روزنامه جمهوري اسلامي 01/03/1382 صفحه عقيدتي
*****
تقدير معيشت در كلام پيشوايان دين




  • حجت الاسلام دكتر علي اكبر كلانتري ارسنجاني
    پيشوايان دين (عليهم السلام ) درمناسبت هاي گوناگون بر اهميت تقدير معيشت تاكيد كردند. در زير پاره اي از نصوص رسيده در اين باب را گزارش مي كنيم :
    .1 كليني به سند خود و به نقل از امام باقر(ع ) :
    الكمال كل الكمال التفقه في الدين و الصبر علي النائبه و تقدير المعيشه 1.
    « همه كمال (انساني ) در سه چيز است : خوب فهميدن دين صبر نمودن بر مصيبت و تقدير معيشت . »
    واژه « نائبه » در معناي مصيبت و بلا به كار رفته جمع آن « نوائب » و به معناي حوادث و رخدادها اعم از خير و شر مي باشد2.
    .2 شيخ صدوق در من لايحضره الفقيه به نقل از امام صادق (ع ) :
    لايصلح المر المسلم الا بثلاث : التفقه في الدين و التقدير في المعيشه و الصبر علي النائبه 3.
    « انسان مسلمان جز با سه چيز به صلاح نمي رود : تدبر و تفقه در دين تقدير در معيشت و شكيبايي بر سختي . »
    .3 شيخ صدوق در خصال به نقل از امام علي (ع ) :
    ثلاث بهن يكمل المسلم : التفقه في الدين و التقدير في المعيشه و الصبر علي النوائب 4.
    « شخص مسلمان با سه چيز به كمال مي رسد : تفقه در دين تقدير در معيشت و شكيبايي بر مصيبت ها. »
    .4 شيخ طوسي در تهذيب به نقل از امام باقر(ع ) :
    من علامات المومن ثلاث : حسن التقدير في المعيشه و الصبر علي النائبه و التفقه في الدين . و قال : ما خير في رجل لايقتصد في معيشه ما يصلح لالدنياه ولالاخرته 5.
    « از نشانه هاي شخص با ايمان سه چيز است : حسن تقدير در معيشت صبر نمودن بر مصيبت و تفقه در دين و فرمود : خيري نيست در شخصي كه در زندگي خود فاقد اقتصاد باشد. چنين شخصي در دنيا و آخرت خود به راه صلاح نمي رود. »
    .5 شيخ حر عاملي در وسائل :
    سئل الحسن (ع ) عن المروه فقال : العفاف في الدين و حسن التقدير في المعيشه و الصبر علي النائبه 6.
    « از امام حسن (ع ) درباره مروت پرسيده شد فرمود : آن عبارت است از عفاف در دين حسن تقدير در معيشت و شكيبايي بر مصيبت . »
    .6 ميرزاحسين نوري در مستدرك به نقل از پيامبر گرامي اسلام (ص ) : حسن البشر نصف العقل و التقدير نصف المعيشه و المراه الصالحه احد الكاسبين 7.
    « خوش رويي نصف عقل و تقدير : نصف معيشت و همسر صالح يكي از دو كاسب (برآورنده نيمي از حوايج انسان ) است . » 8
    مفهوم تقدير معيشت
    جهت تبيين و تنقيح موضوع بحث لازم است نخست مفهوم دو واژه « تقدير » و « معيشت » روشن شود.
    فيروزآبادي در بيان معناي واژه نخست مي گويد :
    الترويه و التفكير في تسويه امر9. « تقدير عبارت است از تامل و انديشه در هموار نمودن يك امر »
    راغب اصفهاني تقدير از سوي انسان را بر دو وجه مي داند : انديشه در كار به اقتضاي عقل و انديشه در كار بر حسب تمنا و شهوت . وي مي افزايد : وجه نخست ممدوح و پسنديده است و وجه دوم مذموم و ناپسند چنان كه قرآن در سرزنش يكي از مشركان عرب مي فرمايد :
    فكر و قدر فقتل كيف قدر10.
    « او انديشه كرد و تقدير نمود پس مرده باد كه چگونه تقدير نمود! » 11
    البته از مباحث بعدي روشن مي شود كه تقدير في نفسه ممدوح يا مذموم نيست بلكه آن چه در پيدايش اين دو صفت موثر است انگيزه و مقصود شخص از اين كار است .
    وي پيرامون واژه « معيشت » نيز مي نويسد :
    العيش : الحياه المختصه بالحيوان و هواخص من الحياه لان الحياه تقال في الحيوان وفي الباري تعالي و في الملك و يشتق منه المعيشه لايتعيش منه 12.
    « عيش به معناي حياتي است كه ويژه حيوان است و آن اخص از واژه حيات است زيرا اين واژه درباره حيوان و خداوند و فرشته به كار مي رود و تعبير معيشت از واژه نخست مشتق مي شود و آن عبارت است از هر آن چه كه عيش و زندگي از آن ناشي مي شود. »
    چنان كه از ذيل كلام راغب استفاده مي شود واژه معيشت از مفهومي گسترده برخوردار است و نمي توان آن را به جنبه خاصي از زندگي محدود كرد.
    فيروزآبادي با صراحت بيش تر مي نويسد :
    المعيشه التي تعيش بهامن المطعم و المشرب و ماتكون به الحياه و مايعاش به اوفيه 13.
    « معيشت چيزي است كه با آن زندگي مي شود از قبيل خوردني ها آشاميدني ها و آن چه زندگي وابسته به آن است و با آن يا در زندگي مي شود. »
    طريحي نيز مي گويد :
    العيش : الحياه و مايعاش به من انواع الرزق و الخبز و وجوه النعم و المنافع او ما يتوصل به الي غيرذلك 14.
    « عيش به معناي حيات و چيزي است كه با آن زندگي مي شود يعني انواع رزق و نان و نعمت ها و منافع گوناگون يا چيزي كه بتوان به كمك آن به اين امور دسترسي پيدا كرد. غير اين ها . » 15
    گستردگي مفهوم معيشت از بعضي عبارات معصومين (ع ) نيز قابل استفاده است . از جمله به نقل از امام صادق (ع ) آمده است :
    كان علي بن الحسين (ع ) يدعو بهذا الدعا : اللهم اني اسالك حسن المعيشه معيشه اتقوي بها علي جميع حوائجي و اتوصل بها في الحياه الي آخرتي من غير ان يترفني فيها فاطغي او تقتربها علي فاشقي . اوسع علي من حلال رزقك و افض علي من سيب فضلك نعمه منك سابغه و عطا غيرممنون ثم لاتشغلني عن شكر نعمتك باكثارمنها تلهيني بهجته و تفتني زهرات زهوته اعطني من ذلك يا الهي غني عن شرار خلقك و بلاغا انال به رضوانك 16.
    « علي بن حسين (ع ) اين دعا را مي خواند : خدايا! از تو حسن معيشت مي طلبم معيشتي كه به سبب آن بر تامين همه حوايجم توانمند شوم و با بهره گيري دنيوي از آن به آخرتم برسم بي آنكه كه مرا چنان در ناز و نعمت غرق كني كه سركشي كنم يا چنان بر من تنگ گيري كه به شقاوت افتم . از روزي حلالت بر من گشايش ده و از جريان فضلت نعمت گوارا و بخشش بي پايان ارزاني ام دار سپس با دادن نعمت بسيار (و بيش از حد) مرا از شكرگذاري آن بازمدار نعمت فراواني كه درخشندگي اش به خود مشغولم دارد و شكوفه هايش به فتنه ام اندازد... خداي من ! معيشتم را چنان ارزاني دار كه از آفريدگان بدكردارت بي نياز شوم و با آن به رضوان و خوشنودي ات نائل آيم ! »
    براساس اين فقرات از دعاي امام سجاد(ع ) معيشت با همه حوايج و نيازمندي هاي انسان و با دنيا و آخرت او سروكار دارد و در پرتو آن عزت و كرامت انساني و بي نيازي از اشرار و نيل به رضوان الهي محقق مي شود. نيز براساس اين دعاي نوراني معيشت مطلوب آن است كه همراه با اعتدال و به دور از ترف (= غرق شدن در رفاه ) و قتر (= تنگي ) باشد زيرا اولي مي تواند سبب طغيان و دومي موجب شقاوت گردد.
    در سخن زير از امام صادق (ع ) نيز لزوم اعتدال در باب معيشت مورد توجه قرار گرفته است :
    ليكن طلبك المعيشه فوق كسب المضيع و دون طلب الحريص الراضي بدنياه المطمئن الهيا17.
    « بايد جست و جوي تو در باب معيشت بيش از كسي باشد كه وقت و فرصت خود را ضايع مي كند (و در رفع نيازمندي هاي زندگي كوتاهي مي كند) و كم تر از كسي باشد كه در اين باب حرص مي ورزد و به دنياي خود راضي و مطمئن است . »
    ناگفته نماند با توجه به ديگر مفاهيم و آموزه هاي اسلامي مانند احسان انفاق ايثار و... تقدير معيشت تنها در چارچوب زندگي فردي محدود نمي شود زيرا شخص مسلمان در قبال وضعيت معيشتي هم كيشان خود مسئوليت هايي بر دوش دارد كه نبايد نسبت به آن ها بي تفاوت باشد.
    بنابر نقل قول مرحوم كليني شخصي به نام معتب مي گويد :
    « در يكي از سال ها كه قيمت ها در شهر مدينه روبه فزوني نهاده بود امام صادق (ع ) به من فرمود : موجودي گندم ما چقدر است عرض كردم : به قدري است كه براي چندماه كفايت كند. حضرت فرمود : آن را بيرون برده بفروش ! عرض كردم در مدينه گندم يافت نمي شود! فرمود : آن را بفروش ! چون آن را فروختم حضرت فرمود : همراه با مردم (گندم خانه مرا) روز به روز خريداري كن ! و افزود : قوت خانه مرا نيمي از جو و نيمي از گندم قرار بده خداوند مي داند كه من مي توانم نان خانه تو را از گندم تامين كنم ولي دوست دارم خداوند مرا در حالي ببينم كه در معيشت خود حسن تقدير دارم . » 18
    باتوجه به گفته هاي واژه شناسان و با عنايت به مدلول رواياتي كه مذكور شد مي توان تقدير معيشت را از منظر اسلام چنين معنا كرد : « تدبير و تنظيم عرصه هاي مختلف حيات در چهارچوب شرع و عقل جهت نيل به زندگي مطلوب دنيوي و اخروي »
    نزديك به همين تعريف است سخن صاحب بحار پس از نقل يكي از روايات مربوط به تقدير معيشت :
    التقدير في المعيشه ترك الاسراف و التقتير و لزوم الوسط اي جعلها بقدر معلوم يوافق الشرع و العقل 19
    « تقدير در معيشت عبارت است از دوري از اسراف و تنگ نظري و رعايت حدوسط يعني قراردادن معيشت به مقدار معلوم به گونه اي كه با شرع و عقل موافق باشد. »
    نيز مي توان گفت مفهومي كه براي تقدير معيشت در نظر گرفتيم با پاره اي از آن چه بعضي در تعريف اقتصاد گفته اند هم خواني و قرابت دارد. مانند لودويگ وان منز كه گفته است :
    « علم اقتصاد منطقي براي تصميمات عقلايي با درنظر گرفتن محدوديت هاي مختلف است . » 20
    در نوشته هاي آلفرد مارشال نيز آمده است :
    « اقتصاد عبارت است از مطالعه بشر در زندگي شغلي و حرفه اي » 21
    در اين دو تعريف و تعريفات مشابه تنها بر جايگاه عقل و تصميمات عقلايي تاكيد شده و سخني از دين و شريعت به ميان نيامده و همين امر اقتصاد را از تقدير معيشت با مفهومي كه مقصود ما است متمايز مي سازد.
    پاورقي :
    1 ـ كليني كافي ج 1 ص 33 حرعاملي وسائل الشيعه ج 17 ص 65
    2 ـ ابن منظور لسان العرب ج 14 ص 318 يونس معلوف اليسوعي المنجد في اللغه ص 846
    3 ـ صدوق من لايحضره الفقيه ج 3 ص 156
    4 ـ صدوق خصال ج 1 ص 124
    5 ـ طوسي تهذيب ج 7 ص 236 حرعاملي وسائل الشيعه ج 17 ص 65
    6 ـ حر عاملي وسائل الشيعه ج 11 ص 435
    7 ـ حسين نوري مستدرك الوسائل ج 14 ص 171
    8 ـ نيز ر . ك : بخش ضميمه ها ضميمه 1
    9 ـ القاموس المحيط ج 2 ص 163
    10 ـ مدثر18 و 19
    11 ـ راغب مفردات الفاظ القرآن ص 659
    12 ـ همان ص 596
    13 ـ فيروزآبادي القاموس المحيط ج 2 ص .163 نيز ر . ك : ابن منظور لسان العرب ج 9 ص 498
    14 ـ طريحي مجمع البحرين ج 4 ص 144
    15 ـ ميرزاابوالحسن شعراني نيز ذيل اين واژه مي نويسد : معيشت به معناي چيزهايي است كه با آن زندگي مي شود از قبيل خوردني ها و آشاميدني ها و امثال آن . (نثر طوبي ص 204 )
    16 ـ كليني كافي ج 2 ص 554 ـ 553 نيز ر . ك : سيدبن طاوس الاقبال بالاعمال الحسنه ص 55 جمال الاسبوع ص 375 كفعمي البلد الامين ص 76 و المصباح ص 431
    17 ـ طوسي تهذيب ج 6 ص 322
    18 ـ عن معتب قال : قال لي ابوعبدالله (ع ) و قدتزيد السعر بالمدينه : كم عندنا من طعام قال : قلت : عندنا ما يكفيك اشهرا كثيره . قال : اخرجه و بعه !قال : قلت له : و ليس بالمدينه طعام . قال : بعه ! فلما بعته قال : اشترمع الناس يوما بيوم و قال : يا معتب ! اجعل قوت عيالي نصفا شعيرا و نصفا حنطه فان الله يعلم اني واجد ان اطعمهم الحنطه علي و جهها و لكني ا حب ان يراني الله قد احسنت تقدير المعيشه (كافي . ج 5 ص 166 نيز ر . ك : طوسي تهذيب ج 7 ص 161 حرعاملي وسائل الشيعه ج 17 ص 436 )
    19 ـ مجلسي بحارالانوار ج 1 ص 211
    20 ـ دفتر همكاري حوزه و دانشگاه مباني اقتصاد اسلامي ص 31
    21 ـ همان جهت آشنايي با تعاريف ديگري كه براي علم اقتصاد درنظر گرفته شده ر.ك : بخش ضميمه ها ضميمه شماره 2
    امام محمدباقر(ع ) : از نشانه هاي شخص با ايمان سه چيز است : حسن تقدير در معيشت صبر نمودن بر مصيبت و تفقه در دين . خيري نيست در شخصي كه در زندگي خود فاقد اقتصاد باشد. چنين شخصي در دنيا و آخرت خود به راه صلاح نمي رود.
    تقدير در معيشت عبارت است از دوري از اسراف و تنگ نظري و رعايت حد وسط يعني قرار دادن معيشت به مقدار معلوم به گونه اي كه با شرع و عقل موافق باشد.
    معيشت با همه حوائج و نيازمندي هاي انسان و بادنيا و آخرت او سروكار دارد و در پرتو آن عزت و كرامت انساني و بي نيازي او از اشرار و نيل به رضوان الهي محقق مي شود.