روزنامه جمهوري اسلامي 05/03/1382 صفحه مقالات

  • بازي واشنگتن با صدام
  • آيا مديران شبكه 2 جوابي دارند
  • مسئوليت مشترك
  • جوابيه سازمان بهزيستي به يك گزارش :
    بودجه بدهيد تا بيماران مزمن رواني از سطح جامعه جمع آوري شوند
  • *****
    بازي واشنگتن با صدام


  • پايان مرحله اصلي تهاجم آمريكا به عراق اگرچه توسط جرج بوش بر روي ناو « يو. اس . آبراهام لينكن » اعلام شد اما واشنگتن همچنان سعي دارد با نگهداشتن سرنوشت صدام در پرده اي از ابهام اهداف و برنامه هاي مورد نظر خود را پيگيري كند.
    مقامات پنتاگون در نخستين روزهاي بمباران بغداد در يك اظهارنطر رسمي ادعا كرده بودند كه براساس اطلاعات دريافتي از منابع خبري خود كه همان جاسوسان محلي باشند صدام در همان لحظات اوليه بمباران سنگين منطقه كاخهاي رياست جمهوري به قتل رسيده است . البته ساعاتي بعد تلويزيون ماهواره اي عراق با نشان دادن تصوير صدام اين ادعا را رد كرد. بعدا در هر فرصتي واشنگتن برروي احتمال كشته شدن صدام به مانور تبليغاتي پرداخت لكن در بيستمين روز حملات مهاجمين منابع روسي اعرام كردند كه مجموعه اي از سران رژيم بغداد از اين كشور خارج شده اند. البته در اين اظهارات سخني از اسامي سران رژيم بغداد به ميان نيامد و چه بسا كه نحوه اطلاع رساني تعمدا ابهام آميز تنظيم شده بود كه بعدا هرگونه سواستفاده اي از آن ممكن باشد.
    روزهاي بعد با تسليم شدن « طارق ميخائيل يوحنا عزيز » معاون نخست وزير و عنصر كليدي نظام اجرائي رژيم صدام به نظاميان آمريكائي قرينه سازيهاي مطبوعاتي صورت گرفت كه مشخصا هدف آن القاي اين شبهه بود كه طارق عزيز اطلاعات مربوط به محل و ساعت تجمع سران رژيم بغداد با صدام را در اختيار نيروهاي آمريكائي قرار داده و آنها با انهدام محل اجتماع سران رژيم بغداد و صدام وي و تمامي افراد حاضر در آن جلسه را به قتل رسانيده اند. اما از آنجا كه اعلام قطعي مرگ صدام با بسياري از طرحهاي سياسي ـ تبليغاتي حال و آينده متجاوزين در تعارض جدي بود « رامسفلد » وزير جنگ آمريكا بلافاصله در يك گفتگوي راديو تلويزيوني سعي كرد درباره مرگ صدام ترديد ايجاد كند و حتي با اظهارات كنايه آميزي سئوال كرد كه « از اين پس زندگي و مرگ صدام ديگر چه اهميتي دارد يا مي تواند داشته باشد »
    اين يك تلاش آشكار براي سرپوش گذاشتن بر فعاليت هاي گسترده آينده آمريكا در عراق بود كه مشخصا تنها در صورت زنده بودن احتمالي صدام موضوعيت و اهميت پيدا مي كند. واشنگتن در روزهاي بعد براي جبران كردن اشتباهات سياسي ـ تبليغاتي گذشته خود يك نمايش خياباني رسوا در خيابانهاي تكريت برپا كرد و مدعي شد كه گويا باقيمانده عناصر وفادار به صدام در شصت و پنجمين سالگرد تولد او در خيابانهاي تكريت به رقص و جشن و پايكوبي پرداخته بودند كه بعدا توسط نظاميان آمريكائي پراكنده شده اند. حتي براي تكميل اين طرح تبليغاتي ادعا شد كه صدام در يك نوار ويدئوئي جديد براي مردم عراق پيام فرستاده و آنهارا به مقاومت در برابر آمريكائي ها فراخوانده است و درعين حال قول داده است در اولين فرصت ممكن درباره ابعاد خيانت برخي سران رژيم بغداد اطلاعاتي را منتشر خواهد ساخت . آمريكا در اين زمينه پيشدستي كرده و با اعلام اينكه جمعا 35 ميليون دلار در اختيار برخي از نزديكان صدام و برخي عناصر كليدي در شبكه دفاعي بغداد قرار داده است سعي كرد براي برخي سئوالات بدون جواب درباره نحوه سقوط بغداد پاسخي ارائه كند. اما كاملا روشن است كه آن بيانيه هاي منتسب به صدام و اين اطلاعات به ظاهر « دست اول » همگي از يك منبع در اختيار قرار مي گيرند و حلقه هاي تكميل كننده يك زنجيره اطلاعاتي هستند اما سئوال اينست كه اساسا آمريكا از ايجاد ابهام درباره زنده بودن صدام چه نفعي دارد و آيا اعلام مرگ وي به منزله نوعي قدرت نمائي براي آمريكا تلقي نمي شود
    پاسخ اين سئوال روشن است . حتي برخي از نظاميان ارشد آمريكائي كه يقينا فاقد بينش سياسي لازم بوده اند احيانا براي ايجاد روحيه نزد نظاميان خود و كسانيكه اميدوار بوده اند آمريكا را در اين ماجراي رسوا « پيروز » ببينند با انتشار خبر مرگ قطعي صدام سعي داشته اند به اين انتظارات مخاطبين خود پاسخ داده باشند. اما واقعيت اينست كه اگر آمريكا از اعلام مرگ صدام فقط يك سود مي برد ولي مي تواند از عدم اعلام آن در صدها مورد در مقاطع زماني مختلف بهره گيري هاي سياسي ـ تبليغاتي كند كه جدي ترين مورد آن تضمين حضور نظامي مستمر آمريكا در عراق است .
    با در نظر گرفتن انبوه مخالفت هاي روزافزون مردم عراق عليه ادامه حضور نظامي آمريكا در اين كشور واشنگتن چگونه مي تواند به مقابله جدي موثر و كارآمد بپردازد بويژه آنكه تجربه قتل عام مردم معترض « فلوجه » نشان داد كه حتي قتل عام معترضين هم جوابگو نيست و بيم آن مي رود كه خود باعث خيزش هاي فراگير بعدي در گوشه و كنار عراق باشد.
    از ديدگاه واشنگتن بهترين و موثرترين و حتي كوتاه ترين راه براي اثبات ضرورت ادامه حضور نظامي آمريكا در عراق اينست كه چنين ادعا شود كه « خطر صدام » و خطر بازگشت وي به قدرت همچنان به قوت خود باقيست و همچنان بايستي براي سركوب تلاش احتمالي صدام براي كودتاي نظامي در عراق و بدست گرفتن مجدد قدرت در اين كشور آمريكا در همه جاي عراق حضور نظامي خود را حفظ كند.
    اگر قدري به نحوه اطلاع رسانيهاي اشغالگران در روزهاي اخير توجه كنيم خطمشي تبليغاتي آشكار آنها در ايجاد جنگ رواني عليه مردم عراق در مورد احتمال بازگشت صدام به قدرت را كاملا مشاهده مي كنيم .
    منابع اطلاع رساني كه هرگز نخواسته اند نامشان فاش گردد ادعا كرده اند كه صدام از طريق فرزندش « قصي » در نخستين ساعات حمله آمريكا به بغداد توانسته يك ميليارد دلار از بانك مركزي بغداد دريافت كند و آنرا توسط 3 كاميون و تريلر از مهلكه خارج سازد. پيش از اين هم آمريكا طي دو فقره خبرسازي از پيدا كردن صدها ميليون دلار در خرابه هاي بغداد خبر داد و حتي سربازان آمريكائي را در فيلم هاي خبري مشاهده كرديم كه سرگرم شمردن بسته هاي « آكبند » دلارها بودند تا مطمئن شوند كه كسي حتي يك اسكناس صد دلاري را از اين مجموعه عظيم چند صد ميليون دلاري « كش » نرفته است .
    اين شيوه خبررساني ممكن است عده اي ساده لوح را فريب دهد اما آيا در صحنه معادلات جهاني قدرت مي تواند كارآئي لازم را براي اشغالگران داشته باشد پاسخ به اين سئوال منفي است چرا كه مراكز اطلاع رساني و خبرسازي آمريكا بقدري براي فريب مخاطبين خود شتاب دارند كه براي نتيجه گيريهاي سياسي ـ اجتماعي و حتي اخلاقي از اين خبرسازيهاي جعلي خود آنقدر بي تابي بخرج نمي دهند كه دستكم در خبرهاي بعدي خود احتمال سواستفاده صدام از اين پولهاي بادآورده در خبرهاي جعلي را مطرح سازند.
    همان منابع كه هرگز نخواسته اند نامشان و هويتشان فاش گردد از احتمال سواستفاده صدام از اين پولها براي بازگشت احتمالي به قدرت سخن به ميان آورده اند و تصريح كرده اند كه اعضاي كنگره ملي عراق از اين بابت نگرانند.
    بنظر مي رسد كه ما با قدري كنكاش حلقه مفقوده اين معما را پيدا كرده ايم . « احمد چلبي » دبير كنگره ملي عراق اخيرا تصريح كرده بود كه آمريكا نبايستي به سرعت از عراق خارج شود چرا كه تعهداتي دارد و بايستي آنها را اجرا كند.
    البته مقامات واشنگتن از اين اظهارات « چلبي » خشنود بنظر مي رسند اما براي ادامه حضور نظامي در عراق منتظر « چراغ سبز » هيچكس و حتي « چلبي » هم نيستند. به موجب طرحهاي اعلام شده قرار است آمريكا 4 پايگاه نظامي دائمي در خاك عراق تاسيس نمايد و حتي پس از خروج كامل از عراق پس از روي كار آمدن حكومت دلخواه خود براي چيزي كه بعنوان « تضمين اطمينان بخش براي عدم خروج عراق از مسير مورد نظر » اعلام شده همچنان در اين پايگاههاي نظامي آمريكائي در عراق باقي خواهند ماند.
    چند روز قبل در جريان پرسش و پاسخهاي با مزه اي كه « رامسفلد » وزير جنگ آمريكا برپا مي كند وي با لحن طنزآلودي گفت ما براي جلوگيري از بازگشت صدام به قدرت خود را همچنان متعهد مي دانيم !

  • *****
    آيا مديران شبكه 2 جوابي دارند


  • در ساعت 22 شانزدهم فروردين شبكه 2 سيماي جمهوري اسلامي برنامه اي پخش كرد كه در آن خانمي كه خود را مديركل يك شركت معرفي مي نمود حدود نيم ساعت با ظرافت و مهارت بياني هرچه تمامتر خاطرات زندگي خودش را كه در حال حاضر منجر به طلاق و جدائي از شوهر و دو فرزندش گرديده را نقل كرده و ضمن غيبت و بدگويي نسبت به شوهر و مادر در خاتمه سعي نمود تا تمام گرفتاريهايش را به گردن مادر و بعضا شوهرش انداخته و چنين نتيجه گرفت با اين وضع نيز درحال حاضر به جهت جديت فوق العاده براي كاركردن در محيط خارج از منزل فرد موفقي در زندگي شده و با تلاش خودش را به مديركلي يك شركت رسانيده است . من حيث المجموع در كل طراحان و تهيه كنندگان مصاحبه را بنحوي زمينه سازي كرده بودند كه افكار و عقايد مورد نظر خودشان را كه همان به بيرون كشيدن زنها از منزل و بدنبال كار رفتن را بنحوي القا كنند كه در اين خصوص نيازي به مشورت ديگران نبوده هرچند كه اين كار به اصطلاح گوينده فيلم (پوسته را كنار زدن ) و (دل به دريا زدن ) به قيمت متلاشي شدن كانون گرم خانواده و جدا شدن پدر و مادر و فرزندان بوده باشد.
    در اين برنامه چند نكته منفي وجود داشت كه به مواردي از آن اشاره مي شود.
    1 ـ پخش اظهارات يكطرفه اين خانم بدون آنكه اجازه صحبت به مادر و شوهر سابق ايشان داده شود تا از خودشان دفاع كنند و يا دلائل خودشان را در مورد ادعاهاي اين خانم كه عليه ايشان مطرح گرديده را بيان كنند به نوعي غيبت و بدگويي (گناه كبيره ) از سوي سازمان صدا و سيما بوده كه اين عمل نابجا در مقابل انتظار ميليونها نفر از مردم صورت گرفته است .
    2 ـ مسئولين شبكه 2 چگونه به خود اجازه مي دهند كه اظهارات خانمي را كه بنا به اعتراف خودش سابقه بيماري روحي داشته ومدت چند ماه نيز در بيمارستان به همين دليل بستري بوده را بدون تحقيق و بطور كامل براي ميليونها بيننده تلويزيون پخش و احساسات مردمي را به طرفداري از وي تهييج نمايند واز كجا معلوم كه ادعاهاي ايشان عليه مادر و شوهرش دقيقا صحت داشته باشد.
    3 ـ در لابلاي مطالب اين خانم نشانه هايي از زياده طلبي و قانع نشدن به درآمد شوهر وجود داشته و به همين علت نيز سرناسازگاري را با شوهرو مادرش در پيش گرفته و در ابتدا بطور مخفي و بعدا بصورت آشكار براي ارضا خواسته هاي خود بدون ملاحظه براي كار از منزل بيرون رفته ( و به قول خودش كه قصد داشته است با اين عمل در سر سفره براي فرزندانش كباب داشته باشد و ...) كه در عوض آن با اين عمل خود فرزندانش راكباب كرده است .
    4 ـ عقده ارضا نشدن به شوهر خود (بدليل ازدواج تحميلي و نارضايتي از وي ) سبب شده كه ايشان بقول خود در محيط خارج از منزل (و احتمالا در بين مردان اجنبي ) احساس راحتي و آرامش نمايد.
    5 ـ ترغيب و تشويق زنهابراي كار در محيط خارج با اين مطلب كه خانمهاي مطلقه نيز زندگي خوب دارند از سوي اين خانم به بيننده القا گرديده و دستيابي به مشاغل بالاتر تا رده مديركلي به خانمها وعده داده مي شود.
    6 ـ نتيجه گيري كلي فيلم مظلوم نمايي براي اين خانم پرتلاش بوده و از سوي گوينده مرد به بيرون آمدن از پوسته زندگي (همانند اين خانم ) و دل به دريا زدن به بيننده القا و باصطلاح راه نجاتي براي خانمها نشان داده مي شود.
    7 ـ در تيتراژ پاياني فيلم براي توجيه و علمي نشان دادن فيلم اسامي دهها نفر از متخصصاني كه معلوم نبود در اين مصاحبه چه نوع همكاري داشته اند نام برده مي شوند.
    آيا مسئولين شبكه 2 پاسخي در پيشگاه خدا دارند
    بهرامي

  • *****
    مسئوليت مشترك


  • خسرو علوي زاده
    عضو هيات علمي دانشگاه
    وقتي حضرت امام (ره ) وصيتنامه خود را مي نوشت حكومت جمهوري اسلامي عليرغم همه توطئه هاي استكباري قوام يافته بود و حضرت امام بخوبي مي دانست كه اصل 8 قانون اساسي به صراحت مشخص كرده است كه « در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير امربه معروف و نهي ازمنكر وظيفه اي است همگاني و متقابل برعهده مردم نسبت به يكديگر دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت ... » مع الوصف در وصيتنامه قيد فرمودند كه : « تبليغات و مقالات و سخنراني ها و كتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومي و مصالح كشور حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگيري از آنها واجب است و از آزادي هاي مخرب بايد جلوگيري شود و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه بر خلاف مسير ملت و كشورهاي اسلامي و مخالف با حيثيت جمهوري اسلامي است بطور قاطع اگر جلوگيري نشود همه مسئول مي باشند و مردم و جوانان حزب اللهي اگر برخورد به يكي از امور مذكور نمودند به دستگاه هاي مربوطه رجوع كنند و اگر آنان كوتاهي نمودند خودشان مكلف به جلوگيري هستند. »
    دوستداران ولايت و منتظران ظهور حضرت مهدي (عج ) جمهوري اسلامي ايران را سيمائي از حكومت علوي مي دانند و زمينه ساز برقراري حكومت جهاني حضرت مهدي و بر همين اساس وقتي در خطبه 33 نهج البلاغه مي خوانند كه از ديدگاه حضرت علي (ع ) جنگ رواني و ترويج دروغ و نيرنگ توسط دشمنان براي مقابله با اسلام و حكومت ديني از اهميت خاصي برخوردار بوده و عامل مهمي در به آشوب كشاندن جامعه و شوراندن افراد ناآگاه و شايعه پذير عليه حكومت اسلامي قلمداد شده است (1 ) از مسئولين نظام جمهوري اسلامي توقع دارند به وظايف خود عمل كنند و با اقدام بموقع و انجام فعاليت هاي فرهنگي شايسته و بدون هراس از جوسازي ها و شانتاژها به تكليف محوله از سوي امام راحل جامه عمل بپوشانند.
    اين مسئولين چه كساني هستند آيا فرد يا سازمان يا نهاد خاصي مكلف به انجام اين وظيفه مهم است يا همه افراد جامعه در برابر استقرار حكومت ديني با معيارهاي حكومت علوي مسئولين مشترك دارند ! آيا در دانشگاه هاي ما فقط دفاتر نهاد مقام معظم رهبري و يا بسيج پاسخگوي ايجاد شبهات هستند يا همه افراد مسئوليت دارند در اين رهگذر از موضوع وحدت حوزه و دانشگاه چقدر توانسته ايم بهره مفيد ببريم آيا هرگز تلاش كرده ايم زندگي ساده طلبه هاي حوزه و پويائي آنها در طلب علم و معرفت را الگوي دانشجويان موسسات آموزش عالي قرار دهيم و متقابلا چه زمينه هاي مثبتي از تحصيلات آكادميك دانشگاهي را توانسته ايم الگوسازي كنيم و در حوزه هاي علميه مورد استفاده قرار دهيم
    تفاوت عملي بين حوزه و دانشگاه در گفتارها و شيوه هاي رفتاري انديشمندان حوزه و دانشگاه عيان مي گردد. مجتهدي عاليقدر افتخار مي كند كه ساليان سال شاگردي شخصيتي برجسته در حوزه را داشته است . ايشان مي فرمايند : « روزهائي كه در محضر امام بوديم و از جهات علمي ايشان استفاده مي كرديم براي من به عنوان يك طلبه از شيرين ترين روزهاي زندگي محسوب مي شود » (2 )
    وقتي اين عالم روحاني مي فرمايند « مشروعيت و لزوم تبعيت از قوانين حكومت راهي غير از ولايت در زمان حاضر ندارد همانطوري كه در زمان رسول خدا(ص ) مشروعيت حكومت به جهت تصدي رسول خدا بود در زمان غيبت با تصدي فقيه جامع الشرايط حكومت و قوانين او مشروعيت پيدا مي كند » (3 ) جامعه بطور اعم و دانشگاهيان به طور اخص متوجه مي شوند عليرغم تمام جوسازي ها طرفداران مكتب ولايت نيز براي تبيين ديدگاههاي خود حرفهائي براي گرفتن دارند. بخصوص وقتي مخالفت هاي خارجي در داخل تبليغ مي شود ناگهان اين فرمايش افشاگرانه اهميتي صدچندان پيدا مي كند كه : « يكي از علل مهم مبارزه ابرقدرتها با اين نظام اين نيست كه اين نظام در ايران تحقق پيدا كرده شايد براي آنها اين مساله چندان اهميت نداشته باشد اما مساله مهم اين است كه اين نظام جنبه هدايت ساير كشورها را دارد... اين نظام براي تمام زمامداران جهان خطر است ... » (4 )
    در چنين شرايطي است كه دانشجوي ما دچار آشفتگي روحي مي شود وقتي سخنان مداحان رژيم هاي سلطه گرا را در طرفداري از غرب مي شنود و مي بيند كه عده اي از تحصيلكرده هاي ما چگونه دچار خودباختگي شده و حاضرند همه چيز خود را فداي حمايت آشكار از سلطه گران جهاني كنند شايد حافظه او ياري نكند كه به ياد فرمايش حضرت امام بيفتد كه :
    « رفتن به انگلستان و فرانسه و آمريكا و مسكو افتخاري پرارزش و رفتن به حج و ساير اماكن متبركه كهنه پرستي و عقب ماندگي است ! بي اعتنائي به آنچه مربوط به مذهب و معنويات است از نشانه هاي روشنفكري و تمدن و در مقابل تعهد به اين امور نشانه عقب ماندگي و كهنه پرستي است ! ... » (5 )
    براستي كساني كه با تبليغ هژموني غالب آمريكا حتي امنيت ملي را در برابر تز جهاني شدن زير سوال مي برند آيا حاضرند در يك همه پرسي واقعي از همين دانشجويان استفسار شود كه آيا با راه اندازي جنگ رواني و تبليغاتي بسود بيگانه و به زيان جمهوري اسلامي ايران موافقند يا خير آيا خانواده هاي آنها راضي اند كه در برخي محيط هاي دانشگاهي تفكرات غرب گرايان طرفدار صهيونيسم جهاني تبيين گردد و ارزشهاي اعتقادي فرزندان آنها ناديده گرفته شود و آنها را از عشق خاندان ولايت تهي سازند !
    آيا زمان آن فرا نرسيده است كه در زمينه عملي وحدت حوزه و دانشگاه بازنگري شود ! واقعا اين فرمايش گرانبار حضرت امام را تا چه حد توانسته ايم الگوي جامعه قرار دهيم كه : وصيت من به نويسندگان و گويندگان و روشنفكران و اشكال تراشان آن است كه به جاي آن كه وقت خود را در خلاف مسير جمهوري اسلامي صرف كنيد و هرچه توان داريد در بدبيني و بدخواهي و بدگويي از مجلس و دولت و ساير خدمتگزاران به كار بريد و با اين عمل كشور خود را به سوي ابرقدرتها سوق دهيد با خداي خود يك شب خلوت كنيد و اگر به خداوند عقيده نداريد با وجدان خودخلوت كنيد ببينيد آيا با كدام معيار و با چه انصاف خون اين جوانان قلم قلم شده را در جبهه ها و شهرها ناديده مي گيريد و با ملتي كه مي خواهد از زير بار ستمگران و غارتگران خارجي و داخلي خارج شود و استقلال و آزادي را با جان خود و فرزندان عزيز خود بدست آورد و با فداكاري مي خواهد آن را حفظ كند به جنگ اعصاب برخاسته ايد و به اختلاف انگيزي و توطئه هاي خائنانه دامن مي زنيد و راه را براي مستكبران و ستمگران باز مي كنيد ... » (6 )
    آيا واقعا همه ما مسئول نيستيم !
    پي نوشت
    1 ـ رجوع كنيد به مقاله « متوليان سياسي و فرهنگي و اصل مقابله با جنگ رواني و تبليغاتي جريان هاي غرب گرا » مندرج در جمهوري اسلامي دوشنبه 15 ارديبهشت صفحه 11
    2 ـ صحيفه نور و ضميمه روزنامه جمهوري اسلامي ارديبهشت 82 زندگاني آيت الله فاضل لنكراني صفحه 4
    3 ـ همانجا صفحه 14
    4 ـ همانجا
    5 ـ وصيتنامه حضرت امام
    6 ـ همانجا
    متاسفانه دانشجويان ما در برخي مراكز آموزش عالي و بعضي كلاسهاي درس به جاي خودباوري و خوداتكايي مدايحي را در باب رژيم هاي سلطه گراي غربي مي شنوند و مي بينند كه عده اي از تحصيلكرده هاي ما چگونه دچار خودباختگي شده و حاضرند همه چيز را فداي حمايت آشكار از سلطه گران جهاني كنند

  • *****
    جوابيه سازمان بهزيستي به يك گزارش :
    بودجه بدهيد تا بيماران مزمن رواني از سطح جامعه جمع آوري شوند


  • در پي درج مطلبي تحت عنوان « رها بودن بيماران رواني و تهديد سلامت و امنيت مردم » در صفحه 8 روزنامه مورخ 82 2 13 قائم مقام سازمان بهزيستي در امور ساماندهي بيماران رواني مزمن توضيحاتي ارائه كرد و گفت : با توجه كثرت و تنوع اختلالات رواني عده زيادي از افرادي كه دچار اختلال رواني هستند و استفاده از شيوه هاي صحيح درمان و توانبخشي هم اكنون مانند مردم عادي مشغول كار و زندگي مي باشند اما از آنجا كه جداسازي آنان از محيط بلافاصل اجتماعي نه علمي نه منطقي و نه اخلاقي است بديهي است تعداد كمي از بيماران رواني كه سابقه اختلال ديرپاي روانپزشكي از نوع شديد داشته اند به دليل بي توجهي به درمان و عدم وجود حمايت هاي كافي ممكن است در معابر مناظر نامطلوبي را ايجاد و يا مزاحمت هائي را فراهم آورند. لازم به ذكر است كه اين بدان معني نيست كه تمام تخلفات فقط از سوي بيماران رواني تحقق مي يابد.
    بديهي است وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي و سازمان بهزيستي كشور در چارچوب قوانين و امكانات و در حد بضاعت اندك خود و با معرفي مراجع ذيربط اقدام به ساماندهي امور اين قبيل بيماران نموده و مي نمايند.
    معهذا به دليل قلت منابع پيشنهاد اين سازمان افزايش بودجه هاي تخصيصي و جلب حمايت هاي مادي و معنوي مردم نيكوكار كشور از طريق اطلاع رساني همگاني توسط ارباب جرايد و تشويق آنان به تشكيل گروههاي حمايتي از اين قبيل بيماران است .