روزنامه جمهوري اسلامي 04/03/1382 صفحه عقيدتي
*****
از « شعار زدگي » تا حقيقت گرايي »




  • جامعه امروز ما از آفات و بيماريهاي فكري و اجتماعي مختلفي رنج مي برد. اين آفات و عارضه ها شايسته يك جامعه اسلامي زنده پويا بالنده و حركت آفرين نمي باشد و از همين رو بايد در شناسايي اين بيماري ها و آفات و زيان ها دقت روا داريم و به موازات اين شناسايي و ارزيابي به راه و روشهاي مقابله صحيح با آنها دست يابيم و با طرح و برنامه ريزي هاي مناسب از گسترش و خطرات اين نوع مشكلات جلوگيري نمائيم .
    اگر بخواهيم ارزش ها و هنجارهاي الهي موجود در جامعه اسلامي ما رونق و تداوم يابند و همچنان با نقش محوري و تعيين كننده خود حيات اجتماعي ما را نشاط و طراوت و پويايي بخشند و سلامت و امنيت فكري و علمي جامعه را استمرار دهند بايد در كنار تلاش موثري كه در مسير تبليغ و ترويج اين ارزشهاي والا و زندگي ساز صورت مي پذيرد شناسايي آفات و بيمارهاي فكري و اجتماعي نيز شتاب گيرد و راههاي علمي و عملي مقابله با آنها به ظهور رسد.
    قصور و كوتاهي در شناسايي و ارزيابي اين آفات و بيماري ها و تلاش موثر براي زدودن آثار مخرب آنها موجب مي شود در جامعه اي كه بايد از تمام مولفه ها و مشخصه هاي « اسلاميت » برخوردار باشد تا بتوان آن را « جامعه اسلامي » ناميد نوعي « آنارشيسم فكري و اعتقادي » حاكم گردد كه در اثر آن از هر گوشه اي صدا و ندايي برخيزد كه « سلامت » « نشاط » « استواري » و « ارتقا علمي » را ـ كه از مهمترين مشخصه هاي جامعه اسلامي محسوب مي شوندـ به خطر افكنند و هرج و مرج فكري و فرهنگي به وجود آمده نسل جوان را در نيل به « حقيقت اسلام » و آثار و نتايج ارزشمند تعاليم و قوانين آن در همه جلوه هاي حيات سالم فردي و اجتماعي به « سردرگمي » و « تحير » افكند.
    يكي از آفات و بيماري هاي رنج آور در جامعه امروز ما « شعار زدگي » است .
    شعار زدگي در نقطه مقابل « حقيقت گرايي » قرار دارد. افرادي كه تحت تاثير عارضه شعار زدگي قرار مي گيرند به همان ميزاني كه حيات فكري و فرهنگي و سياسي خود را براساس شعار زدگي بنيان مي نهند از يافتن حقيقت دور مي مانند و هر چه در گرايش به آن « عارضه و بيماري » شتاب و سرعت گيرند از اين « سلامت و صحت » فاصله مي گيرند.
    براي اين كه به عارضه و آفات « شعار زدگي » ـ كه نه گرفتاري همه افراد جامعه بلكه رنج و عارضه اقشاري از مردم به ويژه گروه هايي از جوانان و دانشجويان مي باشدـ واقف گرديم و مصاديق عيني و عملي آن را به نظاره بنشينيم لازم است به برخي از جلوه ها و نمودهاي آن به اجمال اشاره نمائيم .
    اصلاحات دموكراسي جامعه مدني مردم سالاري غربي تكثرگرايي از جمله مفاهيم و موضوعاتي هستند كه در جامعه ما به طور مكرر مطرح و ترويج مي شوند.
    اين مفاهيم و موضوعات به صورت « شعار » هاي بسيار تند و آتشين در مراكز آموزشي و دانشگاهها و در ميان دانش آموزان و دانشجويان ما رونق يافته است .
    در ميان نسل جوان و دانشجو دو گروه از افراد را در تعامل و مواجهه با اين شعارها مي يابيم . گروه اول كساني هستند كه نه تنها نسبت به اين شعارها كه در مواجهه با هر موضوع و مفهوم و شعاري با « تامل » « انديشه » « تحقيق » « ريشه يابي » و « تصميم گيري معقول و به دور از احساس » مواجه مي شوند و قبل از آن كه بينديشند و دريابند كه سرچشمه اين مفاهيم و آثار فردي و اجتماعي آنها چيست و از كجاست و تا چه ميزان با « حقيقت » انطباق دارد در دام « احساسات » و « تعصبات حزبي و سياسي » گرفتار نمي شوند و « عقل » آنان در پشت « زبان » آنان قرار دارد نه آن كه زبانشان در وراي عقل و خرد باشد. يعني قبل از سخن گفتن و شعار دادن آ نيروي عقل و خرد مي انديشند كه چه بايد بگويند و چه بايد بكنند. حال آن كه گروه دوم كساني هستند كه زبان خود را جلوتر از عقل خويش به كار مي اندازند و طبيعي است كه به مرور تبديل به موجودات و آدمهاي « شعار زده » مي شوند نه « حقيقت ياب »
    بعضي از مردم به ويژه گروههايي از دانش آموزان و دانشجويان در مقابل شعارهاي آتشيني كه توسط افراد و احزاب سياسي مطرح ميشود بسيار سريع دل مي بازند و مدهوش مي شوند. در صورتي كه با توجه به احزاب سياسي مختلفي كه در جامعه ما به فعاليت آزاد مشغول هستند و با افكار و عقايد متنوع و صحيح و ناصحيح و حق و باطلي كه از جانب آنان تبليغ و ترويج مي شود هر عقل و خرد سالم و آزاد و رها از خودخواهي هاي فردي و باندي و حزبي حكم مي كند كه در اين « آشفته بازار فكري و فرهنگي » لازم است با تمام داده ها و القائات و تبليغات با دقت و تعمق و ژرف نگري برخورد شود و معيار و محك بزرگي چون « تحقيق و بررسي هاي علمي » كه به « كالبد شكافي » و « ريشه يابي » اين داده ها و تبليغات مي انجامد و « نور » و « ظلمت » و « حق » و « باطل » را از هم جدا مي سازد مورد توجه و عمل قرار گيرد.
    شعارهاي مورد اشاره ـ اصلاحات دموكراسي جامعه مدني مردم سالاري غربي و نظاير اين هاـ بدون در نظر گرفتن همه معيارهاي صحيح عقلي و علمي و در حالي كه در ترازوي تحقيق و پژوهش هاي دقيق سنجيده نمي شود توسط بعضي از اقشار به طور « چشم بسته » و سوار بر « محمل احساسات تند » تبليغ و ترويج مي شود.
    آنچه كه بايد در مواجهه با اين شعارها مورد توجه و عمل قرار گيرد اين است كه اولا منشا و سرچشمه اصلي اين شعارها كجاست
    ثانيا اين مفاهيم و موضوعات در تعاليم و آموزه هاي اسلام مورد توجه قرار گرفته اند يا نه
    ثالثا اگر اين مفاهيم در اسلام مورد توجه و عمل قرار گرفته است ـ كه چنين است ـ چه نيازي به رها كردن فرهنگ و تفكر و انديشه خود و دست نياز دراز كردن به فرهنگ هاي ديگر و به نوعي به « از خود بيگانگي فرهنگي » دچار شدن و به دنبال آن به « خود باختگي سياسي » گرفتار آمدن و در دامهاي پيدا و پنهان قدرتهاي استعماري اسير شدن (1 )
    رابعا چه اهداف و مطامع نامشروع سياسي و حزبي و باندي در وراي اين شعارهاي آتشين قرار گرفته است و آيا شعار زدگان مي دانند كه چسان در مسير تحقق اين اهداف و مطامع ـ كه با سياست هاي ضد انساني قدرتهاي استعماري همخوان و منطبق است و از ستاد و مركزي خاص در سراسر جامعه نشر مي يابد كه اعضا و رهبران اصلي آن همانا مهره هاي سرسپرده به آمريكا و انگليس مي باشند. ـ قرار گرفته اند و چگونه به بهره برداري هاي ابزاري مي رسند و در هر زمان و مكان و مقطع كه آنها اراده كنند به ميدان مي آيند و به طور كامل لجام « فكر » و « اراده » و « عقل » و « عواطف » خود را به دست اين گروهها و احزاب معاند و ماجراجوي وابسته به غرب سپرده اند
    مي بينيم كه « شعار زدگي » چگونه انسان را از « انديشه و تفكر » « عقل و خرد » « علم و دانش » و « اراده و تصميم گيري صحيح » باز مي دارد و در مهالك و دامهاي « جهل » و « تعصب كور » و « احساسات » و « ناآگاهي » اسير و درمانده مي سازد.
    در فرهنگ و تفكر اسلامي براي پرهيز از « شعار زدگي » و جلوگيري از سقوط در مهالك و دامهايي كه جريان هاي فكري و احزاب سياسي غرب گرا ـ كه متاسفانه بسياري از آنان خود را با ظاهر مذهبي آراسته اند و پسوند اسلامي را بر تشكل ها و جمعيت ها و احزاب خويش يدك مي كشند و از اين « ابزار سياسي ! » براي « گمراه سازي » و « ترديدافكني » و « انحراف » جوانان و دانشجويان ناآگاه و شعارزده بهره برداري مي كنند و به « عضوگيري » از ميان آنان مي پردازند! ـ بر سر راه ناآگاهان و احساس گرايان گسترده اند دستورالعمل هاي بسيار زيبا و بينش زايي مي يابيم كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم :
    1 ـ از ديدگاه تعاليم مقدس اسلام يكي از راههايي كه موجب مي شود « شعارزدگي » از جامعه اسلامي رخت بربندد و افراد مختلف به اين آفت و عارضه فكري مبتلا نشوند « تفكر » است .
    تفكر صحيح و به موقع در هر موضوع و درباره هر تصميم موجب مي شود آدمي « سخن » و « عمل » خويش را از ابتدا تا انتها به صورت صحيح و مصون از آفات و زيان هايي كه حيات فردي و اجتماعي را مختل مي نمايد به ظهور و تجلي برساند.
    ارزش « تفكر و انديشه » در تعاليم و آموزه هاي اسلامي بسيار بزرگ و والا و تعيين كننده مي باشد به طوري كه از آن به عنوان « عبادت » ياد مي شود آن هم بالاترين عبادت .
    امير مومنان حضرت علي (ع ) در اين باره چنين مي فرمايد : « بالاتر از هر عبادتي به كار انداختن نيروي فكر است . » (2 )
    همچنين در تعاليم اسلام تفكر و انديشه آئينه پاك و شفافي است كه « سيماي حقيقت » را به انسانها مي نماياند (3 )
    2 ـ تعاليم اسلام همواره به « تعقل » دعوت مي نمايد و از پيروان خود به اصرار مي خواهد كه هر پديده و انديشه و نظريه و سخن و عملكرد و شعار و موضعگيري را با نيروي عقل و خرد بسنجند و هر چيزي را با اين « هدايتگر دروني » و « تفكيك كننده حق از باطل » و « مشخص كننده راه از بيراهه » محك بزنند.
    از حضرت امام موسي كاظم (ع ) نقل است :
    « خداوند در بين مردم دو حجت و راهنما قرار داده است : يكي حجت و راهنماي ظاهري و آن ديگر حجت و راهنماي باطني . حجت ظاهري پيامبران و ائمه مي باشند و حجت باطني عقل و خردهاي مردم است . » (4 )
    در سخن زيبايي از پيامبراكرم (ص ) آمده است :
    « همه خوبي ها و نيكي ها به وسيله عقل نصيب بشر مي شود . » (5 )
    اين دو روايت به وضوح نشان مي دهد كه اگر آدمي در كشاكش هاي فكري و سياسي جامعه از عقل و خرد خويش « راهنمايي » و « تشخيص صحيح » را بطلبد و در « جريان شناسي حق و باطل » از اين نيروي شگرف بهره برداري بهينه نمايند او را حجت و راهنمايي اصيل و حقيقت گرا مي يابد و از اين طريق به همه خوبي ها و نيكي ها در تمام شئون و جلوه هاي حيات فردي و اجتماعي و سياسي نائل مي آيد.
    سخن زيبا و عميق ديگري از ائمه دين (ع ) ما را به ارزش والاي تعقل و تدبير و نقش ارزنده آن در شعارها و همايش ها و غوغاسالاري هاي سياسي و حزبي واقف مي نمايد.
    اين روايت بليغ و رسا به مقايسه عملكرد « چشم » و « عقل » مي پردازد و به اين نتيجه مي رسد كه چشمها در آنچه مي بينند ـ مخصوصا اگر آنچه ديده مي شود به « زرق » و « برق » هاي فريبنده و « شعار » هاي آتشين و اغواگر مزين گرددـ به « خطا » مي افتند و در نتيجه صاحبان خود را به « اشتباه » مي اندازند ولي عقلها هرگز به خطا نمي افتند و به صاحبان خويش خلاف واقع و حقيقت را گزارش نمي دهند.
    در متن اين سخن زيبا و بيدارگرـ كه از اميرمومنان حضرت علي (ع ) است ـ تامل مي كنيم :
    « بينش و درك واقعي هميشه با ديده ها و چشم ها ميسر نيست زيرا گاهي چشم خطا مي كند و به صاحبش دروغ مي گويد ولي عقل در اندرز و خيرخواهي به صاحبش خيانت نمي نمايد و هرگز خلاف واقع نمي گويد . » (6 )
    بنگريم و بينديشيم كه چسان اين سخن بيداركننده با نياز روزگار ما منطبق است و توده هاي مردم به ويژه جوانان و دانشجويان را از نگرش هاي سطحي و اعتماد به نظاره گري شعارها و همايشها و حركتهاي تند و انحرافي نهي مي كند و به تعقل و خردورزي براي دست يابي به ماهيت اصلي جريان هاي فكري و روشنفكري غرب گرا و غوغاسالاري هاي احزاب سياسي همسو با قدرت هاي سلطه گر جهاني فرا مي خواند.
    3 ـ يكي ديگر از آموزه هاي اسلام براي جلوگيري از سقوط در مهالك و دامهاي « شعارزدگي » و تلاش به منظور دست يابي به « حقيقت » فعاليت هاي دقيق و مستمر « علمي » براي وقوف و آگاهي نسبت به ماهيت جريان ها و احزاب و انطباق يا عدم انطباق شعارهاي آنان با عملكردهايشان مي باشد.
    تعاليم اسلام در كنار دو اهرم و وسيله اي كه به آن اشاره شد ـ يعني « تفكر و انديشه » و « تعقل و خردورزي » ـ علم و دانش و تدقيق و تحقيق در هر شعار فكري و سياسي را لازم و ضروري مي داند و آن را ابزاري براي پرهيز از « شعارزدگي » و نيل به حقيقت معرفي مي كند.
    در ميان حجم بسيار وسيعي از آيات قرآن و سخنان و روايات ائمه دين (ع ) به نمونه هايي اشاره مي كنيم .
    قرآن كريم به صراحت و روشني با آيه شريفه « هل يستوي الذين يعلمون والذين لايعلمون » (آيا كساني كه داراي علم و دانش هستند با آنان كه فاقد علم و دانش مي باشند برابر و مساوي هستند ) (7 ) اعلام مي نمايد كه ارزش و منزلت بسيار والايي براي صاحبان علوم و دانشها قائل مي باشد و به دليل نقش تعيين كننده اي كه علم و دانش آنان در رشد و پيشرفت و سلامت و سعادت جامعه دارد به طور طبيعي از كساني كه به علم آموزي و دانش اندوزي نپرداخته اند برتر و شايسته ترند و اين دو گروه هرگز يكسان و برابر نمي باشند.
    رسول گرامي اسلام (ص ) در سخن ژرف و عميقي به آثار علم و دانش اشاره مي نمايد و در يك بيان كلي مي فرمايد :
    « اطاعت از فرامين و دستورات الهي عبادت و پرستش خداوند و خير دنيا و آخرت در پرتو علم و دانش به دست مي آيد و شر دنيا و آخرت از جهل و ناداني دامنگير انسان مي شود . » (8 )
    سخن ديگر از اميرمومنان (ع ) خطاب به « جوانان » مي باشد كه آنان را به « ادب و تربيت » و « صيانت از دين » به وسيله « علم و دانش » دعوت مي نمايد :
    « اي گروه جوانان شرف انساني و سجاياي اخلاقي خود را با ادب آموزي و تربيت محافظت نماييد و سرمايه گرانبهاي دين خويش را با نيروي علم و دانش از دستبرد ناپاكان و خطرات گوناگون مصون نگاه داريد . » (9 )
    آنچه در بررسي « شعارزدگي » به عنوان يك آفت و بيماري بزرگ اجتماعي به آن پرداختيم به همراه تعمق و ژرف نگري در رهنمودهاي اسلام درباره تفكر و انديشه تعقل و خردورزي و علم و دانش به عنوان راه و روشهاي بنيادين براي جلوگيري از سقوط در مهالك و دامهايي كه جريان هاي فكري و احزاب سياسي غرب گرا در مسير پاك جوانان گسترده اند بستر سالم و مناسبي ايجاد مي كند تا « شعارزدگي » كه يك خطر و زيان بزرگ مي باشد روبه ضعف و كاهش گذارد و « حقيقت گرايي » كه از شاخص هاي اصلي و محوري هر جامعه زنده و پويا و بالنده اسلامي است بيشتر رخ نمايد و اقشار مختلف مردم به ويژه « جوانان » و « دانشجويان » با ديدگاني « باز » و « حقيقت ياب » به همه افكار و انديشه ها و سخن و عملكردهايي كه توسط افراد و جريان هاي روشنفكرنماي غرب گرا و احزاب سياسي وابسته ـ با ظواهر ديني و با بهره برداري هاي ابزاري از « مردم » تحت عناويني چون « مطالبات مردم » و در واقع « اهداف حزبي و مطامع سياسي خودشان » ! ـ مطرح مي شود نظر گسترند و « راه روشن حق » را از « بيراهه هاي گمراهي آفرين » جدا سازند.
    پاورقي :
    1 ـ وقتي مي گوييم مفاهيم و موضوعاتي چون اصلاحات دموكراسي جامعه مدني و... در اسلام مورد توجه دقيق قرار گرفته است مقصود حقيقت اين مفاهيم در لسان تعاليم اسلام و اهداف پاك و سالمي است كه از آنها دنبال مي شود. يعني اصلاحات موردنظر اسلام به طور طبيعي « اصلاحات اسلامي » است نه « اصلاحات آمريكايي » !
    دموكراسي و جامعه مدني و تكثرگرايي و آزادي و هر مفهوم و موضوع ديگر نيز به همين ترتيب منطبق با حقيقت تكثرگرايي و جامعه قانون مدار و آزاداسلامي مي باشد نه دموكراسي و جامعه مدني و تكثرگرايي غربي و آمريكايي كه « سراب » است نه « حقيقت » .
    2 ـ فهرست غرر ص 314
    3 ـ الحديث ج 1 ص 325
    4 ـ كافي ج 1 ص 25
    5 ـ تحف العقول ص 54
    6 ـ الحديث ج 2 ص 309
    7 ـ قرآن كريم سوره زمر آيه 9
    8 ـ الحديث ج 2 ص 2
    9 ـ همان مدرك ص 8
    امروز بعضي از احزاب سياسي غرب گرا خود را با ظاهر مذهبي مي آرايند و پسوند اسلامي را بر تشكل هاي خويش يدك مي كشند و از اين « ابزار سياسي ! » براي « گمراه سازي » و « عضوگيري » بهره برداري مي كنند.
    افرادي كه تحت تاثير عارضه « شعارزدگي » قرار مي گيرند به همان ميزان كه حيات فكري و فرهنگي و سياسي خود را براساس شعارزدگي بنيان مي نهند از يافتن « حقيقت » دور مي مانند و هرچه در گرايش به آن « عارضه و بيماري » شتاب و سرعت گيرند از اين « سلامت و صحت » فاصله مي گيرند.
    اقشار مختلف مردم بايد با ديدگاني « باز » و « حقيقت ياب » به افراد و جريان هايي كه با بهره برداري ابزاري از مردم تحت عناويني چون « مطالبات مردم » و در واقع « اهداف حزبي و مطامع سياسي خودشان ! » به ترديدافكني و انحراف افكار عمومي مي پردازند نظر گسترند.