
حميدرضا نظري
اينجا ايران است .
اينجا تهران است .
اينجا يكي از شلوغ ترين
ايستگاه هاي متروي جهان
است ; و من يك مسافرم
يك
انسانم ; انساني كه مي خواهد
در فضايي كوچك در ميان
هزاران هزار مسافر چشم انتظار
قطار
به سوي مقصدش روانه
شود. روزگاري من از ميان همه
وسايل نقليه عمومي
مترو را
انتخاب كردم و در اين انتخاب
كسي مرا مجبور نكرد. من مترو
را برگزيدم
چون آن را
مطمئن ترين
راحت ترين
سالم ترين و ايمن ترين وسيله
سفر درون شهري مي دانستم .
اين اطلاعات را كسي به من
نگفت و نياموخت
كه خود به
تجربه به آن رسيدم .
من به عنوان يك انسان
آزاد
گاهي اوقات دلم براي
خودم تنگ مي شود; براي
ثانيه ها
دقيقه ها
ساعت ها
روزها
ماه ها و سالهايي كه در
بزرگترين شهر سرزمينم در
دريايي از آلودگي هوا
هواي
مسموم را استنشاق كنم و
لحظه به لحظه به سوي مرگي
بدفرجام گام بردارم .
اينجا تهران است و من
يك انسانم ; انساني كه از صدها
هزار خانه و آسمانخراش اين
شهر
سند مالكيت يك خانه
كوچك را هم ندارد
انساني كه
به ميلياردها ميليارد اسكناس
درشت اين شهر نمي انديشد و
غبطه اش را نمي خورد
انساني
كه هيچ چيز نمي خواهد مگر
هوايي سالم و به دور از
آلودگي
تا بتواند يك نظر
كوه
عظيم و زيباي دماوند را به
شفافيت يك برگ گل نظاره گر
باشد و آن لحظه را غنيمت
بشمارد
آيا اين آرزو
بزرگ و
دست نيافتني است !
آيا كسي هست كه چنين
آرزويي نداشته باشد !
چه كسي بايد به اين آرزو
تحقق بخشد آيا گوش شنوايي
هست !...
... و امروز باز هم
همچنان
بهترين انتخابم « مترو » است
اما افسوس و صدافسوس كه
اين وسيله نقليه يكي از آن
« ترين » هايش را از دست داده
است . در ساعاتي از روز
مترو
ديگر « راحت ترين » نيست
تعداد قطارها و واگن هاي
موجود نمي تواند جوابگوي
صدها هزار مسافري باشد كه به
اميد رسيدن به آرامش
خود را
به ايستگاه ها مي رسانند.
نگاه آشنا و مهربان
متصدي ايستگاه
از غم
پنهانش خبر مي دهد; مي دانم
كه مي داند من سخت در
عذابم
اماكاري از دست او
ساخته نيست . او به علت
كمبود قطار مجبور است هر ده
دقيقه
تنها دو قطار را به سوي
مبدا و مقصد روانه سازد و
ديگر هيچ ... پس چاره
چيست !
آيا بايد به تعداد قطارها و
واگن ها افزوده شود آيا بايد
زمان حركت قطارها
كم و كمتر
شود آيا مسئولان اين كشور
بايد دلسوزانه تر به اين مشكل
بزرگ بنگرند و عمل كنند
يكي از مسافران مي گويد :
« حتما قيمت خريد قطار خيلي
گران است و بعد از سفارش
ساخت آن توسط كشورهاي
خارجي بايد براي تحويلش
مدتها انتظار كشيد
چرا كه
شايد شركت هاي داخلي از پس
توليد چنين موردي برنيايند و
... »
ديگري مي گويد : « بابا اين
كه كاري ندارد
پول بدهند و
مشكل را حل كنند! »
پيرمردي جهانديده معتقد
است : « ساخت قطار و واگن به
همين سادگي كه شما مي گوييد
نيست و به گذراندن مراحل
قانوني نياز است
مواردي مثل
تصويب بودجه لازم
همكاري
و هماهنگي سازمان برنامه و
بودجه و شهرداري و مجلس و
گرفتن مجوزهاي لازم و موارد
اعتباري و بهينه سازي سيستم
و... »
مسافران مي دانند كه همين
مترو فعلي هر ماه به حدود 20
ميليون مسافر سرويس مي دهد
و از ميليون ها ليتر بنزين
صرفه جويي مي كند و... اما
واقعا اين كافي است
اين جمعيت ميليوني از
روي اختيار
مترو را انتخاب
كرده اند و به مشكلات آن
واقف اند
اما آيا مي توان آنها
را از چنين انتخابي منصرف
كرد آيا كسي صداي مرا
مي شنود
اي جماعت ! من مي خواهم
در هواي سالم نفس بكشم ;
نفسي به دور از ترافيك
دهشتناك و دغدغه خيال
و در
آرامش كامل ; آيا اين حق يك
انسان نيست !
اينجا ايران است .
اينجا تهران
است .
اينجا يكي از شلوغ ترين
ايستگاه هاي متروي جهان
است و من يك مسافرم ; يك
انسانم ; انساني كه ...

*****
درخواست جوانان از مسئولين
دانشگاه ها براي مقابله با اعتياد
|
« ورود ما به عصر
موادمخدر يعني پايان تمدن
غرب »
جرالد بروك كارشناس
موادمخدر سازمان
ملل
اعتياد
ميل غيرقابل كنترل
براي رسيدن به لذت و كم كردن
اضطراب در فردي درمانده و
سرخورده است كه قدرت
مقابله با مشكلات و تحمل
محروميت را ندارد. اعتياد
راهي است براي فرار از
احساس حقارت . اعتياد راهي
است براي برطرف كردن
احساس پوچي
محروميت
ياس و سرخوردگي در زندگي
اعتياد راهي است براي فردي
كه قبول مسئوليت و مقابله با
مسائل زندگي برايش دشوار
مي باشد و در نهايت
اعتياد در
لغت به معناي وابستگي
مي باشد.
مولوي معتقد است كه همه
مردم
الانوادري
طالب
گريختن از خود هستند و براي
آنكه خود را فراموش كنند
به
كارهاي مختلفي مي پردازند و يا
خود را با چيزي سرگرم
مي كنند.
تا آدمي از رنج هستي
وارهند
ننگ « خمر » و « بنگ » بر خود
مي نهند
جمله دانسته كه هستي اين فخ
است
فكر و ذكر اختياري دوزخ
است
مي گريزند از خود در بي
خودي
يا به مستي يا شغل اي مهتدي
همچنين « كاپلان » و
« سادوك »
استفاده از هروئين
را به عنوان ضداضطراب براي
پوشاندن احساس پايين بودن
احترام به نفس
احساس
ناامني
بي كسي
درماندگي و
ناتواني جهت كنترل بر موقعيت
زندگي توجيه مي نمايند.
از دو ديدگاه مي توان به
علل گرايش جوانان به
موادمخدر نگريست :
1 ـ در نگرش نخست
به عوامل
رواني
اجتماعي
اقتصادي و
فرهنگي زير مي توان به عنوان
عوامل زمينه ساز اشاره كرد :
الف ) نابسامانيهاي
اجتماعي
سياسي و اقتصادي
كه عبارتند از : فقر و تنگدستي
و محروميتهاي اقتصادي
نبودن عدالت اجتماعي و
سياسي و عدم تساوي حقوق
اجتماعي
عدم توزيع عادلانه
ثروت
افزايش جمعيت و
نابرابري در تغذيه و آموزش و
پرورش و مسكن
زندگي در
محله هاي فقيرنشين و كثيف و
شلوغ
رفاه و تجمل پرستي
احساس عدم امنيت
كاهش
امكانات ورزشي و تفريحي
محروم بودن جوامع بشري از
آزاديهاي فردي و اجتماعي
سركوب خواسته هاي مشروع
افزايش ميزان طلاق و نداشتن
سرپرست خوب و مسئول
از
دست دادن يكي از والدين به
علت مرگهاي زودرس ناشي از
حوادث
افزايش بزهكاري در
جامعه
دوستان ناباب
كشمكش هاي خانوادگي و...
ب ) علل رواني كه عبارتند
از : سرخوردگيهاي اجتماعي و
محيطي به علت برطرف نشدن
نيازها و نااميدي و ياس
تحقير
و كنترل كردن جوانان
بي توجهي و بي احترامي به
نيازهاي شخصيتي نوجوانان و
جوانان
برخوردهاي
توهين آميز
سرزنش و
خردكردن شخصيت جوانان
احساس تنهايي
غربت و
وحشت و نگراني از آينده
اعتماد به نفس پايين و...
ج ) علل فرهنگي كه
عبارتند از : پيدايش كنش ها و
واكنشهاي زورمندانه در
عرصه هاي فرهنگي
پيدايش
فرهنگ تملق و دوروئي در
متوليان امور تربيتي
نداشتن
فرهنگ انتقاد
زدن برچسبهاي
ناروا و اهانت آميز به جوانان
بي تفاوتي و بي اعتنايي نسبت به
كنجكاويهاي جوانان و فقدان
فرهنگ مدارا
به وجودآمدن
ارتباط ناسالم و مخرب به
علت فرهنگ خشونت
سمبل زدايي
سياست زدگي
ارزش زدايي و دين زدايي در
جامعه
د) علل جغرافيايي : داشتن
همسايه اي همچون افغانستان
كه با 2000 كيلومتر مرز
مشترك سالانه 3000 تن مواد
افيوني توليد مي كند و
قرارگرفتن در شاهراه اصلي
ترانزيت مواد افيوني به
اروپا.
2 ـ در نگرش ديگر
به عوامل
فردي
خانوادگي و اجتماعي
زير مي توان به عنوان عوامل
زمينه ساز اشاره نمود :
الف ) عوامل فردي كه
عبارتند از : عدم اعتماد به
نفس
اختلالات رواني
شخصيتي
تصور مثبت از
مصرف مواد
درد يا بيماري
مزمن جسمي
شكست در
تحصيلات
كنجكاوي و...
ب ) عوامل خانوادگي كه
عبارتند از : تنش و درگيري در
خانواده (خانواده متشنج )
سهل انگاري خانواده (خانواده
سهل انگار)
سختگيري
خانواده
مصرف مواد توسط
اعضاي ديگر خانواده
خانواده
از هم گسيخته و...
ج ) عوامل اجتماعي
(محيط خارج از خانه ) كه
عبارتند از : دوستان معتاد
فشار همتايان
مهاجرت (به
عنوان عامل استرس زا)
طردشدن از سوي معلمان و
دوستان و بستگان
دسترسي
آسان به مواد
فشارهاي ناشي
از محيط (مشكلات مالي
بيكاري )و...
حال از ميان عوامل ذكرشده به
عامل محيط آموزشي
مي پردازيم :
مسائل موجود در دانشگاه ها و ارتباط
آن با اعتياد جوانان
آموزش ما هنوز همان
آموزش رسمي و سنتي
كلاسيك
خشك و يكطرفه
است و بحث و تبادل نظر كمتر
در كلاسهاي درس مشاهده
مي شود. اين نظام ارزش
تقليدي دارد و در آن غلبه با فرد
است . ضعف تجهيزات
شتاب
در برنامه ريزيهاي درسي .
تكرار
چندباره گويي
عدم
ارزش نهادن به خلاقيت و
نوآوري و سئوال و تجسس از
ويژگيهاي اين نظام از مقطع
ابتدايي تا دانشگاه است كه
منتهي به پرورش اذهاني
غيرخلاق و بدون انگيزه
مي گردد.
مسئله اي كه ما بر روي آن
تاكيد داريم اين است كه
سيستم آموزشي در ايران
داراي نواقصي است كه نه تنها
به پيشگيري از اعتياد كمكي
نمي كند
بلكه زمينه مثبتي براي
آن ايجاد مي كند و اين نواقص
مي تواند در كاهش عزت نفس
دانشجويان اثري چشمگير
داشته باشد.
مهمترين عوامل دلزدگي
دانشجويان از نظام آموزشي
بدين گونه مطرح مي شود :
1 ـ استعداديابي و تفاوتهاي
فردي در نظام آموزش ما نديده
گرفته مي شود. ما نمي توانيم
عقايد را با چكش خواري به
شكل معيني درآوريم و يا
حالات و افكار را مانند گچ
قالب گيري كنيم .
2 ـ در نظام آموزشي
دانشگاهها
تكنيك و علم
بيشتر مدنظر است تا تربيت و
مسايل تربيتي و اساتيد ما
مخصوصا در دانشگاههاي
صنعتي نه تنها از روش تدريس
و روش انتقال مطالب آگاهي
چنداني ندارند
بلكه نسبت به
اصول بهداشت رواني نيز
چندان آگاه نيستند.
3 ـ عدم همكاري بين دانشگاه و
والدين دانشجويان يكي ديگر
از مشكلات است . در صورتيكه
اگر ارتباط سازمان يافته و
برنامه ريزي شده اي وجود
داشته باشد
مي توان بسياري
از مشكلات را با كمك والدين
حل كرد و براي تضادهاي
موجود كه جوانان شاهد آن
هستند
راه حل هاي موثرتري
ارائه كرد.
4 ـ كنجكاوي علمي و روحيه
پرسشگرانه و خلاقيت و
نوآوري چندان در كلاسهاي ما
تشويق نمي گردد. برنامه و
كتاب درسي از قبل مشخص
شده و دانشجويان مشاركتي در
مراحل مختلف تصميم گيري
در رابطه با تعليم و تربيتشان
ندارند و جواني كه احساس
مسئوليت به او تلقين نشود
جواني مي شود غيرمسئول و
بي تفاوت و دچار
خلا.
همچنين مهمترين
مشكلاتي كه توسط دانشجويان
ارائه مي گردد
به قرار زير
است :
تحصيل نكردن در رشته مورد
دلخواه .
نگرش منفي نسبت به بعضي
رشته ها به عنوان رشته پايين
چه از نظر جامعه و چه از نظر
بقيه دانشجويان .
محيط خشك و غيرقابل تغيير
و انعطاف در كلاسها.
تاكيد اساتيد فقط به آموزش
تئوريك نه عملي و كاربردي .
بي اهميت بودن به شخصيت و
نظرات دانشجويان .
زيادبودن گونه هاي مختلف
آماري و تحقيقات ولي عدم
ترتيب اثردادن به آنها.
طريقه تصحيح اوراق
(بي دقتي يا وسواس زياد).
سطح نمرات بسيار كم در
بعضي دانشكده ها كه منجر به از
بين رفتن انگيزه ها مي شود.
رفتار بي تفاوت اساتيد نسبت
به دانشجويان و ايجاد ترس و
دلهره و اضطراب به جاي
اميدواري و تشويق .
عدم تفويض اختيار و انتخاب
به دانشجو حتي در رشته هايي
مثل هنر.
نداشتن امكانات مناسب
جهت تفريحات سالم و يا
حتي مطالعه در جايي آرام و
مناسب .
ابهام در آينده شغلي .
تعارضات سياسي موجود در
دانشگاهها و بهره برداري
سياسي از قشر دانشجو.
تبعيض قومي موجود در
دانشگاهها.
مشكلات اقتصادي و معيشتي
مخصوصا در ميان دانشجويان
شهرستان ساكن در
خوابگاهها.
وجود مشكلات عاطفي مثل
شكستهاي عشقي و بيماري و
مرگ نزديكان و...
براساس موارد مطرح شده
به مهمترين خواسته هاي
دانشجويان مي پردازيم كه به
جاي خود
عواملي مهم در
جلوگيري از گرايش جوانان به
اعتياد موادمخدر مي باشند :
1 ـ مسئولين دانشگاه بايد زمينه
كشف استعداد و بروز
تفاوتهاي فردي را در بين
دانشجويان ايجاد نمايند و از
تلقين افكار و عقايد خاص به
آنها بپرهيزند و دانشجويان را
در برگزيدن افكاري كه مربوط
به خود آنهاست
آزاد بگذارند.
اينكار جز با بهادادن به
دانشجويان و بازگذاشتن دست
آنها براي فعاليت در زمينه هاي
مورد علاقه ايشان ـ با شرط
مشروع بودن و توجيه قانوني
داشتن آن ـ حاصل نمي گردد.
همچنين مسئولين دانشگاه
مي بايست براي شخصيت و
نظرات دانشجويان احترام و
اهميت در خور توجه قائل
شوند كه اين خود باعث ايجاد
و افزايش روحيه شنيدن و
تفكركردن و سنجيدن صحت و
سقم نظرات ديگران ـ هرچند
مخالف ـ در ميان كليه
دانشگاهيان مي گردد. عمل به
اين مسئله
ثمراتي بسيار پربار
و روشن در برخواهد داشت .
2 ـ خواسته دوم دانشجويان
مسئله آموزش اساتيد است .
دانشجويان ـ مخصوصا
دانشجويان دانشگاههاي فني ـ
اين انتظار را دارند همانگونه كه
براي ارتقاي علمي و فني
اساتيد از سوي مسئولين
دانشگاه تلاش مي گردد
مانند
سعي برداشتن مدارك دكترا
اعزام اساتيد براي فرصتهاي
مطالعاتي
سعي بر ايجاد
زمينه هاي به روزشدن
اطلاعات و فراگيري فناوريهاي
نوين جهاني
براي آموزش
بهداشت رواني نيز به آنها
تلاش گردد. به بياني ساده تر
آموزش مواردي از قبيل نحوه
تدريس و اداره كلاس درس
نحوه گفتمان با دانشجويان
چگونگي تصحيح اوراق و در
مجموع آموزش نحوه برخورد
با انساني را كه جويا علم است
را در برنامه كاري خود نسبت
به اساتيد بگنجانند. و اگر
اجراي اين خواسته در بين كليه
اساتيد (مخصوصا اساتيد با
سابقه كاري طولاني ) مقدور
نمي باشد
حداقل در مورد
آموزش اساتيد جوان تر كه به
تازگي شروع به كار نموده اند و
يا آماده شروع خدمت
مي باشند
اقدام گردد.
اين موضوع كاملا واضح و
آشكار است كه هرگاه دانشجو
با استادي فهيم و آموزش ديده
برخورد نمايد
به خودي خود
بسياري از مشكلات روحي
رواني و فكري كه سرآغاز
اعتياد وي مي باشند را از خود
دور نموده و محيط زندگي خود
را هرچه سالمتر مي سازد.
3 ـ سومين خواسته اي كه
دانشجويان از مسئولين
دانشگاه دارند
ايجاد فضايي
مناسب براي انجام پروژه ها و
تحقيقات عملي
چه داخل و
چه در خارج دانشگاه مي باشد.
اين مطلوب ميسر نمي گردد مگر
با بازسازي و ترميم
آزمايشگاه ها و كارگاهها و
همچنين خريداري ابزار و
وسايل نوين آزمايشگاهي و
صنعتي براي دانشگاه و در
نهايت در دسترس قراردادن
اين امكانات براي استفاده
دانشجويان ـ البته با شرايط و
ضوابط خاص خود كه غيرقابل
انكار است ـ و همچنين افزايش
آموزشهاي عملي و كاربردي
توسط اساتيد به دانشجويان در
كنار آموزشهاي تئوريك و
كلاسيك . و در نهايت سعي و
تلاش مسئولين دانشگاه براي
آشتي واقعي صنعت و دانشگاه
با يكديگر تا هر دو گروه از
امكانات هم استفاده كامل را
ببرند.
4 ـ مسئله ديگري كه مورد
خواسته دانشجويان است و
سهم به سزايي در كاهش اعتياد
به موادمخدر در بين آنان دارد
مسئله رفاه و آسايش آنان
مي باشد. همان مسئله اي كه
امروزه در دانشگاه بسيار مورد
نقد و بررسي قرار مي گيرد. به
طور مثال
دانشجو خواستار
محيطي آرام و مناسب براي
مطالعه و استراحت خود
مي باشد كه اين امر جز با
ساختن خوابگاههاي جديد و
بازسازي كامل و اصولي
خوابگاههاي قديمي ميسر
نمي گردد.همچنين مسئله تغذيه
دانشجويان امري بسيار مهم در
جهت سلامت جسمي و رواني
آنان مي باشد كه پرداختن به
اين موضوع و رفع اين نقيصه
در دانشگاه به نظر ساده تر از
اين مي آيد كه مورد بحث قرار
مي گيرد.
بنابراين اگر به دو مسئله اي
كه ذكر شد به شكل اصولي
پرداخته شود و مشكلات آن
مورد بررسي قرار گيرد
بخش
عمده اي از مشكلات و
معضلاتي كه گريبانگير قشر
دانشجوست و پيامد اين مسئله
مي باشد
قابل حل خواهد
بود.
5 ـ آخرين خواسته و شايد
مهم ترين خواسته اي كه امروزه
در دانشگاهها مطرح مي باشد
مسئله اتمام سواستفاده
ابزاري از قشر دانشجو براي
بهره برداريها و مقاصد خاص
توسط احزاب سياسي
مي باشد. دانشجو به عنوان مغز
متفكر اين مرزوبوم به اين
نتيجه برسد كه آلت دست قرار
گرفته و از او سواستفاده
ابزاري شده است
برخوردهاي
شديدي از وي ديده خواهد
شد و اين برخوردها هم جنبه
ظاهري و هم جنبه دروني
خواهد داشت و مهم ترين و
شايد شايع ترين اعمال دروني
همان اعتياد باشد كه آمار آن در
اين روزها به شدت افزايش
يافته است و بايد براي التيام و
رفع اين معضل چاره اي
انديشيد. در همين راستا
دانشجو خواستار راستي و
درستي فكر و قول و فعل
مسئولين دانشگاه و احزاب
است كه اگر به اين مطلب توجه
شود و بدان عمل گردد
تاثيري
بس شگرف بر دانشجويان
خواهد داشت كه آثار آن نيز به
راحتي قابل ملاحظه خواهد
بود.
در پايان اميدوارم
مسئولين دانشگاه تمامي
هم وغم خود را در جهت جامه
عمل پوشاندن به اين
خواسته هاي دانشجويان بكار
ببندند و براي رفع معضلات
مطرح شده اقدامات لازم و
مقتضي را بنمايند.
مهدي مركباتي
دانشجوي مهندسي متالورژي
دانشگاه علم و صنعت

| |