روزنامه جمهوري اسلامي 04/03/1382 صفحه سياسي
*****
« يوگسلاوي » چگونه به موزه تاريخ سياسي جهان پيوست




  • قسمت اول
    نمايندگان پارلمان يوگسلاوي چندي پيش پس از ماهها بحث و گفتگو قانون اساسي اتحاديه صربستان و مونته نگرو را تصويب كردند و به اين ترتيب يوگسلاوي به موزه تاريخ سياسي جهان پيوست .
    صربستان و مونته نگرو روز 24 اسفند 1380 با ميانجيگري اتحاديه اروپا در خصوص تشكيل نظام سياسي جديدي به جاي يوگسلاوي به توافق رسيدند و به اين ترتيب به داعيه استقلال طلبي جمهوري مونته نگرو خاتمه داده شد با اين وجود اعلام نظام مشترك سياسي تا تصويب قانون اساسي جديدي براي اين نظام به تعويق افتاد.
    جمهوري مونته نگرو بويژه پس از بحران كوزوو همواره بر استقلال كامل از يوگسلاوي اصرار مي ورزيد در حالي كه بسياري از مقامات صربستان يوگسلاوي اتحاديه اروپا و جامعه بين الملل از آن بيمناك بودند كه با استقلال مونته نگرو حركتهاي جدايي طلبانه به ديگر مناطق يوگسلاوي و صربستان گسترش يابد.
    اتحاديه اروپا به منظور ممانعت از گسترش امواج جدايي طلبي به كوزوو و « ويودينا » ديگر استان خودمختار صربستان و نيز از بيم نفوذ حركتهاي استقلال طلبانه به ديگر نقاط اروپا بلگراد و پودگوريتسا را براي تشكيل نظام مشترك ديگري به جاي يوگسلاوي ترغيب كرد.
    ناظران امور بالكان معتقدند گرچه اتحاديه اروپا و جامعه بين الملل با ترغيب بلگراد و پودگوريتسا براي حفظ نظام مشترك در جهت ممانعت از گسترش حركتهاي جدايي طلبانه در منطقه تلاش كرد ولي روند شكل گيري حوادث و نوع توافقهاي بعمل آمده در برگيرنده پارادوكس هايي است كه موجب مي شود باب مناقشات منطقه اي همچنان مفتوح باقي بماند.
    مقامات آلباني تبار كوزوو پس از توافق هاي بعمل آمده براي تشكيل اتحاديه صربستان و مونته نگرو بارها اعلام كرده اند كه براساس قطعنامه 1244 شوراي امنيت كه در سال 1999 ميلادي با هدف پايان بخشيدن به مناقشات اين منطقه صادر شد كوزوو بخشي از يوگسلاوي تعريف شده است .
    مقامات پريشتينا تاكيد دارند كه با تشكيل اتحاديه صربستان و مونته نگرو ديگري كشوري به نام يوگسلاوي وجود ندارد كه كوزوو بخشي از آن باشد.
    از سوي ديگر در قانون اساسي اتحاديه صربستان و مونته نگرو كوزوو بخشي از صربستان در نظر گرفته شده كه مقامات كوزوو آن را نقض صريح قطعنامه 1244 شوراي امنيت سازمان ملل مي دانند.
    كارشناسان امور بالكان براين باورند كه به رغم تلاشهاي اتحاديه اروپا براي حفظ نظام مشترك بين بلگراد و پودگوريتسا و نيز فرونشاندن حركتهاي جدايي طلبانه اين موضعگيري مقامات پريشتينا مي تواند عاملي براي مناقشات آينده باشد.
    نكته حايز اهميت در اين ميان آنكه اتحاديه اروپا و جامعه بين الملل در مواجهه با مواضع سرسختانه پريشتينا هيچگاه مساله استقلال كوزوو را براي هميشه منتفي اعلام نكرده اند بلكه همواره براين نكته تاكيد شده است كه با توجه به شرايط موجود زمينه هاي لازم براي گفتگو در خصوص تعيين سرنوشت كوزوو فراهم نيست .
    چنين مواضعي حكايت از آن دارد كه پرونده تغيير مرزها در بالكان هنوز مختومه نيست و منطقه احتمالا در آينده همچنان شاهد تحولات ديگري خواهد بود.
    به نظر مي رسد اين نوع توافق ها كه با ميانجيگري و اصرار اتحاديه اروپا صورت گرفته است بيشتر از آنكه بيانگر تشكيل يك نظام مشترك سياسي در منطقه و پايان بخشيدن به مناقشات و حركتهاي جدايي طلبانه باشد حكايت از به تعويق افتادن و فرافكني مشكلات به زمان ديگري دارد.
    براساس توافق هاي بعمل آمده و همچنين طبق قانون اساسي جديد رئيس جمهوري اتحاديه صربستان و مونته نگرو توسط نمايندگان پارلمان نظام مشترك انتخاب مي شود.
    اين نظام همچنين داراي يك شوراي وزيران متشكل از 5 وزير است كه رياست شوراي وزيران را نيز رئيس جمهوري اتحاديه صربستان و مونته نگرو برعهده دارد.
    وزراي امور خارجه دفاع اقتصاد خارجي اقتصاد داخلي و وزير اقليتهاي قومي از جمله اعضاي تشكيل دهنده شوراي وزيران اتحاديه صربستان و مونته نگرو هستند.
    پارلمان اتحاديه صربستان و مونته نگرو 126 عضو خواهد داشت كه 91 تن آنان از نمايندگان پارلمان صربستان و 35 تن ديگر از نمايندگان پارلمان مونته نگرو هستند.
    رئيس جمهوري نظام مشترك رئيس جمهوري صربستان و رئيس جمهوري مونته نگرو اعضاي شوراي عالي دفاع اتحاديه صربستان و مونته نگرو را تشكيل مي دهند.
    ديوان عالي اتحاديه صربستان و مونته نگرو بصورت مشترك اداره خواهد شد.
    از سوي ديگر براساس توافقهاي بعمل آمده هيات سياسي اتحاديه صربستان و مونته نگرو در چهارم فوريه 2006 ميلادي پايان مي يابد و شهروندان اين دو جمهوري مي توانند با برگزاري يك همه پرسي در خصوص حفظ نظام مشترك و يا استقلال دو جمهوري اعلام نظر كنند.
    همين اصل موجب شده است كه بسياري از احزاب جناحها و شخصيتهاي سياسي در صربستان و مونته نگرو به توافقهاي بعمل آمده براي تشكيل نظام جديد با ديده ترديد بنگرند.
    « ولادان باتيچ » وزير دادگستري صربستان و رهبر حزب دمكرات مسيحي چندي پيش و قبل از تصويب قانون اساسي اتحاديه صربستان و مونته نگرو تاكيد كرد نظام جديد به مدت طولاني قادر به ادامه حيات نخواهد بود و جمهوري صربستان و مونته نگرو ناگزير بسوي استقلال كامل پيش خواهند رفت .
    از ديدگاه برخي جناحهاي سياسي صربستان و مونته نگرو حتي قادر نيستند كه نظام مشترك را تا زمان تعيين شده حفظ كنند.
    اين در حالي است كه برخي جناحها و شخصيتهاي سياسي صربستان نيز تاكيد دارند تشكيل اتحاديه صربستان و مونته نگرو نه تنها هيچ مشكلي را از دو جمهوري برطرف نكرده بلكه موجب شده است كه روند اعطاي كمكهاي اقتصادي به بلگراد نيز به تعويق بيفتد.
    ناظران بالكان بر اين باورند كه ابتكار تشكيل اتحاديه صربستان و مونته نگرو نتوانست رضايت كامل هيچيك از طرفداران استقلال و يا حفظ نظام مشترك را به دنبال داشته باشد.
    در واقع تاكيد برخي مقامات صربستان براي حركت انفرادي بسوي اتحاديه اروپا از يك سو و نيز اشتياق طولاني مدت پودگوريتسا و كوزوو براي دستيابي به استقلال از سوي ديگر حكايت از آن دارد كه زمينه هاي فروپاشي تدريجي اتحاديه صربستان و مونته نگرو به مراتب بيشتر از عوامل حفظ و تداوم آن است .
    ناظران امور بالكان معتقدند چنانچه جامعه بين الملل و اتحاديه اروپا مصمم به حفظ مرزهاي كنوني بالكان باشند و بر تغيير ناپذير بودن آن تاكيد داشته باشند در آن صورت شوراي امنيت سازمان ملل بايد قطعنامه 1244 را مورد بازنگري قرار دهد و با صدور قطعنامه جديدي كوزوو را بخشي از صربستان اعلام كند.
    از نقطه نظر كارشناسان سياسي سكوت جامعه بين الملل در اين خصوص بوضوح بيانگر آن است كه تغيير ناپذير بودن مرزهاي بالكان مورد قبول همه طرف هاي ذيربط نيست .
    اين در حالي است كه برخي از احزاب و جناحهاي سياسي صربستان در واكنش به مواضع پريشتينا براي دستيابي به استقلال تاكيد دارند چنانچه بلگراد و جامعه بين الملل قادر به حفظ كوزوو در مرزهاي صربستان نيستند در آن صورت كوزوو ناگزير بايد تقسيم شود.
    از نقطه نظر اين جناحها در صورت پافشاري مقامات پريشتينا براي دستيابي به استقلال بخش شمالي و صرب نشين كوزوو بايد به صربستان ملحق شود و بخش آلباني نشين آن مي تواند اعلام استقلال كند.
    ناظران بالكان بر اين باورند كه قبول وقوع چنين فرايندي با توجه به مناقشات سياسي منطقه آغازي براي بروز بحرانها و تقسيم بندي هاي جديد خواهد بود.
    پس از فروپاشي يوگسلاوي بزرگ در سال 1991 كه به استقلال جمهوريهاي بوسني و هرزگوين اسلووني كرواسي و مقدونيه منجر شد نظام فدرالي در يوگسلاوي فقط با جمهوري صربستان و مونته نگرو به حيات سياسي خود ادامه داد.
    در پي بروز بحران كوزوو كه به دخالت نيروهاي ناتو در اين كشور منجر شد جمهوري مونته نگرو خواستار استقلال از نظام فدرالي در يوگسلاوي گرديد.
    اين در حالي بود كه « ميلوجوكانويچ » رئيس جمهوري وقت مونته نگرو به رغم توافقهاي قبلي سال گذشته اعلام كرد كه براي اعلام استقلال در اين جمهوري يك همه پرسي برگزار خواهد شد.
    اين اقدام پودگوريتسا با واكنش منفي مقامات بلگراد جامعه جهاني و بويژه اتحاديه اروپا مواجه شد.
    مقامات اتحاديه اروپا معتقد بودند كه استقلال مونته نگرو از نظام فدرالي در يوگسلاوي موجب تقويت و شعله ور شدن دوباره حركتهاي جدايي طلبانه در كوزوو مقدونيه و ديگر مناطق بالكان خواهد شد.
    تاكيد و ميانجيگري اتحاديه اروپا در اين زمينه موجب شد كه مقامات پودگوريتسا تحت شرايطي انعطاف بيشتري در اين خصوص از خود نشان دهند كه اين انعطاف پذيري به تشكيل اتحاديه صربستان و مونته نگرو منجر شد.
    « كوشتونيتسا » رئيس جمهوري يوگسلاوي پس از امضاي توافقنامه تشكيل اتحاديه صربستان و مونته نگرو گفت : دستيابي به اين توافقنامه گام مهمي براي استقرار صلح و ثبات در بالكان محسوب مي شود.
    از سوي ديگر « خاوير سولانا » رئيس كميسيون سياسي خارجي و امنيتي اتحاديه اروپا نيز در آن زمان اين توافقنامه را گام مثبتي براي تحقق ثبات در بالكان و حتي تمامي اروپا توصيف كرد.
    ناظران سياسي معتقدند حصول توافق در زمينه تشكيل نظام سياسي جديد به جاي يوگسلاوي بيشتر از آنكه موفقيتي براي صربستان و مونته نگرو محسوب شود نوعي پيروزي براي اتحاديه اروپا است .
    در واقع اروپا پس از عبور از بحرانهاي متعدد و مختلف بويژه طي يك دهه گذشته موفق شد با ترغيب صربستان و مونته نگرو براي تشكيل نظام سياسي جديد بروز احتمالي برخي مناقشات را به آينده موكول كند.
    نگاه دقيق به توافق هاي بعمل آمده بين صربستان و مونته نگرو براي تشكيل نظام مشترك بوضوح بيانگر آن است كه اين اتحاديه بيشتر از آنكه وسيله اي براي حفظ يكپارچگي دو جمهوري باشد نوعي استقلال تدريجي و مرحله اي را براي آنان تدارك ديده است .
    نگاهي اجمالي به پيشينه يوگسلاوي
    منطقه بالكان و بويژه يوگسلاوي به لحاظ موقعيت استراتژيك آن به عنوان راه ارتباطي شرق و غرب يكي از مناطق بحران خيز طي قرون گذشته و بويژه قرن بيستم محسوب مي شود.
    در قرون وسطي يك امپراتوري بزرگ صرب در منطقه بالكان وجود داشت كه در سال 1398 ميلادي طي جنگهاي موسوم به « كازوو » اين امپراتوري توسط تركهاي عمثاني واژگون شد.
    امپراتوري عثماني نزديك به 400 سال بر بالكان استيلا داشت و در سال 1830 تركهاي عثماني خودمختاري صربها را به رسميت شناختند.
    استراتژيكي صربهاي بالكان بين سالهاي 1903 تا 1914 ميلادي مبتني بر رهايي از سلطه امپراتوريهاي اتريش ـ مجارستان و تركيه عثماني بود كه بر منطقه بالكان استيلا داشتند.
    در اوايل قرن نوزدهم ميلادي جنبشي با هدف ايجاد وحدت بين مردم « اسلاو جنوبي » بوجود آمد ولي تحقق ايجاد دولت اسلاو جنوبي (يوگسلاوي ) تا جنگ جهاني اول به تعويق افتاد.
    در اين زمان از اتحاد نواحي جنوبي امپراتوري اتريش ـ مجارستان و صربستان و مونته نگرو كشور يوگسلاوي تشكيل شد.
    در واقع اين منطقه كه طي قرون متمادي تحت سلطه امپراتوري عثماني قرار داشت از شرايط سياسي بوجود آمده در اوايل قرن بيستم به منظور ايجاد وحدت بين اسلاوهاي جنوبي و نيز استقلال استفاده كرد.
    سو قصد عليه وليعهد اتريش توسط « گاوريلو پرينسيپ » يك صرب ملي گرا در سال 1914 ميلادي موجب شد كه امپراتوري اتريش ـ مجارستان عليه صربستان اعلام جنگ كند و آتش جنگ جهاني اول شعله ور شود.
    در همين سالها بسياري از رهبران و سياستمداران اين كشور ناگزير به ترك موطن خود شدند تا بتوانند « كميته ملي يوگسلاوي » را در خارج تاسيس كنند.
    رهايي مردم از تسلط بيگانگان و ايجاد اتحاد بين تمامي مردم اسلاو جنوبي به منظور تشكيل يك دولت واحد هدف عمده تشكيل دهندگان اين كميته بود.
    يوگسلاوي به عنوان يك كشور واحد در سال 1918 ميلادي پس از استقلال از امپراتوري اتريش ـ مجارستان و در پي اتحاد اقوام صرب كروات و اسلوون بوجود آمد.
    « الكساندر كاراجورجويچ » پادشاه وقت صربستان پس از ايجاد اتحاد بين اقوام صرب كروات و اسلوون نام پادشاهي صربستان را به يوگسلاوي تغيير داد.
    براساس توافق هاي بعمل آمده بين رهبران اقوام مختلف و سياستمداران آن زمان در بالكان مقرر شد كه حكومت جديد در يوگسلاوي مشروطه سلطنتي و مبتني بر يك نظام پارلماني اداره شود.
    از اوايل دهه 1920 نظام حكومتي در يوگسلاوي فاقد توانايي لازم براي حل و فصل مشكلات اقتصادي و سياسي بود تاآنكه رقابتهاي سياسي بين احزاب و گروهها در كشور در انتخابات 1927 ميلادي به اوج خود رسيد .
    در چنين شرايطي دستگاه سياسي كشور حالت دو قطبي به خود گرفت قطب بلگراد كه طرفدار نظام سياسي متمركز بود و از صربهاي تندرو بوسني صربهاي كرواسي صربهاي « ويودينا » اسلوونها و مسلمان تشكيل شده بود و قطب زاگرب كه از سياست تمركززدايي پشتيباني مي كرد و شامل كرواتها مقدوني ها اقليتهاي آلباني تبار و برخي از صربهاي كرواسي و « ويودينا » بود.
    اين بحران و دوقطبي شدن دستگاه اجرايي كشور در سال 1928 به اوج خود رسيد به گونه اي كه پادشاه يوگسلاوي اعلام كرد « ديگر ماشين حكومت كار نمي كند » .
    به منظور خروج از اين بحران و جناح بندي هاي تند يك نظام فدرالي براي اداره كشور از سوي نخبگان سياسي پيشنهاد شد.
    براساس اين طرح يوگسلاوي به واحدهاي فدرال تقسيم شد. اين واحدها شامل اسلووني صربستان مقدونيه بوسني كرواسي ويوودينا و مونته نگرو بودند.
    در اين طرح پيش بيني شده بود كه هر يك از واحدهاي فدرال براي خود پارلماني داشته باشند و در زمينه تجارت اقتصاد آموزش و پرورش و امور پستي به صورت مستقل عمل كنند.
    گرچه اين طرح به خاطر آنكه قدرت پادشاه را تضعيف مي كرد مورد قبول واقع نشد ولي شالوده اوليه تشكيل نظام فدرالي در يوگسلاوي بود.
    با وقوع جنگ جهاني دوم در سال 1939 يوگسلاوي سياست بي طرفي را اتخاذ كرد ولي بايد اذعان داشت دولت هايي كه بين سالهاي 1934 تا 1941 در يوگسلاوي بر سر كار آمدند همگي در جهت تامين منافع آلمان بودند تا اينكه در بيست و هفتم مارس 1941 كودتايي توسط افسران نيروي هوايي يوگسلاوي به وقوع پيوست و به دنبال آن شوراي سلطنت ملغي شد و حكومتي طرفدار متفقين بر سركار آمد.
    ده روز بعد از استقرار حكومت جديد آلمانها به يوگسلاوي حمله كردند و ظرف دو هفته كشور را به اشغال خود درآوردند و به اين ترتيب حكومت جديد سرنگون شد.
    آلمان نازي از سال 1941 تا 1944 يك حكومت دست نشانده در يوگسلاوي بر سر كارآورد و اين درحالي بود كه پارتيزان هاي يوگسلاوي به رهبري مارشال « تيتو » در سال 1943 با استفاده از موقعيتهاي بوجود آمده در خلال جنگ و نيز تضعيف جبهه آلمان موفق به تشكيل يك دولت در بوسني شدند.
    با افول قدرت آلمان نازي و نيز در پي برگزاري انتخابات 1944 در يوگسلاوي حدود 90 درصد مردم اين كشور به جبهه خلق تحت رهبري تيتو راي دادند.
    پس از اين رويداد تاريخي و نيز الغاي سلطنت در 29 نوامبر 1945 جمهوري سوسياليستي فدرال يوگسلاوي رسما اعلام موجوديت كرد.
    جمهوري سوسياليستي فدرال يوگسلاوي متشكل از جمهوريهاي بوسني و هرزگوين كرواسي مقدونيه مونته نگرو صربستان و اسلووني به رهبري مارشال « تيتو » موفق شد تا سال 1991 با متمركز كردن نيروهاي داخلي و ايجاد اتحاد در صحنه سياسي جهان در دوران جنگ سرد به عنوان يك وزنه تعادل در اروپاي شرقي ايفاي نقش كند.
    خبرگزاري جمهوري اسلامي
    نمايندگان پارلمان يوگسلاوي چندي پيش پس از ماهها بحث و گفتگو قانون اساسي اتحاديه صربستان و مونته نگرو را تصويب كردند و به اين ترتيب يوگسلاوي به موزه تاريخ سياسي جهان پيوست
    پس از فروپاشي يوگسلاوي بزرگ در سال 1991 كه به استقلال جمهوريهاي بوسني و هرزگوين اسلووني كرواسي و مقدونيه منجر شد نظام فدرالي در يوگسلاوي فقط با جمهوري صربستان و مونته نگرو به حيات سياسي خود ادامه داد