در گفتگو با حجت الاسلام والمسلمين رحيميان
قسمت اول
اشاره : كميته علمي كنگره انديشه هاي اخلاقي ـ عرفاني
امام خميني (ره ) قبل از برگزاري كنگره مصاحبه هايي را با
برخي اساتيد حوزه و دانشگاه و نيز شاگردان و همراهان امام در
موضوع اخلاق و عرفان امام خميني انجام داده است . گفت وگو
با حجت الاسلام والمسلمين محمدحسن رحيميان يكي از اين
موارد است كه بخش هايي از آن از نظر شما مي گذرد.
ثدر روايات وارده از ائمه معصومين عليهم السلام
تواضع به
عنوان يكي از فضايل اخلاقي معرفي شده است
با توجه به
اينكه حضرت عالي مدت زيادي شاهد رفتار امام بوديد
در
مورد فروتني و تواضع ايشان توضيح دهيد.
حضرت امام با رهايي از چاه ظلماني طبيعت و نفسانيات و
صعود به بلنداي معرفت و بندگي حق
به مرتبه اي رسيده بود
كه از ذلت خودخواهي و خودبيني به عزت خداخواهي و
عبوديت حق دست يافته بود و مصداقي از « اذله علي المومنين
و اعزه علي الكافرين » (1 ) بود . امام در امتداد به هيچ انگاشتن
خود در پيشگاه خداوند و ميراندن خصيصه خودبيني در
خويش و خشوع و فروتني محض در برابر خدا
نسبت به خلق
خدا نيز فروتن و متواضع بود
و به همان اندازه كه در مقابل
ستم كاران و مستكبران با صلابت و انعطاف ناپذير بود
در برابر
انسان هاي مستضعف و مظلوم
به خصوص مسلمانان و مومنان
و بالاخص مجاهدان راه خدا بر حسب مراتب آن ها
متواضع
بود و جلوه اي از « واخفض جناحك لمن اتبعك من المومنين »
بود.
سراسر زندگي امام در مقام معاشرت با مردم جلوه گاهي از
اين ويژگي اخلاقي بود كه نمونه هاي فراواني از آن را خود
شاهد بوده ام
مثلا سبقت در سلام حتي به كوچك ترها از
خصوصيات ايشان بود و اگر به مكاني وارد مي شدند
خيلي
مشكل مي شد در سلام كردن برايشان پيش دستي كرد. روزي ما
زودتر از امام به اتاق موعود رفته بوديم و چشم بر در
منتظر
ورود معظم له بوديم
حتي سينه ها براي سلام كردن صاف شده
بود
ولي بازهم غافل گير شديم
زيرا با بازشدن در
صداي
سلام امام را شنيديم
به طوري كه متوجه نشديم كه معظم له
ابتدا وارد شدند و سپس سلام كردند يا اول سلام كردند و آن گاه
وارد اتاق شدند.
يك روز هم در نجف از كوچه اي كه ميان مسجد مرحوم
شيخ انصاري و منزل امام بود
در حالي كه سرم پايين بود
عبور مي كردم كه ناگهان احساس كردم كسي به من سلام كرد.
وقتي سرم را بالا كردم
چشمم به سيماي مبارك امام افتاد. در
يك لحظه
سنگيني و فشار عجيبي را برخود احساس كردم .
انگار زبانم بندآمده بود. آخر او امام
مرجع تقليد
محبوب
مراد و... بود و من ناچيز
بچه طلبه اي شانزده
هفده ساله
بودم
ولي ديگر دير شده بود و من چاره اي جز جواب سلام
نداشتم
زيرا جواب واجب بود و اين صحنه درست
اخلاق
پيامبر اكرم (ص ) آن اسوه مخاطب به « انك لعلي خلق عظيم » را
تداعي مي كرد.
ثامام مي فرمودند من خدمت گزار مردم هستم . لطفا در اين
مورد توضيح بفرماييد.
در واقع توصيف امام همان توصيف اسلام است . امام در حد
ظرفيت بشري
تجسم اسلام بود.امام خواسته اي جز خواسته
اسلام نداشت و رفتار و گفتاري جز در چهارچوب دين الهي از
ايشان مشاهده نمي شد. اين كه امام فرمود من خدمت گذار مردم
هستم
برگرفته از حقيقت اسلام بود و اين جمله كوتاه بيان
صادقانه اي از يك واقعيت فراگير در طول زندگي ايشان بود
آن
هم واقعيتي منطبق با حقيقت آيين الهي
نه براساس شعار
شاعرانه : « عبادت به جز خدمت خلق نيست » . منطق امام اين
بود كه عبادت
جز عبادت خدا نيست
اما اوج كمال بندگي
خدا را در خدمت به خلق خدا براي خدا مي دانست . ويژگي
اين نوع خدمت آن است كه خادم منتي بر مخدوم ندارد و
پاداشي هم از او نمي طلبد
زيرا اين خدمت را وظيفه الهي
خود مي داند و براي رضاي حق انجام مي دهد و پاداش خويش
را نيز از خدا مي طلبد. با اين نگاه
مفهوم و ماهيت « خدمت »
نيز با خدمت در نگاه غيرالهي متفاوت مي شود. خدمت به
مردم در نگاه امام ـ نگاه اسلام ـ يعني خدمت در جهت تامين
سعادت راستين دنيوي و در راستاي سعادت اخروي انسان ها.
از اين منظر
همه تلاش ها و مجاهدت هاي بي وقفه امام براي
ساقط كردن رژيم ستم شاهي و دست نشاندگان بيگانه و مبارزه
عليه آمريكا و اسرائيل و ساير قدرت ها و ابرقدرت هاي
استكباري و تلاش براي استقرار نظام جمهوري اسلامي و
گسترش دين مبين اسلام
به خاطر خدمت به مردم و سعادت
دنيوي و اخروي مردم بود. امام خدمت به مردم را فقط از طريق
دين اسلام و در امتداد اجراي اوامر الهي ممكن مي دانست و با
اقتدا به همه انبيا و اوصياي الهي
لحظه اي از انديشه و تلاش
براي آزادي و رهايي مردم از بندها و زنجيرهاي اسارت و
تيره روزي دنياي مادي
در سايه بندگي خدا فروگذار نبود.
ث در مورد ساده زيستي امام با ذكر نمونه هايي توضيح
بفرماييد.
حضرت امام در طول مدتي كه در نجف اشرف اقامت
داشتند
در خانه اي محقر و فرسوده در يكي از كوچه هاي
« شارع الرسول » چون صدها طلبه معمولي
اجاره نشين بودند.
در بعد از پيروزي انقلاب نيز
چه در ايامي كه در قم بودند و
چه در مدت نزديك به ده سالي كه در جماران اقامت داشتند
چون بسياري از مستضعفان
در منزل استيجاري زندگي
مي كردند. ايشان در تهران در منزل بسيار قديمي آقاي
امام جماراني اقامت داشتند. اين منزل كه بعد از فوت مرحوم
پدر آقاي امام جماراني به چند قطعه كوچك تقسيم شده بود و
ساختمان قديمي آن در اختيار خانواده آقاي امام جماراني
قرار داشت . بخش ديگري از آن كه منزل كوچكي بود با
مساحت حدود 120 متر مربع و 70 متر زيربنا و متعلق به آقاي
سيدحسن حسيني
داماد آقاي امام جماراني
در اجاره
حضرت امام قرار گرفت . اين منزل كوچك و ساده كه همه از
نزديك يا از تلويزيون آن را ديده اند
طي يك دهه
جايگاه
انساني بود كه بر دل هاي مشتاق صدها ميليون مسلمان و
مستضعف جهان
حكومت مي كرد
انساني كه با تكيه بر قدرت
ايمان و نفوذ الهي اش
تمام كاخ هاي ابرقدرهاي شيطاني را به
لرزه درآورد.
عظمت وارستگي و ساده زيستي حضرت امام
به ويژه
براي كساني شگفت آورتر است كه جباران و حكام مستكبر
جهان ماديت را در كاخ هاي ننگين و افسانه اي شان از نزديك
ديده اند. يك روز كه جمعي از خبرنگاران خارجي به جماران
آمده بودند
يكي از آنان
جواني بود ظاهرا آمريكايي كه سخت
از ديدن منزل و اقامتگاه امام شگفت زده و مبهوت شده بود و با
آن كه همه چيز را با چشم خود مي ديد
باز هم براي او قابل
هضم و باور نبود. از اين رو گويي همواره دنبال يك چيز غير
عادي مي گشت و در اين حال
حس كنجكاوي او روي يك
نكته متمركز شده بود و در جست و جوي كسي بود كه آزادانه
سئوال كند تانكته مورد نظرش را باز و معماي خود را حل كند.
بالاخره با برخورد به اين جانب
با شور و شوق سر صحبت را
باز كرد. زبانش را نمي فهميدم
ولي زبان حالش گويا بود.
بالاخره مترجمي پيدا شد و حرفش را ترجمه كرد.
روي حياط كوچك منزل امام داربستي فلزي نصب شده تا
به منظور جلوگيري از سرماي زمستان و آفتاب و گرماي
تابستان روي آن پارچه برزنت پهن شود. سئوالش اين بود كه :
اين لوله ها و نرده ها براي چيست آيا برق در آن ها جريان
دارد ! و بعد پرسيد : واقعا خانه امام همين است با توضيح و
جواب من
تعجبش زيادتر شد و در ادامه
نكته اي را براي او
گفتم كه حتي سئوال آن به ذهن كنج كاو خبرنگارانه او خطور
نكرده بود. گفتم : تازه اين خانه كه مي بينيد
ملك امام نيست و
اجاره اي است ! تعجبش بيشتر شد و با آن كه از چهره اش معلوم
بود كه نمي تواند باور كند تصور چنين چيزي او را به شدت
تحت تاثير قرار داد
اشك در چشمانش حلقه زد و منقلب شد.
انگار كه افق جديدي به رويش گشوده شده است
ولي چشمش
از ديدن آن ناتوان است و .. با فهميدن اين نكته ـ يعني اجاره اي
بودن خانه كه با چشم و دوربين او قابل رويت نبود ـ با تمام
وجود چنان از اين جانب تشكر كرد كه ديگر نياز به ترجمه
نبود...
به راستي كه هر يك از ويژگي هاي حضرت امام كه
ويژگي هاي اسلام و شاخص هاي امامت و رهبري در حكومت
اسلامي است و مقايسه آن ها با تمام نظام ها و رهبران ديگر
كافي است كه انسان هاي با شعور و آزادانديش را به حقانيت
اسلام و نظام حياتبخش اسلامي هدايت كند.
حضرت امام در طول زمان مرجعيت و زعامت خويش
به
صدها ميليارد ريال وجوه شرعيه دست يافتند و علاوه بر آن
در مقام ولايت امر و رهبري امت اسلامي و نظام
جمهوري اسلامي
تمام مخازن و منابع ثروت و ميلياردها
دارايي هاي گوناگون در حيطه تصرف و ولايتشان قرار گرفت . با
اين همه
اين انسان متكامل و سالك وارسته و به خدا پيوسته
نه تنها به موازات برخورداري از اختيارات الهي و قدرت فعلي
در دخل و تصرف در امور
كم ترين بهره برداري شخصي از آن
چه كه در اختيار داشت
نكرد
بلكه همواره و تا آخر عمر
در
كمال سادگي و صرفه جويي و قناعت
به زندگي پاك و پاكيزه و
الهي خويش ادامه داد.
امام در طول مدتي كه در نجف اشرف بودند
در يك منزل
اجاره اي قديمي كه از جهت سادگي مثل منازل مردم عادي و
ساير طلاب بود
سكونت داشتند. مرسوم بود كه بزرگان نجف
يك منزل در كوفه و نزديك شط فرات هم داشته باشند تا
شب ها ـ مخصوصا در فصل تابستان ـ به آن جا بروند. ـ كوفه در
ده كيلومتري نجف است
با هوايي مطبوع كه معمولا بيش از 5
درجه خنك تر از هواي نجف است .
حضرت امام كه به هواي بسيار گرم و خشك نجف عادت
نداشتند
با توجه به كبر سن
بيش تر از افراد مشابه كه از
سال هاي دور ساكن نجف بودند
از اين هوا رنج مي بردند و همه
دوستان از اين مساله نگران بودند. يك شب
مرحوم حاج شيخ
نصراله خلخالي پس از مقدمه چيني
نمونه هايي ذكر كرد كه
پزشكان به افرادي كه مريض بوده اند
گفته اند هواي نجف
سمي
است كه ترياق آن
هواي كوفه است
و آن ها نيز با رفتن
به كوفه كاملا بهبود يافته بودند. او با اين شيوه سعي كرد كه از
امام اجازه بگيرد كه منزلي برايشان در كوفه اجاره
كنند.
همين كه سخنان مرحوم حاج شيخ نصرالله تمام شد ـ در
حالي كه همه بعد از آن همه صحبت و مقدمه چيني ها فكر
مي كردند امام قانع شده اند و منتظر جواب مثبت ايشان بودند ـ
ناگهان امام سرشان بلند كردند و به مرحوم خلخالي نگاه
كردند
بدون اين كه يك كلمه سخن بگويند
فقط تبسمي زيبا و
در عين حال
تلخ
بر لب هاي مباركشان نقش بست . تبسمي
تشكرآميز از مرحوم خلخالي و تلخ به خاطر كراهت از مظاهر
دنيا و رفاه زندگي . در رابطه با همين موضوع شنيدم كه در پاسخ
ديگري فرموده بودند :
« آيا من مي توانم به كوفه بروم ( دنبال رفاه خودم باشم ) در
حالي كه بسياري از مردم ايران در سياه چال ها به سر مي برند » .
در اتاق حضرت امام (ره ) يك مهتابي با يك لامپ صد
وات روشن بود كه هنگام مطالعه يا نوشتن
چون اين نور كافي
نبود
يك لامپ ديگر را نيز روشن مي كردند. بارها ديدم كه
معظم له از اتاقشان به طرف اندرون رفتند
ولي چند لحظه بعد
از ميان راه برگشتند و لامپ مهتابي را خاموش كردند و دوباره
به طرف اندروني رفتند
با آن كه در آن موارد معمولا بيش از
چند دقيقه در اندروني نمي ماندند و دوباره به همين اتاق
برمي گشتند.
صرفه جويي و حساب رسي و دقت حضرت امام در امور
مالي نيز مانند ديگر ويژگي هاي معظم له بايد سرمشق همه ما
باشد
سرمشق براي مردم
در صرفه جويي و قناعت و پرهيز از
اسراف و تبذير
و براي مسئولان دولتي
در كنترل دقيق
بيت المال و اموال عمومي .
مشهدي حسين پيرمرد وارسته اي بود كه سال ها مورد
علاقه و اعتماد امام بود و مسئول خريد منزل معظم له . او يك
روز نقل كرد : امام ربع دينار ـ در آن زمان 50 ريال بود ـ براي
خريد به من دادند . وقتي كه از بازار « حويش » به خانه آمدم
نان
پنير
ماست
سبزي و غيره را كه خريده بودم
به اندرون
بردم و برگشتم . هنوز به در خانه نرسيده بودم كه امام صدا
زدند : « مشهدي حسين ! » برگشتم . فرمودند : « چقدر شد; »
حساب كردم 235 فلس شده بود . تا ربع دينار كه 250 فلس
بود
15 فلس باقي مي ماندو فرمودند : « بقيه را بده ! » معلوم
است كه 15 فلس چيز قابل ذكري نبود . ولي مساله مهم اين
است كه همه چيز ـ هر چند ناچيز ـ بايد روي حساب و دقت
باشد و بايد به اين روش عادت كرد.
در پاييز سال 1364 پوست ساق پاي حضرت امام دچار
خشكي و خارش شده بود. يكي از پزشكان پوست
به نام دكتر
نجفيان خدمت رسيد و بعد از معاينه و تجويز دارو گفت : روزي
يك يا دو بار هم پايتان را در شير قرار دهيد. با آن كه حضرت
امام در برخورد با پزشكان و دستورالعمل هاي آنان بسيار
انعطاف پذير بودند
ولي همين كه مساله گذاشتن پا در شير را
شنيدند
به شدت برآشفتند و با لحني تند و خشن و شتاب زده
فرمودند : « من اين كار را نمي توانم بكنم !. »
در واقع توصيف امام خميني همان توصيف اسلام
است . امام درحد ظرفيت بشري
تجسم اسلام بود.
امام خواسته اي جز خواسته اسلام نداشت و رفتار و
گفتاري جز در چهارچوب دين الهي از ايشان
مشاهده نمي شد. اين كه امام فرمود من خدمتگزار
مردم هستم
برگرفته از حقيقت اسلام بود
حضرت امام خميني در طول زمان مرجعيت و
زعامت خويش
به صدها ميليارد ريال وجوه شرعيه
دست يافتند و علاوه بر آن
در مقام ولايت امر و
رهبري امت اسلامي و نظام جمهوري اسلامي
تمام
مخازن و منابع ثروت و ميلياردها ميليارد
دارايي هاي گوناگون در حيطه تصرف و ولايتشان
قرار گرفت . با اين همه
كم ترين بهره برداري
شخصي از آن چه كه در اختيار داشت
نكرد.

*****
اخبار حوزه و دانشگاه
|
نقش تربيتي اساتيد
اجلاس سالانه اساتيد مركز جهاني علوم اسلامي حوزه
علميه قم روز پنج شنبه 82
2
25 با موضوع « نقش تربيتي
اساتيد » در مركز يادشده برگزار شد. در اين همايش پس از آنكه
حجت الاسلام رجايي معاون آموزشي ـ تربيتي مركز گزارشي از
تغيير ساختار اداري و فعاليت هاي انجام شده را ارائه نمود چند
تن از اساتيد طي بياناتي ديدگاه هاي خود را پيرامون نقش تربيتي
استاد بيان نمودند. همچنين در پايان اين اجلاس ميزگردي با
حضور حجج اسلام آقايان مهدوي مهر
رهنما و نيازي
با
موضوع بررسي نقش تربيتي اساتيد
ترتيب داده شد.
آزمون رشته هاي تخصصي
روز پنج شنبه 82
2
25 بيش از 3200 نفر از طلاب
داوطلب براي شركت در 9 رشته تخصصي حوزوي به رقابت
پرداختند. محل آزمون مصلاي قدس شهر قم بود و رشته فضا با
1050 نفر متقاضي بيشترين آمار شركت كننده را به خود
اختصاص داد.
همراه با قرآن
ستاد اقامه نماز نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري دانشگاهها
طرح « همراه با قرآن » را در خوابگاههاي دانشجويي اجرا مي كند.
در اين طرح عباراتي از قرآن كريم در اختيار نمازگزاران قرار
مي گيرد تا با تدبر در آن عبارات
نكته هايي را كه به ذهن آنها
متبادر مي شود
به قلم آورند. عبارات قرآني كه براي اين طرح
انتخاب مي شوند
عباراتي كوتاه
نغز و پرمعنا هستند كه غالبا در
انتهاي آيات قرآن كريم و به عنوان حكمت آن آيه محسوب
مي شوند و با نگاهي كنجكاوانه مي توان نكاتي بديع از آنها
برداشت كرد.
طرح يادشده در چهار مرحله و در طي سال جاري انجام
خواهد گرفت .

| |