بسم الله الرحمن الرحيم
افراطيون جناح ها همواره براي خود
براي جناح هايشان و
براي كشور مشكل آفرين هستند . در طول 24 سال گذشته
همواره
كشور با مشكل آفريني افراطيون جناح ها مواجه بود و همين امر
يكي از موانع مهم پيشرفت محسوب مي شود. مشكل آفريني ها نيز
معمولا هنگامي شروع مي شود كه خود افراطيون دچار مشكل
مي شوند. اين
خصوصيتي است كه اختصاص به يك جناح
ندارد و متاسفانه يك بيماري فراگير است .
اين روزها
افراطيوني كه سالها فرصت خود و كشور را به
هدر داده اند
به اين جمع بندي رسيده اند كه زمان كاملا
محدودي در اختيار آنهاست
همه چيز به زيان آنها بسرعت در
جريان است و اميد چنداني به آينده ندارند. ريزش نيروها در
جبهه دوم خرداد در سالهاي اخير بخاطر وجود افراطيون
آنچنان شديد و غير منتظره بود كه هيچ راهكار فوري براي ترميم
شرايط اضطراري ناشي از آن در جبهه دوم خرداد
به چشم
نمي آيد. اما افراطيون به راحتي حاضر نيستند شكست را بپذيرند
و به ناكامي خود اعتراف كنند.
بي انصافي ها دقيقا از همين جا آغاز مي شود كه تندروها بجاي
قبول مسئوليت خود در اين شكست و ناكامي
شكست ها را به
حساب نظام واريز كرده و با طلبكاري و گستاخي شگفت انگيز
خود
سعي دارند چنين وانمود كنند كه اين پديده نشانگر به
بن بست رسيدن نظام است .
يكي از سردسته هاي افراطيون كه هميشه سعي داشته و دارد
به همه خط بدهد و بجاي همه حرف بزند و انتظار دارد كه
رهنمودهايش ! سرلوحه حركتهاي نظام و انقلاب قرار گيرد و همه
مردم با طناب توصيه هاي حضرت ايشان به درون چاه حوادث
بروند
اعلام فرموده اند كه رفراندوم تنها راه عبور از تنگناهاي
كنوني است . يكي از پادوهاي احزاب خلق الساعه كه براي
نهادينه كردن ميراث خواري از شرايط پس از 2 خرداد تاسيس
گرديده اند نيز مدعي شده است هر راه حلي غير از اصلاح قانون
اساسي
فرصت سوزي است . بنظر مي رسد افراطيون جبهه دوم
خرداد به مرحله اي رسيده اند كه فقط حرفهاي خود را براي
چندمين بار تكرار مي كنند و تصور و شايد هم انتظار براينست كه
با تكرار اين حرفها
فرجي حاصل شود و مردم در جمع بندي هاي
خود دچار ترديد شوند. حتي آنها هم كه جزو نظريه پردازان
فرزانه ! اين جبهه هستند و حرفهاي جديدي مي زنند
تكرار
حرفهاي بيست سال پيش برخي عناصر مطرود است . يكي از
نظريه پردازان مسئله دار اخير مدعي شد كه اگر طيف آنها
(بخوانيد افراطيون ) بر مصدر قدرت نباشند
آنچه باقي مي ماند
ديگر « جمهوري اسلامي » نيست چون جمهوريت آن با
بي اعتنائي مردم به آقايان مورد تشكيك قرار گرفته است . اين
لاف زدنهاي زيادي بجاي آنكه جاذبه اي تازه ايجاد كند
بر دافعه
اين « جماعت از خود راضي » افزوده و مردم را از آنها بيزار كرده
و مي كند.
خوبست يكبار اين مسائل را براي دوستان افراطي مرور كنيم
تا بلكه بتوانند به حافظه خود فشار بياورند و مسائل حادث را
بهتر درك نمايند.
نكته اول بن بست سياسي براي نظام و كشور است . اين حرف
را 23 سال پيش در همان سالهاي اوليه انقلاب
گروهك نهضت
آزادي مطرح كرد و از هر تريبوني كه در اختيار داشت
اعلام
نمود ولي پاسخ صريح امام بسيار كوبنده و روشن بود. امام
تصريح كرد كه « مملكت اسلامي به بن بست نمي رسد. شما به
بن بست رسيده ايد. »
يكبار همين جماعت در همان زمان ادعا كرده بود كه مملكت
بر اثر همين بن بست سياسي دچار تشنج و بحران است . امام هم
تعارفات سياسي را كنار گذاشته و پاسخ دادند « تشنج و بحران
در ذهن شماست . با مردم باشيد وگرنه جا مي مانيد » البته آن
گروهك عنود
آن توصيه امام را عملي نكرد و از قافله پرشتاب
مردم و انقلاب
جا ماند و ديديم كه اسناد جاسوسي برخي از
اعضاي آنها از لانه جاسوسي هم بيرون آمد. گروهك
غيرقانوني
نهضت آزادي حتي آنزمان در روزنامه « ميزان » كه ارگان آن
تشكل بود
مطلبي را تحت عنوان « كي بايد برود » منتشر كرد و
مشخصا كنار گذاشته شدن نيروهاي مومن و مخلص انقلاب را
يگانه راهكار خروج از بن بست ادعائي خود معرفي كرد. امروز
گويا تاريخ تكرار مي شود. عده اي از روي همان دستورالعمل ها
سعي دارند همان مفاهيم را به زبان روز
تكرار كنند و عده اي
براي جا انداختن همين حرفها
خواسته هاي جديدي را مطرح
مي سازند كه مسئولين نظام به خواسته هاي آنها بعنوان يك
راه حل مياني
تن بدهند . به راستي كساني كه پس از 6 سال از
تصدي گري خود
خواهان تغيير قانون اساسي هستند
آيا از ابتدا
نمي دانستند كه ظرفيت هاي مجاز موجود در قانون اساسي براي
مسئولين اجرائي تا چه اندازه است
بعلاوه قبول مسئوليت اجرائي در چارچوب قانون اساسي
صورت گرفته و كاملا محرز است كه هر فرد در چارچوب
مسئوليت ها و تعهدات مصرح در قانون اساسي كه در آغاز دوره
مسئوليتش هم آشكار بوده
وارد اين جرگه شده است .
بدين ترتيب
امروز ادعاي اينكه فقط با تغيير قانون اساسي
مي توان كاري از پيش برد
توجيه پذير نيست . البته آن
نظريه پرداز فرزانه
نكته اي را هم عنوان كرده كه علت اصلي دور
جديد جنجالهاي سياسي ـ تبليغاتي را بازگو مي كند و يادآور
مي شود : « بهتر است محافظه كاران
اين دو لايحه را تصويب كنند
و بگذارند چند ماه ديگر در انتخابات
مردم تكليف همه را
مشخص كنند » .
ملاحظه فرموديد بحث رفراندوم و تغيير قانون اساسي و
اينكه رفراندوم تنها راه عبور از تنگناهاي كنوني است
بحث هاي
فرعي و جنجالي براي جا انداختن لوايح 2 قلوي برگشتي از
شوراي نگهبان است . وگرنه درصورتيكه ما تنها يك راه براي
خروج از اين تنگناها داريم
تصويب لوايح دوقلو
چه چيزي را
مي تواند تغيير دهد

|