
جامعه امروز ما از آفات و بيماريهاي فكري و اجتماعي
مختلفي رنج مي برد. اين آفات و عارضه ها شايسته يك جامعه
اسلامي زنده
پويا
بالنده و حركت آفرين نمي باشد و از همين
رو بايد در شناسايي اين بيماري ها و آفات و زيان ها دقت روا
داريم و به موازات اين شناسايي و ارزيابي
به راه و روشهاي
مقابله صحيح با آنها دست يابيم و با طرح و برنامه ريزي هاي
مناسب از گسترش و خطرات اين نوع مشكلات جلوگيري
نمائيم .
اگر بخواهيم ارزش ها و هنجارهاي الهي موجود در جامعه
اسلامي ما رونق و تداوم يابند و همچنان با نقش محوري و
تعيين كننده خود
حيات اجتماعي ما را نشاط و طراوت و
پويايي بخشند و سلامت و امنيت فكري و علمي جامعه را
استمرار دهند
بايد در كنار تلاش موثري كه در مسير تبليغ و
ترويج اين ارزشهاي والا و زندگي ساز صورت مي پذيرد
شناسايي آفات و بيمارهاي فكري و اجتماعي نيز شتاب گيرد و
راههاي علمي و عملي مقابله با آنها به ظهور رسد.
قصور و كوتاهي در شناسايي و ارزيابي اين آفات و
بيماري ها و تلاش موثر براي زدودن آثار مخرب آنها موجب
مي شود در جامعه اي كه بايد از تمام مولفه ها و مشخصه هاي
« اسلاميت » برخوردار باشد تا بتوان آن را « جامعه اسلامي »
ناميد
نوعي « آنارشيسم فكري و اعتقادي » حاكم گردد كه در
اثر آن از هر گوشه اي صدا و ندايي برخيزد كه « سلامت »
« نشاط »
« استواري » و « ارتقا علمي » را ـ كه از مهمترين
مشخصه هاي جامعه اسلامي محسوب مي شوندـ به خطر
افكنند و هرج و مرج فكري و فرهنگي به وجود آمده
نسل
جوان را در نيل به « حقيقت اسلام » و آثار و نتايج ارزشمند
تعاليم و قوانين آن در همه جلوه هاي حيات سالم فردي و
اجتماعي
به « سردرگمي » و « تحير » افكند.
يكي از آفات و بيماري هاي رنج آور در جامعه امروز ما
« شعار زدگي » است .
شعار زدگي در نقطه مقابل « حقيقت گرايي » قرار دارد.
افرادي كه تحت تاثير عارضه شعار زدگي قرار مي گيرند
به
همان ميزاني كه حيات فكري و فرهنگي و سياسي خود را
براساس شعار زدگي بنيان مي نهند
از يافتن حقيقت دور
مي مانند و هر چه در گرايش به آن « عارضه و بيماري » شتاب و
سرعت گيرند
از اين « سلامت و صحت » فاصله مي گيرند.
براي اين كه به عارضه و آفات « شعار زدگي » ـ كه نه
گرفتاري همه افراد جامعه
بلكه رنج و عارضه اقشاري از مردم
به ويژه گروه هايي از جوانان و دانشجويان مي باشدـ واقف
گرديم و مصاديق عيني و عملي آن را به نظاره بنشينيم
لازم
است به برخي از جلوه ها و نمودهاي آن به اجمال اشاره نمائيم .
اصلاحات
دموكراسي
جامعه مدني
مردم سالاري غربي
تكثرگرايي
از جمله مفاهيم و موضوعاتي هستند كه در جامعه
ما به طور مكرر مطرح و ترويج مي شوند.
اين مفاهيم و موضوعات به صورت « شعار » هاي بسيار تند
و آتشين در مراكز آموزشي و دانشگاهها و در ميان دانش آموزان
و دانشجويان ما رونق يافته است .
در ميان نسل جوان و دانشجو
دو گروه از افراد را در تعامل
و مواجهه با اين شعارها مي يابيم . گروه اول كساني هستند كه نه
تنها نسبت به اين شعارها
كه در مواجهه با هر موضوع و مفهوم
و شعاري
با « تامل »
« انديشه »
« تحقيق »
« ريشه يابي » و
« تصميم گيري معقول و به دور از احساس » مواجه مي شوند و
قبل از آن كه بينديشند و دريابند كه سرچشمه اين مفاهيم و آثار
فردي و اجتماعي آنها چيست و از كجاست و تا چه ميزان با
« حقيقت » انطباق دارد
در دام « احساسات » و « تعصبات حزبي
و سياسي » گرفتار نمي شوند و « عقل » آنان در پشت « زبان » آنان
قرار دارد
نه آن كه زبانشان در وراي عقل و خرد باشد. يعني
قبل از سخن گفتن و شعار دادن
آ نيروي عقل و خرد
مي انديشند كه چه بايد بگويند و چه بايد بكنند. حال آن كه
گروه دوم كساني هستند كه زبان خود را جلوتر از عقل خويش
به كار مي اندازند و طبيعي است كه به مرور تبديل به موجودات
و آدمهاي « شعار زده » مي شوند
نه « حقيقت ياب »
بعضي از مردم به ويژه گروههايي از دانش آموزان و
دانشجويان در مقابل شعارهاي آتشيني كه توسط افراد و
احزاب سياسي مطرح ميشود بسيار سريع دل مي بازند و
مدهوش مي شوند. در صورتي كه با توجه به احزاب سياسي
مختلفي كه در جامعه ما به فعاليت آزاد مشغول هستند و با افكار
و عقايد متنوع و صحيح و ناصحيح و حق و باطلي كه از جانب
آنان تبليغ و ترويج مي شود
هر عقل و خرد سالم و آزاد و رها
از خودخواهي هاي فردي و باندي و حزبي حكم مي كند كه در
اين « آشفته بازار فكري و فرهنگي » لازم است با تمام داده ها و
القائات و تبليغات با دقت و تعمق و ژرف نگري برخورد شود و
معيار و محك بزرگي چون « تحقيق و بررسي هاي علمي » كه به
« كالبد شكافي » و « ريشه يابي » اين داده ها و تبليغات مي انجامد
و « نور » و « ظلمت » و « حق » و « باطل » را از هم جدا مي سازد
مورد توجه و عمل قرار گيرد.
شعارهاي مورد اشاره ـ اصلاحات
دموكراسي
جامعه
مدني
مردم سالاري غربي و نظاير اين هاـ بدون در نظر گرفتن
همه معيارهاي صحيح عقلي و علمي و در حالي كه در ترازوي
تحقيق و پژوهش هاي دقيق سنجيده نمي شود
توسط بعضي از
اقشار به طور « چشم بسته » و سوار بر « محمل احساسات تند »
تبليغ و ترويج مي شود.
آنچه كه بايد در مواجهه با اين شعارها مورد توجه و عمل
قرار گيرد
اين است كه اولا منشا و سرچشمه اصلي اين شعارها
كجاست
ثانيا اين مفاهيم و موضوعات در تعاليم و آموزه هاي اسلام
مورد توجه قرار گرفته اند يا نه
ثالثا اگر اين مفاهيم در اسلام مورد توجه و عمل قرار گرفته
است ـ كه چنين است ـ چه نيازي به رها كردن فرهنگ و تفكر و
انديشه خود و دست نياز دراز كردن به فرهنگ هاي ديگر و به
نوعي به « از خود بيگانگي فرهنگي » دچار شدن و به دنبال آن به
« خود باختگي سياسي » گرفتار آمدن و در دامهاي پيدا و پنهان
قدرتهاي استعماري اسير شدن (1 )
رابعا چه اهداف و مطامع نامشروع سياسي و حزبي و
باندي در وراي اين شعارهاي آتشين قرار گرفته است و آيا
شعار زدگان مي دانند كه چسان در مسير تحقق اين اهداف و
مطامع ـ كه با سياست هاي ضد انساني قدرتهاي استعماري
همخوان و منطبق است و از ستاد و مركزي خاص در سراسر
جامعه نشر مي يابد كه اعضا و رهبران اصلي آن همانا
مهره هاي سرسپرده به آمريكا و انگليس مي باشند. ـ قرار
گرفته اند و چگونه به بهره برداري هاي ابزاري مي رسند و در هر
زمان و مكان و مقطع كه آنها اراده كنند
به ميدان مي آيند و به
طور كامل لجام « فكر » و « اراده » و « عقل » و « عواطف » خود را
به دست اين گروهها و احزاب معاند و ماجراجوي وابسته به
غرب سپرده اند
مي بينيم كه « شعار زدگي » چگونه انسان را از « انديشه و
تفكر »
« عقل و خرد »
« علم و دانش » و « اراده و تصميم گيري
صحيح » باز مي دارد و در مهالك و دامهاي « جهل » و « تعصب
كور » و « احساسات » و « ناآگاهي » اسير و درمانده مي سازد.
در فرهنگ و تفكر اسلامي براي پرهيز از « شعار زدگي » و
جلوگيري از سقوط در مهالك و دامهايي كه جريان هاي فكري
و احزاب سياسي غرب گرا ـ كه متاسفانه بسياري از آنان خود را
با ظاهر مذهبي آراسته اند و پسوند اسلامي را بر تشكل ها و
جمعيت ها و احزاب خويش يدك مي كشند و از اين « ابزار
سياسي ! » براي « گمراه سازي » و « ترديدافكني » و « انحراف »
جوانان و دانشجويان ناآگاه و شعارزده بهره برداري مي كنند و به
« عضوگيري » از ميان آنان مي پردازند! ـ بر سر راه ناآگاهان و
احساس گرايان گسترده اند
دستورالعمل هاي بسيار زيبا و
بينش زايي مي يابيم كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم :
1 ـ از ديدگاه تعاليم مقدس اسلام يكي از راههايي كه
موجب مي شود « شعارزدگي » از جامعه اسلامي رخت بربندد و
افراد مختلف به اين آفت و عارضه فكري مبتلا نشوند
« تفكر »
است .
تفكر صحيح و به موقع در هر موضوع و درباره هر تصميم
موجب مي شود آدمي « سخن » و « عمل » خويش را از ابتدا تا
انتها به صورت صحيح و مصون از آفات و زيان هايي كه حيات
فردي و اجتماعي را مختل مي نمايد
به ظهور و تجلي برساند.
ارزش « تفكر و انديشه » در تعاليم و آموزه هاي اسلامي
بسيار بزرگ و والا و تعيين كننده مي باشد
به طوري كه از آن به
عنوان « عبادت » ياد مي شود
آن هم بالاترين عبادت .
امير مومنان حضرت علي (ع ) در اين باره چنين مي فرمايد :
« بالاتر از هر عبادتي
به كار انداختن نيروي فكر است . » (2 )
همچنين در تعاليم اسلام
تفكر و انديشه
آئينه پاك و
شفافي است كه « سيماي حقيقت » را به انسانها مي نماياند
(3 )
2 ـ تعاليم اسلام همواره به « تعقل » دعوت مي نمايد و از
پيروان خود به اصرار مي خواهد كه هر پديده و انديشه و نظريه
و سخن و عملكرد و شعار و موضعگيري را با نيروي عقل و
خرد بسنجند و هر چيزي را با اين « هدايتگر دروني » و « تفكيك
كننده حق از باطل » و « مشخص كننده راه از بيراهه » محك
بزنند.
از حضرت امام موسي كاظم (ع ) نقل است :
« خداوند در بين مردم دو حجت و راهنما قرار داده است :
يكي حجت و راهنماي ظاهري و آن ديگر حجت و راهنماي
باطني . حجت ظاهري پيامبران و ائمه مي باشند
و حجت
باطني
عقل و خردهاي مردم است . » (4 )
در سخن زيبايي از پيامبراكرم (ص ) آمده است :
« همه خوبي ها و نيكي ها به وسيله عقل نصيب بشر
مي شود . » (5 )
اين دو روايت به وضوح نشان مي دهد كه اگر آدمي در
كشاكش هاي فكري و سياسي جامعه از عقل و خرد خويش
« راهنمايي » و « تشخيص صحيح » را بطلبد و در « جريان شناسي
حق و باطل » از اين نيروي شگرف بهره برداري بهينه نمايند
او
را حجت و راهنمايي اصيل و حقيقت گرا مي يابد و از اين طريق
به همه خوبي ها و نيكي ها در تمام شئون و جلوه هاي حيات
فردي و اجتماعي و سياسي نائل مي آيد.
سخن زيبا و عميق ديگري از ائمه دين (ع ) ما را به ارزش
والاي تعقل و تدبير و نقش ارزنده آن در شعارها و همايش ها و
غوغاسالاري هاي سياسي و حزبي واقف مي نمايد.
اين روايت بليغ و رسا
به مقايسه عملكرد « چشم » و
« عقل » مي پردازد و به اين نتيجه مي رسد كه چشمها در آنچه
مي بينند ـ مخصوصا اگر آنچه ديده مي شود به « زرق » و
« برق » هاي فريبنده و « شعار » هاي آتشين و اغواگر مزين گرددـ
به « خطا » مي افتند و در نتيجه صاحبان خود را به « اشتباه »
مي اندازند
ولي عقلها هرگز به خطا نمي افتند و به صاحبان
خويش خلاف واقع و حقيقت را گزارش نمي دهند.
در متن اين سخن زيبا و بيدارگرـ كه از اميرمومنان حضرت
علي (ع ) است ـ تامل مي كنيم :
« بينش و درك واقعي هميشه با ديده ها و چشم ها ميسر
نيست
زيرا گاهي چشم خطا مي كند و به صاحبش دروغ
مي گويد
ولي عقل
در اندرز و خيرخواهي به صاحبش خيانت
نمي نمايد و هرگز خلاف واقع نمي گويد . » (6 )
بنگريم و بينديشيم كه چسان اين سخن بيداركننده با نياز
روزگار ما منطبق است و توده هاي مردم به ويژه جوانان و
دانشجويان را از نگرش هاي سطحي و اعتماد به نظاره گري
شعارها و همايشها و حركتهاي تند و انحرافي نهي مي كند و به
تعقل و خردورزي براي دست يابي به ماهيت اصلي جريان هاي
فكري و روشنفكري غرب گرا و غوغاسالاري هاي احزاب
سياسي همسو با قدرت هاي سلطه گر جهاني فرا مي خواند.
3 ـ يكي ديگر از آموزه هاي اسلام براي جلوگيري از سقوط
در مهالك و دامهاي « شعارزدگي » و تلاش به منظور دست يابي
به « حقيقت »
فعاليت هاي دقيق و مستمر « علمي » براي وقوف و
آگاهي نسبت به ماهيت جريان ها و احزاب و انطباق يا عدم
انطباق شعارهاي آنان با عملكردهايشان مي باشد.
تعاليم اسلام در كنار دو اهرم و وسيله اي كه به آن اشاره
شد ـ يعني « تفكر و انديشه » و « تعقل و خردورزي » ـ علم و
دانش و تدقيق و تحقيق در هر شعار فكري و سياسي را لازم و
ضروري مي داند و آن را ابزاري براي پرهيز از « شعارزدگي » و
نيل به حقيقت معرفي مي كند.
در ميان حجم بسيار وسيعي از آيات قرآن و سخنان و
روايات ائمه دين (ع )
به نمونه هايي اشاره مي كنيم .
قرآن كريم به صراحت و روشني
با آيه شريفه « هل
يستوي الذين يعلمون والذين لايعلمون » (آيا كساني كه داراي
علم و دانش هستند با آنان كه فاقد علم و دانش مي باشند
برابر
و مساوي هستند ) (7 )
اعلام مي نمايد كه ارزش و منزلت
بسيار والايي براي صاحبان علوم و دانشها قائل مي باشد و به
دليل نقش تعيين كننده اي كه علم و دانش آنان در رشد و
پيشرفت و سلامت و سعادت جامعه دارد
به طور طبيعي از
كساني كه به علم آموزي و دانش اندوزي نپرداخته اند
برتر و
شايسته ترند و اين دو گروه هرگز يكسان و برابر نمي باشند.
رسول گرامي اسلام (ص ) در سخن ژرف و عميقي به آثار
علم و دانش اشاره مي نمايد و در يك بيان كلي
مي فرمايد :
« اطاعت از فرامين و دستورات الهي
عبادت و پرستش
خداوند
و خير دنيا و آخرت در پرتو علم و دانش به دست
مي آيد و شر دنيا و آخرت از جهل و ناداني دامنگير انسان
مي شود . » (8 )
سخن ديگر از اميرمومنان (ع ) خطاب به « جوانان » مي باشد
كه آنان را به « ادب و تربيت » و « صيانت از دين » به وسيله « علم
و دانش » دعوت مي نمايد :
« اي گروه جوانان
شرف انساني و سجاياي اخلاقي خود
را با ادب آموزي و تربيت محافظت نماييد و سرمايه گرانبهاي
دين خويش را با نيروي علم و دانش از دستبرد ناپاكان و
خطرات گوناگون مصون نگاه داريد . » (9 )
آنچه در بررسي « شعارزدگي » به عنوان يك آفت و بيماري
بزرگ اجتماعي به آن پرداختيم به همراه تعمق و ژرف نگري در
رهنمودهاي اسلام درباره تفكر و انديشه
تعقل و خردورزي
و
علم و دانش به عنوان راه و روشهاي بنيادين براي جلوگيري از
سقوط در مهالك و دامهايي كه جريان هاي فكري و احزاب
سياسي غرب گرا در مسير پاك جوانان گسترده اند
بستر سالم و
مناسبي ايجاد مي كند تا « شعارزدگي » كه يك خطر و زيان بزرگ
مي باشد روبه ضعف و كاهش گذارد و « حقيقت گرايي » كه از
شاخص هاي اصلي و محوري هر جامعه زنده و پويا و بالنده
اسلامي است
بيشتر رخ نمايد و اقشار مختلف مردم به ويژه
« جوانان » و « دانشجويان » با ديدگاني « باز » و « حقيقت ياب » به
همه افكار و انديشه ها و سخن و عملكردهايي كه توسط افراد و
جريان هاي روشنفكرنماي غرب گرا و احزاب سياسي وابسته ـ
با ظواهر ديني و با بهره برداري هاي ابزاري از « مردم » تحت
عناويني چون « مطالبات مردم » و در واقع « اهداف حزبي و
مطامع سياسي خودشان » ! ـ مطرح مي شود
نظر گسترند و « راه
روشن حق » را از « بيراهه هاي گمراهي آفرين » جدا
سازند.
پاورقي :
1 ـ وقتي مي گوييم مفاهيم و موضوعاتي چون اصلاحات
دموكراسي
جامعه مدني و... در اسلام مورد توجه دقيق قرار
گرفته است
مقصود حقيقت اين مفاهيم در لسان تعاليم اسلام
و اهداف پاك و سالمي است كه از آنها دنبال مي شود. يعني
اصلاحات موردنظر اسلام به طور طبيعي « اصلاحات اسلامي »
است
نه « اصلاحات آمريكايي » !
دموكراسي و جامعه مدني و تكثرگرايي و آزادي و هر
مفهوم و موضوع ديگر نيز به همين ترتيب منطبق با حقيقت
تكثرگرايي و جامعه قانون مدار و آزاداسلامي مي باشد
نه
دموكراسي و جامعه مدني و تكثرگرايي غربي و آمريكايي كه
« سراب » است
نه « حقيقت » .
2 ـ فهرست غرر
ص 314
3 ـ الحديث
ج 1
ص 325
4 ـ كافي
ج 1
ص 25
5 ـ تحف العقول
ص 54
6 ـ الحديث
ج 2
ص 309
7 ـ قرآن كريم
سوره زمر
آيه 9
8 ـ الحديث
ج 2
ص 2
9 ـ همان مدرك
ص 8
امروز بعضي از احزاب سياسي غرب گرا خود را با
ظاهر مذهبي مي آرايند و پسوند اسلامي را بر
تشكل هاي خويش يدك مي كشند و از اين « ابزار
سياسي ! » براي « گمراه سازي » و « عضوگيري »
بهره برداري مي كنند.
افرادي كه تحت تاثير عارضه « شعارزدگي » قرار
مي گيرند
به همان ميزان كه حيات فكري و فرهنگي
و سياسي خود را براساس شعارزدگي بنيان
مي نهند
از يافتن « حقيقت » دور مي مانند و هرچه
در گرايش به آن « عارضه و بيماري » شتاب و سرعت
گيرند
از اين « سلامت و صحت » فاصله مي گيرند.
اقشار مختلف مردم بايد با ديدگاني « باز » و
« حقيقت ياب » به افراد و جريان هايي كه با
بهره برداري ابزاري از مردم تحت عناويني چون
« مطالبات مردم » و در واقع « اهداف حزبي و
مطامع سياسي خودشان ! » به ترديدافكني و
انحراف افكار عمومي مي پردازند
نظر گسترند.

|