي كه مطرح گرديده به اقدام اسرائيل در ناديده گرفتن عواطف انساني ما به عنوان والدين فرزندانمان مربوط مي شود. در تلاش براي محروم كردن ما ازاساسي ترين احساساتي كه نسبت به فرزندانمان داريم متهم شده ايم كه بچه هاي خود را بيرون مي فرستيم تا به خاطر بدست آوردن پاره اي امتيازات در مقابل رسانه هاي ارتباط جمعي بميرند و ما اين امتيازات را از آن خود نماييم ! خونسردي كلي و كوركورانه اي كه بر مبناي آن يك چنين تهمت بزرگ ملي از جانب تمامي احزاب اسرائيلي تكرار مي شود بر جنبه نفرت انگيز و هولناك بودن اين قضيه بيش از پيش افزوده است و تكرار كنندگان يك چنين اتهام نژادپرستانه اي هم هيچ تمايز آشكاري را در مورد اين گفته خويش قائل نشده و يا حتي از عظمت آن نيز آگاهي ندارند.
    موقعي كه كودكان فلسطيني هدف تيراندازان كمين كرده اسرائيلي يا ساير اشكال خشونتهاي مسلحانه آنها قرار مي گيرند وزارت آموزش وپرورش هم هيچ چاره اي ندارد جز اين كه مدارس را موقتا تعطيل نمايد تا از اين طريق ـ از اينكه دانش آموزش در مسير رفتن به مدرسه و بازگشت از آن در معرض مخاطره قرار گيرد حتي المقدور جلوگيري شود ـ ميزان خطر ناشي از آن به حداقل ممكن كاهش يابد. اما همين مساله فورا توسط ماشين تبليغاتي و خبرپراكني اسرائيل مورد توجه قرار مي گيرد و به عنوان دليلي براي اثبات اين مدعا معرفي مي شود كه ما مدرسه ها را تعطيل كرده ايم تا بچه هايمان را براي رفتن به بيرون و شورش عليه اسرائيليها فعال كنيم و به اين وسيله آنها را در معرض گلوله هاي اسرائيلي قرار بدهيم . در همين راستا حتي آرامش و امنيت خانه و تلاشهاي والدين براي محافظت از بچه هايشان نيز مورد توجه قرار نگرفته است .
    در واقع سارا عبدالعظيم حسن دختر بچه اي 18 ماهه اي كه چندي پيش به قتل رسيد در صندلي عقب اتومبيل پدرش مورد اصابت قرار گرفته و كشته شد. در همين حال ساير كودكان قرباني نيز در داخل يا اطراف خانه هاي خود كشته شده اند.
    به عنوان مثال معيد الجواريش كه 12 سال داشت در باغ منزل خودشان مورد اصابت گلوله قرار گرفت . بيشتر كودكان مقتول نيز از ناحيه سر و قسمت فوقاني بدنشان مورد اصابت قرار گرفته و عمدتا نيز با گلوله هاي پرشتاب مورد هدف قرار گرفته اند.
    چشمان كودكان قرباني شده عمومي ترين هدفهاي گلوله هاي فولادي داراي پوشش پلاستيكي بوده اند.
    تاكنون سياست تيراندازي به قصد كشت (يا وارد آوردن صدمه جبران ناپذير) خط مشي اصلي بوده كه از جانب ارتش اسراييل به كار گرفته شده و در نتيجه آن جان صدها فلسطيني گرفته شده و هزاران نفر زخمي شده اند كه به اغلب آنها ضايعات جبران ناپذيري وارد شده است .
    مقامات اسراييلي ادعا مي كنند كه از خود خويشتن داري نشان داده اند. البته آنها مي توانند كارهايي بدتر از آنچه كه تاكنون انجام داده اند را نيز انجام بدهند. آنها مي توانند مرتكب نسل كشي شوند يا سياست تصفيه نژادي كه از سال 1948 آغاز شده را تكميل كنند و به نتيجه موردنظر برسانند. با اين همه اين نيروهاي امنيتي اسرائيل هستند كه خود را محصور كرده اند. ارتش اشغالگر قدرتمند اسراييل از ترس فرياد عدالت و آزاديخواهي ملت فلسطين در يكجا جمع مي شوند. حال آن كه ملت فلسطين در سرزمين و در خانه هاي خودشان هيچ احتياجي به امنيت ندارند. زيرا ماهيت انساني آنها همچنان از طرف حكام ستمگرشان تنزل پيدا كرده تا اينطور بنظر بيايد كه هر اتفاقي كه براي آنها روي بدهد استحقاقش را دارند. اين وضع از مردن هم بدتر است . و اين واقعيتي است كه در افسانه « سرزمين بدون يك ملت براي يك ملت بدون سرزمين » بدان اشاره شده و حالا حتي به نظر مي رسد كه شيمون پرز هم در اذهان مطرح عرصه داستانسرايي رسمي اسراييل از آن حمايت مي كند.
    در حال حاضر به نظر مي رسد كه ما در مقام موجوداتي پست تر از انسان اوليه هستيم و در همان حال از بيشتر ويژگيها و حقوق اساسي كه به طور كلي وجدان و ارزشهاي اخلاقي بشريت را هدايت مي كنند محروم شده ايم .
    وجود تمامي اين قضايا بخاطر تسكين دادن فرد خاطي و كاستن از ميزان مسئوليت مجرم واقعي است .
    مدافعين و توجيه كنندگان اشغالگري اسراييل بايد دستاويز جديدي را پيدا كنند كه بشود او را به خاطر كابوس وحشتناكي كه بر فلسطينيان تحميل شده است مقصر قلمداد كرد و براي اين كار چه كسي بهتر از خود قربانيان اين واقعه را مي توان به ناظران بي طرف معرفي كرد
    به نقل از فصلنامه مطالعات فلسطين موسسه تحقيقات و پژوهشهاي سياسي علمي (ندا)
    اسرائيل انتظار دارد عرفات به ملت خودش دستور دهد اسارت و سركوبگري صهيونيستها را بپذيرند كه اگر چنين نكرد او را شريك صلح مورد نظر خود نمي شمارند.اين مفهوم صلح اسرائيلي است
    رژيم صهيونيستي تنها به تعداد كشته هاي روزمره فلسطين اشاره مي كنند ولي هويت كشته شدگان اميدها و آرزوهاي برباد رفته آنها و اندوه و رنج مادران و پدران آنها در هيچيك از گزارشهاي خبري منابع اسرائيلي ديده نمي شود